مهندسی معکوس در انتصابات

 رشید نافعی تحلیلگر سیاسی و مدرس دانشگاه
آیا میتوانیم بگوییم با واقعیات موجود عقبه کفایت خواسته ها ی فعالان منطقه پشت سر انها جمع شده اند؟ آیا عملکرد آنها در حوزه شان ان قدر دلگرمی برای تحقق شعارهای اعتدالگرایانه و اصلاح طلبانه به و جود آورده است یا اینکه هنوز هم در لاک رسوبات اجرایی دولت گذشته مانده اند و نزدیک هیچگونه آتش تغییرات اجرایی مدیران نمیشوند؟
آیا آنها متوجه هستند که با تلاشهای اکثر فعالان عرصه سیاسی و اجتماعی منطقه به اریکه فرمانداری جلوس کرده اند و خیلی از فعالان راستین منطقه به طور غیر مستقیم برای آنها هزینه شده اند و یا اقبال ناشناختگی و روابط و مصالحه کاری های فردی شان بوده است که به انها رو اورده است؟
آیا اکنون انها در مقابل پی گیری معوقات مانده خواسته ها خودشان را مکلف میدانند یا فکرشان از اتاق چهاردر چهار صدا خفه کن خودشان بیرون قد نمیدهد؟ و ایا برای تغییر مدیران شایسته که شاید یک کمی جسارت و شهامت به لحاظ هزینه دهی جایگاه سیاسی و اجتماعی داشته باشد متحمل نارواییهای میشوند یا اینکه تا فکر دیکته گری برایشان غالب میشود جای خالی میکنند
تصویر کوچک شده

اولکامیز- گفتاری از رشید نافعی× : با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید مثل بقیه اکناف ایران زمین در گلستان و به تبع ان در منطقه ترکمنصحرا نیز نسیم طرح مطالبات و تحقق لاک پشتی آن در بعضی موارد وزش غرش وار تابستان گونه اش باریدن گرفت.
از این سیاق و منظر و همچنانکه مستحضر همگی مخاطبین این قلم میباشد طی چندین نشستها و درخواستهای گلنگیدان وار و پینگ پنگی فعالان منطقه و ترکمنصحرا آخر سر ایستگاه قطار کرسی های مطالبات در چهار تا فرماندار منهای معاونت استانداری و مدیر کلی برای ترکمنهای استان گلستان سوت پایان کشید.
به نظر نگارنده این رقم آورده اولیه در بانک مطالبات با سرمایه موجود (حمایت و رای حداکثری از صاحب منیع دولت) به لحاظ هزینه فایده بعد از یکسال تقویم نجومی برای ما سودی عاید ما نکرد. چرا که با برجسته کردن چهار فرماندار توانسته شد اذهان از ارابه مطالبه رانی به سوی معاونت استانداری برای یک نفر از ذیصلاحان ترکمن با برجسته سازی این چهار شهرترکمن به جاهای دیگر رانده شد و آن خواسته اولیه و مهم درکولاک هیجانات غبار مه آلود گرفت و به محاق رفت و نسیان ناخوداگاه با فروکش نمون هیجانات مطالبه گری علیرغم تشنگی بر سراب مدیرکلی نیز غلبه نموده است.
الاهم فالاهم اینکه نگارنده هر موقع در نشستهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری و نشستهای دولتمردان شرکت میکردم تا اینکه بحث درخواست و مطالبات پیش می امد فورا بلادرنگ مسافر تهران و نماینده دولت و دستیار اقوام و اخیرا در جلسه نشست با نماینده ولی فقیه در استان گلستان قضیه چهار تا فرماندار در مقابل تمامی خواسته ها سد و رادعی میشد و بر پیشانی ناصاف و خط خطی شده خواسته ها ی فوق الاشاره چروک می انداخت و دل از ادامه گله مندی ها خالی میشد.
داخل جلسات این گلوله برفی مثل ماه بدرکامل تو دست ما جا نمیگرفت که به مینمت خنکی و بی حسی دستهایمان امان از کف طرح خواسته ها ازدست میدادیم ولی تا به زندگی دنیای واقعیتهای بیرون تا محل استقرار فرمانداریهای شهرمان باز می گشتیم آن گلوله دست پرکن ذوب درگرمای عاطل مانده کف دست خواسته هایمان میشد.
از این منظر شاه بیت و گزاره فرضیه وار این قلم این است آیا اینگونه برجسته سازی با ورودی چهار تا فرماندار ارزش آن قدر خروجی را داشته است که به منزله پایاپای بقیه خواسته ها در نظر گرفته شود؟ و آیا سابقه و افکار این فرمانداران نشانی از آن دارد که تمامی خواسته های منطقه به قیمت گمارش انها در نظر گرفته شود؟
آیا میتوانیم بگوییم با واقعیات موجود عقبه کفایت خواسته ها ی فعالان منطقه پشت سر انها جمع شده اند؟ آیا عملکرد آنها در حوزه شان ان قدر دلگرمی برای تحقق شعارهای اعتدالگرایانه و اصلاح طلبانه به و جود آورده است یا اینکه هنوز هم در لاک رسوبات اجرایی دولت گذشته مانده اند و نزدیک هیچگونه آتش تغییرات اجرایی مدیران نمیشوند؟
آیا آنها متوجه هستند که با تلاشهای اکثر فعالان عرصه سیاسی و اجتماعی منطقه به اریکه فرمانداری جلوس کرده اند و خیلی از فعالان راستین منطقه به طور غیر مستقیم برای آنها هزینه شده اند و یا اقبال ناشناختگی و روابط و مصالحه کاری های فردی شان بوده است که به انها رو اورده است؟
آیا اکنون انها در مقابل پی گیری معوقات مانده خواسته ها خودشان را مکلف میدانند یا فکرشان از اتاق چهاردر چهار صدا خفه کن خودشان بیرون قد نمیدهد؟ و ایا برای تغییر مدیران شایسته که شاید یک کمی جسارت و شهامت به لحاظ هزینه دهی جایگاه سیاسی و اجتماعی داشته باشد متحمل نارواییهای میشوند یا اینکه تا فکر دیکته گری برایشان غالب میشود جای خالی میکنند که نگارنده اخیرا در دو تا از شهرستانها یکی از نزدیک و آن دیگری دورتر شاهدش بوده ام که فعلا پاشنه درب مباحث را به جزئیات آن نمی چرخانم که باشد تا اجل موعود جزئیات آن مقال و مجال فرا رسد.
و نهایت اینکه اگر چنین شهامتهایی و هزینه دهی به خاطر افکار عمومی در آنها سراغ نیست و صرفا چند صباحی در راس یک شهرستان باقی ماندن توجیه ابقائ انها باشد آیا باز هم تاکید یکجانبه بر ترکمن بودن فرمانداران و روسای ادارات و حمایت های کورکورانه و متعصبانه از آنها میتواند توجیه منطقی داشته باشد ؟
و دیگر اینکه آیا آنان با تشریک مساعی همدیگر نمی توانسته اند با توجه به پتانسیل بالای فرهنگی در منطقه حرکتهایی را صورت بدهند که واجدین شرایط را برای ادارات کل استانداری و معاونت ادارات کل در استان گلستان در قبال تامین خواسته مدیران کلی که برای تعیین مدیرانشان به رضایت شهرستانی آنها نیاز دارند متقابلا افرادی با صلاحیت فرهنگی اقوام را در مجموعه ادارات کل پیشنهاد بدهند؟ البته که این قلم برای جمله معترضه (سره خواستن و نتوانستن را از ناسره نخواستن و نتوانستن ) نگاه تفکیکی و منصفانه قائل است.
جان کلام اینکه نگارنده با استارت و همگرایی مجدد همفکران فعالان اجتماعی منطقه اعم از دوستان فارس و ترکمن در قالب نشستها و تشکلهایی با عنوان پیشنهادی مجمع مشورتی فعالان ترکمن و همفکری با دیگر تشکلها در استان گلستان از تمامی دلسوزان و فعالین خواستار است که اوضاع را از این منظر نیز رصد نموده و اگر سوالات و فرضیات ازمایشی این مهم سد معبری بر مطالبات شده باشد ، به توسط پیمایش افکار عمومی شفاف سازی و به آسیب شناسی بپردازند و در معرکه قضاوت افکار عمومی بگذارند و احیانا اگر نیازی باشد به مهندسی معکوس بپردازند.
تاريخ 2015/1/16
× تحلیلگر سیاسی و مدرس دانشگاه

2 پاسخ to “مهندسی معکوس در انتصابات”

  1. fereydoondiyej Says:

    fekr mikonam,doctorayesh ra az moskow bayad begirad

  2. Tanz Says:

    از شیطون پرسیدن طول هفته چیکار میکنی ؟
    گفت : دو روز امریکا درس میدم
    یه روز انگلیس درس میدم
    چهار روز دیگه میرم ایران برای ادامه تحصیل !!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: