نظر دادن درباره هر موضوع، بدون استدلال، بکلی مردود است

بارها شنیده شده و شنیده می شود که می گویند: به نظرات دیگران باید احترام گذاشت. من در این نکته هیچ شک و تردیدی ندارم که در مرحله نخست باید انسان برای خودش و بیاناتش ارزش قایل باشد. این در زمانی است که برای نظرات منطقی دیگران ارزش قایل شود. در مرحله دوم نباید هندوانه زیر بغل کسی داد و نباید غیر منطقی و با حق کشی کسی دیگر را خراب کرد. یک نکته را باید یاد آور شد و آن این است که انسان بهر نظری نباید توجه کند.
چهارشنبه, مارس 4, 2015 – 21:03

دکتر گلمراد مرادی

پیش سخن:

انسانها آزاد به دنیا می آیند و باید آزاد زندگی کنند و در سیستمهای دمکراتیک، باید آزاد باشند هرچه خواستند بیان کنند. من روی جمله به جمله آن صحه می گذارم و آدم برای این آزادی بیان مبارزه کرده و می کند. منتها انسان تا آنجا آزاد است که به آزادی دیگران که همان آزادی اجتماعی است، خدشه ای وارد نیاورد. پس آزادی ما نیز حد و مرزی باید داشته باشد. بنا به گفته گویا روزا لوگزامبورگ: «من تا آنجا آزادم که آزادی برای دیگران آغاز می شود».(نقل به معنی) سیاست مداران اوایل قرن بیستم در مرکز اروپا که جمهوری وایمار در آن بوجود آمده بود، مسئله آزادی را در این چارچوب نگهداشتند که بلای رهبران انقلاب کبیر فرانسه مانند دانته برسرشان نیاید. اگرما بخواهیم یک شبه کلیسارا به رقاص خانه تبدیل کنیم، همان بلای انقلابیون فرانسه قرن هیجدهم برسرخود می آوریم. درواقع، ما باید بی جهت سر خودمان کلاه نگذاریم و در باره چیزی که مربوط به جامعه است، قبل از بیان و قضاوت درباره آن، حداقل فکر کنیم که چه مسئولیت بزرگی داریم. ازخود بپرسیم که آیا آزادی بیان ما زیان اجتماعی ببار خواهد آورد یا خیر؟ بعلاوه مقلد هم نشویم. یعنی چشم بسته همه چیز را رد یا قبول نکنیم. دراینجا پرسشی ساده می شود، آیا هر نظری را باید احترام گذارد؟! این نکته را اغلب آدم از خود می پرسد. در پائین کوشش می شود به این پرسش اساسی پاسخ منطقی داده شود، بدون هیچ گونه ملا حظاتی. امید است که پاسخ تا حدودی به آگاهی همه مردم در جامعه یاری رساند. خوانندگان محترم حتما مطلع هستند که فاشیسم موسولینی و نژاد پرستی هیتلر که ادعا می کرد آلمانی ها که بخشی از آریائی ها هستند، بر ترین نژاد اند!! و یا حاکمیت دهها ساله اقلیت سفید پوستان بر سیاه پوستان در آفریقای جنوبی و درگذشته، برده داری و غیره هر کدام نظریه و تئوریی برای خود بودند و بشریت متمدن، با قاطعیت آنها را رد کرده و به زباله دان تاریخ انداخته اند. لذا اگر کسی عاقل باشد و منطقی بیاندیشد، نه به این نظریات احترام می گذارد و نه به آنها توجه می کند. پس نظر دادن خود بایستی معیاری داشته باشد.

برخی ازخاورزمینی ها از هرملیتی به محض آنکه چیزی یاد می گیرند، این خصلت را دارند که می خواهند جنبه های نیک آن چیزرا بدگری منتقل کنند، یعنی نقش معلم را ایفا می کنند. این نکته کاملا برعکس تربیت سرمایه داری هار است. زیرا در تربیت سرمایه داری آدمها را فردگرا، حسود و جاه طلب بار آورده و به رقابت اقتصادی شدت می بخشند. روابط حتا فامیل و خانواده را بهم می ریزند و همه چیز برمبنای زر سنجیده می شود. متأسفانه شاخه هار آن امروزه درایران جمهور اسلامی بشدت رواج یافته است. هر کسی از عزیزان به ایران سفر می کند با کوله باری از خاطرات غم انگیز برمی گردد وگله می کند که رابطه اقوام وفامیل مانند سابق نمانده است. هرکسی توی لاک خودرفته وبه فکر خویش است. الفبای شدت بخشیدن به سیستم رقابتی که در35 سال گذشته درایران به آن میدان فراخ تر و بیشتری داده اند. در واقع هوا داران سر سخت سرمایه داری هار و گردانندگان این سیستم در ایران کادر تربیت می کنند. خوب می دانیم که ملا ها از شاخه راست چنین سیستمی با دل و جان حمایت می کنند. زیرا این شاخه سخت مروج مذهب است. همین است که یک شبه صادق محصولی ها، بابک زنجانی ها و شهرام جزایری عرب ها میلیاردر دلار می شوند. نخست باید گفته شود که برای تربیت کادر، زمینه آماده بود و آن حاکمیت دهها ساله دیکتاتوری بوده که این شیوه زندگی را پرورش داده است. بنا بر این نیروی آماده برای تهیه چنین کادری موجوده بوده است. این کادرها یاد گرفته ومی گیرند که انسان بایدچشم دیدن هیچ رقیبی را نداشته باشد. برخی ازجهان سومی ها زود این خصلت پست را یاد گرفته ومی گیرند وحتا بدتر ازخود تعلیم دهنده و معلم سرمایه داری، شده اند ومی شوند، اما برخی دیگر درهمین کشورهای عقب نگه داشته شده نه! حالا نمی دانم که این گروه اندک اخیر، از روی نیاز است، یا طبیعتاً دارای چنین خصلت نیکی هستند. این را می سپارم به متخصصین امرکه خود قضاوت کنند. البته ناگفته پیدا است، طبیعت برخی از انسانها نیز در همین سیستم سرمایه داری و در سطح جهان، بدون در نظر گرفتن ملیت، نژاد، تابعیت، تعلیم وتربیت و غیره، ازحسادت و انحصار طلبی بدور اند. این دور بودنها ازنکات منفی فوق، یک صفت نیک است که برای همه آرزویش را می کنیم. با تأسف باید گفت هنوز تعداد افراد با این صفت در هر دو جهان، در اقلیت محض و اکثریت محض بیتفاوت اند. همین بی تفاوتها غیر مستقیم به سر پا نگهداشتن سیستم هار سر مایه داری کمک می رساند. در هر صورت آن کسانی که انسانی و در کل اجتماعی می اندیشند، می کوشند در بهبود وضع جامعه، با قاطعیت و باور درست گام بردارند و آنها با احساس مسئولیت در مقابل فرد، فرد جامعه، در باره هر موضوعی با دقت و تعهد ویژه، مطالعه می کنند و آنگاه اگر لازم بود نظر می دهند. انسان والا آن است که اگر چیزی در باره ی موضوع اجتماعی، ناقص فهمیده، اعتراف کند. این نکته هیچ کسر شأن نیست، بلکه بزرگ منشی و آگاهی شخص را می رساند و دوری جستن از خود نمائی است.

 

نظر چیست و در کجا مجازیم نظر بدهیم؟

این واژه برای هر فردی یک نظریه فلسفی است. اکنون ببینیم چگونه این نظررا تعریف می کنند. تعریف عام از تئوری یا نظریه که در همه جا نوشته شده و بویژه در اینترنت و در تمام فرهنگ نامه ها وجود دارد، مفهوم آن بشرح زیر آورده می شود: یک نظریه یا تئوری که آدم در طول زندگی باتجربه و مطالعه بدست می آورد، مجموعه‌ای از مفاهیم یا تعاریف و گزاره ‌های بهم مرتبط است. تئوری یانظریه نوعی تفکر مجرد یاتعمیم‌ دهنده یا نتیجۀ چنین تفکر است. از همه اینها بگذریم، هرانسانی ازخود می پرسد، بطورکلی نظر هر فرد چیست؟ آیا می توان هرنظری را یک نظریه یا تئوری دانست؟ آیا هر نظر اجتماعی را بدون مطالعه، باید اظهار کرد؟ یا قبل از اظهارنظر، حقوق دیگران را باید به خاطر سپرد و رعایت کرد. همه نظر ها را می توان به عنوان نظریه ثبت کرد اما آن نظرهائی که مثبت و بسود جامعه اند، ثبت می شوند و مورد تأیید اکثریت است. درواقع در اینجا، تعریف نظریه را به زبان ساده تر بیان می کنیم: منظور از نظریه، مجموعه اطلاعات اجتماعی هستند که انسان از راههای مختلف به دست می آورد. از جمله آن، از راه های متفاوت جمع آوری می شوند و بنا به ابتکار خود آنها را به عنوان نظر درباره موضوعاتی از قبیل مسایل اجتماعی ارائه می دهد. یعنی قضاوتی است که انسان درمورد چیزی می کند. اکنون، این نظریه ازدو راه عمده به دست می آید: یکی ازراه مطالعه عمیق وفهم مطلب و گفتگو با صاحب نظران مورد اعتماد و دوم ازراه حس و تجربه کردن و کارهای عملی درجامعه و مشاهدات و غیره. نخست؛ کار علمی. جمع آوری اطلاعات تاریخی و اجتماعی و شرکت فعال دربحث ها و کلنجار رفتن با مسایل روز که اتفاق می افتد و در واقع جمع آوری تجربیات گذشتگان و ترکیبی ازاطلاعات تاریخی و اجتماعی باتجربیات عملی و ابتکارات خودانسان جمعا می تواندنظریه موردقبول همگان رابوجود آورد. بنابراین نه تجربیات عملی به تنهائی می تواند نظریه ای باشد و نه اطلاعات تئوریک تاریخی به تنهائی، بلکه ترکیبی از هر دو و تخصص در رشته مورد بحث، ایدآل است.

 

در دنیای امروز برای هر رشته ای که با زندگی مردم در ارتباط است، تخصصی وجود دارد که انسان می تواند آن را فرا گیرد و آنگاه قادر است در آن زمینه معین نظر بدهد. یعنی برای ادعاهایش استدلال کافی دارد. دوم؛ کسانی هستند در جامعه که بر اساس حس و مسایل تجربه عملی نظر می دهند و به آنچه در اجتماع یاد می گیرند و مشاهده می کنند اکتفاء کرده و در هر زمینه ای اظهارنظر می کنند. این افراد با بی توجهی به تخصصها و بدون احساس مسئولیت که احتمالا آن نظریه ارائه شده، به دیگری نیز لطمه وارد آورد، می گویند به نظرم فلان چیز درست یاغلط است، بدون استدلال. این درواقع طعمه ی بس خوبی است برای مستبدان و دیکتاتوران از هر نوعش. ما می خواهیم این امکان را از همه مستبدان بگیریم و سر فرمان را به دست خود مردم جامعه بدهیم. برخی از شعرای بزرگ در قرون متمادی افکار خود را در باره نظر دادن چنین آورده اند.

 

از نظر دل به جهان کن نظر   ز آن که غلطکار بود چشم سر

 

(امیر خسرو. دهلوی؟ ص 602 دهخدا، ج 48)

 

امیر خسرو چشم سر یا بصیرت را اشتباه آمیز می داند، یعنی به تجربیات بدرستی اکتفاء نمی کند. پس برای نظر دادن به دانستنی های تئوریک و عمل و تجربه نیازمبرم است. در تأیید گفتار فوق حافظ شیرازی گوید:

 

از راه نظر مرغ دلم گشت هوا گیر   ای دیده نگه کن که به دان که در افتاد.

 

حافظ بزرگ، این گفته امیر خسرو دهلوی را تقریبا تأیید می کند و بر حذر می دارد دیده را از خطاها.

 

احترام به نظرات دیگران:

آنگونه که در اول این مقاله به شیوه پرسشی آورده ام، بارها شنیده شده و شنیده می شود که می گویند: به نظرات دیگران باید احترام گذاشت. من در این نکته هیچ شک و تردیدی ندارم که در مرحله نخست باید انسان برای خودش و بیاناتش ارزش قایل باشد. این در زمانی است که برای نظرات منطقی دیگران ارزش قایل شود. در مرحله دوم نباید هندوانه زیر بغل کسی داد و نباید غیر منطقی و با حق کشی کسی دیگر را خراب کرد. یک نکته را باید یاد آور شد و آن این است که انسان بهر نظری نباید توجه کند. در مقدمه این مطلب اشاره شد که مثلا برای نظریه نژاد پرستی نباید هیچ احترامی قایل شد و اصلا گوش به شنیدن چنین نظریه هائی نباید داد. یا برای خود من اتفاق افتاده است بار ها با دختران باصطلاح روشنفکرترکیه یاکشورهای عربی، برای مثال درسخنرانیها یاسازمان ملل بخش حقوق بشر، به بحث و گفتگو نشسته ام و برخی از آنها روسری به سر داشته اند. هنگامی که فقط پرسش شده که آیا قرآن مجید را خوانده اند و یاچرا روسری می پوشند؟ بلافاصله انسان باموضع گیری شدید روبرو می شود و باچهره خشمگین شنیده می شود که به نظرات دیگران باید احترام گذاشت! اطمینان دارم، اگراین زنان روشنفکر قرآن مجید و احادیث پیامبر را خوانده وبخوانند، نه اینکه روسری را به سر نخواهند کرد، بلکه حتا شریک زندگی یک مسلمان هم نخواهند شد!! در واقع هر کسی و به ویژه زنان، قرآن و احادیث پیامبر وامامان را بخوانند و ازپدر و برادر و شوهر متعصب و فرهنگ ارتجاعی ترسی نداشته باشند، هر گز مذهبی را نخواهند پذیرفت که علنا زنان را بنابه قوانین آئینی نصف مرد به حساب می آورد. درهرصورت ما درقرنی زندگی می گنیم که زنان در سایه حقوق برابر در برخی زمینه ها از مردان جلوتر اند. پس عقل سالم و اکثر جامعه نابرابری را باقاطعیت رد کرده و آن را به زباله دان تاریخ سپرده اند. مثلی است معروف که گویند:»آزموده را آزمودن پشیمانی آرد». اززنده یاد طاهره قر‌‌‌‌ة العین ویا آزموده راآزمودن جهل است. برخی برای گرد آوری سیاهی لشگر، می کوشند هرنظری را تأیید کنند اگردرست هم نباشد. این هندوانه زیربغل کسی گذاشتن است که در کوتاه مدت می تواند برای زرنگان جامعه که قدرت را در دست دارند، مفید باشد. اما هنگامی که طرف متوجه شود که نظرش باوصف تأیید دولتی و زرنگان جامعه درست نبوده، ارزش آن طرف (دولت باشد یا فرد) نزدش پائین خواهد آمد و دیگر حاضربه ادامه دوستی با آنها نخواهد بود. اگر دهها ازاین نوع، ظاهر سازیها و تعریف و تمجیدها، تحویل داده شوند. در همه جوامع و بویژه جوامع رقابتی رایج شده که اکثر آدمها نظر بدهند و می گویند ما آزادیم و هرچه دلمان می خواهد می گوئیم و یا بهر ایدئولوژی و آئینی که باور داریم پای بند می مانیم. کاملا درست است، انسانها آزاد هستند و هر چه می خواهند می توانند درجهان آزاد بیان کنند و یابه هر ایدئولوژی و آئینی که باور دارند، آن راحفظ کنند. منتها آزادی اجتماعی محدود است وحد و مرزی باید داشته باشد. بنابه گفته همه دانشمندان وسیاست مداران که نمونه آن دراوایل این مطلب آورده شده: «انسان تا آنجا آزاد است که آزادی برای دیگران آغاز می شود». اگر انسان خود را در مقابل جامعه مسئول بداند، هرگز بی مطالعه نظر نمی دهد که به اطرافیان، مستقیم یا غیر مستقیم، لطمه ای وارد کند. دقیقا اکنون در جمهوری اسلامی آخوندها از این مسئله سوء استفاده می کنند و بادادن هندوانه زیربغل و دروغ بافی، آدمهارا زیر فرمان خود می کشند و یواش، یواش آنها را مقلد بار می آورند. از دروغ بافی حرفی به میان آمده. بدون تردید، همه وعده و وعید های بهشت و ترس از دوزخ موهومی دروغ محض هستند و خود گوینده و مبلغ نیز به آنها باور ندارد، اما برای سواری کشیدن، موظف است و باید تبلیغ اش کند. بویژه برای کسانی که باقلب پاک به آنها باور می کنند، وچه بسا خود را آماده می سازند برای انتحار و کافر کشی! در صورتی که میلیونها دلار به این رهبران دینی داده شود، حاضر به انتحار خود و یا بستگان خود نیستند. پس بهر نظری احترام گذاشتن جایز نیست و از آن جمله به نظرات خرافی که باید آنها را افشاء کرد. پس نظریه بهشت و دوزخ بکلی مردود اند.

 

سوء استفاده از باور و ساده لوحی:

یکی ازموفقیتهای موقت نیروهای ارتجاعی و دیکتاتوری مذهبی و ملی درآن است که اکثر مردم را خوش باور بار بیاورند. منظور از موقت، تازمانیکه نا آگاهی براکثر مردم جامعه حاکم است، نظرات ما مورد سوء استفاده زرنگان آن جامعه قرار خواهد گرفت. بر خی از انسانها بندرت شهامت دارند که واقعیت را بگویند. اگر انسان ها تا حدی شهامت داشته باشند و به نا آگاهی خود درمورد خاصی یاتخصصی اعتراف کنند، بدون تردید نشانه آن است که در راه آگاه شدن گام نهاده اند. درنتیجه و با اطمینان، ارتجاع کمترین شانس را خواهد داشت که بر ما حکومت کند. همین است که گردانندگان، اکثر مردم را با خرافات معجزه و از این قبیل چرندیات، مشغول می کنند و قلبا نمی خواهند انسان ها مستقل و آزاد بیاندیشند. بهمین دلیل روی مسئله تقلید در اسلام شیعه در ایران تأکید می کنند. بنا بر این تا زمانی که ما در ایران پیرو تقلید شیعه داشته باشیم، آخوند وجود خواهد داشت و ما عمیقا با از بین بردن نا آگاهی مشکل خواهیم داشت. کوشیدن در راه محو نا آگاهی از وظایف مبرم است.

هایدلبرگ، آلمان فدرال 27.2.2015                                           دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com

ایران گلوبال

3 پاسخ to “نظر دادن درباره هر موضوع، بدون استدلال، بکلی مردود است”

  1. fereydoondiyeji Says:

    kare manteghi ra,honarmandane zan enjam midahand.charghade türkmeni besar mikonand,ham ghashang ast we ham hejab ast,

  2. fereydoondiyeji Says:

    dr.abolhasan benisadr,presidente sabeghe iran migooyad.dar ghoran be hejab esharei nashodeh,faghat be poosheshe sineye zan eshareh shodeh

  3. fereydoondiyeji Says:

    khawar zeminiha ra motahem nakonid,agar intoori ke ,shoma migooid hastand,hatman ba kamboode maddi we manawi roshd kardehand,agar bakhtariha ham mesle ma dar kambood roshd mikardand digar poze roshanfekr boodan nemidadand

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: