در ستایش یک انقلابی اخلاق‌گرا، و یک فرد انساندوست

بمناسبت دومین سالگرد درگذشت بزرگمرد ترکمنصحرا دکتر بردی آهنگری

« بوغلوپ گزسم ده یولونگ چانگیندا
انگلیپ گزمه دیم آدام اؤنگـونده
دینگه انم ـ آتام واطان اؤنگونده
اؤچ بؤکولدیم، آیری قیسمات کؤیسه من.»

گفتمان ترکمنها ـ رشید آهنگری : خبر از دست رفتن دکتر، یگانه و همیشه یکرنگ آزادی و عدالتخواهان، دکتر بردی آهنگری را می گویم. شخصیت برجسته‌ای که در هر گام خود، در هر کلام خود، و در هر لحظۀ زندگی خود نماد راستین عدالت و آزادیخواهی بود. یار و یاور و فریاد ظلم دیدگان و آوای مقاومت و جسارت و سرمشق گذشت و مداراگری بود، هر ترکمنی و هر عدالتخواه انساندوست را در غم سنگینی فرو برد.

Foto

در برابر تحقیر کنندگان ملتش و فرزندان آن تا پای جان از ملتش و یاران خود دفاع میکرد؛ با سینه ای ستبر به امکانات کاذب استبداد «نه!» گفت؛ او انسانی که آزادی در سکوت و رفاه را در راه آزادی و منافع ملت خود زیر پا نهاد و فضای تاریک و درد جانکاه مهاجرت و تمامی سختیهای دوری از وطن را صبورانه و شجاعانه بر زندگی در فضای اختناق حاکم ترجیح داد. و تسلیم تسهیلات فریبندۀ نیروی استبداد نگردید.دکتر بردی آهنگری در عین ظرافت روح و لطافت طبع، که انعکاس آن در کلامش رنگ شعر و ضرب المثل به خود می گرفت، و چنان مهرش را با واژه‌هایی مناسب بیان می‌کرد که حتا در سپاسگزاری از او درمی ماندی، انسانی مقاوم، استوار، محکم و شکست ناپذیر بود. علیرغم فشارهای امنیتی ساواک اما باز هم دست از تلاشهای فرهنگی که برای زنده نگه داشتن هویت ملتش لازم و حیاتی میدانست، نکشید. به همین اعتبار، او با مصلحت اندیشی های فرصت طلبانه، از نوعی که؛ حقیقت را، یا اصول را قربانی کند، اساساً کنار نمی آمد. مقاومت او در برابر بیعدالتیها، در‌واقع دفاع و اعتقاد به حقیقتی بود که به او توان مقاومت و ایستادگی میداد. روح دادخواهی او را دوچندان میساخت.

بمناسبت دومین سالکرد درگذشت بزرگمرد ترکمنصحرا دکتر بردی آهنگری
گفتمان ترکمنها ـ رشید آهنگری : هر چند که مرحوم دکتر بردی آهنگری از بابت بیماری هولناکی رنج میبرد، اما لحظه ای روی خندان و پرمهرش را از چهرۀ پرمحبتش دور نساخت. مقاومت و مقابلۀ وی در برابر این بیماری غیر قابل توصیف بود.
دکتر مقاومت را در طول زندگی تجربه کرد و آموخت. چرا که بخشی از تاریخ زندگی دکتر بردی آهنگری تؤام با سختیها و فشارها بود که شکنجه های بی پایان زندانهای دوران پهلوی و فشارها و بی مهریهای بی پایان عده ای وطیفه مند در طول مهاجرت، از جملۀ آنها بودند که خود داستان نانوشتۀ مقطعی از دوران حیات سیاسی این بزرگمرد ترکمنصحرا را شکل داده بودند.
اما چه افسوس که با تمام این قصه ها، در نهایت در عرض چند ساعت، شدت وخامت بیماری، وی را از پا در آورد و از درون تار چشمهای گریان زمانه و دوستداران خود جدا و برای همیشه راهی مقصد بی بازگشت ساخت. و چشمهایی را غرق در اشک و دلهایی را اندوهگین کرد.
خبر از دست رفتن دکتر، یگانه و همیشه یکرنگ آزادی و عدالتخواهان، دکتر بردی آهنگری را می گویم. شخصیت برجسته‌ای که در هر گام خود، در هر کلام خود، و در هر لحظۀ زندگی خود نماد راستین عدالت و آزادیخواهی بود. یار و یاور و فریاد ظلم دیدگان و آوای مقاومت و جسارت و سرمشق گذشت و مداراگری بود، هر ترکمنی و هر عدالتخواه انساندوست را در غم سنگینی فرو برد.
دکتر بردی آهنگری در25 ماه یونی 2013 بی آنکه باری بر دوش کسی بگذارد، با این جهان وداع گفت، و خانواده، دوستان و دوستدارانش را در حیرت اندوه سنگینی قرار داد.
دکتر بردی آهنگری در تمام این سالهای مهاجرت در تقویت روحیۀ مقاومت و پایداری، در ترویج انساندوستی و عشق به مردم، در تعمیق احترام به انسان، یک لحظه از پا ننشست و به نحو خستگی ناپذیری هر آنجا که مجلسی از سخن ملتش بود خود را جزئی از آن دانست، و هنگامی هم که فرصت و امکان حضور در چنین مجالسی را نمی یافت، از خانۀ خود با اکثر فرزندان متعهد و وفادار ملتش در تماس و گفتگو بود.
دکتر بردی آهنگری به دو عنصر ارزشی و مهم اعتقادی ژرف داشت و در سراسر زندگی‌اش این دو عنصر ارزشی راهنمای او بودند. این دو عنصر ارزشی در حقیقت با هستی او، و در هستی او، عجین شده بودند. یعنی آنکه در کنار احترام به حقوق انسان‌ها و رعایت حقوق انسان‌ها که برای او همچون یک اصل بنیادین اخلاق سیاسی محسوب می شدند، به نحو وسواس آمیزی مهر عشق، و محبت ورزیدن به منزلگاه پدریش به خاک پاک ترکمنصحرا که روزنۀ امید باورهای قلبی او را هر چه روشنتر و تابناکتر میساخت. از جمله آن بودند. بطوریکه همچون عیار سنجش اخلاق سیاسی افراد به کارش می گرفت. او از هر فرصتی که برای بیان باورهای قلبی اش مییافت براین باور خود مبنی بر بالا بودن احترام به انسان از هر تلاشی در زندگی، تأکید و باز هم تأکید و باز هم تأکید مینمود.
از طرفی نیز هرگونه فرصت طلبی و چاپلوسی بخصوص توهین با پوشش نام انسان و با هر توجیهی را شدیدا مورد نقد و سرزنش قرار می داده است.
دکتر بردی آهنگری در عین ظرافت روح و لطافت طبع، که انعکاس آن در کلامش رنگ شعر و ضرب المثل به خود می گرفت، و چنان مهرش را با واژه‌هایی مناسب بیان می‌کرد که حتا در سپاسگزاری از او درمی ماندی، انسانی مقاوم، استوار، محکم و شکست ناپذیر بود. علیرغم فشارهای امنیتی ساواک اما باز هم دست از تلاشهای فرهنگی که برای زنده نگه داشتن هویت ملتش لازم و حیاتی میدانست، نکشید. به همین اعتبار، او با مصلحت اندیشی های فرصت طلبانه، از نوعی که؛ حقیقت را، یا اصول را قربانی کند، اساساً کنار نمی آمد. مقاومت او در برابر بیعدالتیها، در‌واقع دفاع و اعتقاد به حقیقتی بود که به او توان مقاومت و ایستادگی میداد. روح دادخواهی او را دوچندان میساخت. در این رابطه دکتر این بند از شعر کریم قربان نپس تحت عنوان «کؤیسه من» را راهنمای افکار و گرایشهای انساندوستانۀ خود قرار میداد که میگوید؛

« بوغلوپ گزسم ده یولونگ چانگیندا
انگلیپ گزمه دیم آدام اؤنگـونده
دینگه انم ـ آتام واطان اؤنگونده
اؤچ بؤکولدیم، آیری قیسمات کؤیسه من.»

دکتر بردی آهنگری با تأسف و درد بسیار، زمانی از میان ما رفت که نیروهای سیاسی و روشنفکران ترکمن در خارج بیش از هر زمانی به فردی کاریزماتیک مانند او نیازی جدی داشتند؛ فردی که همواره در زندگی سیاسی و مبارزاتی خود تلاش می‌کرد میان نیروهای پراکندۀ دمکراسی خواه و عدالتخواه نیروهای فعال ترکمنها، وحدت به وجود آورده، یک جبهۀ متحد پیشرو سازمان یابد. او این کار سترگ، و چه بسا رؤیایی، را بدون هیچ فراخوانی، اما با باوری ژرف، به عنوان تنها راه نجات ملتمان دنبال می کرد و بر آن پای می فشرد.
هر چند که میدانست فضای این جامعه آلوده و جو بی اعتمادی در آن غوغا میکرد و بی آنکه یک لحظه به فضای یأس و راکد و پراکندگی این نیروها بیاندیشد. و علیرغم به اینکه او می‌دانست که این کار چه مشقتی دارد. باز استوار می ایستاد و حرفش را، فکرش را با بیانی مهربانانه بیان میکرد. او حتی در بستر بیماری نیز پیرامون مسائل جامعۀ ترکمنها کنجکاو و تدبیرگر بود و برای جویای چگونگی وضع روند فعالیتها و تلاشهای روشنفکران ترکمنها از هر فرصتی بهره می گرفت. در آنموارد تفکر میکرد و ارزیابیها و نگرانیهای خود را بیان مینمود. فکر میکردی که وی درگیر بیماری هولناکی نیست. زیرا؛ بزرگترین دغدغۀ دکتر بردی آهنگری وضعیت دردناک امروز و آیندۀ تاریک و مبهم ملتش بودند که ذهن او را بیش از هر چیزی بخود مشغول میساخت.
همیشه تکرار می کرد، «بیان حق و حقیقت هزینه و درد در پی دارد.» اما لحظه ای از پا نمی ایستاد. بیهوده نیست که در جامعۀ ترکمنها بخصوص بین روشنفکران ساکن آن در خارج، دکتر بردی آهنگری از جایگاه ویژه ای و احترام خاص و همگانی برخوردار می گردد.
در بحث و گفتگوهای حل اختلافات یا کدورتها معیار و سنجشهای دکتر عادلانه و بیطرفانه بودند. بطوریکه هیچکس یارای مقاومت در مقابل روح کلامهای برادرانه و دلسوزانۀ وی که مملو از روح تفاهم، انساندوستی و انسان پروری بودند، را نداشتند.
دکتر بردی آهنگری، جز اینها، ویژگی‌های دوست‌داشتنی و زیبای دیگری نیز داشتند:
او بزرگمردی بود که خود را نه یک دکتر بلکه یک یار، یک همدم و یک دوست میشناساند؛ و در برابر دوستان تا پای خاک فروتن بود. در طول تبعیدش در ایران و علیرغم فشارهای اقتصادی و امنیتی اما از کمک به همرزمان و یاران خود کوتاهی نمی کرد و حداکثر امکانات خویش را با توازن حداکثری با آنها تقسیم مینمود.
در رابطه با تجربۀ زندان او زندان را همچون مدرسه ای میدانست که ظاهر و باطن انسان را مورد سنجش و آزمایش قرار میدهد.
در برابر تحقیر کنندگان ملتش و فرزندان آن تا پای جان از ملتش و یاران خود دفاع میکرد؛ با سینه ای ستبر به امکانات کاذب استبداد «نه!» گفت؛ او انسانی که آزادی در سکوت و رفاه را در راه آزادی و منافع ملت خود زیر پا نهاد و فضای تاریک و درد جانکاه مهاجرت و تمامی سختیهای دوری از وطن را صبورانه و شجاعانه بر زندگی در فضای اختناق حاکم ترجیح داد. و تسلیم تسهیلات فریبندۀ نیروی استبداد نگردید.
دکتر در راه اعتقادات انسانی خود از تمام مال و ملک خود گذشت. زیرا پول برایش پوشال بود و برای ماندن در کنار مظلومان و ستم دیدگان و ستم کشان ملتش بدون ذره ای تأمل و مکث از همۀ دارائیها و امکانات رفاهی خود در زندگی گذشت. در منطقۀ ترکمنصحرا هرگاه دست کمکی بسوی او دراز میشد هیچوقت آنها را دست خالی نمیگذاشت. پیشکسوتان جامعۀ والیبال و والیبالدوستان گنبد و دیگر هنرمندان تأتر و علاقمندان هنرهای فولکلور و شعر و ادب و مخصوصا سازندگان، نوازندگان و باخشیهای آن سالها در منطقه بخوبی از حضور فعال، پررنگ و کمکهای ارزندۀ این بزرگمرد ترکمن آگاهند.
برای اولین بار برگزاری و اجرای کنسرت باشکوه از هنرمندان مردمی و نامدار و دیگر میراث داران جوان و هنرمندان ملی ترکمنهای منطقۀ ترکمنصحرا در سالن بزرگ باغ ملی سابق در گنبد را که از آرزوهای قلبی ترکمنهای منطقه بوده اند، با ابتکار و سازماندهی دکتر بردی آهنگری تحقق یافت. آن شب بیاد ماندنی را هیچ ترکمنی فراموش نخواهد کرد. حضور پرشور مردمانی از پیر و جوان از مرد و زن و دختران ملبس به قشنگترین لباسهای محلی و ملی ترکمنها که خود فضایی از نمایش هویت ملی ترکمنها بودند با همت دکتر روح و جلالی تازه یافت و نیرویی تازه بخود گرفت. جشنی چون جشن ملی بود و بدلیل استقبال غیر قابل توصیف از برنامه های این کنسرت که برای تماشا و دیدن آن از دیگر نقاط ایران نیز مهمانهای بسیاری را پذیرا شده بودند مدت اجرای آن تا سه روز ادامه یافت. در این رابطه هرکس دکتر را میشناسد همان هرکس شاهد این سخن است و تاریخ گواه انکار ناپذیری بر آن میباشد.
انسان برایش جواهر بود؛ رازدار بود، رازدار زیست، و رازدار رفت؛ و از هر فرصتی برای فرزندانش از راز مقاومت و استقامت بخصوص مداراگری صحبت میکرد و آنها را در این مسیر تشویق و ترغیب میکرد. زیرا او میدانست و آموخته بود که چگونه در سختی ها مقاومت بکند و چرا باید مداراگر بود.
دکتر رمز موفقیتهای سیاسی را در گرو مردم شناسی و مردمداری و در کنار مردم بودن میدانست. زیرا از نظر وی این مردم است که در نهایت سرنوشت و تحولات آیندۀ اجتماع را رقم میزنند. اینکار هم چندان کار ساده ای نیست. در این جهت به اعتقاد وی برخورداری از روحیۀ گذشت و صبر، خدمتگزاری، متانت، و اخلاق مداراگری از واجبات اولیه میباشند.
بیهوده نبود که در روزهای مراسم سوگواری این بزرگمرد در زادگاهش، مردم از هر گوشۀ ترکمنصحرا حضور مییابند و بدون هیچگونه واهمه ای خود را عزادار و در غم درگذشت دکتر، خود را شریک میدانند.
مرگ دکتر بردی آهنگری، بار سنگین غمی سخت و دردناک بر قلب من نهاده، و می‌دانم بسیاری از ما این بار سنگین را به شدت احساس می کنیم. سبک کردن این غم تنها با آموختن از انسانیت و انسان باوریهای او، و عمل کردن به شیوۀ او، ممکن و میسر خواهند بود. چرا که راه او مشعلی برای ایندگان و رهروان راه عدالت و انسانیت بود. راهی که در آن اخلاق مداراگری و مهربانی فرهنگ دکتر بود. و دیدار از مردمانش در ترکمنصحرا آرزوی دیرینۀ قلبی او بود که در میان دیگر رازهایش دست نیافتنی شدند. یادش زنده راهش پر رهرو ـ یاتان یِری یاختی بولسین!

5 پاسخ to “در ستایش یک انقلابی اخلاق‌گرا، و یک فرد انساندوست”

  1. ماندانا Says:

    ماندانا : یادش گرامی باد فرد باشخصیت و متینی بود. هنوز هم از اینجا و آنجا در موردش صحبت میکنند و از خیر و برکاتش و کمکهای بدون چمداشتش میگویند.

  2. حمیده Says:

    حمیده می گوید : غم از دست دادن غزیزان خیلی سخته ـ ولی یاد و خاطره انها همیشه در قلبمان می ماند ــــــ از خدای منان طلب صبر و شکیبایی برای شما عزیز و خانواده آن مرحوم را خواستارم ـ روحش شاد و قرین رحمت باد

  3. محمود Says:

    محمود می گوید : سلام عزیزان انشاالله که حالتان خوب باشد … ما هم به یاد دومین سالگرد بردی دایی مان صدقه دادیم. روحش شاد و یادش گرامی …

  4. یوسف کـُر Says:

    یاد زنده یاد دکتر بردی آهنگری گرامی باد
    ایزی یاراسین وغالانلاری نینگ یاشی اوزین بولسین

  5. fereydoondiyeji Says:

    dar sale 1992 dr.seydi dar khanehash dar alman bekhatere marge farzandeshan azadari dasht,marhoom dr.ahangari ham boodand,be wey salam kardam,goft fereydoon chetori.dar jawab goftam.az yatiman kesi khabari nemigirad,negahi digar be man kard we ghateaneh goft.yetim bolmojogh bolmoli.yadesh hamisheh zendeh bad

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: