از میان کامنتهای خوانندگان محترم ـ محمد بندرترکمنی

من اولش میخواستم روی صحبت آقای م. نظرلی چند سطری بنویسم و برای این کار آنرا چندبار خواندم تا سره را از ناسره جدا بکنم و حرفهای راستش را پررنگ و روی نادرست هایش فکرم را بنویسم ولی کارم خیلی مشکل بود چونکه از اولش تا آخرش در پرداخت به موضوعات اصلی و گزارشات داخلی انجمن فرهنگی کلن خلاف واقعیت را گفته بود.برای مثال پروتکل استعفای چندین عضو فعال و دو عضو رسمی هیئت مدیره را علنی بکنند تا خواننده ها از اصل قضیه و علل واقعی افراد مستعفی که برخلاف دروغهای آقای م. نظرلی نه « چون به ایران رفت و آمد دارند از این گونه مسایل درهراس بودند و عاقبت نیز انجمن را ترک کردند»  بلکه علتی هم اخلاقی و هم اساسنامه ای داشتند، آگاه بشوند. افراد مستعفی صحیح و سالم زنده اند.

به همین دلیل درستر آن دیدم که قبلا مطلبی از آقای ر. آهنگری با عنوان «جامعه ای که دروغ را ستایش میکند!» خوانده بودم که گویا میدانسته روزی آقای م. نظرلی این دروغها را دیکته وار خواهد نوشت. چون در این نوشته فرهنگ التزام به چنین دروغهایی مورد بحث قرار داده میشود که من درج خلاصۀ آنرا در مقابل صحبتهای آقای م. نظرلی کافی و لازم دیدم. خوب مطالعه بکنیم این نوشته نشان میدهد که مبدأ و منبع اخلاقی صحبتهای آقای م. نظرلی از کجا نشأت میگیرند.

در اصل حاملین دروغ با این باور به دروغ پناه میبرند که مخاطبین انسانهایی خام، کودن و نفهم و نادان هستند و هر چه جلویشان بگذارند خواهند خورد! این همان توهین به شخصیت و کرامت انسانهاست که متأسفانه این منش گاها مورد استفاده و کاربرد حتی برخی از مدعیان «دفاع از حقوق بشر» و یا مدعیان «فرهنگی» جامعه قرار میگیرند و تأسف آورتر از همه اینکه اکثر جامعه براین دروغها واقفند اما بنا به دلایلی غیر قابل توجیه سکوت را جایز و انفعال در برخورد را مصلحت اندیشانه میدانند!!!! …

من اولش میخواستم روی صحبت آقای م. نظرلی چند سطری بنویسم و برای این کار آنرا چندبار خواندم تا سره را از ناسره جدا بکنم و حرفهای راستش را پررنگ و روی نادرست هایش فکرم را بنویسم ولی کارم خیلی مشکل بود چونکه از اولش تا آخرش در پرداخت به موضوعات اصلی و گزارشات داخلی انجمن فرهنگی کلن خلاف واقعیت را گفته بود.برای مثال پروتکل استعفای چندین عضو فعال و دو عضو رسمی هیئت مدیره را علنی بکنند تا خواننده ها از اصل قضیه و علل واقعی افراد مستعفی که برخلاف دروغهای آقای م. نظرلی نه « چون به ایران رفت و آمد دارند از این گونه مسایل درهراس بودند و عاقبت نیز انجمن را ترک کردند»  بلکه علتی هم اخلاقی و هم اساسنامه ای داشتند، آگاه بشوند. افراد مستعفی صحیح و سالم زنده اند. به همین دلیل درستر آن دیدم که قبلا مطلبی از آقای ر. آهنگری با عنوان «جامعه ای که دروغ را ستایش میکند!» خوانده بودم که گویا میدانسته روزی آقای م. نظرلی این دروغها را دیکته وار خواهد نوشت. چون در این نوشته فرهنگ التزام به چنین دروغهایی مورد بحث قرار داده میشود که من درج خلاصۀ آنرا در مقابل صحبتهای آقای م. نظرلی کافی و لازم دیدم. خوب مطالعه بکنیم این نوشته نشان میدهد که مبدأ و منبع اخلاقی صحبتهای آقای م. نظرلی از کجا نشأت میگیرند.

«جامعه ای که دروغ را ستایش میکند!
‏پنجشنبه‏، 2014‏/07‏/03
دروغ و دروغ گويي در جامعه پديده اي است که با وجود توصيه هاي اخلاق و فرهنگ اجتماعات مدنی و انسانی اما در جامعه به وفور شاهد حضور فعال و عوارض تخریبی ناشی از آن می شويم. رفتاري که با ايجاد بي اعتمادي در جامعه بنيان هاي اخلاق و فرهنگ جامعه را نيز نشانه میگیرد. بطوریکه؛ در جامعه عنصر دروغ زایش و رویش بسياري از تنشهای غیر اخلاقی و غیر فرهنگی را موجب میشود. در معنایی؛ عنصر دروغ هنجارشکن است.
در نظام ها و اجتماعاتی که نهادهاي مدني و عنصرهای پرسشگر آن که در جهت به چالش کشیدن معیارهای ناعادلانۀ حاکم بر جامعه فعال میباشند و وظیفۀ شفاف سازی را برعهده دارند، اگر از طرف جامعه پذیرفته شده نشوند و بسط پيدا نکرده باشند، دروغ و فرهنگ دروغ گويي شايع مي شود. و امکان نهادینه شدن آن در ساختار فرهنگ جامعه ایجاد میگردد.
اگر بخواهیم در یک جمله زمینه های زایش و گسترش دروغ را بشکافیم، بایستی آنرا در ضعف نهادها و کانونهای مدني جستجو کرد. زیرا؛ ضعف جامعه مدني سبب مي شود تا دروغ توسط اجزاي اين جامعه نتواند به چالش کشيده شود يا دروغِ دروغگو بر ملا نشود تا پس از آن شخص دروغگو نسبت به ادعاي خود مجبور به پاسخگويي و دفاع از سخنان و عملکرد غيرواقعی يا کجروانه خود گردد. وجود يک جامعۀ مدني قوي و نهادينه شده سبب مي شود تا نتوان دروغ را به سادگی و آسودگي مرتکب شد و از عواقب آن آسوده ماند. يک جامعۀ مدني قوي، مردم و مسئولان را پاسخگو بار مي آورد و آنها را نسبت به رفتار اجتماعی شان مسئول مي سازد. برعکس؛ نبود آن، عرصه را براي جولان دروغ و رواج يافتن فرهنگ دروغگويي هموار مي سازد.
در جامعۀ ما بخصوص در رفتار و گفتار فعالین فرهنگی و سیاسی آن، عنصر» دروغ » بعنوان یکی از شاخص ترین و نام آشناترین مفهوم و واژه ای است که در مسیر حفظ موقعیتهای کاذب ناشی از مناسبات و الگوهاي ناسالم، به کرات مورد استفاده و بهره وری شخصیتهای نامتعادل و دوگانه قرار گرفته و میگیرند. بطوریکه رواج دروغگویی در جامعۀ ما، آنرا به مشخصه ای بارز و برجسته در فرهنگ مکالمه و ادبیات بسیاری از گفتمانهای جامعه مبدل ساخته است. …
آیا دروغ تنها در خدمت دستگاههای سیاسی جامعه است و تنها آنان را شامل میشود؟ یا اینکه ما هم در تولید و تکثیر و تبلیغ آن در جامعه بنوعی سهیم میشویم و در بارآوری و کارآیی آن بنوعی نقش داریم؟ چند لحظه ای بخودمان به اطرافمان نظری بیاندازیم و بشماریم تا ببینیم که چند بند از انگشتانمان یارای شمارش دروغهای ما خواهند بود؟ …
مسئولین فرهنگی ما که بایستی خود الگوی فرهنگ سازی جامعه باشند یا در تولید و ارتقای سطح فرهنگ اجتماعی جامعه الگو باشند، دروغ را بنام «دروغ مصلحت‌آمیز» جایز و بکار میگیرند!!! ( توضیح نمیدهند که این مصلحت بر سر چه و کدام موضوعی مشروعیت مییابد) و روز دیگر بدون هیچ ابائی از کسی یا چیزی دروغ سرهم میکنند. جالب ترین نکته این گرایش در آنجا است که جامعه با آغوش باز از آن استقبال میکند، و خم به ابرو نمی آورد. غافل از آنکه دروغ علاوه بر حمل ارزشهای ناپسند اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، در عین حال توهینی آشکار به مخاطبین خود و جامعۀ مفروض است. در اصل حاملین دروغ با این باور به دروغ پناه میبرند که مخاطبین انسانهایی خام، کودن و نفهم و نادان هستند و هر چه جلویشان بگذارند خواهند خورد! این همان توهین به شخصیت و کرامت انسانهاست که متأسفانه این منش گاها مورد استفاده و کاربرد حتی برخی از مدعیان «دفاع از حقوق بشر» و یا مدعیان «فرهنگی» جامعه قرار میگیرند و تأسف آورتر از همه اینکه اکثر جامعه براین دروغها واقفند اما بنا به دلایلی غیر قابل توجیه سکوت را جایز و انفعال در برخورد را مصلحت اندیشانه میدانند!!!! …
در عمل؛ در یک جامعه، سوژۀ دروغ و دروغگویی برآمد شکاف بين ايده ها و رفتارها میباشند و از میان تناقضات شخصیتی تغذیه میکنند و به وجود میایند که مي توان از آن به عنوان يک معضل اجتماعی ـ فرهنگی یاد کرد. به همین دلیل اين گونه افراد شخصيتي نامتعادل دارند. آنان با معترضان و منتقدان خود یکروز در جلد دوست و روزی دیگر چون دشمنی کهنه رفتار میکنند. خود را مقید به هیچ موازین اخلاقی و فرهنگی نمیدانند. این فرهنگ زیرساخت و پایه های بالقوۀ نظامهای مستبد و انحصار طلب میباشند که سر بزنگاه از چپ و راست چماق بر سر معترضین و منتقدین و پرسشگران جامعه یعنی عناصر مدنی آن فرود خواهند اورد. …
بطور کلی در زایش و گسترش عنصر دروغ عوامل زیادی نقش دارند. دروغ نیز امثال بسیاری از میکروبها و باکتریهای کوچک و بزرگش قبل از هر چیزی خود را از بستر آلودگیهای فضای جامعه از فرهنگ منفعل جامعه و از مقررات و نظام مندی ناهماهنگ و غیرکارساز جامعه تغذیه میکند و با آن فربه می شود. آنجا که دروغ گسترش یافته است. آنجا که دروغ به امری معمول و مردم پسند درآمده است، پیش از هر علت و عاملی دیگر، باید اجتماع مفروض در جهت واکسیناسیون خودش تدابیری را بیاندیشد. …»
با سلامهای گرم برادرانه
محمد بندرترکمنی

جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴ ـ Jul 24.2015

یک پاسخ to “از میان کامنتهای خوانندگان محترم ـ محمد بندرترکمنی”

  1. fereydoondiyeji Says:

    payandeh,bender türkmen

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: