از میان کامنتهای خوانندگان محترم ـ کادیر ص

می گویند سکوت علامت رضاست و اما فکر نمی کنم که چنین تعبیر به اصطلاح قاعده مند ، مشمول عکس العمل آنها باشد. اینها سکوت می کنند چونکه می دانند که به راهی کج رفته و خواسته ها و علائق درونی خود را بر مسیری واهی می رانند. بی تفاوتی و روحیات دنباله روانه جماعت ترکمن هم ظاهرا به آنها مشروعیت داده تا به راه خود ادامه بدهند. با این کلی گوئی ها و انتقادهای گله مندانه هم نمی شود آنها را به وسط کشید. کسانی که می دانند که چکار می کنند، به سهولت هم به ریش دیگران می خندند. مگر قرار هم هست که کسی یا کسانی آنها را به پشت میز محاکمه بکشانند؟. نه جلیل عزیز و نه اکتای گرانقدر! لطفا حرف دل را بگویید و بقیه مسائل را به عهده خلایق بگذارید.
می دانید که سالهای زیادی است که مهاجرین سیاسی ترکمن از کمیت و پراکندگی رنج می برند. تلاش های مستمر آنها برای همبستگی و فعالیت مشترک هم مرتبا به بن بست رسیده. بگذریم که دلیل این پراکندگی ها نیز تاثیرات مخرب برخی آدمهای محورگرا و خودبین است. و اما این را نباید فراموش کرد که » جهالت و خودبزرگ بینی ها و منفعت گرائی ها» همیشه باعث دردسر است و مبتلایان بدان، به جای تجدید نظر و تصحیح رفتار خویش، تسلیم خصلت های منفی درونی خود شده و در رویای » برج عاج » باقی می مانند. در حرف و کلام زیباترین لحن را دارند و اما در عمل؟ ته دره. حالا اگر خیلی خوشبین هم باشیم و دست های پنهان حکومت های دیکتاتوری را هم کوتاه فرض کنیم.
معامله نامشروع چیست؟ یعنی این است که » وقتی نیروئی خود را ضعیف می پندارد، دست به دامن هر کسی هم شده ، برای رسیدن به هدف تلاش می نماید. در این مورد مثال فراوان وجود دارد. همین الان در کشور یمن که بدنبال فروپاشی اتحاد شوروی، به اراده ملتش به وحدت رسیده بودند، می بینیم که دیکتاتوری مخلوع بنام علی عبدالله صالح صرفا برای حفظ قدرت با شیعیان حوثی اتحاد نموده و جنگی خانمان سوز را به ملتش تحمیل می نماید.
در ابعادی کوچکتر و در میان فعالین ترکمن هم چنین روش های ناستوده جا پا باز کرده است. فلسفه تشکیل انجمن کلن درست در این جهت است. رسیدن به هدف، ولو به هر وسیله. این عده وقتی هنری در ایجاد جمعی بزرگتر و دموکراتیک تر نداشتند، اتحاد با هواداران ترکمنباشی را که تشکل خود را قالکینج نامگذاری کرده بودند فرصتی برای اقتدار خود می یابند. اینها چند سالی پیش ضمن انشعاب از انجمن فرهنگی ترکمنها در گوتنبرگ ( سوئد) به تشکیل انجمنی مشابه ؟ تلاش می ورزند ولی کارشان نمی گیرد. اخیرا نیز با اقدامی کودتاگرایانه برای قبضه کردن همین انجمن برنامه ریزی می کنند ولی در مقابله با رقبیی دیگر ، کم می آورند.
یکی دیگر از علت هایی که باعث رونق گرفتن چنین اتحادهایی می گردد، درک غلط از مسئله و ستم ملی بر ما ترکمنها می باشد. مسئله ملی ما ترکمنها همانند بسیاری از پاره ملت ها، تا حد زیادی پیچیده می باشد. در بخشی از سرزمین ترکمن ، ما تحت ستم ملی می باشیم و اما در بخشی دیگر دارای دولت و حاکمیت قانونی چون جمهوری ترکمنستان . اگر در این جمهوری حقوق انسانها و دموکراسی رعایت می گردید، حامیان آن تقدیر هم می شده اند. اما متاسفانه حقایق به گونه ای دیگر است. درست در فردای تلاشی اتحاد شوروی ، کارگزاران قبلی با شکل و بیرقی دیگر به میدان آمده و با همان سبک قدیمی حکومت می نمایند. رفتار آنها با ترکمنهای ترکمنستان جنوبی بسیار بد و غیر قابل هضم می باشد. سخت گرفتن ویزا و اذیت های دیگر امروز تا حدی نهادی شده است. به بهانه مواد مخدر و قاچاق، رفتار ماموران با هم ملیتی های خود!! از نرم های انسانی و بین المللی بسیار فاصله گرفته است. ماهیگیران را با تیراندازی و کشتار آنچنان مرعوب نموده اند که نظیر ندارد. بسیاری از کامیونداران ترکمن را که برای امرار معاش به آنجا رفت و آمد می نمایند، به بهانه های کوچک بازداشت کرده و به زندانهای خوفناک می کشانند. همین الان جوانی ترکمن از روستای صحنه را که با عرق جبین و مشقات فراوانی کامیونی را برای تامین خانواده و فرزندانش خریده بود و جهت تجارت به آنسوی می رود، به بهانه داشتن سماوری کهنه ( گویا انتیک تلقی می شود..) به زندان می برند و با تهدید به صدور زندانی طولانی… کامیون این بیچاره را ضبط می نمایند. آیا این خود شبیه راهزنی نیست؟ دفاع مطلق از این کشور که حکومتی ظالم دارد، آیا در شان یک فرد دمکرات و انسانگراست؟.
پس دوستان عزیز، بیائید و حرف دل را بزنید. دستهایی را که در پشت این انجمن ها خوابیده است را رو کنید. آن تعداد معدود از ترکمنها که هوادار سینه چاک جمهوری ترکمنستان می باشند، خطر چندانی ندارند و هر چه باشد آنها عقیده خود را پنهان نمی کنند . آنها می گویند که » بایستی از تنها حکومت ترکمنها دفاع کرد.» اما این بقیه چه می گویند؟ وقتی با من و تو روبرو می شوند، دمکرات تر از هر کسی می شوند و هر نوع همکاری و همسویی با حکومت های غیر دمکراتیک را نفی می نماینند. ولی چه کسی نمی داند که، برای رسیدن به هدف و ارضای عطش جاه طلبانه خود، به هر وسیله ای متوسل می گردند.

کادیر ص

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: