حداکثر وحشت

هنگامی که یکی دیگری را تغدیه می دهد

• طارق علی نویسنده ی مشهور چپ گرای پاکستانی – بریتانیایی، در مقاله ای حادثه ی کشتار در نشریه ی «شارلی ابدو» را بررسی کرده است …

زمانی که تاثیرات جنگ عراق به ویژه، شکنجه هائی که در ابوغریب اِعمال می شد و کشتارهای سنگدلانه شهروندان عراقی در فلوجه را دیدند. آن ها به مساجد پناه بردند تا درآن جا تسلی خاطر پیدا کنند. درست همین جا بود که توسط اصول گرایان متعصبی رادیکالیزه شدند که جنگ علیه ترورغرب به یک فرصت طلائی برای آن ها مبدل شده است تا عضو گیری و خالص سازی مذهبی جوانان هم در کشورهای اسلامی و هم در گتوهای اروپا و آمریکای شمالی را به پیش ببرند. این جوانان که ابتدا به عراق برای کشتن آمریکائیان و اخیراً به سوریه (دولت فرانسه با اغماض چشم خود را بر روی آن ها می بندد؟) برای زیرکشیدن اسد اعزام شده بودند شیوه استفاده از اسلحه را به خوبی یاد گرفته اند. با بازگشت به خانه آن ها آماده هستند که دانش خود را علیه کسانی به کار برند که فکر می کنند عامل مصائب آن ها در این روزگار سخت هستند. آن ها ستم دیدگان هستند. شارلی هبدو نماینده ستمگران است. وحشت ایجاد شده نباید ما را از دیدن واقعیت کور سازد.

شارلی هبدو در روزی که مورد حمله قرار گرفت صفحه اول خود را به هجو «ولبک» اختصاص داده بود. دفاع از حق نشر، صرفنظر ازعواقب آن، یک چیز است، ولی تقدس نشریه طنزی که به طورمنظم قربانیان اسلام هراسی لگام گسیخته را هدف قرار می دهد تقریباً به همان اندازه ابلهانه است که دفاع ازاقدامات ترورعلیه آن. هر یک از آن ها دیگری را تغذیه می دهد.


سه‌شنبه  ۲٣ دی ۱٣۹٣ –  ۱٣ ژانويه ۲۰۱۵

 این یک حادثه وحشتناک بود. حادثه ای که در اکثر نقاط دنیا و از جمله با قاطعیت تمام از سوی کاریکاتوریست ها محکوم شد. آن هائی که نقشه این قساوت را ریختند هدف خود را با دقت انتخاب کرده بودند. آن ها می دانستند که چنین اقدامی حداکثر وحشت را به وجود خواهد آورد. آن ها در پی کیفیت بودند نه کمیت. آن ها از نتیجه کار نه غافلگیر می شدند و نه ناخشنود. آن ها برای واکنش دنیای مشرکان هیچ ارزشی قائل نبودند. برخلاف مسئولین انگیزسیون قرون وسطای فرانسه در سوربن که متصدی حقوقی و مذهبی پیگرد کتاب فروشان یا ناشران کتاب ها بوده و اختیار داشتند که کتاب ها را ممنوع کرده و نویسندگان را شکنجه کنند، آن ها یک گام فراتر رفته و حکم قتل را هم صادر کردند.
این آدم کشان چه کسانی هستند؟ اوضاع واحوالی که مردان و زنان جوان را به این گروه ها جذب می کند روی دادهائی است که دنیای غرب می آفریند؛ جائی که آن ها در آن زندگی می کنند- که خود محصول سالیان متمادی از سلطه استعماری در کشورهای اجدادی آن هاست. ما می دانیم که دو برادر، شریف و سعید کواشی دارای موهای بلند بوده و از مصرف کنندگان ماری جوانا و سایر مواد بودند (مانند بمب گذاران هفتم ژوئیه در لندن) تا زمانی که تاثیرات جنگ عراق به ویژه، شکنجه هائی که در ابوغریب اِعمال می شد و کشتارهای سنگدلانه شهروندان عراقی در فلوجه را دیدند. آن ها به مساجد پناه بردند تا درآن جا تسلی خاطر پیدا کنند. درست همین جا بود که توسط اصول گرایان متعصبی رادیکالیزه شدند که جنگ علیه ترورغرب به یک فرصت طلائی برای آن ها مبدل شده است تا عضو گیری و خالص سازی مذهبی جوانان هم در کشورهای اسلامی و هم در گتوهای اروپا و آمریکای شمالی را به پیش ببرند. این جوانان که ابتدا به عراق برای کشتن آمریکائیان و اخیراً به سوریه (دولت فرانسه با اغماض چشم خود را بر روی آن ها می بندد؟) برای زیرکشیدن اسد اعزام شده بودند شیوه استفاده از اسلحه را به خوبی یاد گرفته اند. با بازگشت به خانه آن ها آماده هستند که دانش خود را علیه کسانی به کار برند که فکر می کنند عامل مصائب آن ها در این روزگار سخت هستند. آن ها ستم دیدگان هستند. شارلی هبدو نماینده ستمگران است. وحشت ایجاد شده نباید ما را از دیدن واقعیت کور سازد.
شارلی هبدو پنهان نمی کند که قصد داشت مسلمانان مومن را با هدف قرار دادن پیامبر تحریک کند. بسیاری از مسلمانان از این بابت عصبانی بودند اما این توهین را نادیده می گرفتند. این روزنامه کارتون محمد سال 2005 متعلق به روزنامه دانمارکی «جلاندز- پُستنس»(Jyllands-Posten) را که پیامبر را به صورت یک پناهنده پاکستانی به تصویر کشیده بود، بازنشر کرد. روزنامه دانمارکی اذعان کرده بود که هرگز چیزی مشابه این کارتون درباره موسی و یهودیان را منتشر نخواهد کرد (شاید این روزنامه این کار را درباره یهودیان کرده بود: و مسلماً مقالاتی در دفاع از آلمان هیتلری منتشر کرده بود (1)) ولی شارلی هبدو برای خود ماموریت دفاع از ارزش های سکولار جمهوری در برابر همه ادیان قائل است. شارلی هبدو گاه گاهی به کاتولیسیسم حمله کرده است ولی هیچ گاه به یهودیت بند نکرده (در حالی که حملات متعدد اسرائیل به فلسطینی ها فرصت های زیادی را دراین عرصه به وجود می آورد) اما طنز و سُخره خود را بر روی مسلمانان متمرکز کرده است. به نظرمی رسد که سکولاریسم فرانسوی امروزهمه چیزرا درخود جای می دهد تا آن جا که اسلامی نباشد. نفی اسلام در فرانسه به طوربی وقفه ادامه داشته است و آخرین مورد رمان جدید «ولبک» به نام «تسلیم» (کلمه اسلام به معنای «تسلیم» است) می باشد. رمان پیش بینی می کند که کشور تحت حکومت رئیس جمهوری قرار خواهد گرفت که از اخوان المسلمین است. نباید فراموش کرد که شارلی هبدو در روزی که مورد حمله قرار گرفت صفحه اول خود را به هجو «ولبک» اختصاص داده بود. دفاع از حق نشر، صرفنظر ازعواقب آن، یک چیز است، ولی تقدس نشریه طنزی که به طورمنظم قربانیان اسلام هراسی لگام گسیخته را هدف قرار می دهد تقریباً به همان اندازه ابلهانه است که دفاع ازاقدامات ترورعلیه آن. هر یک از آن ها دیگری را تغذیه می دهد.
قوانین فرانسه اجازه می دهد که آزادی ها در صورت تهدید ناآرامی و یا خشونت تعلیق شوند. قبلاً این ماده برای ممنوع ساختن برنامه های کمدین «دیودونه» (Dieudonné) (که به خاطر جوک های یهودستیزانه معروف است) به کار رفته بود؛ مورد دیگر کاربرد آن ممنوعیت تظاهرات فلسطینی ها بود و فرانسه تنها کشور غربی است که این کار را انجام داد. اگر این اقدامات توسط اکثریت مردم فرانسه به عنوان امری مسئله برانگیز تلقی نمی شود خود گویای بسیاری از مسائل است. البته این فقط فرانسوی ها نیستند: هنگامی که افشاء شد که زندانیان مسلمان توسط بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا به آمریکا تحویل داده شدند (که لهستانی های جسور و انگلیس تحت حکمرانی بلر در راس آن قرار داشتند) تا توسط سیا شکنجه شوند درهیچ جای اروپا نه با مشعل راهپیمائی شد و نه گردهم آئی های توده ای برای آن ها برگزار گردید.
لیبرال های ازخود راضی سکولار که لاف دفاع از آزادی تا سرحد مرگ را می زنند کارشان همانند یاوه گوئی های بی پایان لیبرال های مسلمان است که مدعی اند گویا آن چه که روی داده هیچ ربطی به اسلام ندارد. انواع گوناگونی ازاسلام وجود دارد (با اشغال عراق به عمد جنگ های سنی- شیعه برانگیخته شد که به پیدایش دولت اسلامی یاری رساند)؛ ادعای سخن گفتن به نام اسلام واقعی یک ادعای بی معناست. تاریخ اسلام ازهمان ابتدا مشحون از منازعات فرقه ای بوده است. جریانات بنیادگرا در درون اسلام و نیز تهاجم های خارجی مسئول برباد رفتن بسیاری از پیشرفت های فرهنگی و علمی در دوره آخر قرون وسطی بوده است. چنین تفاوت هائی هنوز هم وجود دارند.
در همان حال اولاند و سارکوزی اعلام کرده ا ند که مشترکاً راهپیمائی وحدت ملی را هدایت خواهند کرد (کامرون نیز همراه آن ها خواهد بود). همانطور که یک دوست فرانسوی برایم نوشت، «اندیشه» شارلی هبدو» اتحاد مقدسی»* برانگیخته که می تواند یکی از ریشخند های تاریخ باشد به طوری که حتی افراطی ترین آزاد اندیشان ضد نظم موجود پس از سال 68 هم از ناباوری به این معرکه نفس شان بند خواهد آمد.

ترجمه آزاد: آزاده ارفع
***
(1)- «جلاندز- پُستنس» از اکتبر 1871 منتشر شده است و بزرگترین رزونامه دانمارک می باشد. اشاره طارق علی به دوران اشغال دانمارک توسط آلمان نازی است. برخلاف سایر کشورهای اشغال شده در دانمارک پس از اشغال نازی ها مدت ها موسسات این کشور به فعالیت های خود ادامه می دادند.
(2) اتحاد مقدس(Union sacrée)- اختلافات را به خاطر تهدید خارجی کنار نهادن برای متحد شدن علیه بیگانه. هنگامی که درجنگ جهانی اول دولت آلمان علیه فرانسه اعلام جنگ کرد رئیس جمهوری وقت فرانسه ریموند پوانکاره پیشنهاد «اتحاد مقدس» را برای کنار نهادن اختلافات واتحاد علیه آلمان مطرح کرد و با تشکیل دولت جدید سوسیالیست ها نیز با کنار نهادن اختلافات خود وارد کابنیه جنگی شدند. در آلمان نیز با طرح همین مفهوم (Burgfrieden) فراکسیون حزب سوسیال دمکرات (به جز کارل لیبنکنشت) به بودجه جنگی دولت قیصری رای داد. به این ترتیب بخش بزرگی از سوسیال دمکراسی به جنبش کارگری و جنبش صلح پشت کرد و به متحد دولت های خودی علیه کارگران دیگران کشورها پیوست.

منبع! London Review of Books

اخبار روز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: