سخنی با نویسندگان و منتقدان

حاج قوجق قلي آق

كارشناس علوم اجتماعي و انساني – عضو هیئت تحریریه اولکامیز
در غياب هيچ نويسنده اي، پيش ديگران غيبت نكنيد، چون ديوار موش دارد، چه خوب است که رو در رو، مباحثه كنيد تا با اصلاح يك نفر به خيل نويسندگان اضافه گردد، بنابر اين له كردن آثار ديگران درست نیست . نبايد با هزل و هجو و طنز شديد نويسنده اي را مورد تهاجم قرار دهيد، زيرا هم صنف هستيد بايد حامي هم باشيد؛ با سياه كاري و توپ اتهام را به حياط هم انداختن امور به سامان نمي رسد و عاقبت پسنديده اي هم ندارد به قول معروف قلندر در خوابست ولي ما بيداريم.

هر نويسنده ای اولاً سواد كلاسيك عالي داشته باشد. ثانياً جامعه شناسي …. و خيلي پارامترهاي علمي و پتانسيل را درك كند، فقط با كپي برداري بدون تحقيقات و پژوهش رسمي و علمي نمي تواند در ميان روشنفكران قد علم كند و نوشته هايش هم، انسجام نداشته، غير عميق و ناهمگون و بي محتوا و مطمئن نخواهد بود .

چون رسالت نويسنده، تنوير افكار عمومي جهت خدمت به جامعه هست، اول بايد خودسازي كنيم و در برخورد با مخاطب و مسئولين بدون خط كشي خواسته هايمان را مطرح كنيم نه قهر كنيم، نه تهديد كنيم، بلكه منطقي رفتار كرده؛ حاصلي براي صنف خود و مردم و كشور به دست آوريم، اگر حزبي هستيم با استدلال و بدون غرض و متواضعانه قانع كنيم، حزب سواد نمي آورد، اگر آدرس غلط داشته باشيم، حزب تعصب آور است، چون هدف حزب هم آرمانگرايي جهت سود رساندن به مردم و كشور است. پس زرنگي ديگر رنگش حنايي ندارد زيرا در جامعه كنوني كه انفجار اطلاعات هست دمُده شده.
img5519598c89c39
تاريخ 2015/3/30
اولكاميز – حاج قوجق قلي آق: قلم به دست بودن ملاكها و معيارهايي دارد. برخی از دوستان گلایه ها و انتقاداتی داشتند که در این باره مطالبی را عرض می کنم :1- هيچ نويسنده اي، حق ندارد، نوشته ديگران را زير سئوال برده و كم عمق جلوه دهد! چون نوشته، بن مايه و عصاره ي فكر نويسنده است؛ بنابراين سبّ و طعن و غيره توهين محسوب مي شود. اگر نيت خيري داريد، اصلاح كنيد، اگر چموشي كرد، عطايش را به لقايش ببخشيد.2- در غياب هيچ نويسنده اي، پيش ديگران غيبت نكنيد، چون ديوار موش دارد، چه خوب است که رو در رو، مباحثه كنيد تا با اصلاح يك نفر به خيل نويسندگان اضافه گردد، بنابر اين له كردن آثار ديگران درست نیست .

3- نبايد با هزل و هجو و طنز شديد نويسنده اي را مورد تهاجم قرار دهيد، زيرا هم صنف هستيد بايد حامي هم باشيد؛ با سياه كاري و توپ اتهام را به حياط هم انداختن امور به سامان نمي رسد و عاقبت پسنديده اي هم ندارد به قول معروف قلندر در خوابست ولي ما بيداريم.

4- چون رسالت نويسنده، تنوير افكار عمومي جهت خدمت به جامعه هست، اول بايد خودسازي كنيم و در برخورد با مخاطب و مسئولين بدون خط كشي خواسته هايمان را مطرح كنيم نه قهر كنيم، نه تهديد كنيم، بلكه منطقي رفتار كرده؛ حاصلي براي صنف خود و مردم و كشور به دست آوريم، اگر حزبي هستيم با استدلال و بدون غرض و متواضعانه قانع كنيم، حزب سواد نمي آورد، اگر آدرس غلط داشته باشيم، حزب تعصب آور است، چون هدف حزب هم آرمانگرايي جهت سود رساندن به مردم و كشور است. پس زرنگي ديگر رنگش حنايي ندارد زيرا در جامعه كنوني كه انفجار اطلاعات هست دمُده شده.

5- هر رسانه براي جلب مشتري و مخاطب بايد با رسانه هاي ديگر تعامل داشته باشد، از مطالب نويسندگان آنها استفاده كند، تا مطالب منتشره گوناگون بوده، پر محتوا گردد، بنابر اين مِثلِ از دماغِ فيل افتاده ها، فيس و افاده ريختن نفعي ندارد. تعداد جلب شدگان نوشته هاي نويسنده مهارت او را مي رساند و غرّا و وزين بودن متون را.

6- يك نويسنده نبايد خود را آگرانديسمان كرده، بزرگ نمايي نكند و وارد همه ي حوزه ها نشود، چون علوم و معارف و داده ها گسترده است.

7- هر نويسنده اي بايد در رشته خودش هنر نمايي كند، مثلاً زبان دان با ترجمه كتابهاي خارجي خدمت به جامعه كند، نه بخواهد با نويسنده علوم اجتماعي رقابت كند؛ چون تخصص لازم را ندارد.

8- هر نويسنده ای اولاً سواد كلاسيك عالي داشته باشد. ثانياً جامعه شناسي و ژئوپلتيك و اكولوژي و بوم شناسي و ديرينه شناسي و خيلي پارامترهاي علمي و پتانسيل را درك كند، فقط با كپي برداري بدون تحقيقات و پژوهش رسمي و علمي نمي تواند در ميان روشنفكران قد علم كند و نوشته هايش هم، انسجام نداشته، غير عميق و ناهمگون و بي محتوا و مطمئن نخواهد بود .

9- قضاوت درباره ي آثار ديگران جداي از صفات ظاهري نويسنده باشد، نه اخلاق نه رفتار نه لباس باعث تعالي نوشته نمي شود، زيرا، علم و دانش و تخصص و اطلاعات ملاك هست، البته اگر نقايص مذكور هم با مدارا و نرمي حل و فصل گردد بهتر است، اگر مهار نشود و سركشي و چموشي كند لازم نيست اصرار شود؛ خلاصه به تعداد نويسندگان افزوده شود تا فرهنگ و علوم تعالي پيدا كند. قدر زر، زرگر بداند، قدر گهر، گهري.

10- حرف و بحث بي هدف، نتيجه اي جز لجاجت و ستيزگي ندارد، اگر نويسندگان از هم گلايه و شكايتي دارند؛ چون مسئله اجتماعي است، در جلسه ي خانوادگي صنف، بدون طرفداري و غرض ورزي عنوان گشته با كدخدامنشي و تفاهم مسئله حل گردد.
نويسندگي هنر است، قدرت نويسندگي هم، وابسته به تحقيقات و مطالعات علمي و پژوهشي و تحصيلات عاليه دانشگاهي است؛ اگر يكي از حلقه ها مفقود شود، از تكامل باز مي مانيم .

خلاصه اگر خطايي هم هست با همدلي و همزباني حل گردد، اگر كدورتي هم طي شوخي يا طنز حاصل شده باشد، همديگر را عفو كنيم، غرض، تعالي صنف نويسندگي است، همين امسال ديديم، چندين نويسنده غزل خداحافظي را خواندند؛ چي از آنها باقي ماند جزء، خوبي و خدمت، روحشان شاد باد.
پس زنده باد، دوستان يك رنگ با صفا.

*كارشناس علوم اجتماعي و انساني – عضو هیئت تحریریه اولکامیز

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: