نابودی یک کارخانه دیگر در گنبد

بعد از انقلاب انتظار این بود در کنار کارخانه های پنبه پا کنی، کارخانه های نخ ریسی و پارچه بافی و کار گاههای دوزندگی هم تاسیس شود تا مردم و کشوراز مواهب تولید و اشتغال بهره مند شوند.
اما متاسفانه روند تحولات بعد از انقلاب طوری پیش رفته است که نه تنها این امر حیاتی محقق نشده است بلکه بر عکس کارخانه های موجود هم یکی یکی از بین رفتند و به جای آن ساختمانهای چند طبقه سبز شدند که هیچ نقشی در تولید و آبادانی کشور ندارند. قبلاً در محل فرمانداری تازه تاسیس گنبد یک کارخانه پنبه بود که جایش را با ساختمان عوض کرد و حالا هم پانصد متر آن طرفتر یک کارخانه پنبه ی دیگر جایش را به ساختمان داده است. … و کسانی هم در طی سالهای اخیر در کارهای تولیدی مانند مرغداری و دامداری گام برداشته اند، وضعیت بسیار نامساعدی را سپری می کنند و از کرده ی خود در کارهای تولیدی پشیمان هستند.

تاريخ 2015/4/4
 اولکامیز- امان محمد خوجملی: قبل از انقلاب کارخانه های پنبه پاک کنی زیادی در گنبد مستقر و مشغول تصفیه پنبه بودند به طوریکه ارزش پنبه به حدی بود؛ علاوه بر زمینهای آبی خیلی از زمینهای دیم هم زیر کشت پنبه می رفتند و منطقه ی گنبد لقب طلای سفید را گرفته بود.
بعد از انقلاب انتظار این بود در کنار کارخانه های پنبه پا کنی، کارخانه های نخ ریسی و پارچه بافی و کار گاههای دوزندگی هم تاسیس شود تا مردم و کشوراز مواهب تولید و اشتغال بهره مند شوند.
اما متاسفانه روند تحولات بعد از انقلاب طوری پیش رفته است که نه تنها این امر حیاتی محقق نشده است بلکه بر عکس کارخانه های موجود هم یکی یکی از بین رفتند و به جای آن ساختمانهای چند طبقه سبز شدند که هیچ نقشی در تولید و آبادانی کشور ندارند. قبلاً در محل فرمانداری تازه تاسیس گنبد یک کارخانه پنبه بود که جایش را با ساختمان عوض کرد و حالا هم پانصد متر آن طرفتر یک کارخانه پنبه ی دیگر جایش را به ساختمان داده است.
این وضعیت داخل شهر است و بیرون شهر هم و ضعیتی بهتر از این ندارد. چون ما سال به سال نظاره گر نابودی زمینهای کشاورزی و مراتع هستیم. وضعیت دریا و جنگل و کوه هم زیاد مساعد نیست.
این نشان می دهد ما از تولید و کارهای مفید دور شده و جایمان را به تجارت، دلالی و مصرف داده ایم. شاید هم فراوانی پول نفت و اقتصاد رانتی ما را از عقلانیت و کار و تولید دور کرده است.
گفته می شود در کشورهایی که فقر منابع وجود دارد و از در آمد رانتی برخوردارنیستند، خلاف این مسیر طی شده و کشورها سال به سال در مسیر تولید و ایجاد اشتغال گام برداشته اند.وفقر منابع باعث شکوفایی فکری آنها شده است و کشورشان را با تدبیر ویژه ای اداره کرده اند که با علم و عقلانیت به یک کشور ثروتمند تبدیل شده اند. اما ما به خاطر مسائل پیش گفته از عقلانیت دور شده ایم و نتوانستیم مسیر با ثباتی را برای کارهای تولیدی مهیا کنیم.
و کسانی هم در طی سالهای اخیر در کارهای تولیدی مانند مرغداری و دامداری گام برداشته اند، وضعیت بسیار نامساعدی را سپری می کنند و از کرده ی خود در کارهای تولیدی پشیمان هستند. ومعتقدند ای کاش پول مان را در تجارت صرف می کردیم بهتر از این می شد. در واقع همیشه این تاجران بوده اند که به ریش تولید کنندگان خندیده اند.
اقتصاد رانتی مدیران رانتی را هم به جامعه تحویل می دهد، آنها جامعه را هم شبیه خودشان می کنند و به جای تفکر و اندیشه ی عمیق بیشتر به خزانه تکیه می کنند. تا کمبود فکر را با پول جبران بکنند. و نتیجه کار چنین مدیرانی هم این شده است، بیکاری بیشتر و وابستگی بیشتر و تولید کمتر.
آری کسی هست از این جابجایی و ناکامی، ناراحت شده و زانوی غم بغل بگیرد؟!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: