بشکست

از میکده راهیست به دل جرعه ای از می به کفایت
از می تو سخن گو، مرا قطرۀ اشکی به کفایت
در دل سخنی نیست بجز آه صفایت
کاین آمدن و رفتن تو، بغض گلویم بشکست

خوش باش كه هر چه آيد از می، شوق وفا بود
از منبر عابد به در میکده رفتم که دل غرق صفا بود
انسان كه بميرد نماند به دلش از می و میخانه کلامی
پيوسته مرا ملحد و بي دين بنامند که آن دیده روانم بشکست

 

بشکست

دلم چون شب نیاز مسلک میخانه کرد
که از مستی نیابم باده در پیمانۀ دل
مرا طاعت زمِی شد که مستی در سرابم
زغم پر كن قدح باده، که مستانه سرابم بشکست

به پیمانه گهی یار و گهی یاور شدم
به تنهایی چو شب، دمی مهمان مستان شدم
به فریادم نیابم سازی، جز قدحي از بادۀ ساقی
که اين كوزه چو من، قهر دل و دلزده بشکست

از خیمه گهی ناله و گه افسون سرآید
از جام شرابم دو سه من مستیِ و هستی درآید
گر بر سر خاک من رسد بانگ دهل از دغل آید
کاین چرخ فلک کام مرا در دل شب بشکست

دریاب دمی که پیمانه زند ساز دلان
از این همه مستی برآید سخنی خوش زدلان
گفتم بر خیز و مخور غم که شبی خواهم بمستی
ایامه شد و بودن ما فی النفسان بشکست

از میکده راهیست به دل جرعه ای از می به کفایت
از می تو سخن گو، مرا قطرۀ اشکی به کفایت
در دل سخنی نیست بجز آه صفایت
کاین آمدن و رفتن تو، بغض گلویم بشکست

خوش باش كه هر چه آيد از می، شوق وفا بود
از منبر عابد به در میکده رفتم که دل غرق صفا بود
انسان كه بميرد نماند به دلش از می و میخانه کلامی
پيوسته مرا ملحد و بي دين بنامند که آن دیده روانم بشکست
دوشنبه‏،2015‏/06‏/22

رشید آهنگری

یک پاسخ to “بشکست”

  1. fereydoondiyeji Says:

    zendeh yad haydeh awazehkhane mahboob migoft.dele shekasteh,darmoon nemisheh kard

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: