نفرت پراکنی قومی، مذهبی و رژه «مقدسات»

• نفرت پراکنی قومی و مذهبی به عنوان باروت جنگ و پاکسازیهای قومی، مذهبی خطری جدی در مسیر تحولات سیاسی ایران و سرنگونی جمهوری اسلامی است. هر نیروی سیاسی مسئول در اپوزیسیون و به طریق اولی هر نیروی چپ و کمونیست و مترقی میتواند فاکتورهای دخیل در ایجاد چنین شرایط نگران کننده و سیاه را ببیند و سیاست مسئولانه ای را در پیش گیرد …رحمان حسین زاده

شنبه  ۲٣ آبان ۱٣۹۴ –  ۱۴ نوامبر ۲۰۱۵

تفرقه افکنی قومی، مذهبی توسط جمهوری اسلامی و رسانه های آن، توجیه کننده تحرک ناسیونالیستی قومی اخیر در شهرهای آذربایجان و همراهی توده مردم متنفر از جمهوری اسلامی با این تحرکات نیست. تظاهراتهایی که با فضای دم کرده ناسیونالیستی و با علم کردن شعارهایی مثل «ما ترک هستیم» و «کرد و فارس و ارمنی دشمن ترکها هستند» راه افتاد نه تنها حاوی هیچ پیام اعتراضی برحق نیست، بلکه نقطه مقابل خواست و مطالبه برحق و آزادیخواهانه مردم تحت فشار و ستم است. مردم اگر از تبعیض و نابرابری و سرکوب و ستم جمهوری اسلامی، از فقر و گرانی و بیکاری به تنگ آمده اند که آمده اند، سرراست و بی واسطه میتوانند در ابعاد هزاران نفره علیه همین فشارها و برای رفع تبعیض و تضمین برابری انسانها و تامین رفاه و سعادت و آزادی به میدان آیند، همانطورکه در طی یکسال گذشته چند بار معلمان در سراسر کشور تحرک مبارزاتی گسترده را در این چهارچوب سازمان دادند. همراهی کردن با جریانات ارتجاعی ناسیونالیستی با هر بهانه ای، لطمه ای به همین مبارزات و مطالبات برحق مردم است و دودش مستقیما در چشم مردم حق طلب فرومیرود. در این مورد این واقعیت تلخ اتفاق افتاده و اپوزیسیون چپ ضد رژیمی به بهانه «تظاهرات علیه رژیم»، به سادگی آن را توجیه و به عنوان «مبارزات برحق مردم» فراخوان حمایت از آن را میدهد. این سیاست پوپولیستی و دنباله روانه خاک پاشیدن در چشم کارگر و مردم معترض علیه وضع موجود و جمهوری اسلامی و پرده پوشی پتانسیل خطرناک نفرت پراکنی ملی و تحرک ناسیونالیستی در مسیر پر پیچ و خم اوضاع سیاسی ایران است.

باروت جنگ و پاکسازیهای قومی آتی
نفرت پراکنی قومی و مذهبی به عنوان باروت جنگ و پاکسازیهای قومی، مذهبی خطری جدی در مسیر تحولات سیاسی ایران و سرنگونی جمهوری اسلامی است. هر نیروی سیاسی مسئول در اپوزیسیون و به طریق اولی هر نیروی چپ و کمونیست و مترقی که خود را در مقابل جامعه مسئول بداند، با مکث و تعمق جدی میتواند فاکتورهای دخیل در ایجاد چنین شرایط نگران کننده و سیاه را ببیند و سیاست مسئولانه ای را در پیش گیرد.
نگاهی به تجارب تلخ جنگ و کشتار و پاکسازیهای قومی دو سه دهه اخیر در بالکان، افغانستان، عراق، لیبی و سوریه نشان میدهد، وقایعی را که در این کشورها شاهد بوده و هستیم، ظاهرا در سطح پروپاگاند با نفرت پراکنی قومی مذهبی شروع شد و به این فجایع منتهی شد. در نتیجه باید هوشیار بود و از هم اکنون در مقابل عناصر فعاله ایجاد چنین دورنمای سیاهی از تحولات ایستاد و در نطفه آنرا خشکاند. در همه این موارد در نتیجه تفرقه افکنی قومی و یا مذهبی توسط دولتهای سرکوبگر مرکزی و دخالت فوری قدرتهای جهانی و کشورهای منطقه، ابتدا عنصر نفرت پراکنی قومی و یا مذهبی را باد زدند، بر اساس آن گانگسترهای قومی مذهبی را ایجاد و حمایت سیاسی و مادی و تسلیحاتی کردند. آنها را به عنوان نمایندگان خودگمارده به این یا آن بخش جامعه تحمیل کرده و به جان جامعه انداختند. جنگ و ناامنی و پاکسازی قومی، مذهبی را نهادینه کردند. رنج و محنت و تباهی بر زندگی دهها میلیون انسان در کشورهای نامبرده را تحمیل کردند. یوگوسلاوی را تکه تکه کردند. در کشورهایی مثل عراق و افغانستان با سرهم بندی کردن، دولت قومی – مذهبی، این وضعیت را ماندگار کردند. هم اکنون در کنفرانسهای کذایی وین چنین سناریویی را برای ترتیبات سیاسی و حکومتی آتی سوریه و از بالای سر مردم، مد نظر دارند. این اتفاقات ناهنجار قبل از شروع جنگ و کشتار در وهله اول در چهارچوب عبارات و تبلیغات قومی – مذهبی شروع شد، نفرت پراکنی قومی و مذهبی گسترش پیدا کرد، و در گام بعدی به لشکرکشی نظامی و قتل عام جمعی توسط گانگسترهای مسلح قومی مذهبی تبدیل شد. سناریوی سیاه امروز سوریه و عراق نمونه های برجسته این وضعیت پرمخاطره است که دستجات قومی و مذهبی از گور برخاسته برای آینده ایران وعده آن را میدهند.
درایت زیادی نمیخواهد، که تشخیص داد جمهوری اسلامی و دارودسته های قومی و مذهبی در ایران به ویژه در دو دهه اخیر دراین راستا تلاش غیرقابل انکاری داشته اند. در دو دهه اخیر بارها شاهد تشدید تحریک قومی مذهبی توسط جمهوری اسلامی و رسانه های آن و در مقابل آن جست و خیز گروههای قومی و مذهبی ضد مردم به نام «اپوزیسیون» بوده ایم. چند سال قبل در مقابل کاریکاتوری منتشر شده در یک روزنامه جمهوری اسلامی، قوم پرستان ترک هزاران نفر را به بهانه توهین به «ملت ترک» و اعلام ضدیت با «ملت فارس» به خیابان کشاندند. مواردی ناسیونالیستهای کرد خواسته اند به بهانه «توهین به کرد» مردم را به خیابان بکشانند، خوشبختانه هوشیاری مردم آنها را ناکام گذاشته است. یکسال قبل به بهانه طنز کردن «سردار اسعد بختیاری» یکهو «قوم بختیاری» را تراشیدند و به بهانه اهانت به «قوم بختیاری» تظاهراتهای مملو از تعصب و نفرت قومی را سازمان دادند. اگر هوشیار نباشیم، در پس تبلیغات و شعارهای قومی و مذهبی و تظاهراتهای امروز، گانگسترهای مسلح طرفین این جدال سیاه، پایه های جنگ و پاکسازی حول هویتهای کاذب را ایجاد میکنند. اگر کمونیستها، جنبش کارگری و جنبش آزادی زن و جوانان پیشرو و مردم معترض و متنفر از وضع موجود و جمهوری اسلامی، از هم اکنون صف بندی محکم و آگاهانه و سازمانیافته در مقابل جمهوری اسلامی و در مقابل جریانات قومی و مذهبی ایجاد نکند، خطر تحمیل سناریوی سیاه مشابه سوریه و عراق و لیبی و افغانستان در کمین تحولات سیاسی ایران است. طنز تلخ آنجا است، اپوزیسیون چپ ایران نه تنها در مقابل این خطر حساسیتی ندارد، متاسفانه از سر ضد رژیمی گری صرف و «هرچه باشد علیه رژیم است»، مردم ایران را به حمایت از این تحرکهای ناسیونالیستی و نگران کننده فراخوان داده است. برعکس، این مخاطرات را باید جدی گرفت. تفرقه افکنی جمهوری اسلامی و متقابلا نفرت پراکنی ناسیونالیستهای ترک را به عنوان ماتریالی برای ایجاد سناریوی سیاه در آینده تحولات ایران افشا و ایزوله کرد.

رژه «مقدسات»
برای خشکاندن ریشه نفرت پراکنی قومی مذهبی، باید توجیهات ارتجاعی دست پخت جمهوری اسلامی و جریانات قومی مذهبی برای تولید این نفرت پراکنی در سطح جامعه و افکار عمومی را شناخت و با آن مقابله کرد. این مسئله ما را متوجه یک فاکتور مهم عروج این پدیده نگران کننده میکند. آنهم ردیف شدن «مقدسات» و کشیدن «خط قرمز» حول آن به عنوان یک داده «طبیعی» در جامعه است. طبقه حاکمه، حکومتهای بورژوایی و جنبشهای ارتجاعی در جامعه طبقاتی و از جمله در ایران توسط جمهوری اسلامی و جریانات ملی مذهبی با شدت بسیار بالا لیست وسیع «مقدسات ملی و مذهبی»، اعلام شده است. تفرقه افکنی جمهوری اسلامی و جریانات قومی و مذهبی زیر لوای توهین به این «مقدسات» توجیه میشود. این عقبگردی است که به جامعه تحمیل شده است. رژه «مقدسات» و لیست بلند بالای «مقدسات مذهبی و قومی» راه نفس کشیدن آزاد و تحرک و ابراز وجود را برهر فرد و جمع و نهادی گرفته است. به لیست مقدسات اعلام شده جمهوری اسلامی و هر جریان اسلامی و مذهبی نگاه کنید، به کلکسیون «مقدسات» ملی و قومی، ناسیونالیستها از هر «ملت و قوم» منتسب به آن نگاه کنید. حتی به لیست «مقدسات» هردسته و گروهبندی اجتماعی بعضا غیرقومی و غیرمذهبی در دنیای امروز، نگاه کنید، اگر قرار باشد، انسان و هر نهاد سیاسی و اجتماعی همه این «مقدسات» را رعایت کند، راهی برای ابراز وجود و پس و پیش رفتن در قلمروهای مهم حیات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی برای هیچکس باقی نمیماند. در سه دهه اخیر با عروج دو پدیده اسلام سیاسی و قوم پرستی، این دو روند ارتجاعی «کدها و مقدسات» خود را بر جامعه بشری تحمیل کردند، که گویا نباید در مورد آنها و «سمبلهایشان» حتی طنز و نقد و جوک و کاریکاتور و تئاتر و فیلم، و یا نوشته و مطلب و اظهار نظر سیاسی و اجتماعی تولید شود. در دوران اخیر در کشورهای مختلف، از اروپای رنسانس دیده، تا کشورهای اسیر استبداد خشن ملی و کشورهای اسلام زده، دامنه آگاهگری و افشاگری علیه مذهب و ملی گرایی و ارائه طنز و نقد و جوک و کاریکاتور در مقابل نشانه ها و سمبلهای آنها تحت نام «مقدسات» به شدت محدود شده و عقبگرد بزرگی به جوامع تحمیل شده است. نمونه های آن بسیارند و لازم به یاد آوری آن در اینجا نیست. «مقدسات» و ظاهرا «توهین به مقدسات» مبنایی برای تحکیم موقعیت قدرتها و دولتهای مرتجع و سهم خواهی جریانات و گروههای ارتجاعی از قدرت طبق منافع ضد مردمی و ضد انسانی آنها است. نفرت پراکنی و ایجاد تفرقه در صفوف طبقه کارگر و مردم معترض به بهانه «توهین به مقدسات» بخشی از این پروژه ارتجاعی است.

«مقدسات» نداریم
جامعه ای میتواند آزاد و امن باشد که اعلام کند «مقدسات» ندارد. داده های اجتماع را اعم از واقعی یا غیرواقعی در هاله ای از تقدس نپیچد و دور آنها خط قرمز نکشد. هر پدیده اجتماعی و فرهنگی و مذهبی و سیاسی را قابل نقد، طنز، هجو، جوک بداند. تا زمانیکه هویتهای کاذب و جعلی مذهبی و قومی و ملی و نژادی و فرقه ای متاسفانه به حیات خود ادامه میدهند، حول آنها و کدها و سمبلهای آنها خط قرمزی وجود ندارد و با رساترین شیوه باید مورد نقد و هجو و طنز قرار بگیرند و طبعا مدافعین این خرافه ها به جای نفرت پراکنی و ایجاد تفرقه و تهدید فردی و جمعی در همان ظرفیت سیاسی و فرهنگی و گفتاری و نوشتاری جواب دهند. جامعه آزاد جامعه ایست که تحمل شنیعترین حرفها و پاسخ به آن را به دور از تهدید فیزیکی و ایجاد نفرت داشته باشد. پیش شرط اینکار منسوخ اعلام کردن «مقدسات» و مذموم اعلام شدن هرنوع نفرت پراکنی، تهدیدات فیزیکی و تفرقه به بهانه «مقدسات» است. این رفتار و نگرش را نیروهای پیشرو اجتماعی و کمونیستها باید به خودآگاهی توده وسیع شهروندان جامعه تبدیل کنند، نه اینکه خود به توجیه گر «مقدسات و هویتهای کاذب و توهین به آنها» تبدیل شوند.

اخبار روز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: