انتخابات و مطالبه گری با کدام استراتژی ؟

رشید نافعی

آیا ما فعالان در یک همگرایی حول یک چارچوب فکری و برنامه عملگرایانه مشخص و متقابل در مقابل آن نا خواسته ها جمع شده ایم ..؟ آیا متوجه هستیم که منافع فردی همه ما در متمرکز ساختن عقبه افکار عمومی جامعه مان میباشد…؟ یا آنقدر در میدان منافع شخصی و هیجانات آتشفشانی خودمان به اسب چموش تاخته ایم که مجالی و رمقی برای تسبیح انداختن تفکر ما یشاء پیدا نکرده ایم…؟ آیا کاندیداهای احتمالی مجلس آینده با یک تفکر استراتژیک وارد کارزار انتخاباتی میشوند یا منافع شخصی و سوار بر بادکنک قوم گرایی و طایفه گرایی آنهاست که دست به چنین کاری می زنند. .. ؟!

یوراگینگ آق بولیب خالقا قاراسانگ
آلقیش یاغار طوی یاسینا یاراسنگ
لقمان بولیب خاستا حالین سوراسانگ
درد ینگله مز درمان دمینگ بولماسا

اولکامیز- رشید نافعی : یکی از دوستان را یک روز در مغازه اش خیلی غمگین و فکور و ناراضی یافتم .خبر از احوالش جویا شدم فهمیدم که با همسایه اش رابطه اش شکر آب شده بود .می گفت در حیاط خونه ام چند متری سبزی کاری و چند اصله نهال و درخت می کارم تا هم از انرژی طبیعی اش استفاده کرده باشم وهم این که مایحتاج خورد و خوراکم باشد. ولی گاو همسایه ام امان از دستم ربوده است . به محض اینکه سبزه ها و نهال ها شروع به رشد و قد کشیدن می کنند گاو همسایه ام سر فرصت زندگی طبیعی شان را قیچی میکند و سر ما را بی کلاه می گذارد…..
چندین باربه صاحب مال خواهش ، تذکر داده ام و خواسته ام که گاوش را بندد و در مکان عمومی ول نگذارد ولی متاسفانه گوش شنوایی نیافتم ..خسته و درمانده یک روز داخل مغازه ام نشسته بودم که صاحب گاو همسایه سر رسید و از رفتار تقریبا نرمال آن روزش انتظار یک راهکار و پاسخ معقولانه ای برایم ایجاد شد .میخواستم بشنوم که دیگه گاو را بستم و شما اذیت نخواهید شد… ولی با یک حالت نصیحت آمیز گفتند: همسایه عزیز دیوار بکش و خودت را راحت کن.
دنیای مواج و جزر و مدی امروزی سیاست دنیای اندیشه، تاکتیک و استراتژی، دنیای تعامل منافع به عبارتی اقتصاد سیاسی و دهایت و زیرکی است و همینطور دنیای تعریف منافع ملی و اسکلت بندی آرمانها وچارچوب و مانیفست داشتن است .از این نگاه این قلم صرف نارضایتی از وضعیت موجود بدون عملگرایی و کنشهای مناسب در قبال مسائل موجود را کم فایده می داند. گزاره های چنین نارضایتی ها می تواند در سئوالاتی و نوشته هایی نظیر چرا روحانی و استاندار علی رغم حمایت قاطع ترکمن ها در انتخابات معادله چند مجهولی را رقم می زنند؟ چرا کلیدش قفل مطالبات ما را باز نمیکند…؟ چرا نماینده فلان شهری به خاطر گماردن یا جلوگیری از گماردن یک رییس اداره ای یا ریاست دانشگاهی این همه هزینه میکند؟ووووو……خودش را نشان میدهد.
با این مجمل نگارنده به این مهم می خواهد برسد آیا فعالان و نخبگان و متفکران و اخیرا کاندیداهای نمایندگی مجلس در سبد زندگی سیاسی شان تا بحال یک چارچوبی از منافع ملی جامعه و اسکلت بندی مطالباتشان جا باز کرده اند یا اینکه صرفا بیان یک نارضایتی غیر خلاقانه و طوطی وار از مسائل موجود است.
واضح تر این است آیا وقتی می بینند دولت برآمده از اعتدال و اصلاح حتی وقع آنچنانی بر طرح خواسته ها و مطالبات نمی گذارد یا نمی تواند بگذارد .. آیا تلنگری خورده ایم نکند ترازوی سهم خود ما ناراضیان ازوضعیت موجود از سهم طرفهای مقابل در برآورده نشدن مطالباتمان بیشتر است ….؟ آیا ما فکری کرده یم که در این گونه موارد و عدم تحقق خواسته ها و نامتقارنی ها چه راهکارها و رویکردهای بعدی داشته باشیم…؟
آیا ما فعالان در یک همگرایی حول یک چارچوب فکری و برنامه عملگرایانه مشخص و متقابل در مقابل آن نا خواسته ها جمع شده ایم ..؟ آیا متوجه هستیم که منافع فردی همه ما در متمرکز ساختن عقبه افکار عمومی جامعه مان میباشد…؟ یا آنقدر در میدان منافع شخصی و هیجانات آتشفشانی خودمان به اسب چموش تاخته ایم که مجالی و رمقی برای تسبیح انداختن تفکر ما یشاء پیدا نکرده ایم…؟ آیا کاندیداهای احتمالی مجلس آینده با یک تفکر استراتژیک وارد کارزار انتخاباتی میشوند یا منافع شخصی و سوار بر بادکنک قوم گرایی و طایفه گرایی آنهاست که دست به چنین کاری می زنند. .. ؟!
راقم سطور به نظر شخصی احساس میکند جواب آزمایشات بالا نگاتیو است . فرض مثال : در قضیه کاندیداتوری مجلس قبل از هر چیز نگاه پوپولیستی و عرفی و طایفه ای بر نگاه آرمانگرایی و تفکر راهبردی بر آمده از منافع جامعه می چربد و در واقع ثمن وزین نگاه راهبردانه و آرمانگرایانه را به ثمن بخس نگاه عوامگرایانه و سطحی نگرانه می فروشند و هر کسی را خارج از دایره تنگ عینک غیر شفاف و مکدرشان و با نگاه غیر استانداردهای جامعه مدرن ببینند با ویژگیهایی از جمله غریبه بودن در شهر ، نداشتن طایفه و …. سعی میکنند از کورس رقابت بیاندازند حالا یک فرد هزاران ویژگی مثبت دیگر داشته باشد. دریغ از یک لحظه تفکر!. دریغ از یک مانیفست و پارادایم هویت طلبی.!
از این منظر نگارنده این مطلب چنین نوع نگاه در وادی سیاست و انتخابات را سم مهلک بر رشد متوازن یک جامعه در حال توسعه و گذار از سنت به مدرنیته میداند. و ابائی ندارد هزینه این طرز تفکر بازماندن از کورس رقابت در انتخابات مجلس و عدم کاندیداتوری و عدم کسب رای از طرق نا معقول و بر آمده از شانتاژهای هیجانات کاذب باشد . چون اعتقاد واثق بر این است که جامعه امروزی از عقلانیت منطقی بر خوردار است و اگر هم این رشد و حرکت گرچه لاک پشتی است باز شایسته نیست این حرکت از طریق مدعیان مصلح و متفکرین جامعه حالت بازدارندگی بخود بگیرد. و دقیقا از این منظر است نگارنده سطور در ورودبه دنیای کاندیداتوری مجلس با سوالات اساسی مواجه است و گرنه راه و دریچه منفعت شخصی و نگاه اسب گونه، نه نگاه شتر وار آن چنان نیازمند ساربان پخته و راه بلدی نیست.
می طلبد معتقدین به این مرام تحرکات توسعه مدنی علاوه بر این که خودشان به این اصول و بایسته های یک جامعه مردمسالار و عقلانیت محور و عاری از تعصبات کور پای بند باشند ،ترغیب نمایند و سعی کنند در جهت دهی و هدایت افکار مردم به نفع یک انتخاب منطقی و شایسته سالار جدای از تعلقات طایفه ای و خویشاوندی نقش برجسته ای را ایفا نمایند.
وقتی در راستای رایزنی های اخیرم در بحث انتخابات و کاندیداتوری یکی ار دوستان و همفکرانم که مهمان منزل و همفکری ام شده بود بحث طایفه ، هزینه و مخارج هنگفت انتخابات را به میان کشید بلادرنگ گفتم دوست عزیزم تاکنون سعی کرده ایم هرچه نوشته ایم و در آرمانخواهی مطالبات مردم عزیزمان مانده ایم نه چیزی خواسته ایم و نه در قبال عرق ریزی روحمان طالب منفعت آنی هستیم و …الان هم اگر قصد و نتیجه رایزنیها برای کاندیداتوری بر این عقل سیاسی-اجتماعی کمینه نگارنده مستولی بگردد کاملا آگاهانه و شفاف با مردم در میان خواهیم گذاشت و این که رای بیاوریم یا نه مساله بعدی است که معطوف به دیدگاههای مردمسالارانه عاری از خشونتهای فکری و تعصبات کور و شانتاژهای ناصواب رای چاق کنی خواهد بود.
از این منظر مردم و سرزمین و قانون اساسی و حاکمیت ارضی ملی مان را نیز قبول داریم و بالطبع در مقابل از حاکمیت نیز انتظار منطقی این است که ما را در کنار استعلامات اربعه با این هویت واشتهار فکری نیز سنجش صلاحیت نماید .چرا که این قلم معتقد است نهایتا این نوع نگاه باعث رشد آگاهی سیاسی –اجتماعی –فرهنگی جامعه خواهد شد.و بعد از این صحبتها ناخودآگاه دست بر پستوی خانه نهاده و کوک دوتار نمودم و با شعر » بولماسا «از شاعر زنده یاد قربانگلدی آهونبر ادامه گفتگوهایمان را آهنگین ساختم:

یوراگینگ آق بولیب خالقا قاراسانگ
آلقیش یاغار طوی یاسینا یاراسنگ
لقمان بولیب خاستا حالین سوراسانگ
درد ینگله مز درمان دمینگ بولماسا

انجامه سخن نگارنده با رجوع به داستان بالا عامدا وتاکیدا پرونده این سوال را مفتوح می گذارد و از دوستان و متفکران و مصلحین جامعه مساعدت و رایزنی می طلبد مبنی بر اینکه آیا آن دوست فکور داستان بالاخره می خواهد به نصیحت همسایه و صاحب گاو عمل کند و دیوار بکشد و خودش را راحت کند و صرفا از حیاط چهار دیواری خودش ارتزاق نماید یا با استقامت در مقابل دگماتیسم و حق به جانبی گریهای همسایه سعی می کند با یک تعامل منطقی در چارچوب منافع متعامل همجواری، آن را وادارسازد که گاوش را ببندد و متوجه باشد که در صورت عدم رعایت قراردادهای اجتماعی و بر نیاوردن حق همسایگی آن هم شاید متحمل هزینه هایی شود ؟؟

× تحلیلگر سیاسی

تاريخ 2015/4/28

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: