گریز تا به کجا و تا به کی؟

اُکتای تورکمن

۱۳۹۴/۰۴/۳۰

اخیرا فردی با نام جلیل گ. نوشته ای را در رسانه های مجازی و اینترنتی تورکمن های خارج از کشور انتشار دادند که جدا از صحت و سقم مضمون بندهای آن و جدا از اینکه اعتقادات نویسنده تا چه حد و تا چه میزانی عصاره و برآمد اعتقادات درونی وی بوده و یا متکی بر برهان های رئال و حقیقی میباشند، اما چند نکته در این چند سطر آقای جلیل گ. که در اصل مغز کلام سخنان او را تشکیل میدهند. هر خواننده ای را به فکر وامی دارد. بطور مثال مدعی میشوند که؛ «دغدغه فکری انجمن، کار فرهنگی نیست.» یا «انجمن کلن تا چه حد تلاش کرد تا دیگر ترکمنها را جذب کند.» یا «در برخی، احساس مالکیت بر انجمن بوجود امده و حتا اخیرا احساس مالکیت بر مهمانهائی که دعوت میشود.»

انجمن باید براین نکته هشیار و مسئول باشند که پیشبرد سیاست پاسیفیسم و یا پیشه کردن سکوت بی معنا و در نهایت عدم تمایل به پاسخگویی، میتواند ذهن بسیاری از اعضا و ناظرین دلسوز جامعه را نسبت به کارکرد و سیاستهای ناروشن و غیرشفاف انجمن یاد شده به سوی برداشتهای سئوال برانگیزی سوق بدهند، که چندان خوشآیند نخواهد بود.

اخیرا فردی با نام جلیل گ. نوشته ای را در رسانه های مجازی و اینترنتی تورکمن های خارج از کشور انتشار دادند که جدا از صحت و سقم مضمون بندهای آن و جدا از اینکه اعتقادات نویسنده تا چه حد و تا چه میزانی عصاره و برآمد اعتقادات درونی وی بوده و یا متکی بر برهان های رئال و حقیقی میباشند، اما چند نکته در این چند سطر آقای جلیل گ. که در اصل مغز کلام سخنان او را تشکیل میدهند. هر خواننده ای را به فکر وامی دارد. بطور مثال مدعی میشوند که؛ «دغدغه فکری انجمن، کار فرهنگی نیست.» یا «انجمن کلن تا چه حد تلاش کرد تا دیگر ترکمنها را جذب کند.» یا «در برخی، احساس مالکیت بر انجمن بوجود امده و حتا اخیرا احساس مالکیت بر مهمانهائی که دعوت میشود.»
و در ادامه برای پاسخگویی به این پرسشها راه حلی کاملا مدنی و شفافی را ارائه می نماید و می گویند؛ «پیشنهاد میکنم انجمن یک اتاق پالتالکی داشته باشد از این طریق با سایر ترکمنها ارتباط برقرار کند. مسئول انجمن به سوال ها پاسخ دهد.» و در تأکید آن ادامه میدهند که؛ «با تشکیل اتاق پالتالکی افرادی مثل من را متقاعد کند، و بهانه «ایراد گیری» را از افراد فضولی مثل بنده بگیرد. این گوی و این میدان برای نشان دادن صداقت!»
این نظرات و یا بهتر است گفته بشوند این ادعا (چون در یک اجماع صلاحیتدار له یا علیه این سخنها قیامی صورت نگرفته است،) همچنان در میدان گفتمان روشنفکران تورکمن های ساکن در اروپا با سکوت و با پیشبرد سیاست همیشگی ایزوله ای کارگردانان پشت پردۀ آن که از جمله سرشت و مشخصه های برجستۀ فرهنگ و اخلاق جامعۀ منفعل و آغشته به لمپنیسم میباشد، بمثال بسیاری از پرسشهای مطرح دراین جامعه، همچنان دست بگریبان در انتظار پاسخی منطقی و مستدل خاک میخورند.
البته در این جامعۀ ضعیف بلحاظ قدرت تفکر و تعقل سیاسی و از طرفی پایین بودن سطح بلوغ فکری و فرهنگی، نمیتوان بیشتر از اینها انتظار داشت. زیرا ضعف فرهنگ گفتمان و تعبیر و تفسیر آن در این جامعه تحت عناوینی چون «تنش»، «تخریب»، « تهمت و توهین» « دشنامگویی» و غیره خود دال بر نابالغی ایننوع جوامع به لحاظ رشد فرهنگی، سیاسی و فکری میباشند.
در یک جامعۀ فعال و آگاه قواعد و قاعدۀ رشد انواع تفکر و به همان میزان گسترش دایرۀ گفتمان در حوزه های مختلف جامعه که از لابلای برخورد اندیشه و نظرات خود را تغذیه و گسترش میدهند، شکل و شمایل و رنگ و بویی دیگر دارند، بخصوص پذیرش فرهنگ پاسخگویی در قبال مسئولیتها که از پایه ای ترین و ابتدایی ترین موازین دمکراسی در جوامع اجتماعی و سیاسی آغشته به فرهنگ مدنی میباشند، متأسفانه هنوز این پایه ها نتوانسته اند در لابلای حفره های ذهن فرهیختگان ما از جایگاهی شایسته برخوردار گردند.
به نظر من در اساس آقای جلیل گ. بنا به برداشتها و تجربیات شخصی توأم با برخی نقل و قولهای جاری در پیرامون، بخشی از مسئولین مربوطۀ انجمن فرهنگی تورکمن های کلن را مورد سئوال قرار داده است. در کلامی دیگر مجموعۀ عملکرد و کارنامۀ ناروشن آنان را به چالش کشیده و برای بحث و گفتگو در آنمورد نیز این دسته از مسئولین را به گفتمانی علنی دعوت می نماید.
این رویکرد شفاف، هر چه روشنتر و با اطمینانی خاص حقانیت خود را بر مبنای ارائۀ مکانیزمی مدنی اعتبار می بخشد و گذار آنرا از اعتبار «ادعا» بسوی واقعیتی انکار ناپذیر هموار میکند. لیکن از طرفی نیز این رویکرد نمای ضعف فرهنگ گفتگو در جامعه را بروشنی نمایانتر می سازد.
منش پاسیفیسم و گریز از پاسخگویی مسئولین مربوطه بنوعی و از جمله گوشه ای از این واقعیت تلخ جامعۀ ما هستند که چرا این جامعه تا کنون نتوانسته برای خود، خودش تصمیم گیرنده باشد و یا در طول تاریخ اخیر خویش چرا همواره در صف جبهۀ بردگان فکری دیگر سازمانها و احزاب اسکان یافته اند.!
انجمن باید براین نکته هشیار و مسئول باشند که پیشبرد سیاست پاسیفیسم و یا پیشه کردن سکوت بی معنا و در نهایت عدم تمایل به پاسخگویی، میتواند ذهن بسیاری از اعضا و ناظرین دلسوز جامعه را نسبت به کارکرد و سیاستهای ناروشن و غیرشفاف انجمن یاد شده به سوی برداشتهای سئوال برانگیزی سوق بدهند، که چندان خوشآیند نخواهد بود.
برداشتها و سئوالاتی که میتوانند روحیۀ بدبینی نسبت به انجمنهای فرهنگی را تشدید و ریزش بدنه و بی تفاوتی ناظران را ببار بیاورد. روندی تلخ که در روند پیوستگی خود عاملی میگردند تا فیمابین انجمنهای فرهنگی و جامعۀ متعلق به آن که در اساس پایگاه و منبع مشروع توان و انگیزه های آن را عبارت میسازند شکافی عمیق ایجاد بشود، و روند واگرائیها بیش از پیش شتاب بیشتری بخود بگیرند. این امر بر دامنۀ شک و گمانه زنیهای درست و غلط می افزاید که در نهایت بی اعتمادی و …. بقیه اش را خودتان میدانید. زیرا همین انجمن این تجربۀ تلخ را حداقل یکبار تجربه کرده است و کاملا از عواقب آن آگاه میباشد. گاها حتی این فکر نیز در اذهان جرقه میزند که آیا شکل گیری این روند ناشی از نابالغی فرهنگی و فکری اعضای جامعۀ آن است یا اینکه از طرف منافع افکاری مشخص هدایت و مدیریت میشود؟
انجمن فرهنگی تورکمن های کلن قبل از آنکه در سراشیبی جادۀ انتخاب شدۀ خود وارد مسیرهای برگشت ناپذیری نشوند باید هوشیارانه ترمز دستی را بکشند تا بتوانند مرزها و پلهای ارتباطی اخلاقی و معنوی با جامعه را با نرمها و روشهای سازنده و شفاف بازسازی و ترمیم بکنند.
در اینجا قلم این نوشته، مبحث خود را در پرتو نظرات جلیل گ. متمرکز کرده است. در حالی که در حوزۀ مربوطه سئوالهای بسیار دیگری نیز مطرح میباشند که احتیاج به رونمایی و توضیح هستند. مسائل و سئوالاتی چون؛ دلیل استعفای دو عضو اصلی هیئت مدیره و چندین عضو رسمی و فعال آن، علل ریزش بدنۀ انجمن، خود از جمله موضوعاتی میباشند که تا به امروز بدون پاسخی روشن و یا بدون علت یابی و آسیب شناسی مسئولانه، در کنج آرشیو انجمن فرهنگی کلن خاک میخورند. سئوالاتی که میتوانند رفتار و رویکردهای فرهنگی مسئولین مربوطۀ انجمن فرهنگی کلن را مورد سئوال جدی قرار بدهند. ولی سئوال نهایی این است گریز تا به کجا و تا به کی؟
۱۳۹۴/۰۴/۳۰
اُکتای تورکمن

2 پاسخ to “گریز تا به کجا و تا به کی؟”

  1. کادیر ص Says:

    می گویند سکوت علامت رضاست و اما فکر نمی کنم که چنین تعبیر به اصطلاح قاعده مند ، مشمول عکس العمل آنها باشد. اینها سکوت می کنند چونکه می دانند که به راهی کج رفته و خواسته ها و علائق درونی خود را بر مسیری واهی می رانند. بی تفاوتی و روحیات دنباله روانه جماعت ترکمن هم ظاهرا به آنها مشروعیت داده تا به راه خود ادامه بدهند. با این کلی گوئی ها و انتقادهای گله مندانه هم نمی شود آنها را به وسط کشید. کسانی که می دانند که چکار می کنند، به سهولت هم به ریش دیگران می خندند. مگر قرار هم هست که کسی یا کسانی آنها را به پشت میز محاکمه بکشانند؟. نه جلیل عزیز و نه اکتای گرانقدر! لطفا حرف دل را بگویید و بقیه مسائل را به عهده خلایق بگذارید.
    می دانید که سالهای زیادی است که مهاجرین سیاسی ترکمن از کمیت و پراکندگی رنج می برند. تلاش های مستمر آنها برای همبستگی و فعالیت مشترک هم مرتبا به بن بست رسیده. بگذریم که دلیل این پراکندگی ها نیز تاثیرات مخرب برخی آدمهای محورگرا و خودبین است. و اما این را نباید فراموش کرد که » جهالت و خودبزرگ بینی ها و منفعت گرائی ها» همیشه باعث دردسر است و مبتلایان بدان، به جای تجدید نظر و تصحیح رفتار خویش، تسلیم خصلت های منفی درونی خود شده و در رویای » برج عاج » باقی می مانند. در حرف و کلام زیباترین لحن را دارند و اما در عمل؟ ته دره. حالا اگر خیلی خوشبین هم باشیم و دست های پنهان حکومت های دیکتاتوری را هم کوتاه فرض کنیم.
    معامله نامشروع چیست؟ یعنی این است که » وقتی نیروئی خود را ضعیف می پندارد، دست به دامن هر کسی هم شده ، برای رسیدن به هدف تلاش می نماید. در این مورد مثال فراوان وجود دارد. همین الان در کشور یمن که بدنبال فروپاشی اتحاد شوروی، به اراده ملتش به وحدت رسیده بودند، می بینیم که دیکتاتوری مخلوع بنام علی عبدالله صالح صرفا برای حفظ قدرت با شیعیان حوثی اتحاد نموده و جنگی خانمان سوز را به ملتش تحمیل می نماید.
    در ابعادی کوچکتر و در میان فعالین ترکمن هم چنین روش های ناستوده جا پا باز کرده است. فلسفه تشکیل انجمن کلن درست در این جهت است. رسیدن به هدف، ولو به هر وسیله. این عده وقتی هنری در ایجاد جمعی بزرگتر و دموکراتیک تر نداشتند، اتحاد با هواداران ترکمنباشی را که تشکل خود را قالکینج نامگذاری کرده بودند فرصتی برای اقتدار خود می یابند. اینها چند سالی پیش ضمن انشعاب از انجمن فرهنگی ترکمنها در گوتنبرگ ( سوئد) به تشکیل انجمنی مشابه ؟ تلاش می ورزند ولی کارشان نمی گیرد. اخیرا نیز با اقدامی کودتاگرایانه برای قبضه کردن همین انجمن برنامه ریزی می کنند ولی در مقابله با رقبیی دیگر ، کم می آورند.
    یکی دیگر از علت هایی که باعث رونق گرفتن چنین اتحادهایی می گردد، درک غلط از مسئله و ستم ملی بر ما ترکمنها می باشد. مسئله ملی ما ترکمنها همانند بسیاری از پاره ملت ها، تا حد زیادی پیچیده می باشد. در بخشی از سرزمین ترکمن ، ما تحت ستم ملی می باشیم و اما در بخشی دیگر دارای دولت و حاکمیت قانونی چون جمهوری ترکمنستان . اگر در این جمهوری حقوق انسانها و دموکراسی رعایت می گردید، حامیان آن تقدیر هم می شده اند. اما متاسفانه حقایق به گونه ای دیگر است. درست در فردای تلاشی اتحاد شوروی ، کارگزاران قبلی با شکل و بیرقی دیگر به میدان آمده و با همان سبک قدیمی حکومت می نمایند. رفتار آنها با ترکمنهای ترکمنستان جنوبی بسیار بد و غیر قابل هضم می باشد. سخت گرفتن ویزا و اذیت های دیگر امروز تا حدی نهادی شده است. به بهانه مواد مخدر و قاچاق، رفتار ماموران با هم ملیتی های خود!! از نرم های انسانی و بین المللی بسیار فاصله گرفته است. ماهیگیران را با تیراندازی و کشتار آنچنان مرعوب نموده اند که نظیر ندارد. بسیاری از کامیونداران ترکمن را که برای امرار معاش به آنجا رفت و آمد می نمایند، به بهانه های کوچک بازداشت کرده و به زندانهای خوفناک می کشانند. همین الان جوانی ترکمن از روستای صحنه را که با عرق جبین و مشقات فراوانی کامیونی را برای تامین خانواده و فرزندانش خریده بود و جهت تجارت به آنسوی می رود، به بهانه داشتن سماوری کهنه ( گویا انتیک تلقی می شود..) به زندان می برند و با تهدید به صدور زندانی طولانی… کامیون این بیچاره را ضبط می نمایند. آیا این خود شبیه راهزنی نیست؟ دفاع مطلق از این کشور که حکومتی ظالم دارد، آیا در شان یک فرد دمکرات و انسانگراست؟.
    پس دوستان عزیز، بیائید و حرف دل را بزنید. دستهایی را که در پشت این انجمن ها خوابیده است را رو کنید. آن تعداد معدود از ترکمنها که هوادار سینه چاک جمهوری ترکمنستان می باشند، خطر چندانی ندارند و هر چه باشد آنها عقیده خود را پنهان نمی کنند . آنها می گویند که » بایستی از تنها حکومت ترکمنها دفاع کرد.» اما این بقیه چه می گویند؟ وقتی با من و تو روبرو می شوند، دمکرات تر از هر کسی می شوند و هر نوع همکاری و همسویی با حکومت های غیر دمکراتیک را نفی می نماینند. ولی چه کسی نمی داند که، برای رسیدن به هدف و ارضای عطش جاه طلبانه خود، به هر وسیله ای متوسل می گردند.

  2. fereydoondiyeji Says:

    manzooram faghat hurmatli oktay nist balke hameh,baraye masaele farhangi khoob daawa mikonid weli waghtike moshkelate siasi pish beayad sekoot mikonid

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: