گفتگو با حاجی مراد آق شاعر جوان گنبدی

تورکمن نیوز- لطیف ایزدی: حاجی مراد آق معروف به کاکا اصالتا از روستای قلندرآباد نزدیکترین روستا به امامزاده یحیی بن زید و شهر تاریخی جرجان است ولی در گنبد سکونت دارد.

این شاعر جوان و پویا عضو انجمن شعر و ادب ترکمنی میراث گنبد است و در دو حوزه شعر و ادبیات فارسی و ترکمنی صاحبنظر می باشد . با شعر امروز دنیا آشناست و به ظرایف و نکات فن شعر مسلط. آق در سرودن شعر دستی توانمند دارد. تا الان دو مجموعه اشعارش به نامهای گونانگ آغرامی و عشقینگ گولدانی به چاپ رسیده است. وی به واسطه مطالعات مستمرش از اندیشه ای وسیع برخوردار است . دانش اموخته دانشگاه پیام نور گنبد در رشته کارشناسی ادبیات است . هم در قالب سنتی می سراید و هم در قالب نو. با آق در باره شعر و شاعری صحبت کردیم .

برخی ها میگویند شعر سخنی دروغ است نظر شما چیست؟ مختومقلی سخنی دارد بدین موضوع : اونگونگ قارا آردینگ گوزله / خوش سوزینگ دیی قهرینگ گیزله / سوزلا بیلسنگ یاغشی سوزله / خلق یامانینگ بیزاری دیر.

آقای آق با شعر میخواهید چه بگویید؟ مساوات شعار نیست دوستی شعار نیست بلکه هدف است و آرزوی همگان و این را نیز در شعر خود بیان می کنم :
لیلی نی مازاردان چیقارمالی
مجنونی آزاردان چیقارمالی
ایل لری بیر زاردان چیقارمالی
قوشقی دییانینگ
توملیگی به ویسیان آل دانگ بولمالی
اولی کیچی بیلن دس دنگ بولمالی
هر یرده بولسا دا آدام بولمالی
قوشقی دییانینگ

b_250_250_16777215_00_images_Gonbad-Kavous_Hajimrad-Agh.jpg

تورکمن نیوز- لطیف ایزدی: حاجی مراد آق معروف به کاکا اصالتا از روستای قلندرآباد نزدیکترین روستا به امامزاده یحیی بن زید و شهر تاریخی جرجان است ولی در گنبد سکونت دارد.

این شاعر جوان و پویا عضو انجمن شعر و ادب ترکمنی میراث گنبد است و در دو حوزه شعر و ادبیات فارسی و ترکمنی صاحبنظر می باشد . با شعر امروز دنیا آشناست و به ظرایف و نکات فن شعر مسلط. آق در سرودن شعر دستی توانمند دارد. تا الان دو مجموعه اشعارش به نامهای گونانگ آغرامی و عشقینگ گولدانی به چاپ رسیده است. وی به واسطه مطالعات مستمرش از اندیشه ای وسیع برخوردار است . دانش اموخته دانشگاه پیام نور گنبد در رشته کارشناسی ادبیات است . هم در قالب سنتی می سراید و هم در قالب نو. با آق در باره شعر و شاعری صحبت کردیم . با ما باشید:

کاکا یعنی چه ؟ چرا شما را کاکا می گویند؟ یعنی پدربزرگ، رسمیست که از پیشینیان برجای مانده . چون بعد از فوت پدربزرگم متولد شدم من اسم پدربزرگم را به ارث بردم . ترکمنها بدینوسیله هم یاد گذشتگان می کنند هم دعاگوی آنانند و نیز ارادت خود را به بزرگان اظهار می کنند .از همین قبیل است اسمهایی مثل : داداش – قاقیش – بابیش برای پسران و اجش – انش کابیش برای دختران.

چه شد که از شعر سر درآوردید و شاعر شدید؟ این سئوال شما را بهتر می دانم که با قسمتی از شعرم جواب بدهم:بیرده شول گوزلر / سویگا دیل یاراندار شول گوزلر / بیر تازه شغیر اشیت یالی اینم دئغلاب گیتدی / کومیش سسلی بیر سوو دپامدن شاغلاب گیتدی / شیله بولدی دا – قوشغیلارنگ شاسی / بینیمینگ آق مایا سینینگ یولیندا ، حوکم یوره تدی .
و بعد شاید دلسوزی به زبان مادری خویش ولی هیچگاه مطالعه شعرهای زبانهای دیگر دنیا را کنار نگذاشته ام و از نظرات و افکار سبکهای گوناگون بهره جسته ام.

به نظر می رسد که شاعران امروزی با بحران مخاطب روبرو هستند دیدگاه شما در این باره چیست؟ بحران مخاطب چیزیست که ما در ذهن خود پروراندیم. در واقع کم کاری از خود شاعران است . هیچ چیز بدون تلاش به دست نمی آید . اگر هدف عرض اندام باشد باید خود را پیش راند. زمینه اماده است و میدان فعالیت مهیا و موانع قانونی نیز وجود ندارد. هستند در بین مردم افرادی که شعر را خوب می فهمند و شعر را دوست دارند و شعر خوب را ار بد تشخیص می دهند شاعری مثل نزار قبانی هنگامی که برنامه شعرخوانی داشتند یک سالن ده هزار نفری پر می شد. این بدان معنا نیست که فقظ شعر ایشان قوی و باصلابت بوده است. ما هم شاعرانی با شعر های پرقدرت و موصوعات بکر زیاد داریم ولی هیچ کدام حاضر نیستیم جور هندوستان کشیم.

شعر و شاعری به شما چه آموخت ؟
سیزلاب دوران باغیر بردی
عشقی بیر آزا آغیر بردی
ایل سویمگی یوک بیلمه یان
شونی مانگا شیغیر بردی
شعر به من اندیشه ی وسیع را هدیه کرد و دوستانی که افکار وسیع دارند. شعر به من وطن پرستی اموخت و نوع دوستی. شعر به من آموخت خشک و متعصب نباشم و به نگاه ها احترام بگذارم. شعر به من آموخت که از اندیشیدن نترسم و از اعتراف کردن نترسم و بگویم هیچ نمی دانم.

شعر و شاعری از شما چه گرفت؟ شعر تنهایی را و غرور و ترس را از من گرفت
کیم دیگیمی یادیما سالاندر قوشغی
یالنگزکام یانیمدا قالاندار قوشقی
دنگیزدن بیر دامجا قاپینگدا یوق دیب
منلیگی پیمدن آلاندر قوشقی

شاعران خیالپردازند یا آرمانگرا؟ احساسی اند یا واقع گرا؟ شاعران آرمانگرا و اصلاح گر هستند. شاعران پیام آور عشقند و دوستی. شاعران شادی می آٰفرینند و نیز سنگ صبور قوم خویشند و آینه جامعه و عصر خویش. محصول شاعر شعر اوست که خمیر مایه ی آن خیال و احساس است.

سروده های شما بیشتر جوششی است یا کوششی ؟ یا تلفیقی از آن دو؟ اکثرا جوششی است مخصوصا شعرهای کوتاه که فی البداهه در حین کار یا گردش به ذهن می آید و این را هم بگویم که اوایل شعر شاعران کوششی است ولی بعد از آن که شعر روال عادی خود را طی می کند و بصورت حرفه ای دنبال میشود جوششی است و اگر هم کوششی صورت میگیرد برای زیباسازی جوشش و افرایش هیجان شعر می باشد.

آقای آق با شعر میخواهید چه بگویید؟ مساوات شعار نیست دوستی شعار نیست بلکه هدف است و آرزوی همگان و این را نیز در شعر خود بیان می کنم :
لیلی نی مازاردان چیقارمالی
مجنونی آزاردان چیقارمالی
ایل لری بیر زاردان چیقارمالی
قوشقی دییانینگ
توملیگی به ویسیان آل دانگ بولمالی
اولی کیچی بیلن دس دنگ بولمالی
هر یرده بولسا دا آدام بولمالی
قوشقی دییانینگ

جامعه چه نیازی به شعرو ادبیات دارد؟ جامعه خود شعر و ادبیات را می سازد. هر دو توام اند و حیات را ادامه می دهند. در جامعه کمتر کسی را پیدا میکنید که یک شعر از مختومقلی یا ملانفس یا سعدی یا حافظ نداند شاید کسی را پیدا نکنی که هودی نداد یا لاله را زمزمه نکرده باشد. ادبیات را خود جامعه ناخودآگاه تولید کرده است و شاعران نیز وامدار جامعه و فولکلور قوم خویشند.

امروزه حاجی مراد آق به چه می اندیشد و چه افکاری در سر دارد؟ به شعر ایده آل می اندیشم به شعر والائی که حافظ داشت به شعر روان و سلیسی که سعدی داشت به شعر سوزناکی که فراغی داشت به شعری که نزار قبانی بدان زیبارویان را وصف میکرد نه شعر مبتذل و بی مسئولیت را.

در حوزه شعر به شاعران ترکمن چه انتقاداتی دارید؟ کم مطالعه هستند. کلیشه پردازند در پی کاوش سبکی نو نیستند. گاه از الفاظ و کلماتی که تنها ابزار کار آنهاست بیگانه اند. از تجارب دیگران کمتر بهره می جویند. در جا می زنند. من همیشه سعی ام بر این بوده که شعر امروز را بهتر از دیروز باشد.

برخی ها میگویند شعر سخنی دروغ است نظر شما چیست؟ مختومقلی سخنی دارد بدین موضوع : اونگونگ قارا آردینگ گوزله / خوش سوزینگ دیی قهرینگ گیزله / سوزلا بیلسنگ یاغشی سوزله / خلق یامانینگ بیزاری دیر و اما ترجمه آن این است: ( نگاهی به پیش بیاندار و نگتاهی به پس .و بعد سخنی نیک بگو و خشمت را پنهان کن. گر توانی شعری نیک بگوی . چونکه خلق از بد بیزارند و گریزان ) خلق یا جامعه خود می سنجند و ارزش گزاری می کند و آنچه مسلم است بعضی ها فکر می کنند که عوام چیزی نمی فهمند ولی همین عوام هستند که قبول یا رد می کنند بی آنکه شعاری داده باشند یا پلاکارتی بالا گرفته باشند و چون شعر سخن دل است و لاجرم بر دل مردم می نشبند اگر دل دروغ بگوید پس که راست میگوید؟

سخن آخر؟
سخن اخر اینکه شاعر اگر در کار خویش احساس رسالت کند یقین بداند که زحمات او هدر نمی رود. شعر در هر زبانی مخاطبان خود را پیدا می کند ملزم به اینکه عزمی راسخ در پشت این قلم و کاغذ باشد. هر قوم و ملتی را با شاعران و نویسندگان می شناسند. ترکمنها را با مختومقلی ، ترکیه را با ناظم حکمت ، دیار عرب را با نزار قبانی و محمود درویش ، اسپانیا را با لورکا، روس را پوشکین و داستایوسکی و . .. .

× مسئول صفحه فرهنگ و ادبیات ترکمنی روزنامه گلشن مهر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: