شعري از شهيد اترك طيار

آن مرتبه‌ی آخر که با دست‌های مهربانش دست‌هايم را می فشرد،؛ كه چشم‌هایش از صداقت موج می زد؛ که لب‌هایش مثل همیشه خندان بود؛ از خاطرم نرفت که نرفت.

بير آغساق الينده عصا بولساديم
بير قارري عجيزنگ گونين آلساديم
بير يتيم چاغه‌نينگ يوزينه گولساديم
ايليم اوچون ياشاب، ايل ديب اولساديم

المدام قلبيمده ايل دردي باردي
آبادان اده‌يين بو گزل يوردي
هي! آرزودا گچيرلرمي بير مردي؟!
شول صحرانينگ گلي دييب بير گل يولساديم

بولساديم من غريب لره آرقاداغ
بولساديم من عجيزلره يورك ياغ
يا بولساديم بير پرميوه‌لي باغ
آرمانيم يوق ايلي دويريب سولساديم

من شاهير دال، آديم اترك طيار
اولماگه‌ده حق يولينده من طيار
قوشغيم قوشغي مي‌قا قربان گلدي يار؟!
سيز يالي خليفا بير ايش قيلساديم
شوندا راحت گوزيم يوميب اولساديم
شوندا راحت اترك دييب بيلساديم

 از میان کامنتهای خوانندگان محترم

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: