ادبی دیل یا زبان ادبی یعنی چه؟

عیسی ارازلی – شاید درست ترین تعریف برای این موضوع این باشد که زبان ادبی حداقل نباید با تاریخ، دستور و قواعد خود مخالف باشد. و این مقاله برای این است که در سال های اخیر عده ای تحت عناوینی چون کارشناسان و متخصصین زبان ترکمنی تلفظ و نوشتار برخی از لغات ترکمنی را با این ادعا که از نظر ادبی درست نیستند تغییر داده و در عین حال در این باره به سوالات شفاهی و یا مندرج در جراید محلی و سایت های اینترنتی که سال هاست به تناوب و بصورت متنوع بیان می گردند پاسخ نداده اند. در آن سوالات با ادله کافی و مثال های روشن بیان گردیده بود که اتفاقا تغییراتی که این عده بوجود آورده اند از نظر ادبی نادرست و در شرایط آزاد قابل آموزش نیستند.

Open in new window

1- آن ها در اقدامی بی سابقه و بر خلاف قواعد زبان ترکمنی حرف «ف» را در کلماتی مانند نفس- وفا- جفا- شفا به «پ» تغییر داده و آنها را بطور سردرگم نپس- وه پا – جپا – شئپا می نویسند.
این مثل این است که در ریاضی بگوییم دو دو تا 5 تاست. چون بر اساس یکی از قواعد زبان ترکمن حرف ف بین دو مصوت نه تنها پ تلفظ نمی شود. بلکه برعکس این خود پ است که در این حالت ف تلفظ میشود. مثل تاپ تافار تافلدی – یاپ یافار یافلدی. پس حتی اگر نفس هم در اصل نپس بود طبق قاعده بالا باز نفس تلفظ میگردید.
این قاعده در زبان مختوم قلی فراغی نیز که همه از جمله خود این افراد، او را پدر ادبیات نوین ترکمن معرفی می کنند، هم در چاپ قاضی و هم در چاپ ماتی کوسایف که حدود 50 سال پیش در ردیف اولین و جامع ترین دیوان آن شاعر و عارف بزرگوار یکی در ایران و دیگری در باکو به چاپ رسیدند کاملا مشهود است. خود ماتی کوسایف هم در مقدمه ای که بر آن دیوان نوشته از قاعده بالا تبعیت نموده است.
بنابراین کاری که این افراد انجام داده اند کاملا بر خلاف دستور و قواعد زبان ترکمن است و به همین خاطر است که سوالات بی پاسخ می مانند. وقتی حرف پ بین دو مصوت در زبان ترکمنی ف تلفظ می شود، چگونه ممکن است ف در عین حال پ تلفظ شود؟ چگونه می توان این تناقض را نادیده گرفت؟

2- این عده باز بر خلاف دستور و قواعد و سوابق نوشتاری، حرف ب در آخر کلمات را نیز به پ تغییر داده اند. آنها کلماتی مثل کتاب- ادب – حبیب – آلیب- بریب- گلیب -گیدیب را کیتاپ- ادپ – حابئپ – آلئپ- بریپ -گلیپ -گیدیپ می نویسند.
در حالیکه اگر آخر این کلمات به پ ختم می شد در صورت پذیرش پسوند که یکی از شاخصه های این زبان، پسوندی agglutinative بودن آن است، این حرف طبق قاعده بالا باید ف تلفظ میگردید. در حالیکه همه میدانیم ترکمن ها هرگز به عنوان مثال کتافی (کتاب را- کتابش) و گلیفرنگ ( بفرمایید بیایید) و یا آلیفرنگ (بفرمایید بگیرید) نمی گویند بلکه کتاوی kitavi– آلیورنگ alivering – گلیورنگ gelivering میگویند همانطورکه کعبه را کاوه تلفظ میکنند ولی از آنجاییکه در رسم الخط عربی علامتی خاص برای نشان دادن (وv) که بتواند آن را از (وw) جدا کند وجود ندارد، آن را همچنان با ب می نویسند اما v تلفظ میکنند. شما دو کلمه قاپ qap (ببند) و qaab (ظرف) را در نظر بگیرید. اگر بخواهیم به این ها پسوند (ی) بدهیم اولی می شود قافی qafi (درب) و دومی می شود qaavi (ظرف را).
کوسایف در مقدمه دیوان مختومقلی از این بدعت گلایه می کند و با تعجب می پرسد معلوم نیست چرا اخیرا عده ای ب را در آخر این کلمات با پ عوض می کنند. معلوم است که آن زمان صحبت از نپس، وپا و جپا نبوده و گرنه کوسایف به آنها نیز اشاره میکرد. در نوشتار او به کرات کلماتی چون گلیب، بولیب، نفس، وفا، تافار، توفار آورده شده است.

3- مورد دیگر تغییر حرف د به ت است. مثل احمد- محمود – آد ( نام ) که توسط این عده آخمات – ماخموت – آت نوشته می شوند
طبق فرمول این آقایان اگر بخواهیم به اینها هم پسوند «ی» بدهیم باید آخماتی ماخموتی آتی بگوییم. چون ما ندیدیم که در این زبان حرف ت موقع پسوند گرفتن به غیر از خودش تبدیل شود. شما کلمات یات- بات را در نظر بگیرید که در صورت وصل شدن به حروف صدادار تغییر نمی کنند و میشوند یاتان باتان یاتردی باتردی، و نه یادان بادان یادردی بادردی
معلوم نیست این تغییرات و اختلافات از چه مغزهایی طراوش کرده که هیچ قاعده و قانونی را بر نمی تابند.

4- و باز این عده افعالی مثل تانی – اوقی – ساوی – قازی – یوری – ساری را تانا – اوقا – ساوا – غازا – یوره و سارا تلفظ می کنند و مینویسند.
در حالیکه مردم ما این طور صحبت نمی کنند و در تاریخ ادبیات ما نیز بی سابقه است. در دیوان نسیمی ، فراغی و متقدمین و متاخرین آنها این افعال بصورت تانی- اوقی- ساوی- ساری- قازی – یوری بکار رفته اند.

اگر سن بنده سن تانی خدانی
خدا و هم محمد مصطفانی (نسیمی)
بیریمده بیلمدیم یخشی یامانی
ایکیمده تانیدیم آتا انانی (فراغی)
و یا :
اون بیریمده توتدیم دوات قلمی
اوقیب اوقیب معنی ساچان گونلریم (فراغی)

البته ترکمن ها استثنائا در یک حالت ی را در این افعال به ا تبدیل می کنند و آن موقعی است که این افعال با پسوند » ا » دنبال شوند. مانند اوقی اوقیان- یوری یوریان که بعضی ها برای سهولت در گفتار آنها را اوقان و یوران تلفظ می کنند و این مسبوق به سابقه است. مثلا فراغی میفرماید «نیچه ملانگ اوقان علمی عبث دور». اما او هیچگاه مصدر را عوض نکرده و در هیچ کجا اوقا – اوقادی- اوقاب- و یا تانا – تاناب – تانادیم نیاورده است. و یا «یردن یوران» که مردم براحتی آن را بر زبان میاورند ولی در حالت عادی یوری – یوریجک – یوریسین تلفظ می کنند.
بعضی ها شیوه فعلی گویش در ترکمنستان را مربوط به طایفه تکه میدانند. این اصلا درست نیست. اگر درست بود پس چرا شیوه گفتار و نوشتار ملا نفس که میگویند تکه است و یا ماتی کوسایف که همین 50 سال در عشق آباد زندگی میکرد و از طایفه تکه بود با گویش فعلی ترکمنستان متفاوت است. شما میتوانید مقدمه او بر دیوان مختوم قلی فراغی چاپ 1960 باکو را که با همین خط یعنی با خط عربی نوشته است مطالعه کنید و متوجه حقایق شوید.
حال ببینیم این تغییرات چه وقت و در کجا بوجود آمدند؟ همه می دانیم در ترکمنستان دوران شوروی . که به عقیده اکثر قلم بدستان داخل و خارج شوروی سابق، ترکمنستان در آن دوره وضعیت فرهنگی مناسبی نداشت. سردار قل گلدی منتقد ادبی اهل ترکمنستان در مقاله ای تحت عنوان «نواقص آموزش زبان ترکمنی در ترکمنستان» که مقاله اش در هفته نامه صحرا به چاپ رسید معتقد است که در ترکمنستان در اواخر دوران شوروی بعد از فوت شخصیت های برجسته فرهنگی، کسانی که همیشه با تکیه به قدرت سیاسی حزب حاکم به دنبال فرصت بودند ، با استفاده از بوروکراسی که عامل عمده در سقوط خودبخودی شوروی بود، بتدریج مراکز تصمیم گیری در نهادهای فرهنگی را در اختیار گرفتند و برای خودنمایی، یک سری تغییرات به قول آن منتقد عجیب و غریب را طی بخشنامه هایی که به جهت ماهیت آن نظام کسی جرات اعتراض نداشت به مدارس و مراکز فرهنگی ابلاغ و این تغییرات نادرست در زبان ترکمنی را بر جامعه تحمیل نمودند. سردار قل گلدی آن مدیران را بشدت بیسواد و نادان توصیف کرده و آن ها را » قره لشکر» نامیده است. او معتقد است آن عده با بخشنامه های عجیب و غریب و تحمیل اجباری آن ها بر جامعه باعث این نواقص گردیدند.
بنابراین تغییراتی که در گویش مردم ترکمنستان بوجود آمده است نتیجه تصمیماتی است که در شرایط نامطلوب و توسط افراد معیوب اتخاذ گردیده و از نظر معیارهای علمی و ادبی بی اعتبار است و لذا نمی تواند مورد پذیرش معلمین ادبیات ترکمنی بطور خاص و معلمین ادبیات جهانی بطور عام گردد. زیرا هیچ معلمی در کلاس درس قادر به پاسخ دادن به سوالات مربوط به این پدیده نادر و نادرست نیست و نخواهد بود مگر اینکه تاریخ ادبیات و دستور و قواعد زبان ترکمنی را از کتاب های درسی حذف کنند و یا به دانش آموزان اجازه سوال ندهند.
در پایان روی سخنم با برخی قلم بدستان و صاحبان جراید و گویندگان رادیوی گرگان است که جانب منطق و عدالت را بگیرند و اگر پاسخی به سوالات بالا دارند مرقوم نمایند وگرنه دست از تقلید نادرست بردارند و مروج یک چیز غلط و معیوب در جامعه خود نباشند.
عیسی ارازلی

پایگاه اطلاع رسانی کرند

یک پاسخ to “ادبی دیل یا زبان ادبی یعنی چه؟”

  1. ی.کـُر Says:

    مختصری درباره زبان
    زبانها درطول زمان ازپيچيدگي بسادگي تواًم باافـزايش دقـت دربيان مفاهيم وظرايف درتغيير و تكامل تدريجي اند كه با شكل گیری زبان ادبي (نوشتاري)، شدت تغییرات درزبان كاهش مي يابد. ولي با زبان كّـفتاري(محاوره ئي) مسيري جداكّانه و درعـين حال مرتبط با آنرا طي ميكند. زبانها را برمـبناي سه مشخصه يِ اصلي شان آنالـيز كرده با زبانهايِ همريشه وبيكّانه مورد مقايسه و قـضاوت قرارميدهـند. سه مشخصه يِ اصلي به نسبت ميزان پايداري ونيز نقشي كه دربيان مفاهيم دارند عبارتنداز:
    1- اصوات اصلي( صداهايِ مصوت وغيرمصوت) كه پايدارترين جزء هرزبان وگّروه آن است. تغييرات آنها بسياركم و در شناخت تحولات تاريخي زبان اهميتي اساسي دارد.
    2- كّرامردومين مشخصه يِ تعيين كننده يِ هوويت هـر زبان است.
    3- لغات اصلي كه براثراستعمال دائم معمولاً پايدار مانده، كمترتغييرمي يابند. متْل پدر، مادر، دختر، پسر، اعداد وغيره. زبانها با داشتن سه مشخصه يِ بالا ازنظر زبانشناسي كامل بحساب ميايند كه نسبي است ومانع ازمقايسه يِ زبان هاي همگَروه نمي شود براي اينكه مقايسه يِ زبانها بلحاظ ساختاري ربطي به ذخيره يِ ادبي، عرفاني، ديني، فلسفي،علمي وغيره يِ آنها ندارد بعلاوه در زبانشناسي مقايسه اي پيوند زبان ها را از روي تحولات آنها نيزمي توان نشان داد.
    نامگذاري گروه هاي زباني با اسامي ژئوپولتيكي متْل اُرال ـآلتائيك ، هندـ اروپائي ويا با اسامي نژادي- قومي واسطوره ئي مثْل سامي، آريائي وغيره كه ازطرف زبانشناسان ومورخين عصر اوج استعمار(قـرن19) صورت كّرفته مبناي علمي ندارد. زيـرا تاريخ چنين اقوامي را كه منشاً كّـروه زباني خاصي باشد نمي شناسد.
    زبانها را برمبناي ساختارزبانشناسي چهاركّروه ميكنند: 1-التصاقيagglutinativ( پسوندی) كه درصرف افعال زمانها با پسوند ساخته شده، ريشه يِ فعل تغييري نميكند. همانند ژاپني،كـُره اي، تـركي، مجاري، فـنلاندي وغيره.
    2- قالبي: افعال درقالب هاي ثابتي صرف ميشوند. متْل عـربي، عبري وغيره.
    3- تحليلي(flexiv) درصرف افعال بخش ريشه ئيِ فعلها نيزباشكال گوناگون تغييرمي كند. مثل فارسي،آلمانی وغـيره.
    4- تك هجائي: كلمات يك سيلاب دارند، پسوندوپيشوند هم ندارند. هرکلمه معاني متعـدد دارد كه ازروي موقـعـيت شان درجمله، تأكيد وآهنگ وغيره شناخته مي شوند. مثل چيني، ويتنامي، تبتي وغـيره.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: