حجاب زدایی از «زرنگی»

گاهی باید یقهٔ برخی از واژه‌ها را درید، حجاب از پیکرشان زدود و عریانشان کرد تا بهتر دیده شوند. پوشیده که باشند فریب کاریشان بیشتر می‌شود. «زرنگی» یکی از‌‌ همان واژه هاست که باید از آن حجاب زدایی کرد. بیایید ابتدا همینجا تکلیفمان را با «زرنگی» مشخّص کنیم. «زرنگی»، «رندی» نیست. «زرنگی»، «زیرکی» نیست. «زرنگی»، حتّی «کاردانی» هم نیست. «زرنگی»، بزک کرده و رفو شدهٔ «پدرسوختگی» و «حرامزادگی» است. به همین خاطر باید بر آن تاخت و رسوایش کرد. آن گونه که دیگر کسی جرأت نکند خود را «زرنگ» بخواند و به ریش من و شمایی که لابد آداب و اصول «زرنگی» را بلد نیستیم یا اگر هم بلد هستیم به هزار و یک دلیل خود را مقیّد به «زرنگ نبودن» کرده‌ایم، بخندد و مسخره‌مان کند.

khandehayetalkh2

 «زرنگ»‌ها آدم‌های بی‌اصولی هستند. آدم‌هایی که خوب بلدند تحت هر شرایطی و به هر صورتی منافع شخصی خود را تضمین کنند. آن‌ها می‌دانند که پایبندی به اخلاق و قانون، مانع بزرگی برای پیمودن یک شبهٔ ره صد ساله است. به همین خاطر از‌‌ همان ابتدا به هر آنچه رنگ و بوی این دو را داشته باشد دهن کجی می‌کنند. «زرنگ»‌ها بزرگ‌ترین دشمنان اخلاق و قانون هستند. اصلاً برای همین «زرنگی» را ابداع کرده‌اند تا حجابی باشد در برابر بی‌اخلاقی‌ها، بی‌اصولی‌ها، دروغگویی‌ها و قانون گریزی‌هایشان. آن‌ها به خوبی دریافته‌اند که زندگی قانونمند، مبتنی بر اخلاق و متّکی بر اصول، زندگی به غایت سخت و دشواری ست امّا خب آن‌ها «زرنگ»‌اند و اهل این حرف‌ها نیستند. مهم برایشان این است که به هر صورت ممکن به اهدافشان دست پیدا کنند. کلاه از سر یکی بر می‌دارند و بر سر دیگری می‌گذارند و به این کار افتخار هم می‌کنند. اسمش هم «زرنگی» ست. کسی هم که به هر دلیل «زرنگ» نباشد، از دید آن‌ها «بی‌عرضه» و «دست و پا چلفتی» است. آن‌ها استاد ماهی گرفتن از آب گل آلود هستند و برایشان فرقی نمی‌کند که این ماهی شاید رزق و روزی آن‌ها نباشد. همه جا هم هستند؛ در عالم سیاست، هنر، اقتصاد و حتّی همین نزدیکی‌ها و دور و بر خودمان.

همین است که می‌گویم باید از برخی واژه‌ها حجاب زدایی کرد و عریانشان کرد. این عریانی شاید به اخلاقی‌تر شدن تک تکمان کمک کند تا دیگر بی‌اصولی و بی‌اخلاقی را زیر پوششی زیبا و فاخر پنهان نکنیم و به «زرنگ» بودن خودمان نبالیم. «زرنگ» بودن هنر نیست. هنر این است که «کاردان» باشی. هنر این است که از دیگران نردبانی برای پیشرفت خود به هر قیمت نسازی و در یک کلام هنر این است که «رند»1باشی امّا «زرنگ» نباشی…

دکتر هادی یزدانی

1 ـ رند در برابر همۀ کسانی قرار می گیرد که راه سلامت و بی‌خطری را می‌پیمایند و سرسپردۀ عرف و شرع و عاداتند و پا از گلیم خویش فراتر نمی‌گذارند و اهل عقل و حسابگری‌اند. این وجه ارزش شکن رند و رندی‌ است که حافظ را بر آن می‌دارد که خود را از آن مقوله بداند.

در فرهنگ فارسی معین ـ رند در تصوف کسی که باطنش سالم تر از ظاهرش باشد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: