جمعبندی دوسالهء وضعیت شورای شهرگنبد

دکتر جلال الدین سیدی

درآستانهءدومین سالگشت انتخاب شورای شهرگنبد، ضمن تشکروتقدیراز اعضای محترم شورای شهربخاطر زحمات وفعالیت دوسالهء ایشان بنظرمیرسد نقد منطقی وواقع بینانهءعملکرد این نهادارزشمند مدنی دراین مقطع اززمان، وظیفهءغیرقابل اغماض روشنفکران واصحاب رسانه های جمعی منطقه باشد. درراستای ایفای این وظیفهء اجتماعی به سهم خود لازم میبیند درمیانهء راه ضمن نگاهی گذرا به گذشته نظراتی را نیز درخصوص باقیماندهء راهی که بایستی پیموده شود بعرض برساند.

«نردبان این جهان ما و منی است
عاقبت این نردبان افتادنی است
لاجرم هرکس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست. «

  در اواخر سال نودویک مردم ترکمن ساکن گنبد بواسطهء عدم توفیق در به کرسی نشاندن نمایندگان خود، از امکان مشارکت در مجلس شورای اسلامی وشورای شهر محروم بودند. این موضوع جو سنگینی از یاس وسرخوردگی را برجامعهء شهروندان ترکمن که مشتاق داشتن سهمی درخدمت به کشورومشارکت در تعیین سرنوشت آن بودند تحمیل کرده بود.هرچند باید اذعان داشت بعلت وجودزنجیره ئی از کاستی های جدی درقوانین موجود ولودرهمهءحوزه های استانی نیز ترکمنها موفق به انتخاب نماینده میشدند، باز هم بعیدبنظر میرسید قادر به تاثیر گذاری جدی بر روند مدیریت استان بشوند ولی حداقل این موضوع میتوانست باعث تقویت تعلق خاطرترکمنها به دولت ودموکراسی باشد. تعلق خاطری که دولت(بمفهوم عام آن) برای تداوم مشروعیت وحاکمیت خود بایستی به آن بها داده وزمینهء تحقق ومحافظت از آنرا فراهم میکرد وروا بود اگرجهت تضمین حق داشتن نماینده به اقوام مختلف منجمله ترکمنها، دولت سازو کارهای قانونی ودموکراتیکی را پیش بینی ومصوب میکرد که متاسفانه جای خالی چنین قوانینی همچنان محسوس است و این خود موضوع بحثی علیحده میباشد.
  درفقدان مکانیزمی که حق داشتن نماینده را برای ترکمنها وسایر اقلیتهای اتنیکی درمجلس وسایر شوراها تضمین کند (وصد البته فلسفهء وجودی مجلس وشوراها نیز غیر از این نیست که کشوربا مشارکت کلیهء اقوام واقشار اداره شود)، مع الاسف ما مجبوریم شاهد گریز ناپذیری رقابتهای قومی در انتخابات محلی ومجلس باشیم. به تعبیر دیگر بعلت فقدان اراده ئی درجهت دفاع وتضمین حق منطقی ومشروع مشارکت طلبی اقوام که اتفاقا بجا وبنفع نظام است، متاسفانه ترکمنها ی گنبدنیزمانند سایر شهروندان ترکمن استان مجبور به رقابت بابرادران وخواهران غیرترکمن خود(به امان خدا) رهاشده اند. با این تفاصیل شهروندان ترکمن علیرغم اینکه اکثریت ساکنین گنبد را تشکیل میدهندبه دلایل عدیده ئی که کالبد شکافی آن خارج ازحوصلهء این نوشتار است درسالهای اخیر نتوانسته بودند نمایندگان خود را درمجلس کشورشان وشورای شهرشان داشته باشند. بنابراین طبیعی است که ابتلا به یاس ونا امیدی وعدم انگیزه برای شرکت درانتخابات نتیجهء منطقی این ناکامیها باشد.
  اما تلاش خستیگی ناپذیر نخبگان وپیشکسوتان انتخاباتی گنبدی که با توسل به سنت دیرینهء کدخدامنشی ریش سفیدان وابداع روشهای مبتکرانهءروشنفکران وبا تلاش صادقانه ومسئولانهء شبانه روزی توانستند در چهارمین دورهءانتخابات شورای اسلامی شهر،درمیان بهت وحیرت ناظران تمامی یازده کرسی شورای شهر را ازنماینگان خود پرکنند روحی تازه درکالبد مشارکت جوی مردم ترکمن گنبد وسایر نقاط استان دمید.اما ازهمه مهمتر این ست که نمایندگان منتخب مردم که برآیند تلاش بزرگان قوم یا همان یاش اولی ها هستندخاستگاه، پایگاه وجایگاه خود را بخوبی بشناسند و سعی کنند نمایندگان شایسته و نایبان به حقی برای مردم باشند. بی تردید همهء این منتخبین شایستگی ها وتوانمندیهای نهان وآشکاری دارند که زمینهء انتخابشان را مهیا ساخته است، لیکن تصور امکان رسیدن ایشان به کرسی شورا بدون حمایت یاش اولی ها وروشنفکران بخصوص با این سهولت بسیار سخت است. بنابر این ضمن صحه گذاشتن بر قابلیتهای شخصی ایشان بایستی از یاد نبرد که وصول این عزیزان به کرسی شورا محصول اعتبار یاش اولی ها وروشنفکران درنزد مردم است ، با این وصف ابنظر میرسد بار سنگین اثبات لیاقت بر دوش ایشان بعد از انتخابشان بایستی هرروز بیش ازپیش محسوس باشد. لذا شایسته است هرگاه منتخبین موصوف بجای حفظ وفاق وهماهنگی درراستای منافع مردم وجامعه، «وسواس الخناس» آنها را بدنبال جلب رضایت بعضی خواص منحرف کرد ویا درجهت نیل به منافع شخصی وجناحی دانسته یا ندانسته برسبیل تفرقه گام نهادند، این توصیهء مولوی جلال الدین مجمد بلخی را ملکهءذهن خویش سازند که;
«نردبان این جهان ما ومنی است
عاقبت این نردبان افتادنی است،
لاجرم هرکس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست».
  مشهور است که همه چیز را همگان دانند وهمگان از مادر زاده نشده اند لیکن به باوراین قلم دیریست همگان ازمادری بنام مردم زاده شده اند لذا دیر ویا زود مردم همه چیز را میدانند. ازاین نظر شاید بتوان گفت همانگونه که عالم محضر خداست وانسان نبایستی در محضر خدا معصیت کند، جامعه محضر خلیفهء خدا یعنی مردم است، لذا انسان عاقل درمحضر مردم هم نباید معصیت کند واز همین روست که «آبرو» برای انسان عاقل اینقدرمهم است و حواس اوپیوسته متمرکز بر آنست که آبرویش درجامعه از بین نرود. سخن واضحتر آنکه رفتار تک تک اعضای شورا زیر نظر موشکافانهء مردمی است که ایشان موقعیتشان در این مقام را از قِبَلِ رَای واعتماد آنها دارند. سزاوارنیست تصورشودکه مثلاً سوء استفادهء پنهان از پست ومقام تا ابد پنهان خواهد ماند(البته درمثل مناقشه نیست). کوتاه سخن آنکه حقیر بعنوان وسیله ئی که سهمی (هرچند اندک) در تحقق روندانتخاب این شورا داشته و بقول معروف در این موردنزد مردم ریش گرو گذاشته است، وظیفهء اخلاقی خود میدانم از امید وانتظارات به حق مردم دفاع کنم و دراین خصوص که شخص یا اشخاصی بواسطهء مرض یا غرض، تساهل ویا تسامح دوباره مردم را به ورطهء سرخوردگی ونا امیدی سوق دهندغمض عین جایز ندانم، براین اساس پس ازآنچه به رسم قاعدهء نهی ازمنکر و مقدمتاً بعرض رسید اجازه میحواهم اندکی هم به امرمعروف بپردازم.
  قبل ازهرچیز بایستی تاکید نمود شورای شهر شورای قوم خاصی نیست بلکه شورای همهء شهروندان است بنابراین صرف نظرازاینکه وضعیت ناخوشایند فعلی رقابت قومی را به اقوام ساکن منطقه تحمیل کرده ولیکن پس از تشکیل شورای شهر، اعضای محترم شورا بایستی خودرانمایندهءهمهءاصناف،اقشارواقوام بدانند و ضمن اینکه درصدد رفع محرومیت از مناطق نیازمندتر برآمده وبرسبیل قاعدهءعدالت بذل توجه بیشتری به مشکلات مضاعف آنها مینمایند، منافع ونیازهای سایر نقاط شهر وهمشهریان غیر ترکمن راهم از نظر دورندارند وحتی جهت اینکه الگوئی برای شوراهای آینده باشند ارتباط وتعامل نزدیکتری با شهروندانی که به ایشان رای نداده اند داشته باشند تا در سایهء این بذل توجه ویژه وحدت وهمگرائی همهء شهروندان ازهمهء اقوام مختلف تقویت گردد. بایستی این موضوع راهم از نظر دور نداشت که شورای شهر تنها شورای شهرداری نیست بلکه بعنوان مجلس محلی رسالت فرهنگی واجتماعی خطیری بر عهده دارد که ایجاد همدلی و همگرائی بین شهروندان وفرهنگ سازی در راستای نگرش مدنی به مقولهء شهروندی از مهمترین نمادهای آن است. گو اینکه بالندگی واستمرار این رویکرد درگرو وجود چنین حسی بطور متقابل ومتعامل است. این حقیقت که زندگی در یک منطقهء جغرافیائی مشترک سرنوشت همهء ما را به هم گره زده است نبایستی مورد بی توجهی واقع گردد. زیرا درصورت بروز بلایای طبیعی چون سیل وزلزله همهءما بدون اینکه مذهب وزبان وقومیتمان درنظر گرفته شود سرنوشت مشترکی را با یکدیگر تقسیم خواهیم کرد. بنابر این همهء ما بهتراست دست به دست هم داده شهرمان را محل بهتروامن تری برای زیستن ساخته و به نسلهای آینده تسلیم نمائیم.
  شهر گنبد از دیرباز مورد ظلم وبی عدالتی سیستماتیک بوده است. دراینجا قصد تجزیه وتحلیل مبسوط مظالم تاریخی رفته بر این منطقه را ندارم لیکن دقت به این موضوع رابه مثابه تلنگری بر وجدان واحساس مسئولیت نمایندگان این مردم تلقی میکنم.شاید بتوان گفت نقطهء عطف این مظالم ازسال 1315با اتخاذ سیاست آسیمیلاسیون(همانند سازی) ازجانب رضا خان پهلوی شروع شده است. درسال1316 ابتدا نام شهرمان راکه بواسطهءجانشینی شهرویرانشدهء جرجان قدیم بایستی جرجان نامیده شود ازآن گرفته وبر شهر تاریخی استرآباد نهادند (والبته با شکل پارسی آن یعنی گرگان) وبا اینکار ظلمی هم بر هویت تاریخی این شهر(استرآباد) رواداشتند. بدین ترتیب نام بی مسمای گنبد قابوس  که تنها بیانگر قسمت کوچکی از شهرماست برما تحمیل شد. سپس سالهای سال به بهانهءهمین برج قابوس که طبیعتا بایستی وجودش مایهء برکت و توجه ورشدو توسعهء شهرمان باشد از رشد عمودی شهر جلوگیری گردید. با این سیاست بازدارنده سالهای سال با ممانعت از آپارتمان سازی در شهرمان ضمن ایجاد مانع بر سر راه مدرن سازی چهرهء شهر، باعث ترویج سیاست غلط رشد افقی درشهر گردیده، بهترین زمینهای زراعتی را در این مسیر فدای ساخت بناهای ویلائی و نتیجتا دچار نابودی کردند. ازطرف دیگرتعمدا با تعقیب سیاستهائی چون به حاشیه راندن گنبد درمسیرشمال- مشهد و بای پاس کردن کمربندی آزادشهر به مینودشت، مغرضان ضمن ازبین بردن تابلوهای راهنمای حامل نام گنبد، خصوصا درمسیر گرگان به گنبد، و نیز درج بیش ازحد واقعی مسافت بین شهرها با گنبد، فی المثل آزادشهر وگنبد از 12 کیلومتر به 15 کیلومتر و نیزتمهیدات ایذائی برای اینکه مسافران مشهد راه آزادشهر-گنبد-مینودشت را ترجیح ندهند وهزارو یک ترفند دیگر(که همگی کم وبیش از آن باخبریم) شهرمان را پرت ،درحاشیه و منزوی ساختند.
گرفتن حق مرکزیت استان از این شهر، محروم کردن آن ازامکانات زیرساختی مانندفرودگاه وراه آهن وادارات کل ، اخذ بیشترین مالیات وعوارض ازشهروند گنبدی وتخصیص کمترین بودجه به آن وسنگ اندازی در مسیر پروژه های عمرانی وسیاست بالابردن هزینهء ساخت وساز برای منصرف کردن شهروندان وشرکتهای مقاطعه کار ساختمانی از ساخت وساز (که عملا هم به یمن همکاری ویا کم کاری شوراهای شهر و شهرداران ونمایندگان سابق مجلس موفق بوده وهنوز هم ادامه دارد) باعث ورود ضرروزیان به همهء گنبدی هاست. شهروند فارس وآذری و بلوچستانی وسیستانی وشاهرودی وسمنانی ودیگران همانقدر ضرر کرده اند که شهروندان ترکمن ضرر کرده اند. این هم نمونهء دیگری از هم سرنوشتی همهء ما گنبدیها فارغ از قومیت ومذهبمان میباشدکه البته دیدنش محتاج چشمان فوق العاده تیزبینی هم نیست.
اما دراین شرایط چه از دست شورای شهر بر می آید؟ بنظراین قلم شورای شهر گنبد بایستی ضمن اینکه راسا کار توسعه وعمران شهر را پی میگیرد به نکات ذیل که نقش کلیدی واستراتژیک در تغییر چهره وساختار گنبد خواهد داشت نیز توجه ومساعدت ویژه مبذول نموده، چنانچه ازنظر بوروکراتیک موانعی وجود دارد در جهت رفع این موانع، زمینه های همفکری،همیاری وهمکاری کلیهء شهروندان اعم از ترکمن وغیر ترکمن را فراهم سازد. بعبارت ساده تر شهرما گنبد نیازمند ایجاد یک جنبش نوسازی ، بهسازی وتوسعهء همه جانبه با محوریت وحدت وهمدلی همهء گنبدیهاست. یک جامعهء «شهرمحور وشهروندگرا»که همه خودرا عضو این جامعه بدانند وکسی حس نکند وجود دیگری دراین جامعه جای اورا تنگ مینماید. دراین مسیرمفید میبیند بسهم خود اولین قدم ایجاد این نهضت «گنبدمحور» راعلیرغم تنگی حوصلهءاین مرقومه، با مطرح نمودن چند پیشنهاد ابتدائی بردارد.
پیشنهادهای مزبور بایستی صرفا یک طرح اولیه تلقی شود که نیازمند بررسی وکارشناسی جدی و دقیق است وامکان تحقق یا عدم امکان تحقق آن بلحاظ فنی وتخصصی بایستی به بحث گذاشته شود.
1- ایجاد سلسله جلسات توجیهی وهمگرائی مدنی هفتگی ویا ماهانه بین روشنفکران ونخبگان وریش سفیدان ویا معتمدین شهر ازهمه اقوام جهت ایجاد وتقویت روح همبستگی شهروندی وتقویت حب همشهریگری ورایزنی وتبادل افکار، بنوعی گفتمان تقویت حس گنبدی بودن.
2- بررسی جدی امکانات قانونی وعملی تغییر نام گنبد به جرجان بعنوان یک حرکت اصلاحی بی اندازه مهم و رایزنی با شخصیتهای گرگانی واستانی که ازاین ایده حمایت میکنند. دراین راستا اعادهء نام جرجان به شهرمان مستلزم تغییر نام گرگان فعلی نبوده و میتواند درکنار این که شهر فعلی موسوم به گرگان کماکان این نام را استفاده مینماید شهر فعلی موسوم به گنبد نیز جرجان نامیده شود.این دو نام ضمن اینکه بلحاظ شکلی متفاوت اند بلحاظ حمل بار ومفهوم تاریخی هم تفاوت(ونه تعارض)دارند. تسهیل درعملی واجرائی شدن این طرح بیش از هرچیز به خودباوری شهروندان واصرار ایشان در بکاربردن نام جرجان بجای گنبد میسر میباشد.
3- ایجاد نهضت نوسازی شهری بصورت جدی با حرکت ازنقطهء تنزل هزینهء ساخت وساز ونوسازی بناها ومحلات قدیمی وتغییربافت فرسوده شهر وایجاد طرحهای تشویقی برای ترغیب مردم به تخریب بناهای قدیمی که درضمن فرسوده وخطرناک هستند. زیرا بسیاری ازاین بنا های قدیمی ومستهلکی که اتفاقا درمرکز شهر ونقاط پرتردد آن واقع شده اند، بعلت نجومی بودن هزینهء تخریب بنای قدیمی وهزینه های دریافت پروانه ، صاحبانشان قادر به نوسازی آنها نیستند. درنتیجه این وضعیت مانعی جدی بر سر راه اصلاح چهرهء شهرارزیابی میشود. این موضوع علاوه بر آنکه به پرسیمای شهر ازنظر جذبهءتجاری وتوریستی آسیب میرساند، جان همشهریان وهموطنانی راکه دراین نقاط رفت وآمد ویا کاسبی میکنند را هم بطورجدی تهدید مینماید. موضوعی با این اهمیت نه تنها نبایستی با سنگ اندازی شهرداری مواجه باشد بلکه بایستی در جهت رفع موانع وفشارهای مادی ومعنوی تحمیل شده بر صاحبان بنا ها ازطرف شورا وشهردار تمهیدات جدی بنفع صاحبان این نو ساختمانهای فرسوده برای نوسازی آنها اندیشیده شود. وظیفهء شهرداری وشورای شهر حمایت از زیباسازی ونوسازی شهر بوسیلهء طرحهای حمایتی وتشویقی است نه کیسه دوختن با توسل به تعرفه های نجومی صدور پروانه و سنگ اندازی سر راه صاحبان ابنیه وپروژه های ساختمانی وعمرانی.
4-  علل منطقی ویا غیر منطقی عدم صدور پروانه برای ساخت بناهای مرتفع توسط شهرداری گنبدو این که برای اخذ محوز ساخت ساختمانهای با ارتفاع ویا طبقات بیشتر بایستی شهروند متقاضی گنبدی  به گرگان رفته و ازآنجا مجوز بگیریکی دیگر از مسائل مهمی است که باید بررسی موربررسی وتجدید نظر جدی قرار بگیرد. چگونه میتوان پذیزفت ممنوع بودن احداث ساختمانهای مرتفع با ریختن وجه(جریمه) به حسابی در گرگان بطرز معجزه آسائی بیکباره ماهیتی مجاز بیابد؟چرا چنین «علم کیمیاگرانه» درخدمت شهرداری گنبدنباشد؟ براستی چرا این پروسه توسط شهرداری ویا شورای شهر گنبد وبه نفع خزانهء شهرداری گنبد والبته دروهلهء اول بسیار ارزانتر برای شهروند گنبدی اصلاح نشود؟ به قول مثل معروف چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.  چگونه میتوان این معضل و معضلات اینچنینی را بنفع شهر گنبد ازمیان برداشت؟ خلاصه آنکه خدمت واقعی ودرخوری که از شورای شهر انتظار تحقق آن میرود اینگونه تحولات بنیادین است نه اسفالت چند کوچه وپس کوچه، که البته آنها نیز بجای خود لازم اند.
5- یکی از وظایف اخلاقی ومهم شورای شهر در راستای اصلاح فرهنگ اداری ومبارزه با فساد در شهرداری بررسی وحل این معضل است که چگونه میتوان با رانت خواری واعمال نفوذ نامشروع در شهرداری برخورد کرد؟ بدون حل این موضوع بنظر نمیرسد هیچ طرح عام المنفعه ئی در شهرعملی باشد.زیرا شبکه های تجاری واقتصادی که مانند اختاپوس سیستم اداری شهرداری و موسسات سود آور متصل به آنرا تحت استیلای خود دارند موانع جدی بر سر راه مدیریت سالم پروژه های عمرانی دولتی اند. این مسئله با ترویج سیاست غلط و ضد دولتی خصوصی سازی عمق ومحیط فعالیت خطرناکییافته که کنترل ابعاد هراسناک آن هروز سخت تر از روز پیش میشود. مانند سرطانی که با عادت کردن بیمار ویا قربانی به آن وقصور وتسامح در مبارزه با آن گسترش ابعادش هرروز به نقطهء علاج نا پذیری نزدیک ترش میکند. لذا بایستی دست باندهای رانتخوار وفرهنگ رانتخواری از دامن شهرداری ومدیریت شهری کوتاه شود که این مسئله نیز مستلزم وحدت وهمدلی صادقانهء همهء شهروندان ومسئولان دلسوز است.
6- چگونه میتوان زمینهء کشیده شدن راه آهن به گنبد را مهیا ساخت؟برای درک نقش استراتژیک راه آهن درتوسعه کافی است نگاهی به تاریخچهءآن درآمریکا واروپا بیندازید تا به عمق اهمیت آن پی ببرید ومتاسفانه این اهمیت از طرف نمایندگان سابق مجلس یا درک نگردیده ویا مسائل واحادیث دیگری مانع از پیگیری جدی این موضوع شده است که از هم اکنون بایستی با جلوگیری از تداوم این ضرر درهای منفعت را بسوی شهرگنبد وشهروند گنبدی گشود.
  درپایان این نوشتهء ناتمام و در یک جمع بندی واستنتاجی شتابزده، بایستی یاد آوری نمود موارد فراوان دیگری در زمینهء ظرفیتهای بالفعل وبالقوهء شورای شهر وجود دارد که به تدریج و به نوبت میتوان آنها را مطرح نمود. میدانیم امکانات واختیارات شورای شهر محدود است وانتظارات فوق الذکر ازآن شاید تا حدی آرمانگرایانه ویا دور از دسترس ، در نوک قله های تسخیر ناپذیر بنظر برسد، اما بنابر عبارت ظریف وپرمفهوم «وصف العیش نصف العیش» همهء ما موظف به پروراندن اینگونه آرمانها وایده های مثبت وموجد امید وانگیزه در اذهان خود هستیم. ترسیم تصاویر مایوس کننده و صرف جملات وعباراتی چون عملی نیست وغیر ممکن است از جانب بدخواهان عاقل وترویج خیرخواهان جاهل نبایستی   مارا از بحث پیرامون این طرح ها و حرکت درمسیر تحقق آنها باز دارد. شاید بگوئید شورا که سوپر من نیست، اما بخاطر داشته باشید مردم سوپر من هستند. مگر حماسه انتخاب شما را که تنها دوسال از آن گذشته را بهمین زودی ازیاد برده اید؟ همان موقع هم این عبارات «دیگر نمیشود، غیر ممکن است، همه چیز ازدست رفته، تلاش بیهوده ئی است» فضا را آکنده بود. انعکاس آزاردهندهء تکرار این جملات مایوس کننده هنوز هم درگوشم چون پژواک صدای ناقوسی بزرگ میپیچد. اما این مردم با تسلیح به کمی آگاهی، خودباوری وامید سوپر من بودنشان را ثابت کردند. اگر این شورا فرزند خلف این مردم باشد یقین دارم خواهد توانست چنین آرزوهای بزرگی را به بار بنشاندو از آن میوه های شیرین کامیابی استحصال کند. درخاتمه ئی زود هنگام اما موقت،
  از همهء همشهریان گنبدی انتظار دارد ضمن اینکه حساسیت شایسته ای در خصوص پیشنهادات مطرح شده نشان میدهند بطور منطقی ومستدل به اظهار نظر پیرامون مطالب فوق و ارائهء پیشنهادات وطرحهای جدید بپردازند. امید است این بحثها اساس «گفتمان جنبش توسعهء گنبد» ویا «جنبش حس شهروندی» را بین شهروندان گنبدی تحقق بخشد. بنظر این قلم اگر که نیت وخواست،صداقت،خودباوری، مردم گرائی،وحدت گرائی واخلاص در بین باشد شورای شهر گنبد میتواند امتحان خود را ظرف دو سال باقیمانده با ایفای نقش کلیدی درراه عملی سازی این گفتمان با موفقیت پس دهد.
پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ه‍.ش.
منبع ـ وبلاگ شخصی دکتر جلال الدین سیدی

یک پاسخ to “جمعبندی دوسالهء وضعیت شورای شهرگنبد”

  1. دکتر سیدی Says:

    چه نباید کرد (راهکارهائی برای انتخابات)
    http://drseydi.blogspot.com.tr/2015/05/blog-post_5.html

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: