از میان کامنتهای خوانندگان محترم ـ BAYRAMGULI

با سلام !
نوشته زیر پاسخی قابل مکث از طرف جلیل جان است که در جواب به کامنت گذاری بنام « يك تركمن» برای سایت مدیا تهیه شده و انتشار یافته است. فکر کردم برای خوانندگان گفتمان ترکمنها نیز میتواند مفید باشد و برای این منظور کپی آنرا برایتان ارسال میکنم. هرچند صحبتهای دیگری نیز هستند که میبایست گفته میشدند ولی جلیل جان اصل موضوع را مطرح کرده است که دستش درد نکند.

جلیل گ. ـ اعضای رهبری انجمن در ده سال اخیر بطرف چه کسی دست همکاری دراز کرد که انطرف هم رد کرده باشد.از چه کسی ایده و نظر در رابطه با گسترش و فعالیت انجمن پرسید؟ چند تا اتاق پال تالکی تشکیل داد تا از نظرات سایر ترکمنها در بهبود فعالیت انجمن بهره بگیرد. تنها کارش دادن اطلاعیه و دعوت در مراسم بوده تا از سایر ترکمنها » پول ورودی » جمع کند . تازه یک خوش آمدید خوش و خالی هم شرکت کنندگان «غیر خودی » از نظر شما نمیشنوند. انگار وظیفه شون است تا پول بساط رقص و پایکوبی برخی ها را بپردازند.
انجمن کلن تا چه حد تلاش کرد تا دیگر ترکمنها را جذب کند . از جذب هم تنها شرکت کردن در مراسمها را میفهمند و دادن » ورودی». ! … متاسفانه در برخی احساس مالکیت بر انجمن بوجود امده و حتا اخیرا احساس مالکیت بر مهمانهائی که دعوت میشود.


پاسخ جلیل گ. در رابطه با نوشته «یک ترکمن «و همفکرانش در انجمن کلن!
جلیل گ.
2015-07-05
نظرم در رابطه با نوشته «یک ترکمن «و همفکرانش در انجمن کلن!
1 ـ متاسفانه افرادی مثل جنابعالی از نقد تنها » تخریب » ،»ایراد گیری» را می فهمند .این البته نه درد جنابعالی و همفکرانتان در انجمن کلن بلکه تمامی افراد و گروههای مدعی سیاسی ترکمن میباشد ،البته با غلظت های متفاوت.
دوست خوب من، شما به نقد کننده نمیتوانی بگوئی خودت در این رابطه چکار کردی یا چه قدمی برداشته ای!
کارگردان یک فیلم به نقد کننده فیلم اش نمیگوید «تو خودت چکار کردی و یا چند فیلم ساختی و یا نقد کننده ای یک کتاب را به نقد میکشد . نویسنده کتاب نمگیه تو مگر چند کتاب نوشتی که به کتاب من ایراد میگیری و کتاب مرا نقد میکنی و تو از مشکلات کتاب نویسی و فیلم سازی اصلا خبر داری؟». البته من در نوشته ام به مسائل ریز و درشت نپرداختم . اگرچه اغلب عملکرد های شماها ناشی از دیدگاهها و نحوه نگرش تان به فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی میباشد. که همانطور که در مقاله نوشته ام و اعتقادم روزبروز بیشتر میشود و ان » دغدغه فکری انجمن، کار فرهنگی نیست.
2 ـ اعضای رهبری انجمن در ده سال اخیر بطرف چه کسی دست همکاری دراز کرد که انطرف هم رد کرده باشد.از چه کسی ایده و نظر در رابطه با گسترش و فعالیت انجمن پرسید؟ چند تا اتاق پال تالکی تشکیل داد تا از نظرات سایر ترکمنها در بهبود فعالیت انجمن بهره بگیرد. تنها کارش دادن اطلاعیه و دعوت در مراسم بوده تا از سایر ترکمنها » پول ورودی » جمع کند . تازه یک خوش آمدید خوش و خالی هم شرکت کنندگان «غیر خودی » از نظر شما نمیشنوند. انگار وظیفه شون است تا پول بساط رقص و پایکوبی برخی ها را بپردازند.
انجمن کلن تا چه حد تلاش کرد تا دیگر ترکمنها را جذب کند . از جذب هم تنها شرکت کردن در مراسمها را میفهمند و دادن » ورودی». !
انجمن کلن تا چه حد برای جذب من و » من «ها تلاش کرد اصلا سیاست اش بوده ؟ انجمنی که تنها وظیفه اش برگزاری تقلیدی دو یا سه مراسم در سال است . همکاری که من میتوانم بکنم یکی دو تا کار تدارکاتی بیش نخواهد بود جز اجاره سالن ،چیدن میز و صندلی، تمیز کردن سالن و … برای این وظایف هم مسئول و مسئولین خوش فکر، با تجربه ، توانا و با ایده نیازی نخواهد بود هرکسی میتواند باشد ولی تنها از نوع خودی!!
من البته هر زمان وقت کردم در مراسمها شرکت خواهم کرد ولی نه با نیت شرکت در یک مراسم فرهنگی بلکه تنها برای دید و بازدید و ارضاء روحی !!
من پیشنهاد میکنم انجمن یک اتاق پالتالکی داشته باشد از این طریق با سایر ترکمنها ارتباط برقرار کند . مسئول انجمن به سوال ها پاسخ دهد.
پاسخ دهد افرادی مثل «من «ها چرا این انجمن را از آن خود نمیدانند. چرا یکبار در مراسمی شرکت میکنند رغبتی به بار دوم ندارند.
انجمن مشخصا کلن چه تلاشی نمود که افرادی به غیر از گردانندگان ان و نزدیکانش، این احساس در انها بوجود بیاید که این انجمن متعلق مال انهاست.
اگر تلاش کرده مسئول و مسئولین با تشکیل اتاق پالتالکی پاسخ دهد و افرای مثل من را متقاعد کند، و بهانه » ایراد گیری » را از افراد فضولی مثل بنده بگیرد. این گوی و این میدان برای نشان دادن صداقت!
متاسفانه در برخی احساس مالکیت بر انجمن بوجود امده و حتا اخیرا احساس مالکیت بر مهمانهائی که دعوت میشود.
ارسالی از خواننده ای محترم ـ BAYRAMGULI
برای اطلاع خوانندگان محترم در زیر کامنتهای آقای «یک ترکمن «
« يك تركمن»
2015-07-02

«نوشته خوبى بود. ولى آيا شما، آقاى جليل، كه درك بالايى از فعاليت هاى انجمن هاى فرهنگى بخصوص در خارج از كشور داريد چقدر با اين انجمن هاى فرهنگى رابطه نزديك و همكارى داشته ايد؟ آيا هيچ مسائل و مشكلات آنها را از نزديك تجربه و لمس كرده ايد؟ آيا خودتان كلا يك قدمى در رابطه با فعاليت فرهنگى در خارج از كشور برداشته ايد تا بدانيد مسائل و مشكلات در كجاست؟ آقاى جليل نقد كردن و ايراد گرفتن ساده است ولى عمل كردن مشكلاتى بسيار دارد. موفق باشيد.»

11 پاسخ to “از میان کامنتهای خوانندگان محترم ـ BAYRAMGULI”

  1. fereydoondiyeji Says:

    aghaye nashenas.,inja az pasdar ya kgb khabari nist,lotfan ezhare howiyat nemaid ta tafahom be maghsad beresad

  2. Merdan Says:

    سلام آقای آ. گلی استدلال شما در چارچوب روشی تنظیم میشود که قبل از تأیید کردن نتایج استدلالی آن باید بر صحت و سقم فرضیه های آن مکث نمود.
    آیا از نظر شما عمل و روش گفتگو بمثال سنگ اندازی و سنگ پرتاب کردن است، آیا در گفتگوها هویت افراد در مرکز قرار میگیرند یا اینکه گفتگو یعنی مبادلۀ فکر و نظر است؟ آیا ما در جهت استدلال یک فکر و نظر هستیم یا در جهت شناسایی افراد؟ اگر در بحث و گفتگوها فکر و نظر در مرکز قرار داده بشوند در آنصورت برخلاف پافشاری بر کسب شناخت از نام و نشان افراد، بایستی چگونگی و محتوای فکر و نظر مطرح شده اساس و مورد مشاجره قرار بگیرند، نه هویت و شناسنامۀ افراد. اما اگر شما فرضیه اتان را بر مبنای چه کسی است تنظیم نمایید در آنصورت اصرار و پافشاری شما صحیح خواهند بود.
    ما در مطالعاتمان تا چه میزان بر شناخت از هویتهای حقیقی و اسامی نویسندگان روی جلد روزنامه ها یا کتب و یا در دنیای مجازی اینترنت حساس و مشتاق بودیم و هستیم؟ نوشته و یا کتبی که بعد از خواندنش یا پیرو آن نظر و یا فکر حاکم میشویم و یا مخالف آن. در آنجا تلاش نمیکردیم تا پیرامون هویت حقیقی نویسنده اطلاعات و معلوماتی کسب بکنیم. مثلا آیا ما میدانستیم الیانوویسکی نامی حقیقی بوده یا مجازی؟ اما بدون توجه به این امر با اشتیاقی وافر مقالات و نوشته های وی را میخواندیم. چرا امروز ما از چنین الگویی پیروی نمیکنیم؟ مگر سازمان ملل اعلام نکردند که « ناشناس ماندن در اینترنت تامین کننده آزادی بیان و اندیشه است.» اگر لازم بدانید همین سازمان منبع استدلال شماها بود و هست!!
    من این بحث را به پیش کشیدم تا برای برخی افکار روشن بشود که در بحث و گفتگوها این فکر و اندیشه هستند که باید عمده و مورد توجه دقیق و جدی قرار بگیرند نه اسامی این یا آن که بعضی اوقات خود این گرایش یعنی تأکید بر شناسایی افراد سئوال برانگیزتر از محتوای بحث افکار میشود.
    اما در جواب فرد «ناشناس» هنوز هم زیرسبیلی صحبت میکنید شما از یکطرف محتاطانه قالقینیش را نقد ولی برای کم رنگی نقش آن در ایجاد لغزشهای ناسالم و ناسازندۀ انجمنهای فرهنگی ترکمنهای در خارج یکهو قافیۀ گم شده را نزد جریانات فارس زبانان جستجو میکنید. شما برخلاف ادعایتان هنوز هم از قبول و گفتن و باور اینکه انجمنهای فرهنگی برلین، کلن و آن بخش از انشعابیون سابق انجمن فرهنگی سوئد در ارتباطی مستقیم یا غیر مستقیم با جریان قالقینیش همکاری میکنند طفره می روید. در اینمورد سندی در سایت گفتمان ترکمنها و بوسغون انتشار یافت و شما لازم نیست دنبال « یک جریان ورشکسته سیاسی فارس» بگردید. چون فارسها خودشان در منجلابی از فرهنگ سیاسی گیر کرده اند. شما بایستی تکلیف این سئوال را روشن بکنید که آیا رابطه انجمنهای فرهنگی ترکمنهای در خارج با جریاناتی چون قالقینیش با گرایشاتی سیاسی و در کاتاگوری شعبۀ تبلیغاتی آن بودن را سیاستی سازنده میشناسید یا نه؟

  3. fereydoondiyeji Says:

    aghaye hamid.b lotfan manzooretan ra az fased akhlagh ra wazehtar beyan nemayid

  4. آ.گلی Says:

    و اما آقای حمید ب! فرموید به کدام دلیل دیگران متهم به تخریب و ویران سازی میکنم. به همان منطق و دلیلی که شماها فعالین انجمن را مورد ترور شخصیتی قرار می دهید (حالا چه شما و چه طرفداران تان). من هیچوقت بدون دلیل حرف نزدم و نخواهم زد. چون یک محقق علوم حرفی را بدون دلیل نمی زند. اتفاقا برخلاف نوشته تان خوشحال میشوم که باب انتقاد و دیالوگ بازشود تا سره از ناسره مشخص گردد. در مورد اینکه من از کی طرفدار انجمن فرهنگی شدم باید خدمتتان عرض کنم بنده بیش از دو سوم عمرم را صرف فعالیت های فرهنگی کرده ام. از سال 93 تا 98 جزو هئیت مدیره انجمن فرهنگی تورکمنهای سوئد فعالیت کردم…ضمنا احتیاجی هم اصلا به میکروفون این و یا آن گروه ندارم- متشکرم که این فرصت را دادند- ولی من برای خودم تریبون های متعددی دارم که می توانم حرفم را بگوش شنوندگانم برسانم.
    بازهم تکرار می کنم شما و دوستان تان کاملا محق هستید که از انجمن و عملکرد آن انتقاد کنید همانگونه که من از عملکرد انجمن یوتوبوری انتقاد کردم. مسئولین این انجمن از بنده خواهش کردند که اعلامیه مناسبت جشن مختومقلی را به تورکمنی بنویسم و تأکید کردند که سخنرانی و جلسه کاملا به زبان تورکمنی اجرا خواهد شد (به متن اعلامیه در سایت این انجمن مراجعه نمائید) و با تأکید مجدد که جلسه فقط و فقط به زبان تورکمنی پیش برده خواهد شد. ولی با کمال تاسف بیشتر از تورکمنی، ترجمه فارسی وقت گیر شد و وقت سخنرانان گرفته شد.
    آقای حمید ب! کلاهتان را قاضی کنید آیا بنده در پی تخریب شخصیت دیگران هستم یا شما که بطور واضح مخالفین خود را افرادی انحصار گر، فاسد اخلاقی و جماعتی غیرقابل اصلاح خطاب می کنید؟
    تأکید می کنم. انتقاد مایه اصلی دمکراسی است. نه تنها از کار انجمن بلکه از پاسسیو بودن دوستانی که تا دیروز فعال بودند و یا … در هر موردی… همه آزاداند حرفشان را بزنند ولی بازهم تکرار می کنم من به دوستانی که در انجمن فرهنگی کلن فعال اند تانگئر یالقاسین و آرمانگ می گویم و به آنهایی که دور گود نشستند و می گویند لنگش کن می گویم– دیل بیلن اوراق اورانینگ بیلی آغیریماز..
    اوستونلیکلر

  5. آ.گلی Says:

    با سلام! آقای ناشناس. اولا جواب دادن به کسی که جسارت معرفی خود را ندارد مانند کسی است که در تاریکی و یا در پشت دیوار قایم شده باشد.او شما را می بیند و شما اور نمی بینید و مسلما سنگی که پرتاب می کند به هدف اصابت می کنید و شما نمی توانید درست نشانه گیری کنید… بگذریم خوشحالم که بنده را ملی گرای دو آتشه معرفی کردید– حالا اسم مهم نیست.. فرمودند که رابطه بهده با انجمن در سالهای اخیر چنین و چنان است.. درست می فرمائید من مثل سابق با انجمن سوئد هیچ رابطه ای ندارم نه عضو اش هستم و نه در جلسات اش شرکت می کنم. آخرین بار در ماه ژوئن امسال بود که بمناسبت روز مختومقلی برای سخنرانی دعوت شدم. والسلام نامه تمام. در مورد تعطیلی انجمن فرهنگی برلین کاملا با شما هم عقیده ام.. که چطور دو نفر معرف الحال این تجمع فرهنگی را در پای قالقینیش قربانی کردند. در مورد بللی بللی گویچلر گویا متوجه مقصدم نشدید… همانگونه آن نیروهای معرف الحال انجمن برلین را به تعطیلی کشاندند، نیروهایی در انجمن های سوئد و کلن هست (که من شدیدا با آنها مخالفم) می خواهند انجمن را آلت دست یک جریان سیاسی بکنند. اگر انجمن به دنبال چنین هدف سیاسی است پس بهتر است با کانون همکاری کند که بنیانگذاران انجمن ها نیروهای سیاسی هوادار کانون فرهنگی- فرهنگی بودند. بللی گویچلر کسانی هستند که به تبعیت از یک جریان ورشکسته سیاسی فارس و یا چسبیدن به ریسمان دیکتاتور تورکمنستان می خواهد این تجمعات ملی و فرهنگی تورکمنی را آلت دست خود قرار داده آنرا از درون و مضمون تهی نماید.

  6. حمید ب Says:

    جناب آقای آ. گلی شما که طرفدار منطق هستید و » نه رگهای گردن به حجت قوی میگوئید… با کدام منطق و استدلال و فاکت ها ؟ دیگران را متهم به تخریب و ویران سازی می نمائید؟ مثل اینکه با این روشتان می خواهید که کسی انتقاد هم نکند. لطفا گفته خودتان را اصلاح بکنید. با شعار و های و هوی! کسی از انتقاذ پس نمی نشیند و این را مطمئن باشید. اگر انجمنی مثلا در شهر برلین شکل نگرفته و یا بقول شما از هم پاشیده، مطمئن باشید که صرفا به خاطر ایرادگیری یا انتقاد این و یا آن کس نیست و در درجه نخست به مشغله فکری و میزان درک و توانایی تشکیل دهندگان آن مربوط می گردد. همین روحیه انحصارگرائی که جلیل و دیگران اشاره می نمایند، یکی از دلایل بن بست می باشد. من اضافه می کنم که دخالت دادن گرایشات سیاسی سکت گونه نیز که متاسفانه به فراوانی در بین جامعه کوچک ترکمن در اروپا یافت می شود، یکی دیگر از این دلایل بن بست می باشد.
    من از خود شما سوال می کنم؟ شما آقای ا.گلی : از کی شما طرفدار انجمن فرهنگی در یوتوبوری و کلن شده اید؟ مگر غیر از این است که، از وقتی که برای چند دقیقه ای هم شده!! میکروفون اینها به دست شما هم رسید و مجالی برای سخن گویی پیدا کردید؟. لطفا شعار ندهید.
    من روی سخنم با آن دسته از آدمهای سالم و دارای وجدان است و مصرانه از آنها می خواهم که به خود بیایند و برای همیشه حساب خود را از کسانی که انجمن ها را به «دکانی » سیاسی تبدیل کرده و دو دستی بدان چسبیده اند، جدا بنمایند. نتیجه سی سال زندگی در غربت نشان داده است که متاسفانه راهی برای خروج نیست و وضعیت هر سال که می گذرد بدتر هم می شود. در داخل و در میان مردم، افرادی که با صمیمیت و خلوص نیت به فعالیت های فرهنگی پرداخته اند، امروز مایه افتخار ملی مان می باشد. انجمن های فرهنگی در گنبد و کلاله و بندر و آق قلا، به دلیل سالم بودن گردانندگان آن، در سطح وسیعی حمایت می شوند ولی در این محیط خارج که همگان از شناخت و نیات درونی همدیگر آگاهی ندارند و بالاجبار و تحت شرائط به همدیگر تحمیل شده اند، نتیجه بهتری عاید نمی شود.
    حتما خواهید گفت ، پس راه حل چیست؟ راه حل مشخص را نمی توان فرمول وار مطرح کرد. مطمئنا عقاید و سلیقه ها نیز متفاوت خواهد بود. نظر شخصی بنده این است که به هیچ وجه من الوجود ! نباید به آدمهای انحصار گر و یا فاسد اخلاقی فرصت داد تا از این انجمن ها به عنوان تریبون بهره جویی بنمایند. اگر هم این جماعت قادر به اصلاح آن نیست، پس آن بهتر که به بازسازی اینگونه انجمن ها پرداخته شود .

  7. ناشناس Says:

    آقای آ. گلی حقیقتش من نمیدانم که رابطۀ شما با انجمن فرهنگی سوئد در چه شکل و ابعادی است ولی من نشنیدم که در دوران اخیر شما با این حرارت دو آتشه ملی ات در انجمن سوئد مسئولیتی بعهده داشته باشید و یا در سمت هدایتگران آن منتخب شده باشید!
    دو علت میتواند باشد یا شما و سیاست فرهنگی شما چندان مردم پسند نبوده و بهمین دلیل مورد تأیید اعضا قرار نگرفته اید و یا اینکه در حق شما و در مقابل توانایی شما ترکمنهای مقیم سوئد و انجمن فرهنگی آن ناحقی کرده اند! تحت هر شرایطی و در هر دو حالت مهر تأیید نگرفته اید بعبارتی نرمها و تعاریف ارزشهای فرهنگی و اجتماعی شما مورد سئوال است. بطور مثال بعقیدۀ شما « در مراسم انجمن فرهنگی نباید بخاطر یک یا دو فارس، به فارسی هم ترجمه بشود» همین یکی بر غیر فرهنگی و غیرمنطقی بودن معیارهای شما در قضاوتهایتان دلالت میکند.
    مثال دیگر این ادعای بعمد نادرست شما؛ «برلین دأکی انجمنی دارغاتدیلار» شما که از «مدلل» صحبت میکنید حال آیا شما دلیلی دال بر صحت و سقم این ادعایتان دارید که به خوانندگان محترم ارائه بفرمائید؟ طبیعی که ندارید چونکه «برلین دأکی انجمنی دعوای سر قدرت بین دو نفر یعنی … و … که هرکدام در پی کسب مقام ونشستن بر مسند مسئول قالقینیش در برلین آنزمان بودند، علیه همدیگر شبنامه پخش کردند که عوارض تخریبی آن، برلین دأکی انجمنی دارغاتدی» من فکر میکنم شما از ریز ریز مسئله مطلع هستید ولی در اینجا به عمد و آگاهانه از «بللی بللی گویچلر» صحبت میکنید تا اصل موضوع و قضیه مستتر بشود!!! اینکه دلیلش چیست از خودتان بپرسید.
    در اینجا تنها ارائۀ نقد و نظر حول عملکرد ناپسند و غیر فرهنگی عده ای از مسئولین انجمن کلن است نه چیز دیگر. لطفا از حواله کرن به دستهای غیب و از تکرار کار کار انگلیسیهاست دست بردارید چونکه دیگر کهنه و صدایش هم دلخراش شده است. اگر ادعایی خلاف گفته ها دارید ارائه بکنید تا خوانندگان محترم قضاوت بکنند.

    • turkmentalk Says:

      آقای ناشاس با عرض پوزش بدلیل غیرحقیقی بودن نامتان از درج اسامی حقیقی دیگران در نوشته اتان معذوریم بهمین دلیل با حذف اسامی حقیقی آنان، آنها را با نقطه چینی مزین کرده ایم.

  8. ناشناس Says:

    البته حول موضوع بحث امروز انجمن فرهنگی کلن و انگیزه های رهبران آن قبلا بحث گسترده ای در سایت گفتمان ترکمنها توأم با اسناد و مدارکی زنده و معتبر از طرف مسئول مربوطه به پیش کشیده شد. متاسفانه مسئولین مربوطۀ انجمن فرهنگی کلن نه تنها آنرا جدی نگرفته و توجه ای به مجموعۀ انتقادهای صورت گرفته نکردند، بالعکس با پافشاری بر فرهنگ حکومتگرایی و اعمال یکسویۀ منش انحصارگری و گسترش آن بر سیاستهای روزمرۀ انجمن، هر روز از تعداد هواداران و اعضای خود کاستند. این روند با اعتراض و استعفای دو عضو هیئت مدیرۀ انجمن فوق آغاز و با رأی گیری محدود آنهم با رأی مطلق، همان ماباقی هیئت توسط دو نفر دیگر آنهم در شکلی فرمالیته با اجماع فامیلی و یا رفاقت ابقاء شده است ادامه یافت تا اینکه شخص «ع.» که خود یکی از مبلغین سرسخت آنان بود با طرح کوچکترین پرسش از مدیر انجمن یکشبه از مجلس آنان رانده میشود و تا اینکه امروز با این پرسشهای اساسی و تجربۀ تلخ جلیل گ. انجمن فرهنگی کلن در مقابل چالشی فرهنگی و اخلاقی دیگر قرار داده میشود که نتیجه ای قابل پیش بینی هستند.
    به نظر من بایستی این حرکت آقای جلیل گ. مورد پشتیبانی قرار بگیرد.

  9. آ.گلی Says:

    تفره؟ یا طفره —- از اصول اولیه دمکراسی بیان عقیده و افکار است. هیچکس حق ندارد مانع آن بشود و یا آنرا منکوب نماید… انتقاد باید اصولی، مدلل و مؤدبانه باشد (نه رگ های گردن به حجت قوی)…. با تمام انتقاداتی که شخصا به انجمن تورکمنهای سوئد و آلمان دارم (مثل کم بها دادن به اهمیت زبان ملی و گسترش آن (حتی در انجمن سوئد وقیحانه جلسه و نشست مختومقلی را بخاطر یک یا دو فارس، به فارسی هم ترجمه می کنند) و یا کم بها دادن به روزهای ملی و تاریخی مثل روز بنیانگذاری جمهوری تورکمنستان و یا سالروز اعلام جمهوری تورکمنستان….) به فعالیت دوستان در این انجمن ها می گویم: تانگئر یالقاسین و آرمانگ، ایشینگیز رواج بولسون.. کمک و مصلاحات گرک بولسا بیز سیزینگ یانینگیزدا– برلین دأکی انجمنی دارغاتدیلار– ایندی هم کلن دأاکی انجمنی – بللی بللی گویچلر دارغاتماغی پلانلاشدیریان یالی… اولارا روغصات برملی دأل.

  10. حمید ب Says:

    چناب آقای یک ترکمن؟ شما چرا از اصل موضوع تفره می روید؟ دوست گرانقدر جلیل گ. به موضوعاتی در باره تاریخچه انجمن های فرهنگی در سوئد و آلمان اشاره کرده که انصافا قابل توجه می باشد. البته ایشان هم گفته اند، این انتقادات فقط به یک یا چند نفر مربوط نیست و بسیاری دیگر هم چنین سوالاتی را دارند. متاسفانه ! چه بالا برویم و چه پائین! عده ای در یوتوبوری سوئد و کلن آلمان، این انجمن ها را میراث دار و مایملک خود می پندارند. شگرد و روش آنها هم بر کسی پوشیده نیست. با استفاده از اختلافات و پراکندگی ها …به نیروی قبیله ای متکی گردیده و در ست موقعی که دیگران برای انجام حداقل کار فرهنگی ممکنه؟ آماده می شوند با بسیج کردن دور و بری هایشان، مسیر فعالیت ها را در جهت خواسته های قبیله ای خودشان، منحرف می نمایند. برای این جماعت مهم نیست که مثلا: مهمانهایی با سابقه فرهنگی و یا سیاسی از شمال آورده شوند و یا از حنوب؟! آن چیزی که مایه خوشنودی اینان است، فقط و فقط ارضای عطش های درونی آنان است. درست در اینجاست که: حتا کسانی که از نظر اخلاقی زیر سوال است… زیر لوای این انجمن ها، میداندار و مجلس آرا می گردند.
    جلیل هم اشاره کرده… که انگیزه او از شرکت در مراسم این انجمن ها، نه تایید آنها بلکه صرفا به خاطر ارضای نیازهای روحی می باشد. این را خیلی ها می گویند. این احساس را آنهایی که نفعی در این فعالیت ها ندارند به خوبی درک می کنند. شعارهای تعارف کونه برخی مثل این «یک ترکمن» به اندازه ای بی اساس است که احتیاج به جواب هم نداشت. این آدم به جای تفره رفتن، حداقل خود را ملزم می کرد تا راه حلی برای آن پیشنهاد گردد.
    …. تو خودت چکار به انجمن کردی؟…. اینگونه جوابدهی ها را حتا حکومت های اقتدارگرا هم دیگر تکرار نمی کنند!! اما درد کجاست؟ درمانش را که خدا داند.
    امیدوارم که روزی برسد تا آدمها به درجه ای برسند تا ضمن احترام گذاشتن به خواست و خقوق دیگران، فرصت سوء استفاده را به برخی عناصر موذی و آب زیر کاه نداده و مانع باندبازی ها بشوند. در چنین شرائطی مشکل حل شده و تشکل های ایجاد شده دارای مضمون و وزن مورد دلخواه جمع خواهد بود. وگرنه همین است که می بینیم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: