استاد عبدالرحمن اونق، اولین رمان نویس ترکمن

عبدالرحمن اونق از نویسندگان توانای ترکمن می باشد. او در سال 1339 در روستای دهنه یك خواجه نفس گمیشان متولد شد و تحصیلات خود را تا مقطع كاردانی زبان عربی ادامه داد او علاوه بر دبیری آموزش و پرورش مسئول بخش داستان كانون پرورش فكری نیز هست در میان آثار او دو رمان راز خایر خوژه و آوای صحرا در جشنواره معلم برگزیده شده‌اند.

آثار ایشان
راز خایر خوژه (رمان)، آوای صحرا (رمان)، در عمق شبهای تار (رمان نوجوانان)، سورتیك (مجموعه داستان)، قصه‌های تركمن، حماسه گور اوغلی (رمان دوجلدی)، سماجت (مجموعه داستان، ترجمه)، دایره سرخ

راز خایر خوجه
ماتى‏خان»، بزرگ یكى از تیره‏هاى تركمن، با اطاعت ازفرمان رضاخان، كوچ روى را ترك مى‏كند و با ایل خود در خایر خوجه‏ساكن مى‏شود. آرامش آن‏ها با طرح دولت براى ایجاد پاسگاه‏هاى‏مرزبانى و حضور امنیه‏ها به هم مى‏خورد. ماتى‏خان مدتى در برابرظلم‏هاى استوار نصیرى، فرمانده پاسگاه، سكوت و با او سازش‏مى‏كند. اما هم‏زمان با اجراى دستور كشف حجاب، با نقشه قبلى و باكمك افراد ایل و دوستان دیگرش، ماموران را مى‏كشد و به روسیه‏مى‏گریزد. «ماتى‏خان» در تعقیب و گریز زخمى مى‏شود و چوپانان اورا نجات مى‏دهند. «ماتى‏خان» با تغییر دادن اسم خود زندگى‏تازه‏اى در این سوى مرز آغاز مى‏كند. سال‏ها بعد، پس از انقلاب‏اسلامى و فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى، مرز ایران و تركمنستان‏باز مى‏شود و ماتى‏خان، پسر و خانواده سابق خود را باز مى‏یابد.
این کتاب توسط مركز آفرینش‏هاى ادبى تدوین وبا جلد شمیز منتشر شده است.

در عمق شبهای تار

ماتى‏خان»، بزرگ یكى از تیره‏هاى تركمن، با اطاعت ازفرمان رضاخان، كوچ روى را ترك مى‏كند و با ایل خود در خایر خوجه‏ساكن مى‏شود. آرامش آن‏ها با طرح دولت براى ایجاد پاسگاه‏هاى‏مرزبانى و حضور امنیه‏ها به هم مى‏خورد. ماتى‏خان مدتى در برابرظلم‏هاى استوار نصیرى، فرمانده پاسگاه، سكوت و با او سازش‏مى‏كند. اما هم‏زمان با اجراى دستور كشف حجاب، با نقشه قبلى و باكمك افراد ایل و دوستان دیگرش، ماموران را مى‏كشد و به روسیه‏مى‏گریزد. «ماتى‏خان» در تعقیب و گریز زخمى مى‏شود و چوپانان اورا نجات مى‏دهند. «ماتى‏خان» با تغییر دادن اسم خود زندگى‏تازه‏اى در این سوى مرز آغاز مى‏كند. سال‏ها بعد، پس از انقلاب‏اسلامى و فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى، مرز ایران و تركمنستان‏باز مى‏شود و ماتى‏خان، پسر و خانواده سابق خود را باز مى‏یابد.
این کتاب توسط مركز آفرینش‏هاى ادبى تدوین وبا جلد شمیز منتشر شده است.

سماجت
كتاب حاضر شامل 6 داستان كوتاه درباره مسائل اجتماعى‏مردم تركمنستان، از نویسندگان تركمنستانى است.
داستان فردى كه پس از 15 سال صاحب فرزندى مى‏شود، اما بر اثریك بى‏توجهى او را از دست مى‏دهد/ قصه پسر با هوشى كه به خاطرسن كم او را در دانشگاه نمى‏پذیرند، اما وى با مراجعه به مدیرمشكل خود را حل مى‏كند/ ماجراى فردى روستایى كه تصور مى‏كندمیهمانى كه به خانه‏اش آمده بر خلاف دیگر افراد روستا، از باغچه پراز گل او خوشش آمده است. اما در نهایت میهمان به او مى‏گوید چرابه جاى اینهمه، گوجه‏فرنگى نكاشته است/ و… از جمله موارد مطرح‏شده در این داستانها مى‏باشد.
عناوین آنها عبارتند از: «آزرد»، «سماجت»، «مهمان»، «چامپیون»/خداى وردى حالیف، «انتظار»/ عبدالرحمن اونق (براساس شعرى ازكریم قرباننفسف)، «هواپیما»/ گلدى‏الله نازارف.
نویسنده این کتاب «خداى وردى‏حالیف» می باشد.
این کتاب توسط مركز آفرینش‏هاى ادبى تدوین وبا جلد شمیز منتشرشده است

آوای صحرا
رمان «آوای صحرا»، نوشته‎ی عبدالرحمن اونق، نویسنده‎ای از خطه‎ی ترکمن صحرا، به همت کارگاه قصه و رمان توسط شرکت انتشارات سوره مهر منتشر شد.
حوادث رمان در خطه‎ی ترکمن صحرا به وقوع می‎پیوندد و از بافت اقلیمی برخوردار است. نویسنده در جای جای رمان، راجع به اماکن و اشیای بومی داستان توضیح می‎دهد. فضاسازی‎های رمان به نحوی توصیف شده است که مخاطب در فضای بومی خاص آن در هنگام خوانش قرار می‎گیرد. حوادث تاریخی این گوشه از سرزمین ایران به عنوان پس‎زمینه‎ی اثر انتخاب شده است.
زمان رمان در دوره ناصرى مى‏گذرد. زمانى كه تركستان ازچند مورد هجوم قرار گرفته است و روس‏ها بیشتر مناطق تركستان رااشغال كرده‏اند و چشم طمع به تركمنستان دارند. حكومت ایران هم‏كه از دیرباز تركمنستان را در اختیار داشته است نمى‏خواهد به راحتى‏آن را از دست بدهد. ناصرالدین شاه با مشاورانش نقشه مى‏كشند تا«مردان» را، كه جوان تركمنى است و سال‏ها پیش به همت یك‏تاجر با فرهنگ تهرانى از دست ربایندگان نجات یافته است، طعمه‏نقشه‏هایشان بكنند. مردان كه جوان تحصیل كرده‏اى است، خود نیزبى‏میل نیست نزد والدین اصلى‏اش برگردد. اختلاف دو تیره بزرگ«یموت» یعنى آتاباى‏ها و جعفرباى‏ها، بهانه‏اى است تا مردان به«كمش دفه» سفر كند و به كمك پدرش، الیاس آخوند طبیب، بتواندمیان دو تیره اتحاد برقرار كند. این كار به معنى قدرت گرفتن‏یموت‏ها و چیزى است كه بیشتر از همه حكومت ایران را خوشحال‏مى‏كند، به دلیل آن‏كه از شر «تكه»هاى جنگجو و مزاحم براى‏قشون ایران راحت مى‏شوند، مردان در ته دلش حتى براى اتحاد باتكه‏ها هم نقشه دارد…
این کتاب توسط مركز آفرینش‏هاى ادبى تدوین وبا جلد شمیز منتشر شده است

***

گفتگو با عبدالرحمن اونق، برنده سه كتاب برتر مسابقه‌ی معلم:
آنچه كه باعث شهرت نویسنده می‌شود، آثار برجسته‌ی اوست

شما از نخستین اعضای كلاسهای قصه شهرستان بندر تركمن در محل كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان بشمار می‌روید. ابتدا در این مورد توضیحاتی را بفرمائید؟
پیش از آنكه در نشستهای نقد و بررسی قصه حضور یابم برای خودم می‌نوشتم. آن زمان كلاس قصه‌ای نداشتیم و طبعاً نشستهای ادبی نیز برگزار نمی‌شد تا اینكه یك روز به پیشنهاد آقای دیه‌جی (مدیر مسئول نشریه صحرا) نشست ادبی ترتیب دادیم. اوایل، تنها ما دو نفر كار می‌كردیم. بعدها به این نشستها كمی رسمیت دادیم یعنی كار را از خانه به كانون پرورش كشیدیم و آقایان یوسف سقالی، حاجی دردی كوسلی، عزت اللّه شرافت، غفار جانی از همانجا به جمع ما اضافه شدند. سپس به اتفاق صالح پاك، احمد و حاج امان كم، عطا كوسلی، صالح عطا مرادی، وحید شرافت و خود شما جمع واحدی را تشكیل دادیم.

از قصه‌ی كوتاه یلمك كه اولین كارتان بود تا راز خایر خوجه راه درازی پیموده شده است. هیچ فكر می‌كردید این اثر جزو منتخبین كتاب معلم برگزیده شود؟
بله البته، بالاخره هر نویسنده‌ای ممكن است چنین تصوراتی را در ذهنش بپروراند. یلمك شروع ماجرا بود و توانست نقطه‌ی روشنی را برای ادامه‌ی كارم ترسیم كند كه در نتیجه‌ی آن، رمان راز خایر خوجه به ثمر رسید.

در بحث منطقه‌ای پس از احیای كلاسها در كانون پرورش سالها بعد شاهد جلسات نقد و بررسی در محافل آزاد هم بودیم كه بازده‌شان به روشنی مشخص است خود شما و بچه‌های شهرستان مانند برادران كر و سایرین در مسابقات سراسری كشوری مقامهای برتر را كسب كردید. اخیراً دو، سه سالی نیز جلسات دیگری تحت عنوان انجمن ادبیات داستانی در محل خانه‌ی فرهنگ ارشاد اسلامی شهرستان برگزار می‌شود اما عملكرد آن از پیشرفت طبیعی برخودار نبوده است و پیش از آنكه در بطن كار باشد در حاشیه قرار دارد. شما علت ركود این انجمن را در چه می‌دانید؟
به عقیده‌ی بنده این امر می‌تواند چند دلیل داشته باشد اولاً یك علاقمند به قصه اگر می‌خواهد نویسنده شود بهتر است تا كسب تجربه‌ی لازم فكر و ذهنش منحصر به نوشتن باشد حال آنكه می‌بینیم و می‌شنویم بچه‌های انجمن ادبیات داستانی همزمان با كار قصه‌ در دیگر رشته‌ها هم فعالیت دارند و این نوع تناقص می‌تواند در كار نویسنده سكته ایجاد كند. نویسندگان مجرب معمولاً فعالیتهای چند‌گانه نمی‌كنند و دلیل موفقیتشان هم در همین موضوع می‌باشد. از طرفی لزوم وابستگی به یك نشریه‌ی تخصصی همیشه مطرح بوده است به هر حال بچه‌های انجمن ادبیات داستانی به دلیل مشغولیتهای بسیاری كه دارند فاقد فاكتورهای لازم برای نویسنده‌گی می باشند.

فكر نمی‌كنید این فعالیتهای همزمان، بیشتر برای كسب شهرت و محبوبیت زود هنگام در اجتماع باشد؟
هر هنرمندی به هر حال دلش می‌خواهد در حوزه‌ی كاریش خدمتی به جامعه بكند و به شهرت و محبوبیت برسد. این خواسته‌ی هر انسان دیگری هم می‌تواند باشد منتها به سادگی به دست نمی‌آید كلاً آنچه كه باعث شهرت نویسنده می‌شود آثار برجسته‌ی اوست شما می‌دانید نویسندگان بیش از آنكه به چهره و قیافه شناخته شوند از طریق انتشار آثارشان شناخته شده و به شهرت رسیده‌اند در این مقوله نمی‌توان ابتدا كسب شهرت كرد و سپس نویسنده شد علاقمندان نخست باید در فكر خلق آثار برجسته باشند آن گاه خواهند دید در جامعه چقدر به شهرت و محبوبیت رسیده‌اند هر چند كه ممكن است درصد قابل توجهی از مردم آنها را به چهره و قیافه نشناسند.

اگر چند نوع فعالیت همزمان را اشتباه بدانیم برای جبران آن چقدر فرصت باقی خواهد بود؟
در پاره‌ای اوقات فرصت برای جبران اشتباه وجود دارد به هر حال روزی خواهد رسید كه شما حتماً باید به مرحله‌ای از تجربه و اندوخته رسیده باشید، در غیر این صورت جبران وقت تلف شده ناممكن و یا حداقل دشوار خواهد بود و احتمالاً ناچار می‌شوید نامتان را از لیست قلم بدستان حذف كنید.

خود شما هیچ شده در دوران فعالیتتان به هنر دیگری هم بپردازید؟
بنده علاوه بر قصه‌نویسی چند صباحی هم به دنبال تحقیق درباره‌ی مقامهای موسیقی تركمن بودم ولی بعدها به توصیه‌ی اساتید پیشكسوت كه گفتند در صورت پرداختن به شعر بكار اصلی‌ات لطمه خواهد خورد حرفشان را آویزه‌ی گوشم كردم و دیگر به تحقیق ادامه ندادم. شده است گاهی شعر هم بگویم اما هیچگاه آن را مانند قصه‌نویسی جدی نگرفتم.

كار ترجمه‌ چطور؟
كار ترجمه شاخه‌ای از كار نویسندگی است و پرداختن به آن علاوه بر كسب تجربه به خلاقیت ذهنی نویسنده هم كمك می‌كند. كارهای ترجمه‌ی بنده تماماً در حیطه‌ی قصه‌نویسی بوده است و این شیوه‌ی فعالیت مانعی برای داستان نویسی نمی‌باشد.

در مواردی شاهد بودیم عده‌ای از نویسندگان در میانه‌ی راه دلسرد شده و بی‌آنكه به مرحله‌ای از تجربه رسیده باشند كار را برای همیشه و یا لااقل تا مدتها رها كرده‌اند. شما معضل را در كجا می‌بینید؟
مشابه چنین مواردی در طول تمامی دوره‌ها دیده شده است و بیش از هر چیزی بستگی به ظرفیت خود نویسنده دارد. در این مورد مسائل متعددی باید در نظر گرفته شود. امروزه نویسند‌گی به جهت برخوردار نبودن از یك منبع درآمدن مشخص حرفه محسوب نمی‌شود. خصوصاً در منطقه‌ی ما نویسندگان غالباً به ناچار تفننی می‌نویسند. از آن سو به زیر چاپ نرفتن آثار اولیه ممكن است ایجاد عدم انگیزه كند و عموماً پستی و بلندیهای زندگی مانند مشكلات مادی و معنوی و گرفتاریهای اجتناب‌ناپذیر نیز به نوعی تأثیر گذار می‌شوند.

بنا بر تمامی مشكلات موجود آیا اصلاً می توان روی درآمد این مقوله حساب كرد؟
نمی‌توان منكر درآمد نوشتن شد، مشروط بر اینكه شغل ثابتی نیز در كنار آن تأمین كننده اصلی‌ترین نیاز‌ها باشد. بدین‌گونه می‌شود روی درآمد حاصله حساب كرد و از آن استفاده نمود.

برخی علاقمندان به جای حضور در نشستهای ادبی ترجیح می‌دهند صرفاً در خانه به فعالیت بپردازند و به همین دلیل اختلاف فاحشی بین طرح نوشتاری آنها و كسانی دیده می‌شود كه در جلسات مزبور شركت می‌كنند این دو موضوع را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
كار در خانه تنها بخشی از فعالیت‌ نویسنده است و حضور در نشستهای ادبی به علاقمند كمك می‌كند فنون قصه‌نویسی را بشناسد و از آن به عنوان ابزاری در نوشته‌هایش بكار ببرد كه باعث می‌شود به مرور شناخت كاملی از قصه پیدا كند. مزایای جلسات نقد و بررسی در كل بیش از اینها نمی‌باشد و فعالیت در خانه مرحله‌ی بعدی كار می‌باشد. نویسندگان اگر بخواهند تمام تلاش خود را منحصراً در محیطی تنها پیاده بكنند طبعاً در بررسی آثار آنها با اعضای جلسات كمی و كاستیهای فاحشی دیده خواهد شد.

از دیگر علل عدم حضور علاقمندان به ویژه خانمها حساسیت برخی خانواده‌ها نسبت به حضور فرزندانشان در جلسات بوده است. برای رفع این مورد چه پیشنهادی دارید؟
حساسیت خانواده‌ها را می‌توان درك كرد چون در حال حاضر نشستهای انجمن ادبیات داستانی به صورت مختلط انجام می‌شود و خود به خود می‌تواند واكنش والدین را باعث شود در این باره پیشنهاد می‌كنم مسئولین برای خانمها كلاسهای جداگانه بگذارند تا با جلب اعتماد بیشتر خانواده‌ها حساسیت‌ها نیز برطرف گردند.

توجه‌ی اصلی شما در جلسات قصه به نقد ریشه‌ای موارد می‌باشد برخی نویسندگان معتقدند اساتید برای نقد از روشهای سختگیرانه و غیر اصولی پیروی می‌كنند. اصولاً تعریف كلی نقد چه می‌باشد؟
نقد در حقیقت برشمردن نقاط ضعف و قوت اثر و در اصل كالبد شكافی موضوع می‌باشد نویسندگان جوان ما نباید از نقد و انتقاد دلسرد شوند. هر عضو علاقمند تا نویسنده شدن راهی طولانی می‌پیماید. آنها هم باید همین روش را در پیش بگیرند. آنقدر بنویسند و آنقدر نقد شوند تا به تجربه برسند، البته معتقدم بعضی منتقدان چون قصه را نمی‌شناسند كار را خراب می‌كنند. تكلیف این افراد با اساتید می‌باشد و اصولاً اساتید كلاس باید در جمع بندی نهایی نقد نقاد را نیز اصلاح كند.

آیا نویسندگی استعداد ذاتی می خواهد؟
استعداد که قطعا می خواهد اما تلاش و پیگیری خود نویسنده هم مهم است.

چطور استعداد یک نویسنده رشد می کند؟
شرکت در کلاسهای آموزشی قصه نویسی در رشد افراد سرعت می دهد

برای نو قلمانی که می گویند وقت برای نوشتن کم است،وقت نداریم، چه جوابی می دهید؟
ما به هنر جویانمان شروع قصه می دهیم ادامه اش را خودشان می نویسند.با یک متن شروع. چند قصه پدید میاد.

آیا شما کلاس اموزشی در این مورد دارید ؟
در حال حاضر به خاطر مشغله ی کاری کلاسهام رو تعطیل کردم.اما در کانون کلاسها بر قرار است.

اگر مقدور باشد فهرست کتاب های چاپ شده و آماده چاپ خود را بیان نمایید.
حاصل این سی و دو سال قصه های بیشماری است که در مجلات معتبر کشور چاپ شدند. تعدادشان یادم نیست. اما تالیفاتم سیزده کتاب بغیر از ترجمه است.
در سال ۹۴دو رمان دایره ی سرخ برای بزرگسالان توسط انتشارات آموت و فریاد آق اویلی برای نوجوانان توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ خواهد شد.

در راز خایرخوجه از قیزلر داغی زیاد ذکر شده است، در حالی که روستای قیزلر کوه ندارد؟
درسته .قیزلار داغی وجود خارجی ندارد.اما نویسنده با ابزاری که دارد می تواند بسازد.

کتاب سورتگ تاکنون از طرف کدام نهاد وابسته به ادبیات کودکان تایید و یا حمایت شد؟
سورتیک رو انتشارات قدیانی که خصوصی است چاپ کرده و خود انتشارات از کتابهای منتشر نموده، حمایت مالی می کند.

نویسندگی رو چگونه شروع کردید؟ وچی باعث شد ادامه بدهید ومشوق شما چه کسانی بودند؟
من خودم نوشتن را دوست دارم. همین که قصه ها چاپ می شند آدم رو تشویق می کند که ادامه بدهد و سی و دو سال است که پیوسته می نویسم و با دنیایی که می سازم زندگی می کنم.

آیا تا کنون کتابی دارید که برگزیده شده باشد؟
راز خایر خوجه و آوای صحرا دو رمانی که جایزه ی کشوری برده، البته از داستان های کوتاه هم جایزه ی کشوری بردم.
سالی هم که آوای صحرا برنده شد. کتاب دکتر سارلی هم در مینه ی تاریخ جایزه برد و رئیس جمهور وقت لطف کردند و یک جایزه معنوی حج عمره با خانواده به ما دادند.

روزی تقریبا چند ساعت برای نوشتن اختصاص میدهید ؟
هر شب به نوشتن اختصاص می دهم. روزها اگر وقت بکنم به اصلاح نو شته هام می پردازم.

یه رمان را تقریبا در چه مدتی تمام میکنید ؟

بستگی به نوع رمان دارد. کمتر از شش ماه نیست، مثلا دایره ی سرخ ۱۶ماه وقت برد. البته تا مراحل چاپ برسد خیلی وقت می برد.

ویراستار تا چه حد در شکل گیری کتاب نقش دارد؟
ویراستار در زیبا سازی جملات به نویسنده کمک می کند شاملو، کریم قربان نفس و .. هم ویراستار داشتند.

داستان های بومی منطقه ما در قالب چه نوع داستانهایی می باشد؟
داستان های تمثیلی ، جادویی و جن و پری را در زمره ی ادبیات فانتزی شمردند و داستان های بومی خودمان پر از داستان های تخیلی عمیق با گرایشات فانتزی است. مثلا (دپه گوٌز) در داستان های « قورقوت آتا» یک موجود عجیب یک چشمی است که از مادر پریزاده ای بدنیا می آید. این غول ها قوی و احمق هستند که با انسان ها دشمنی دارند و انسان ها با عقل و تدبیر خود به مبارزه با آنها می پردازند. و یا « ستاره » که از کهن ترین تصاویر تخیلی انسان است ، موجودی اسطوره ای ، نیمی انسان و نیمی اسب می باشد. نمونه ی بومی آن پریان دریایی است که سر آن انسان و بدن آن ماهی است. یا جادوگران که یکی از شخصیت های کلیدی در فانتزی به شمار می رود که در افسانه های بومی فراوان آمده اند که معمولا به شکل عجوزه های پیر به تصویر کشیده می شوند ، اوج این جادوگر را در افسانه ی گوراوغلی و غارری کمپر می توان دید یا در افسانه ی « اجه کم هو» شخصیتی که با خوردن آب ممنوعه به شکل آهو در می آید.
آقای اونق انواع شکلهای فانتزی که امروزه در دنیا نوشته می شود را در سه گروه بشرح ذیل تقسیم بندی نمودند:
1-موضوع ارتباط انسان با موجوداتی تخیلی کهن (رابطه انسان با اژدها در حماسه گوراوغلی)
2-موضوع ارتباط انسان با جانوران (رابطه ی تأج مأد قورقاجئق با روباه)
3-موضوع جدایی کودک از خانواده (در افسانه ی اجه کم هو و…)

کانون پرورش فکری تاثیری روی شما داشته است ؟
در کلاسهای قصه نویسی حوزه ی هنری شرکت نداشتم.اما سه سال با نویسنده های معروف کشور با اسپانسری کانون در شهر های مختلف کشور کلاس قصه نویسی می گذاشتیم. که حاصلش دو رمان بوده .چوپان کوچک و فریاد آق اویلی…

آيا كتابی داريد كه داستان هاي كهن تركمن رو به زبان كودكانه بنويسيد؟
همه کتابها به زبان فارسی نوشته شده با درونمایه ی ترکمنی.البته داستان به زبان ترکمنی هم نوشتم.در مجلات محلی ترکمن صحرا، آذربایجان ایران، مجلات ترکمنستان و قرقیزستان هم چاپ شده است که یک جایزه هم درمسابقه کشور ترکیه درداخل کشور بردم که نمی دانم در مجلات ترکیه چاپ شده یا نه.

وقتي شاعري ترك زبان هست يا بهتر بگم اذري زبان هست شاعر رو به تركي می گوید راحت تر است و بيشتر مي درخشد ايا براي شما همینطور است یا نه؟
قطعا همین طوره، .دو زبانه بودن از این مشکلات رو دارد

آیا در زمینه شعر هم فعالیت دارید؟
من شعر ندارم، فقط در زمینه ی ادبیات داستانی کار می کنم.

كتابي داشتيد كه در مرحله ارشاد مميزي شود؟
مشکل ممیزی که درد مشترک همه نویسنده ها است.

کاری الان در دست دارید یا نه؟
بله.من همیشه کار دارم. یک رمان انتقادی اجتماعی دارم می نویسم با عنوان گرگ دریا.یک کار تر جمه هم اخیرا تمام کردم باید جهت نشر به انتشارات بدهم.

چرا اسم رمان دایره سرخ نامگذاری شد ؟
نام گذاری دایره ی سرخ با اتفاقاتی که در رمان می افتد هم خوانی دارد

برای نو قلمان چه توصیه ای دارید؟
من به هنر جوهایم همیشه یک نکته رو زیاد گوش زد می کردم. زیاد بخوانند و زیاد بنویسند

آیا امکان دسترسی به مجموعه داستان یلمک و قصه های ترکمن هست؟
متاسفانه همه ی کتاب هایم در بازار تمام شده خیلی هاشون تا چاپ چهارم پنجم هم رسید است. حالا نمی دانم دوباره چاپ می شوند یا نه

استاد با تشکر از وقتی که به ما دادید.

منابع:
1- نظرات اعضا گروه وایبری فراغی
2- سایت اولکامیز
3- سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: