نگاهی جامعه شناختی به نقش پدری

این روزها از دگرگونی جایگاه پدران در خانواده ها بسیار می شنویم و بسیار می شنویم که نسل پدران امروزی که به سیاق گذشته احترام پدران خود را داشته اند و کمتر مورد لطف آنان واقع می شده اند امروز که نوبت به آنها رسیده تا از محبت فرزندان خود برخوردار شوند، کمتر شاهد لطف فرندان خود هستند. یا همچنین بسیار می شنویم که فرزندان اعم از دختر و پسر که در گذشته در ابتدای جوانی خانه را ترک می کردند امروز تا سالهای دهه سوم زندگی همچنان سربار خانواده هستند و پدران خسته از وظایف سنگین زندگی،  متحمل باری دوچندان در زندگی هستند. … شاید به سادگی بتوان ادعا کرد که در هیچ برهه ای از تاریخ حجم و سنگینی نقش پدری تا اندازه امروز نبوده است. نابسامانی اجتماعی و ناکارامدی سازمان های اجتماعی بر حجم این وظایف افزوده و احساس ناکامی و ناخرسندی از ایفای نقش پدری را افزایش داده است. اما در عین حال پدران امروز رابطه ای قوی تر، صمیمی تر و انسانی تر با فرزندان خود دارند

امید علی احمدی

با نگاهی تاریخی به نقش پدری می توان گفت نقش پدری در خانواده نقشی متاخرتر در مقایسه با نقش های مادری، نقش برادر مادری(دایی)، برادری و خواهری است. اگر چه پدری از حیث زیست شناختی به اندازه نقش مادری قدمت دارد اما ایجاد و تعریف آن در خانواده و جامعه تا اندازه زیادی به پیدایش خانواده زناشوهری تک همسر، پس از یکجا نشینی انسان در عصر کشاورزی اولیه، مربوط بوده است.  به تدریج در عصر بوستانکاری و پس از آن در عصر کشاورزی،  با پیدایش خانواده تک همسر، نقش پدر در تولد فرزند شناخته شده و همگام با رشد زبان، انسان  برای تشخیص انساب به ساختن واژگان می پردازد و نقش پدری در کنار نقش های دیگر خانوادگی به تدریج شناخته شده و از اعضای درجه یک به سایر خویشاوندان تسری می یابد و دایره خویشاوندان انسان افزایش می یابد.

این مقدمه زمینه ساز طرح این ادعاست که نقش پدری، نقشی اجتماعی است که در زمان ها و جوامع مختلف معنایی متفاوت داشته اما همواره بر اهمیت آن در جامعه انسانی افزوده شده است. تا جایی که امروزه نقش پدری نقشی همسنک با نقش مادری تلقی می شود و به این دلیل از نقش های والدینی صحبت به میان می آید. این تغییر چرا و چگونه روی داده است؟

طولانی تر شدن دوره پرورش جسمانی، روانی و اجتماعی کودک انسان و به اصطلاح اهمیت جامعه پذیری، اهمیت نقش پدری را دوچندان کرد. هرچه حجم آموزه های لازم برای انسان شدن افزایش یافت دوره پرورش طولانی تر واهمیت خانواده و نقش پدری برای تداوم خانواده و ایجاد شرایط اقتصادی و امنیتی لازم برای نگهداری و مراقبت از کودک، تا زمانی که بتواند استقلال پیدا کند، افزایش یافت.

تقسیم کار جنسی به عنوان اولین تقسیم کار اجتماعی انسان، پدر را به امور خارج از خانه و تامین اقتصادی و امنیت بیرونی خانواده گماشت و مادر را وظیفه دار امور خانه و تامیت امنیت درونی خانواده کرد. این دو نقش، لازمه حیات خانواده در جامعه کشاورزی و سنتی بوده است و امروز هم کمابیش به رغم خواست های مدرنیستی در زمینه تغییر تفکیک سنتی نقش های خانوادگی، پابرجاست.

ورود زنان به عرصه فعالیت های اقتصادی خارج از منزل از یک سو و افزایش ساعات فراغت مردان و بازگشت ایشان به خانه زمینه را برای مشارکت بیشتر پدران در امور خانه و فرزند پروری فراهم کرد و پدران نقشی بیش از گذشته در تربیت فرزندان پیدا کردند.

تغییرات ایجاد شده در نقش پدری را می توان در عمق رابطه عاطفی بین پدر و فرزند هم جستجو کرد. در گذشته ای نه چندان دور تعداد زیاد فرزندان خانواده که گاه تا دوازه و حتی بیش از هم می رسید به همراه زمان اندک حضور مردان در خانه و نیز کوتاه بودن زمان اختلاط بین والدین و فرزندان خصوصا پدر و فرزندان به دلیل اجبار به خواب در ابتدای شب ( به دلیل نبود امکانات روشنایی و لزوم بیدار شدن در سحرگاه برای کار کشاورزی، معمولا شام در ابتدای شب و حتی در زمان روشن بودن هوا و پس از غروب صرف می شد و پس از ساعتی اهل خانه می خوابیدند)  و شاید از همه مهمتر مرگ و میر نسبتا بالای کودکان که ناخودآگاه والدین را به دلبستگی اندک فرا می خواند و شاید از همه مهمتر لزوم حفظ فاصله بین فرزندان و پدر به دلیل اعتبار نظام پیرانسالاری و مرد سالاری،  عمق روابط عاطفی پدران و فرزندان خصوصا پدران و دختران، بسیار کم و شناخت فرزندان و والدین از هم بسیار کم بود. مضافا آن که به دلیل مشخص بودن وظایف اعضای خانواده به صورت سنتی احتیاجی به گفتگوی بین اعضا برای تصمیم گیری در باره امور مختلف زندگی وجود نداشت کما اینکه تصمیم حتی برای ازدواج، توسط پدر گرفته می شد و در این زمینه کوچک ترین صحبتی بین پدر و دختر یا فرزند صورت نمی گرفت.

امروزه شرایط به گونه ای دیگر است. از لطایف روزگار این است که با انکه پدران امروز مهربان تر و صمیمی تر از پدران گذشته هستند اما احترامی که از سوی فرزندان دریافت می کنند یا حداقل رضایتی که از بابت قدرشناسی از سوی فرزندان دارند، کمتر است. این احساس شاید نادرست باشد اما در بین پدران جدید، تقریبا عمومیت دارد. دلیل این موضوع این است که پدران امروز آنچه در گذشته پدران تجربه می کردند را احترام می دانند اما در واقع تنها ترسی بود که بچه ها از والین داشتند و به آن جلوه احترام و رضایت داده بودند.

این روزها از دگرگونی جایگاه پدران در خانواده ها بسیار می شنویم و بسیار می شنویم که نسل پدران امروزی که به سیاق گذشته احترام پدران خود را داشته اند و کمتر مورد لطف آنان واقع می شده اند امروز که نوبت به آنها رسیده تا از محبت فرزندان خود برخوردار شوند، کمتر شاهد لطف فرندان خود هستند. یا همچنین بسیار می شنویم که فرزندان اعم از دختر و پسر که در گذشته در ابتدای جوانی خانه را ترک می کردند امروز تا سالهای دهه سوم زندگی همچنان سربار خانواده هستند و پدران خسته از وظایف سنگین زندگی،  متحمل باری دوچندان در زندگی هستند.

واقعیت زندگی خانوادگی در ایران خصوصا برای طبقات متوسط و پایین، نشان دهنده بار اضافی نقش پدری و مادری است. پدران امروزی بیش از گذشته متحمل ناکارامدی نظام های اجتماعی اند. تامین هزینه های تحصیل فرزندان که در گذشته رایگان بود و در گذشته ای دور در جنب زندگی شغلی شان صورت می گرفت، امروز بخش بزرگی از درامد پدران و مادران را می بلعد. کافی است به این نمونه توجه شود که پدری با دو فرزند دبیرستانی یا دانشگاهی که ناچار است هزینه های تحصیل در مدارس غیر انتفاعی و یا دانشگاه های غیر دولتی را متحمل شود بیش از نیمی از درآمد سه میلیونی خود در ماه را باید در طول سال صرف تحصیل دو فرزند کند یعنی اگر در طول سال درامدی 36 میلیونی داشته باشد باید نزدیک به 18 میلیون به مدرسه و دانشگاه بپردازد تا هزینه های شهریه و هزینه های جانبی تحصیل تنها دو فرزند را تامین نماید. در کنار این هزینه ها، هزینه های خورد و خوراک و پوشاک و جهیزیه و پول توجیبی و فراغت فرزندان،  عملا امکان مالی برای پدر و مادر برای رسیدن به فراغت خودشان را باقی نمی گذارد. بر این اساس فرزند پروری برای پدران و مادران به قیمت از دست رفتن جوانی و آرزوهایی تمام می شود که برای خوشان داشتند.

اینها همه در کنار توقع بیش از پیش فرزندان و قرار دادن این وظایف در زمره وظایف پدرانه از سوی فرزندان و ابراز ناخرسندی ایشان از والدین در خصوص عدم تامین خواسته های رنگارنگشان،  جایی برای خرسندی از زندگی برای پدران و مادران نمی گذارد الا این که پدران، فرزندان خود را تجلی گاه آرزوهای به فراموشی سپرده شده خودشان ببینند که البته همیشه هم تحقق نمی یابد و این خود، بر احساس ناکامی شان از زندگی، می افزاید.

شاید به سادگی بتوان ادعا کرد که در هیچ برهه ای از تاریخ حجم و سنگینی نقش پدری تا اندازه امروز نبوده است. نابسامانی اجتماعی و ناکارامدی سازمان های اجتماعی بر حجم این وظایف افزوده و احساس ناکامی و ناخرسندی از ایفای نقش پدری را افزایش داده است. اما در عین حال پدران امروز رابطه ای قوی تر، صمیمی تر و انسانی تر با فرزندان خود دارند و این خود به امکانی عینی و مهم در انتقال تجارب و باورداشتهای گذشته تبدیل شده است. طبیعی است که در دوره نوجوانی فرزندان و در مقاطع و بزنگاههای مهم در مسیر زندگی فرزندان، تنش های رابطه والد فرزندی افزایش می یابد و تنها راه برای کاهش این تنش ها رجوع به تجارب دیگران، دانش علمی ، مدارای پدران و گفتگو است.

منبع: وبلاگ حامعه شناسی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: