درختان مقدس

نويسنده: سرگی دِميدوف. مردم شناس

ترجمه از: رحيم کاکايی

دردوران شوروی چنار« هفت برادران» يکی از نقاط تفريحی برای گردشگران متعددی شد که به اينجا از سراسر شوروی می آمدند.بسياری افسانه ها با برخی درختان ديگری که درترکمنستان مشاهده ميشوند مرتبط هستند.
درختان درحال رشد درمکانهای مقدس، صرف نظرازجنس آنها مقدس بشمار ميروند.آنها را نبايد قطع ، سوزاند وشاخه های آنها را خرد کرد. مرتکب شدگان چنين اعمالی گويا مجازات سخت درانتظار است.به اين امربويژه پيشامدی، که مولف اين سطور شاهد ناخواسته ی آن شد مرتبط است. درآوريل سال 1960 برای من اتفاق افتاد که با همکاران انستيتوی فيزيک آکادمی علوم ترکمنستان به گردش غار معروف بهردِن به حوزچه آب گرم زيرزمينی منحصربفرد آن برويم.

darach2t

نويسنده: سرگی دِميدوف. مردم شناس
سرگی دمیدف تحصیلات خود را دردانشکده اقتصاد وتاریخ دانشگاه دولتی مسکو بنام م.و.لمونوسف (شعبه مردم شناسی) بپایان میرساند.دمیدف ازسال ۱۹۵۹ تا اواسط دهه ۱۹۹۰ درجمهوری ترکمنستان شوروی زندگی وکارمیکند.وی درسال ۱۹۵۹ درشعبه مردم شناسی انستیتوی تاریخ فرهنگستان علوم ترکمنستان شوروی استخدام شد،جاییکه بلاوقفه تا پایان سال ۱۹۹۷ درآنجا کارکرد. دميدوف مولف هفت کتاب (پنچ مونوگرافی) وبیش از ۳۵۰ مقالات علمی درباره اعتقادات ترکمن ها است. سرگی ميخايلويچ دميدوف بازنشسته است ودر روستای باتورين منطقه بروخووتس ناحيه کراسنودارزندگی ميکند.

ترجمه از: رحيم کاکايی

درختان، همانند پاره ای ديگر موضوعات بی جان طبيعت، جهان نباتات وحيوانات ترکمنستان، جای مهمی را درافسانه ها و باورهای ترکمنها که از دوران پيش از اسلام حفظ شدند، اشغال ميکنند.بخشی ازآنها – بازتاب بازنمود ها وتصورات باستانی کشاورزان ده نشين ايرانی زبان آسيای مرکزی دوره پيش از ترکان است، که نزد آنها کيش گياهان جای ويژه ای را داشت (کافی است سيمای حامی فرهنگ کشاورزی بابا دايخان (1) را بخاطر بياوريم).
بسياری عناصر زندگی وفرهنگ که مقدم برقشروسازند قومی واتنيکی هستند بصورتی نو توسط مردمان ترک زبان درک شدند و بخشی ازاين عناصر را خود اين گروه قومی درخود گنجانده شد.
بنحويکه حتی تصور درخت اساطيری زندگی ايرانيان باستان بنام درخت حيات که درآن هربرگی که ظاهرو زوال ميابد مظهرانسان زنده برروی زمين بود، درشکل گرته برداری ترک زبانی عمرآغاجی (درخت زندگی) (2) دراسطوره شناسی ترکمن وارد شد.
طبق تصورات موهوم پرستانه مذکور، زنگ توی گوش های اين يا آن شخص آنگاه بوجود ميايد که با مرگ کسی برگ مربوطه با نام او از شاخه های اين درخت کنده ميشود و به آرامی چرخش کنان سرراه برخوردن برگ با نام همنام آن روی زمين می افتد.
طبعا، درختان، چه بلحاظ فرهنگی وچه جهان نباتات وحشی ترکمنستان نقش مهمی در زندگی روزمره ترکمنها، بويژه درمناطق کشاورزی بمثابه منبع تغذيه وحرارت وهمچنين به عنوان مصالح ساختمانی بازی کردند وميکنند.
دراثرتحقيقی بزرگ « گياهان وحيوانات در افسانه ها وباورهای ترکمنها»، که مولف اين سطور چندين سال پيش تدارک ديد، اما متاسفانه انتشار آن ممکن نشد، بيش از بيست گونه درخت بازتاب يافتند. برخی ازآنها را ما در گفتمان کنونی بطورمختصر اشاره ميکنيم.
در گياهان موجود درنزد ترکمنها درخت داغدان جای ويژه ای را اشغال ميکند – درختی که تنها در مناطق کوهستانی يافت ميشود وتا اندازه ای کمياب است. درادبيات علمی اين درخت بعنوان درخت سنگی (3) يا داغداغان قفقازی (4) شناخته شده است.
داغدان بويژه به دره ها وشکاف های کوه جاييکه درترک ها وشکاف های سنگی آب باران ذخيره ميشوند علاقمند است.مختومقلی بزرگ دريکی از اشعارخود ضمن توصيف از کوه حصار(5) در منطقه غارری غالا ترکمنستان، ازجمله اشاره ميکند که آن – « بيلی داغدانلی» است، يعنی «کمرگاهش پراز درخت داغدان» است.
خاصيت غيرمعمولی چوب های اين درخت نسبتا کم ارتفاع، که بيشتراز چهار- پنچ متر نيست ودارای استحکام و ثبات فوق العاده دربرابر پوسيدگی است– مدتها است که توسط انسان گوشزد شده بود.
ازاين رو درخت داغدان، همپای درخت آرچا ( درخت اُرس) بعنوان تير چوبی حامل سقف درساخت وساز خانه ها وهمچنين در ساختن برخی لوازم خانگی برای استفاده طولانی مدت بکارميرفت: مثلا برای پايه های چوبی زين شتر(هاتاپ، خاتاپ: ترکمنی)، دستگاه بافندگی (غيليچ : ترکمنی)، دسته يا دستگيره سنگ آسياب دستی وغيره.
اما درميان صنايع دستی از درخت داغدان از زمان های ديرين طلسم چشم زخم بيشترين شهرت را پيدا کردند ، که تحت همين نام از چوبی که ازآن درست ميشوند معروف هستند.
سفيدی چشمی، که نگاه را جذب ومانند زره بدنی است، که اورا از« خطرات» خنثی ميکند و زمانی او خوب ونيک نيست، که با گذشت ساليان ودهه ها زرد وسپس قهوه ای شوند. درباره داغدان بعنوان طلسم محافظ درجنوب ترکمنستان مورد زير رايج بود.
ساحری (جاديغُوی) تصميم ميگيرد که نيروی سحرآميز خود را نشان دهد و ديد که شتری نزديک ميشود،ساحر نگاه خود را به او متمرکز ميکند، به پيرامونيان خود اطمينان ميدهد که شتر ازنگاه اش بايد برزمين بيفتد. اما شتر تنها مکث ميکند ونمی افتد. جادوگر از اين امر بسيار به شگفت ميايد، اما سپس معلوم ميشود که پايه چوبی درزين شتر از چوب داغدان ساخته شده است.از نگاه جادوگربه پايه چوبی درزين شتر ترکی درچوب بوجود ميآمد، اما حيوان آسيبی نديد.
طلسم ها ی داغدان اشکال بسيار گوناگون را دارند، همانند: شکل کدوی کوچک، شکل چرخ ،شکل قارچ، شکل شانه، شکل شاخ های نمادين قوچ (غُچاق.ترکمنی)، شکل نای کوچک لوله ای توخالی وغيره. دربالای آنها بعنوان تزيين نقش ونگارهای ساده کنده کاری ميشوند و دربيست – سی ساله اخيراين الگوها گاهی اوقات رنگ آميزی ميشوند.
زنان اين طلسم ها را روی سينه می اندازند، درکودکان وبرخی پيرمردان آنها به کلاه (6) دوخته ميشوند. روی درب ورودی منزل يا بردروازه ها بعنوان طلسم تنها يک قطعه چوب داغدان ميتوان ديد.
برای استفاده درمقاصد جادويی داغدان درسنن ملی نام درخت مقدس ( کرامتلی آغاچ) را گرفت، هرچند برخی از مصاحبه شوندگان آنرابه گروه « درختان ناپاک ونجس (حرام آغاچ) منسوب داشتند که کاملا درارتباط با کاربرد خصوصيت داغدان عليه چشم « بد» و«ناپاک» قابل فهم است.
نکته شايان توجه اينکه درخت آرچا (درخت اُرس)، که با داغدان براساس خاصيت چوبی خود رقابت ميکند، بخاطرآن است که درطبيعت به مراتب بيشتر مشاهده ميشود ( نايابی يکی ازشرايط بکارگيری در سحر است) ومفتخر به موادی برای تبديل شدن به طلسم نشد.
با اين حال جالب است که نوک و انتهای تيرهای درختان آرچا (اُرس) که ده – پانزده سانتيمتر برجسته تر از پايه استوانه ای جايگاه مقبره معروف سلطان سنجر درحوالی بايرام آلی هستند ( اثرمعماری تاريخی سده دوازده ) درسالهای شصت سده بيست بطوری که نويسنده اين سطور بارها شاهد بود، توسط ساکنين محلی کنده کاری شدند. عقيده براين بود که اين ذره های کنده شده وبرگرفته شده از مکان مقدس که شامل مقبره مورد نظر است، به سردردها بسيارکمک ميکنند. گاهی اوقات درخت آرچا (درخت اُرس) نه به تنهايی،بلکه درآميزه با مکان مقدس، همچنين به موضوع پرستش بدل شده است.چنانکه مثلا، با درخت آرچای (اُرس) واقع دردويست متربالاتر از مکان مقدس شولان در منطقه غارری غالا روی داد. شاخه های اين درخت کاملا با تکه پارچه های گره خورده نذری، با کمان اسباب بازی،با گهواره و با ديگر مطالبات خاص از قديس پوشيده شده بودند.
ازجمله درختان مورد احترام درخت چناربزرگ زيبا است ، که درطبيعت، شايد بازهم کمياب تراز درخت داغدان ديده ميشود وتنها آنجايی وجود دارد که چشمه های هميشگی آب هست. عقيده براين است که نيروی درختان چنار به نيروی افسونگری مردم، که توسط دشمنان تعقيب ميشوند درميايند.
نشانه اين امرگويا برگ پنچ انگشتی چناراست، که ياد آور پنچه انسان است.ازاين رو درختان چنار راهمانند داغدان نبايد سوزاند و بعنوان مواد سوختی استفاده کرد.معروفترين چنار در خاک ترکمنستان درخت « هفت برادران» بشمارميرود که در استراحتگاه کوهستانی شهرستان فيروزه در سی وپنچ کيلومتری عشق آباد است.
درخت باقی مانده ی منحصر بفردی، که بيش از پانصد سال عمردارد واز هشت تنه تشکيل شده ( يکی از تنه ها خشک وارّه شده است) وموجب حماسه زيبايی فيروزه و هفت برادران او شد که دليرانه ازخود دربرابرانبوهی از دشمنان دفاع کردند وسرانجام ناگزير شدند از نيرويی والاتر در خواست کمک کنند که آنها را به چنار تنومندی با هشت تنه درهم ادغام شده تبديل کنند.
دردوران شوروی چنار« هفت برادران» يکی از نقاط تفريحی برای گردشگران متعددی شد که به اينجا از سراسر شوروی می آمدند.بسياری افسانه ها با برخی درختان ديگری که درترکمنستان مشاهده ميشوند مرتبط هستند.
درختان درحال رشد درمکانهای مقدس، صرف نظرازجنس آنها مقدس بشمار ميروند.آنها را نبايد قطع ، سوزاند وشاخه های آنها را خرد کرد. مرتکب شدگان چنين اعمالی گويا مجازات سخت درانتظار است.به اين امربويژه پيشامدی، که مولف اين سطور شاهد ناخواسته ی آن شد مرتبط است. درآوريل سال 1960 برای من اتفاق افتاد که با همکاران انستيتوی فيزيک آکادمی علوم ترکمنستان به گردش غار معروف بهردِن به حوزچه آب گرم زيرزمينی منحصربفرد آن برويم.
مامد، آذربايجانی چهل ساله وراننده کاميون نفربرما با دونفرترکمن بومی درباره جنس درخت درحال رشد برفرازمحل ورود غار ، که نزد اهالی اطراف، بعنوان مکان مقدس « غُوو– آتا» (غار- پدر.) معروف است، گفتگو ميکرد. او مدعی بود که اين درخت انجير است. مامد درحال بالا رفتن از درخت شاخه ای را شکست و بعنوان اثبات حقانيت خود آنرا نزد ما آورد.
اما درراه بازگشت، ضمن عبور از روستای گؤکجه که دردوازده کيلومتری عشق آباد، درجاده ای هموار کاميون نفربرما واژگون شد. بااين حال از هفده نفربه انضمام خود راننده، هيجکس بطورجدی آسيب نديد.هنگاميکه پس ازمدت زمانی ما با مامد درباره اين پيش آمد صحبت کرديم، او اذعان داشت که معتقد است اتفاق پيش آمده کيفراعمال او است: ضمن شکستن شاخه ای کوچک، او متوجه شده بود که به ديگر شاخه ها ی اين درخت تکه پارچه های زائران گره خورده بودند و درنتيجه اين درخت همچنين مقدس بشمار ميايد.
مامد مرا مطمئن ساخت که خيال دارد گوسفندی بعنوان قربانی جهت آمرزش قديس بياورد. همانطور که می بينيم، درختان درتصورات ملتها اغلب درنوع خود بعنوان نمونه ای از رابطه تنگاتنگ وبهم فشرده طبيعت وانسان عمل ميکنند.
توضيح مترجم:
1- اسطوره شناسی: اسطوره آسیای مرکزی. (مؤلف : يليسيه وا) بُوبُو- دِهقون- دراسطوره شناسی ازبکها، ترکمنها ( بابا – دايخان)، قيرقيزها ( بابا – دييقان)، قازاق ها ( ديقان – بابا )، قارا قالپاق ها ( دييخان – بابا) وتاجيکها ( بُوبُوی دِهقون) – خدای حامی کشاورزی.بُوبُو – دِهقون چهره پيش از اسلام بشمارميايد. او درشکل پيرمردی تنومند (نزد قيرقيزها – بعنوان پرندگان) مجسم ميشد. دراسطوره ها او خصايص آشکار قهرمان فرهنگی را داشت.براساس يکی از آنها، بُوبُو – دِهقون نخستين گاو آهن را اختراع کرده است ، درعين حال آنچه جالب است،، يک بخش گاوآهن توسط شيطان به او تلقين شده بود.طبق اسطوره ترکمنی، با اشاره وراهنمايی شيطان، بُوبُو – دِهقون نخستين کانال آبياری (قنات) را احداث کرد.اما آب درحفرخندق (آريق) آن جاری نميشد.درآن زمان بُوبُو دِهقون تصميم گرفت ازشيطان حرف بکشد که اشتباه او درچيست. لباس های قشنگ پوشيد و نان کلوچه ای را گرفت، او با ظاهری خوشحال از کنار شيطان گذشت.بدون اينکه تظاهری ازخود نشان دهد، او گفت:« يقين، بُوبُو – دِهقون پی برده که خندق (آريق) بايد نه مستقيم، بلکه همانند رودخانه پرپيچ وتاب »باشد. نزد کشاورزان ازبک وتاجيک، که نخستين شخم وکشت نمادين را بعمل مياوردند ، تجسم زنده بُوبُو – دِهقون درنظرگرفته ميشد.غالبا ديگر آيين های کشاورزی را با خدا ارتباط ميدادند. ترکمنهای جنوب غربی به بُوبُو دِهقون قطعات زمين ويژه را وقف کردند.
2- اؤمور آغاجی. ترکمنی .مترجم

3- درخت صخره شکن يا درخت آهنين نيزگفته ميشو .نام علمی آن سلتيس ، نام يک سرده يا جنس از تيره شاهدانگان وراسته گل سرخ سانان است.مترجم

4- درخت داغداغان يا تادانه دار با نام علمی سلتيس آوستراليس ازخانواده نارون.درمناطق خشک ودامنه های صخرهای آسيای مرکزی،کريمه وقفقاز ميرويد.مترجم

5- حاسار.ترکمنی.مترجم

6- کلاه نقش ونگاردارهمانند عرقچين.مترجم

2 پاسخ to “درختان مقدس”

  1. fereydoondiyeji Says:

    az yeki az radiohaye iranie kharej shenidam ke,dar lahijan ham derakhte moghaddass parastesh mishawad ya mishod

  2. fereydoondiyeji Says:

    dar t.v seryale atesh bedoone dood sakhteye manochehr ahmadi türkmenha derakhte moghadass ra ebadat mikardand

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: