نگاهی به مصاحبه تلویزیونی سولماز و جوما!

آ.گلی

در تاریخ هفتم آگوست مصاحبۀ ضبط شده هموطنانم خانم سولماز آهنگری و آقای جوما بورش توسط کانال «روژ حالات» در برنامه «پویش» را که توسط وبلاگ «گفتمان ترکمن» بازنشر شده بود را تماشا کردم. قبل از هر چیز به دست اندرکاران این برنامه تلویزیونی که ساعاتی را به منظور شناساندن تاریخ و فرهنگ ملت تورکمن اختصاص داده و نیز وبلاگ «گفتمان» در معرفی این برنامه تشکر کرد.
پیش از پرداختن به دیدگاههایم در مورد این گفتگو جادارد از زحمات دوستانمان سولماز و جوما که خستگی ناپذیر در شناساندن ویژگی های ملی ملت خویش تلاش می کنند، تشکر نمایم.
مصاحبه گر در آغاز برنامه از جوما می خواهد که در مورد تاریخ تورکمنها اطلاعاتی بدهد که متأسفانه جوما با اینکه می دانیم مورخ نیست سعی می کرد مطالبی را که از کتب مختلف خوانده بود با بینندگان برنامه قسمت نماید که در اینجا تئوری جعلی و ساختگی کوچنده بودن تورکمنها را به ایران را که توسط شوونیست ها القاء شده و میشود را بازگو می کند. باید اذعان کرد که تمامی ملل و اقوام ساکن در این کره خاکی مسلما بنابه مقتضیات و شرایط گوناگون مجبور به کوچ و ترک سرزمین خود شده و می شوند (نمونه اخیر مهاجرت گروهی از قاره آسیا و افریقا به اروپا). در مقطعی که دوستمان جوما از آن صحبت می کنند نه ایران- کشور- بلکه محدوده جغرافیایی بنام فلات ایران می باشد که مابین توران زمین آنروزی و فلات بین النهرین قرار دادشت و در واقع گذرگاهی بود برای مهاجرت گروههای اتنیکی مانند سومریان… تورکمنهای اوغوز تا آن موقع حداقل 5000 سال سابقه اسکان در این فلات و سرزمین کنونی خویش که تورکمنصحرا نامیده می شود را داشتند در واقع تورکمنها چندهزار سال زودتر از آریایی ها به این فلات آمده اسکان یافته بودند. بنابراین ا به کسانی که سند مالکیت 5000 ساله مکانی را دارند نمی توان مهاجر اطلاق نمود. اصولا این عنوان جعلی را شوونیست های برای این مطرح می کنند که گویا اجازۀ اقامت تورکمنها در «ایران» تمام شده و آنها که اصالت «مغولی» دارند باید به صحرای گوبی برگردند و از این نوع خزعبلات.
در زیر تنها به دو فاکت از میان دلایل گوناگون اقامت تورکمنها در این سرزمین آبا و اجدادی خودشان که سابقۀ آن به بیش از 5000 سال می رسد را نشان می دهیم:

Unbenannt

آقای جوما بورش ضمن اشاره به نیای افسانه ای تورکمن ها «اوغوز» خان از اصطلاح فئودال استفاده می کنند. فکر کنم ایشان بهتر می دانند که این ترمین در دوران انقلاب کشاورزی و رشد زمینداری در اروپا رایج شده و ربطی به تورکمن ها در آن دوره ندارد. نکته ای که بیش از هرچیز غیرواقعی است و آقای جوما بورش آنرا چندین بار تکرار می کنند وجود جنگ و درگیری بین قبائل تورکمن برای توسعۀ قدرت و زمین… واقعیت این است در شرایطی که «ژوان- ژوان» های چینی برای گرفتن برده لشکرکشی های خونینی علیه همسایگان براه می انداختند و اگر نمی شد با ضرب شمشیر شکست شان داد با خدعه و نفاق و بجان هم انداختن سران قبائل به طمع مال و یا دخترکان چشم بادامی شان اسبرشان می کرد (همان سیاستی که تا عهد قاجار توسط حکام خراسان و استرآباد علیه تورکمنها بکار برده می شد و گفته میشد که تورکمنها در جنگهای قبیله ای همدیگر را می کشند و گناه ما نیست. امروزه ج. اسلامی با انداختن نفاق تیره و طایفه گری انتخابات را بر له و یا علیه کاندیدادی پیش می برند)
آقای جوما بورش اشاره می کنند که در میان تورکمنها مورخ و تاریخ نویس نیست و یا خیلی کم است و تاریخ تورکمنها را ننوشتند. این گفته ایشان از منظری درست است ولی باید گفت که امکان تحقیق و بررسی و نشر وقایع مربوط به تاریخ تورکمن را رژیم های شوونیست حاکم بر ایران نداند و نمی دهند. حداقل می توان به تحقیقات تاریخی مورخان تورکمنستانی اشاره کرد که اگر اجازه بازنشر آن در ایران داده می شد، بسیاری از اشتباهاتی که آقای جوما در بازگویی تاریخ ملت خودشان به آن گرفتار می شوند برطرف کرد…
پیشنهادی که به دوستان تورکمنم که بطور تخصصی با تاریخ ملت شان آشنایی ندارند این است که از پرداختن به زوایای افسانه ای مثل تاریخ باستانی تورکان، اوغوزان و نیز تعمیم و گسترش حرکت تاریخی تورکمنها بسوی آنادولی و امپراطوری های گوناگون حدالامکان دوری جویند چرا که بازگویی نادرست آنان بهانه بدست دشمنان می دهد- مثل اشاره آقای جوما بورش به اعلام شیعه گری در بغداد توسط تورکمن های قره قویونلی… آقای جوما بورش در دو قسمت این برنامه با اصرار سعی می کند تا به تاریخ تورکمن گریز بزند و بعلت تنگی وقت و یا عدم آمادگی خودشان را بیشتر در مخصمه می اندازند. مثلا با اینکه می دانند واژۀ «قونیق» (قونماق- اسکان) چیست آنرا اشتباها «قنیق» تلفظ می کنند و یا بهتر می بود در همان محدودۀ تاریخ تورکمن های سلجوقی و توغرول بیشتر توضیح می دادند تا تاریخ آسیای صغیر… اصولا دوستانی که به این نوع برنامه ها و مجامع دعوت می شوند بجای پرداختن به بخش تخصصی و آکادمیک تاریخ تورکمن بهتر است به تاریخ معاصر همانند جنبش جمهوریخواهی سالهای 1300 و جنبش های ضد رضاشاهی و جنبش ملی- دمکراتیک اوائل انقلاب و غیره بپردازند تا نسل جوانی که این نوع برنامه های تلویزیونی را تماشا می کنند هرچه ملموستر با تاریخ و فرهنگ مردم خویش آشنا شوند.
غافلگیری جوما ! در یک قسمت از برنامه گرداننده برنامه از آقای جوما بورش می خواهند که شعری را از مختومقلی بخوانند که متاسفانه ایشان قادر به آن نمی شوند.. البته خیلی از ماها ممکن است غافلگیر شوند ولی برای رفع این نقیصه در آینده وقتی قرار می شود که برنامه ای در راستای شناساندن فرهنگ تورکمنی تهیه بشود، کتاب شعر مختومقلی را با خود برده و شعرهای مورد نظر را از قبل علامت گذاری کرد تا بقول جوما غافلگیر نشد.
و اما در مورد خانم سولماز آهنگری! راستش اولا از زحمات و تلاش ایشان در شناساندن فرهنگی ملی مان در سالهای اخیر مخصوصا با عضویت در مدیریت انجمن فرهنگی کلن- آلمان، چاپ پوستر مختومقلی و دیگر زحماتشان تشکر کرد (یادم می آید که سولماز در سال 1992 در مراسم روزهای فرهنگی تورکمنها که توسط موزه هامبورگ برگزار شده بود، بعنوان مترجم فعال بودند) و اخیرا نیز در جلسه حقوق بشر «سویدویند» ژنو سولماز خانم را دیدیم که داشت از ستم ملی و مضاعف حاکم بر زنان همنوطنش صحبت می کرد.
یکی از ویژگی های جوانان تورکمن رشد و پرورش یافته در فرهنگ اروپایی عدم آگاهی و شناخت حداقل اطلاعات از جامعه خودشان می باشد. والدین در این مورد نقش اساسی دارند. این درد مشترک همه جوانان ما است و مختص به سولماز نیست ولی با توجه به دسترسی جوانانمان به اینترنت و گوگل می شود با آمادگی بیشتری در این برنامه ها شرکت کرد. سولماز می توانست با جستجو در گوگل و جمع آوری عکس های مربوط به پوشش و یا تنوع غذایی بهترین آگاهی را به بیننده ارائه می داد. ضمنا کاش چارقد را بجای گذاشتن روی میز، بر سر و یاحداقل بر دوش می انداختند هم زیبایی بیشتری به زیبایی خودشان می دادند و هم بر زیایی صحنه و سن برنامه شان می افزودند. ضمنا سولماز ما خوب می داند که این چارقد ها و انواع دیگر روسری ها تولید تورکمن ها نیست و این چارقدها تولید شهر «پاولوودار» روسیه است و آن روسری های نازگ گلدار زرد رنگ (ساری یالیق) از تولیدات شهر اسکوی آذربایجان بوده که بجای آن اینک روسری های پاکستانی و هندی مد شده است.
از دوستان شرکت کننده در این برنامه راجع به زبان پرسیده میشد که چه تفاوتی بین بخش شمالی و جنوبی تورکمنستان است که آنها سعی می کردند برای هر بخش ویژگی هایی ترسیم کنند که به نظرم لازم نبود. چرا که مثلا آن مثالی که جوما در مورد «ته له که» و «اربت» در معنای بد فارسی آوردند هیچکدام تورکمنی نیست یکی از تهلکه عربی می آید و آن دیگری تغییر یافته برباد است (ار+باد=اربت) که بهتر بود از کلمه «یامان» استفاده میشد تا معادل و هموزن یاخشی مورد تأکید قرار می گرفت.
اگر سولماز به مسئله مهاجرت و نقش خانواده ها در حفظ زبان ملی در دایره خانواده و یا توسط انجمن اشاره ای می کردند خوب می شد.
بهرحال ضمن تشکر مجدد از سولماز و جوما در شناساندن حداقل تاریخ و فرهنگ ملت خودشان، سخنم را با شعری از شاعر فقید تورکمنستان کریم قوربان نفس به پایان می برم.

آ.گلی
هشتم آگوست 2015
سوئد.

«اؤز سچـن كأرين اونگارسا هركيم
يآرپى ينگلـِدرميش دﯙنيأنينگ یـﯙکـﯙن.
يكـِجه هـﯙنأره يؤره تسنگ حؤکـﯙم-
ايلينگه برگيدار بولماشينگ بسدير.»
(کریم قوربان نفس)

یک پاسخ to “نگاهی به مصاحبه تلویزیونی سولماز و جوما!”

  1. آ.گلی Says:

    تصحیح! در تصویر. در فاکت دوم. بجای سال 1955 باید سال 1935 می شد که تصحیح میگردد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: