آیا اپوزیسیون ایران از انقلاب سال ٥٧ چیزی آموخته است؟

احمد مرادی
19 بهمن 1393

ماه بهمن و و قایعی که در این ماه در کشور ما ایران حدود ۳٦ پیش صورت پذیرفت، هم از منظر تغییر نظام شاهنشاهی و علل قدرت گیری رژیم برآمده از آن و هم برخورد آن در رابطه با دگراندیشان و حذف و کشتار هزاران تن از شهروندان کشورمان که همچنان ادامه دارد ، از اهم مواردی است که با گذشت اینهمه سال ، کماکان از موضوعات قابل بحث و پرداخت میان روشنفکران جامعه ماست.

در خصوص این امر تا بحال هزاران صفحه مطلب نگاشته شده است و احزاب و سازمانها و شخصیتهای سیاسی کشور هر یک بنا به موقعیت خود در آن تلاش نموده اند که عملکرد و سیاستها و خطاهای خود را مورد نقد قرار دهند. در یک نگاه کلی ، تحلیلهای ارائه شده امروز در این مورد با سالهای نخست شکست طیف اپوزیسیون کمی متفاوت است و عنصر واقع بینی در آنها هر چه بیشتر برجستگی دارد. با وجود این باید بپذیریم که بخش بسیار زیادی از این تحلیلها در واقع تطهیر و بنوعی تلاش برای کمتر گناهکار دانستن خود در حوادث آندوره بشمار می آید ، اما در کنار آن ، اینرا هم باید بپذیریم که تفکر واقع بینانه ای هم امروز وجود دارد که حرکتهای متفرقانه و خودمحورانه خود را در تعیین کننده ترین ایام جدال توازن قوای آندوره جامعه که در نهایت به چیرگی نیروهای هوادار خمینی و سرانجام به قلع و قمع و کشتار وسیع نیروهای اپوزیسیون انجامید ، از عوامل مهم به انحراف کشیده شدن انقلاب و شعارهای آن میداند.
بیشتر این تحلیلها هنوز نگاه به گذشته دارند و هنوز در شوک قدرت گیری ارتجاعی ترین نیروی اجتماعی جامعه بسربرده و بخش غالب میز گردها و کنفرانسها و تجمعات حزبی و منفرد در حول و حوش همان وقایع ٣٧سال پیش دور میزند. در طی چند سال گذشته با وجود همه زحمات و نشستن و برخاستن ها ،اتحادهای فراوانی از احزاب و سازمانها و شخصیتهای مختلف ایجاد گردید و پلاتفرمها و منشورهای زیادی هم به تصویب رسید ، ولی متأسفانه به محض پایان یافتن یک اجلاس ، دوباره بهم پریدنها و انگ زدنها شروع شده و باز هر کس راه خود را رفته و نتوانست هیچیک از توافقات از دایره محدود خود خارج و به اتحاد فراگیرتر فرا روید.
این معضل عمومی گویا به فرهنگ اپوزیسیون جامعه ما تبدیل شده است و پراکندگیها و تفرقهای میان نیروها که قاعدتا امروز می بایست بدنبال تجارب ناکام گذشته جایی نداشته و حامل درس آموزیهای خردمندانه برای گذر به مرحله نوینی از همگرایی ها و اتحاد های بیشتر باشد ، ولی متاسفانه شاهد آن هستیم که باز در بر همان پاشنه چرخیده و تصویر وضعیت ۳٦ سال پیش نیروها امروز در زمان و مکانی دیگر و با چهره کمی متفاوت تر ، در نمایش است.
در بیان این ادعا و جهت بکار اندازی حافظه تاریخی فراموش شده برخیها میتوان به این فاکت و واقعیت تاریخی بطور مختصر اشاره نمود . امروز « پنجاه و هفتی ها » حتما خوب بیاد دارند که در آن ایام ، در تلاطم حیاتی ترین کشاکشهای سیاسی جامعه مان در مجادله توازن قوا ، طیف های مختلف نیروهای ملی – مذهبی بجای همگرایی با نیروهای دمکرات و سکولار با خمینی بیعت کردند ، حزب توده با ارزیابی خاص خود از وضعیت موجود در پی حمایت از نیروهای معتدل نظام و دفع ارتجاعی ها برآمد ، فدائیان و مجاهدین هر یک خود را محور میدانستند ، در مناطق ملی مثل کردستان ، جریانات سیاسی موجود رابطه خصمانه ای با هم داشتند و هر یک خود را محق دیده و ساز خود را میزد و در یک کلام ، اساسا نیروهای سیاسی موجود در آن مقطع بواسطه درک غلط از دمکراسی حداقل و حداکثر و رابطه آنها وعدم تشخیص موقعیت خود و حساسیت وضعیت جامعه ، عملا بجای طرح ایجاد جبهه وسیعی از نیروهای مخالف خمینی ، آنقدر به یکه تازیها و لجاجتهای سیاسی خود ادامه دادند که در آخرموجبات سوار کامل خمینی بر موج انقلاب و حوادث پس از آن را فراهم آوردند.
حال با این اشاره کوتاه ، آیا امروز اپوزیسیون جامعه ما در وجه کلی خود با کمی اختلافات در همان موقعیت سالهای اوان انقلاب قرار ندارد ؟ آیا اپوزیسیون ما امروز هم همچنان دچار پراکندگی و تشتت نیست ؟ آیا خود محوری بعنوان یک بیماری کهنه در میان اپوزیسیون جامعه ما هنوز حیات ندارد ؟ به گمان من ، اپوزیسیون را از پاسخ به دونکته گریزی نیست ، یا باید بپذیرد که فقدان اهرم نیرومندی در گذشته در غالب یک جبهه وسیع دمکراتیک از عوامل اصلی قدرت گیری جناح رقیب بوده است و یا اینکه از تک تازیهای گذشته خود در شکل و غالب یک حرکت دفاع کند . اگر مورد نخست بعنوان یک خطای تاریخی مورد تأئید قرار گرفته و ضرورت ایجاد آن همچنان امروز هم در دستور کار قرار داشته باشد ، در آنصورت ناظر بیطرف با مشاهده وضعیت امروز اپوزیسیون بر اعتقاد قلبی نیروهای شرکت کننده در آن بر ایجاد چنین اتحادی باور نخواهد کرد ، ویا اینکه مورد دوم ، یعنی صحت حرکتهای تک روانه گذشته تنها با بیان انتقاداتی از خط مشی سیاسی مورد تأئید قرار گیرد ، که در اینصورت بحثهای متداوم شمردن فرشتگان روی سوزن تا زمان شکل گیری و میلاد تفکری دیگر و از نوعی دگر همچنان ادامه خواهد داشت.
شاید از منظری بیان این مسائل در خصوص اپوزیسیون امروز جامعه مان کمی تند و حتی بی انصافانه باشد، ولی وقتی بر روند اتحادهای نافرجام چند سال گذشته احزاب و سازمانها و شخصیتهای مختلف و منفرد سیاسی و همینطور مضمون مباحثات درون آنها سیر نمائیم ، آنگاه میتوان به درجه پایبندی و اعتقاد این نیروها در ایجاد یک جبهه نیرومند ضد دیکتاتوری و سکولار و فرا گیری آنان از درسهای انقلاب سال ٥٧ پی برد. اما بنظر میرسد که در این بین ، وضعیت کنگره ایران فدرال کمی امیدوارکننده تر باشد ، ولی باید توجه داشت که این جمع نیز بهمان میزان دیگر عناصر این جبهه مفروضی مسئول است.
حال با این توضیحات و بعنوان ختم کلام ، سئوال اینست که آیا اساسا اپوزیسیون ایران به کسب قدرت در جامعه می اندیشد و یا اینکه فعالیت سیاسی برای آن تنها یک سرگرمی و تفریح و اشغال ایام فراغت زندگی بوده و میخواهد همچنان بعنوان یک نیروی صرفا انتقاد کننده ابدی باقی بماند ؟ این مسئله را از آن جهت طرح میکنم که مشاهده میشود متأسفانه دیدگاهی وجود دارد که نا امید و بی اعتقاد به حرکت مستقل خود و ایجاد یک اتحاد نیرومند ضد ولایت فقیه ، بدنبال حمایت از عناصر به اصلاح واقع بین و اصلاح طلب درون حکومتی است که به زعم آن میتواند با تقویت آنها به تغییر تدریجی نظام و برقراری حکومتی دمکراتیک دست یافت. متأسفانه واقعیتهای امروز نشان میدهد و الزاما و ناچارا این نظر استنتاج میگردد که اپوزیسیون امروز از حوادث گذشته ایران چیزی نیاموخته است و همانند کودک نو زاده ای است که برای رشد و تبدیل شدن به یک فرد بالغ و پخته و تأثیر گذار به سالهای زیادی حتی به درازای چند نسل نیاز دارد.
moradi5704@gmail.com

تورکمن صحرا مدیا

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: