پاسخی بر تناقضات جلال سیدی / » از خدا جوییم توفیق ادب . . «

جوابیه تند و توهین آمیز دکتر جلال الدین سیدی به پاسخ مدیر سایت اولکامیز، حاوی تناقضات، ایرادات، کژی ها و اتهاماتی است که جهت شفاف سازی و تنویر افکار عمومی ، در دو بخش ذیل به آنها پاسخ می دهم .

آقای سیدی، ‌ما آگاهانه اهداف و راهمان را انتخاب کرده و ادامه می دهیم. بر آنیم که اهل تحقیق باشیم نه اهل تقلید. … آقای سیدی، هدف ما اطلاع رسانی شفاف و صریح و آگاهی بخشی و تبادل افکار و اندیشه ها و تضارب آرا و رشد و ارتقای سیاسی جامعه است. ما هرگز قصد تخریب کسی و شخصیتی را نداریم ولی به دنبال نخبه پروری و نیروسازی هستیم منتهی من در عجبم شما که شما چطور تحمل شنیدن صدای منتقد و مخالف را ندارید و در پاسخ یک روزنامه نگار چنین برآشفته و عصبانی می شوید و زمین و زمان را به هم می بافید و می خواهید او را خاموش سازید.

latif.jpg

اولکامیز- جوابیه تند و توهین آمیز دکتر جلال الدین سیدی به پاسخ مدیر سایت اولکامیز، حاوی تناقضات، ایرادات، کژی ها و اتهاماتی است که جهت شفاف سازی و تنویر افکار عمومی ، در دو بخش ذیل به آنها پاسخ می دهم .

بخش اول – آقای سیدی در ابتدای جوابیه خود مرقوم نموده اید: » احتراماً درخصوص جوابیهء جنابعالی به یادداشت اینجانب تحت عنوان «یادداشتی درخصوص سطح نازل کیفیت رسانه های محلی استان» که در وبلاگ خود نشر داده بودم وتوسط سایت شما وبرخی از سایت های دیگرباتغییری مختصر درعنوان یادداشت مورد بازنشر قرار گرفت . «

برادر، جوابیه شما از طریق کامنتها دریافت شد و بی کم و کاست در اولکامیز قرار گرفت. جهت اطلاع بگویم، بنده تا الان به وبلاگ شما سر نزده ام! پس بیهوده و بی اساس کسی را متهم نکنید و سخن تان را به ناراستی نیالایید. شما به خوانندگان طوری القاء کردید که آن مطالب را از وبلاگتان برداشتیم در حالیکه اصلا اینگونه نبوده است.  شما  مطلب را به عنوان نقد و گلایه به سایت اولکامیز ارسال داشته اید و این صداقت گفتار و نوشتار شما را زیر سئوال می برد. در ثانی مطلب شما کامل و بدون هیچگونه تغییر منتشر شد و فقط در تیتر ، تغییر بسیار جزئی صورت گرفت که البته می دانید تیترگذاری و ویرایش و تلخیص متن در سایت ها و رسانه ها امری مرسوم است.

گفته اید: » اولاً جوابیهء احساس مدارانهء شما که بنظر می رسد با ذکر جملهء» بالطبع دوستان دیگر هم در این مورد نظراتی خواهند داشت».

آقای سیدی، از نظر بنده مطالب شما به مراتب احساسی تر و خشمگینانه بود. اما این قلم در ارائه پاسخ کوشیدم که از مدار اعتدال و اخلاق خارج نشوم و عقلانیت را بر احساس غلبه دهم ولی متاسفانه در جوابیه تند و توهین آمیز شما نشانی از بلوغ فرهنگی و پختگی یک دکترای علوم سیاسی را نیافتم به گونه ای که در آن قهر و غضب و احساس بر عقل و منطق می چربید والبته این نکته را آگاهان بهتر می دانند.

نوشته اید : » قصد دارید با درج سریالی آن بنا بر اقتضای شرایط و پاسخ اینجانب یا دیگران، آن را در قسمت های متعدد ادامه دهید «

آقای سیدی ، بنده هیچ نیازی به سریالی نمودن مجادلات فرسایشی و بی حاصل شما نمی بینم ولی این حق را دارم که به عنوان شخص حقیقی و حقوقی در برابر اتهامات و یاوه گویی های شما ، از خود دفاع نمایم و به تناقض گویی های آشکارتان پاسخ دهم.

اظهار داشته اید: » این موضع خشمگینانه و تهاجمی تان آشکارا حکایت از آگاهی تان از ضعف هایتان داشته با سیاست » توجیه، انکار و اصرار بر ادامهء کاستی هایتان» بجای تعمق و بازنگری در وضعیت سایتتان وتشکر از منتقد بخاطر جلب توجه تان به ضعف های مذکور، به تندی و با احساسی مالامال از نیاز به تهاجم متقابل، روحیه ئی را از خود به نمایش می گذارید که نه در قاموس «اصلاح طلبان» که در قاموس هیچ «محافظه کار» منصفی هم نیست.»

آقای سیدی، از نگاه این قلم ، مطلب شما ، بیشتر به یک یورش بی امان شبیه بود. تهاجمی تر و آتشین تر.  یادآور این سخن معروف که «بهترین دفاع حمله است.»  سرسختانه حمله کردید، غافل از اینکه شاید دچار ضد حمله شوید.  ما در اولکامیز هرگز اشتباهات و کاستی های خود را توجیه نمی کنیم و از انتقاد ها هم نمی هراسیم و از آن استقبال میکنیم ولی با هر گونه توهین و تخریب و تحقیرو انگ و تهمت به شدت مخالفیم و ارزش انسانها را بالاتر از هر چیز دیگر می دانیم. بر این باوریم که حرمت و آبروی انسانها حتی از حرمت کعبه بالاتر است. شما در نوشته تان همه را به کیش خویش پنداشتید و بی محابا تاختید در حالیکه سخت دچار اشتباه شدید چرا که انسانها با هم متفاوتند بقول مختومقلی : » یرینگ یردن ، ارینگ اردن، پارخی کوپ «.

باز مکتوب نموده اید: » هرچند اینجانب همواره سعی در دور ماندن از بحث های بی مورد و تا حد ممکن پاسخ ندادن به هر حملهء مغرضانه ئی نموده ام. «

آقای سیدی، بازی را شما شروع کردید نه ما. گویی دوست دارید به هر شیوه ای در صحنه کارزار سیاسی بوده و نامتان بر سر زبانها باشد. شگفتا! نوشته  ما را مغرضانه می پندارید در حالیکه از نوشته خود خبر ندارید؟! بر این باورم که اخلاق اساس هر نقد است و هر نقادی ملزم به رعایت آن میباشد، ولی شما متاسفانه با بکار بردن کلمات سخیف از مدار اخلاق عدول کرده اید!

باز نوشته اید: » لیکن از آنجا که در موارد عدیده شاهد هنر سانسور گری شما بوده ام، امید وارم این مطلب را بدون سانسور درج فرمائید. «

آقای سیدی، هدف ما حق طلبی و بیان واقعیات و خواسته ها و مطالبات و مشکلات مردم و البته خدمات دولت است، به همین خاطر است که اولکامیز در بین نخبگان ترکمن صحرا از جایگاه و اعتبار سیاسی بالایی برخوردار است. بنده به سانسور اعتقادی ندارم و این را کاربرانی که با اولکامیز در ارتباط هستند بهتر می دانند. منتهی این را هم مطلع باشید که هر سایتی برای خود اصول و چارچوبی دارد و با توجه به قوانین کشور خط قرمز ها را باید رعایت کند. قرار نیست که هر مطلبی در سایت منتشر شود. نمی دانم شما از سانسور کدام مطلب سخن میگویید؟ چرا همان موقع سئوال نکردید و توضیح نخواستید؟ هر چند که در گذشته چندین بار مطالب شما در اولکامیز درج شد.

اضافه کرده اید: » البته با ذکر این جملهء معترضه که شما با لحن خصمانهء به اصطلاح جوابیه تان که بیشتر به یک بیانیهء سیاسی شبیه است تا جواب یک مدیر سایت به یکی از منتقدین، «

آقای سیدی، با کلماتی چون خصمانه – مغرضانه – . . . ناجوانمردانه می تازید. البته می دانیم که » از کوزه آن تراود که در اوست » . و شخصیت هر انسانی در سخنان و حرفهایش مستتر است. ولی به راستی بردار به کجا چنین شتابان؟!

باز گفته اید: » عدم صداقت خود را هم با آوردن عبارت » … البته انتقادات دوستان مشفق را پذیرا هستند و هیچیک از کاستی ها و اشکالات مبرا نیستند…» نشان دادید. «

آقای سیدی ما اعتبارمان را از صداقت و امانتداری مان گرفتیم و آن را با هیچ چیز معامله نمی کنیم و البته مردم خود بهتر می دانند. به نقد هم پای بندیم و اصلا کار ما نقد است . منتهی فرق است بین نقد مشفقانه با نقد مخرب بقول شاعر: دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه / هر دو جانسوزند ولی این کجا وآن کجا ؟

نوشته اید: » نگارنده به عنوان کارشناس مسائل سیاسی صلاحیت اظهار نظر در این مورد که اتفاقاٌ در حوزهء تخصص بنده می باشد را درخود سراغ دارم. «

آقای دکتر، بله حق دارید در مورد مسائل سیاسی مطلب بنویسید و اظهار نظر کنید، اما حق ندارید  به دیگران توهین و بی احترامی کنید، فراموش نکنید که: » ادب مرد به از دولت اوست «.

ادعا کرده اید: » خطاهای نگارشی . . با این وجود هرچند بسیاری از آن مطالب از نظر حقیر ارزش حتی یک بار خواندن را هم ندارند چه برسد به صرف زمان برای نقد «

آقای سیدی، وقتی از شما تقاضا می کنیم غلطهای املایی و انشایی در کدام مورد است؟ صریح بگویید؟ این خود شما هستید مسئول سایت را به اقرار تلویحی و غیره محکوم می کنید بدون آنکه خوانندگان را روشن کنید و این که در کدام مورد غلط املایی و انشایی موجود بوده است؟ همچنین ذکر این نکته که بسباری از مطالب اولکامیز برای خود خوانندگانی دارد و سطح کاربران هم یکسان نیست و هر کدام علائق و سلائقی دارند.

مرقوم نموده اید: » نقطهء اوج عقده گشائی شما در مورد اینجانب که علت آن را به درستی نمیدانم در آخرین پاراگراف «بیانیهء» شما قابل روءیت است که شعارها را پشت سر هم ردیف کرده و فرموده اید. «

برادر، ما از شما هیچ گونه کینه و عقده ای نداریم ولی در عجبم که این تصورات غلط و خیالات واهی از کجا نشات میگیرد؟ لطفا اینقدر به آدمها تیره و تار نگاه نکنید و کمی از این فضای سیاه بیرون بیایید. کمی از برج عاج پایین آمده و واقع بینانه و منصفانه به مسائل بنگرید و بدانید که انصاف نیمی از ایمان است.

ادعا کرده اید: » همان کسانی که شما هنوز هم چشم بسته دنبالشان راه افتاده اید و گمان می کنید امتیاز اصلاح طلبی دست آنهاست «

آقای سیدی، ‌ما آگاهانه اهداف و راهمان را انتخاب کرده و ادامه می دهیم. بر آنیم که اهل تحقیق باشیم نه اهل تقلید. به قول مولانا آن شاعر بزرگ:خلق را تقلیدشان بر باد داد / صد هزاران لعنت بر این تقلید باد

در جوابیه خود گفته اید: » من به دنبال عروسک های خیمه شب بازی نیستم که بعدا اقرار کنند تنها یک «تدارکاتچی» بیش نبوده اندوبر خلاف شماهیچ عقد اخوتی هم با هیچ گروه وجناحی نبسته ام. «

آقای سیدی چه کسی به شما گفته عروسک خیمه شب بازی هستید ؟ این چه طرز تفکری است؟ من نمی دانم چرا اینگونه تفکرات منفی بر شما غلبه دارد؟ و اما از بیان تدارکاتچی اگر منظورت رئیس دولت اصلاحات باشد از شما دکترای سیاسی و پرادعا بعید است که ندانید که آن سید بزرگوار هنوز محبوب ترین شخصیت سیاسی ایران است و در کنار هاشمی و عارف در برآمدن حسن روحانی نقش برجسته ای داشت.

باز اضافه کرده اید: » شما بهتر است کمی مطالعهء سیاسی تان را افزایش دهید تا الفبای سیاست را بهتر درک کنید. شاید بتوانید بفهمید اصلاح طلبی یک فرهنگ و یک متد است نه یک نام تجاری که به اسم شرکت سیاسی خاصّی ثبت شده باشد. «

آقای دکتر، به گونه ای سخن می گویدد که گویی الفبای سیاست را فقط شما می دانید و دیگران هیچ بهره ای ندارند. لطفا از قله پایین بیایید. البته ما اهل ادعا نیستیم ولی در حد وسع تلاش می کنیم تا بینش سیاسی و آگاهی مان را ارتقا دهیم و به امر مطالعه هم اهمیت می دهیم و بر این باوریم که علم ما در برابر جهل ما به مانند قطره ای در برابر دریاست به همین خاطر همیشه دعای حضرت موسی بر زبانمان جاری است :»  و قل ربی زدنی علما » و بقول ملای رومی : قطره علمی که بخشیدی زپیش / متصل گردان به دریاهای خویش

نوشته اید: » آن ها در نبودن فضای فعالیت امثال من است که امروز می توانند با کپی برداشتن از شعار های امثال من حد اکثر به عنوان » اصلاح طلب حکومتی» عرض اندام کنند. «

برادر ترکمن، هرگز بی دلیل سخن مگویید برای سخنتان فاکت و دلیل بیاورید. آنها کدام حرف و شعار شما ما را کپی برداری کرده اند؟ نکند خودتان را با سعید حجاریان و عباس عبدی و صادق زیباکلام مقایسه می کنید؟ جنابعالی برای اصلاحات چه کردید؟

باز اضافه کرده اید:» اما بیاد داشته باشید یک شخصیت سیاسی ترکمن به این راحتی بوجود نمی آید تا به همین راحتی هم تخریب شود «.

آقای سیدی، هدف ما اطلاع رسانی شفاف و صریح و آگاهی بخشی و تبادل افکار و اندیشه ها و تضارب آرا و رشد و ارتقای سیاسی جامعه است. ما هرگز قصد تخریب کسی و شخصیتی را نداریم ولی به دنبال نخبه پروری و نیروسازی هستیم منتهی من در عجبم شما که شما چطور تحمل شنیدن صدای منتقد و مخالف را ندارید و در پاسخ یک روزنامه نگار چنین برآشفته و عصبانی می شوید و زمین و زمان را به هم می بافید و می خواهید او را خاموش سازید.

باز نوشته اید: » شما هرگز نمی توانید یک شخصیت علمی وسیاسی ترکمن را در پای آن به اصطلاح «جبههء اصلاح طلبان تقلبی» ویا هرجبههء دیگری قربانی کنید. «

برادر، چرا حاشیه می روید و سخن حق را بر نمی تابید. کی به فکر قربانی کردن شماست؟ از این خیال واهی بیرون بیایید. افکار شما مرا به یاد محمود احمدی نژاد معجزه هزاره سوم می اندازد که خود را گویی یک سر و گردن برتر و حق مطلق می دانست و به سخن دیگران هم کاری نداشت.

نوشته اید: » ضمناً خیلی از همان کسانی که شما به عنوان یارانتان از آن ها یاد می کنید قبل از شما یاران من اند و کسانی هستند که سطح سواد سیاسی شان دهها برابر شماست ولی هیچ وقت مثل شما پیش قاضی معلق بازی نکردند.»

آقای سیدی، ما مثل شما ادعای سواد و مدرک نداریم ولی دیگران را به راحتی کوچک و حقیر نمی پنداریم و برای هر کس حرمت و ارزش  قائلیم. شما که این همه ادعا دارید چرا در مرام و عقیده سیاسی خود ثابت قدم نماندید و با اندک کاستی و انتقادی به قالیباف پیوستید ؟ ما در مواضع خود ثابت قدم ماندیم و از این شاخه به آن شاخه نرفتیم. نمی دانم » معلق بازی » شایسته کیست؟ ولی بیاد نداریم که پیش هر کس و ناکس اینگونه رفتارها را انجام دهم. از نوع ادبیات و روحیه شما سخت شوکه شدم و تاسف خوردم که چرا به زودی آتشین و شعله ورمیشوید و توتم قلم را به هر کلامی آلوده می کنید و به هر وسیله ای میخواهید حریف را بکوبید. گویی شما هم از قائلان مکتب » هدف وسیله را توجیه می کند » هستید. این اخلاق و رفتار شما در جوابیه تان مرا بیاد آن شعر معروف مولانا انداخت که : از خدا جوییم توفیق ادب / بی ادب محروم ماند از لطف رب

آقای سیدی ، با اینکه طرف جوابیه شما در سایت اولکامیز بصورت کامل منتشر شد چه لزومی داشت که به سایت دیگر هم برای انتشار آن توصیه کنید؟ در حالیکه مخاطب اصلی شما اولکامیز بود و این کار از شما که در ترکیه درس خواندید کمی عجیب و غیرحرفه ای بود. اگر احیانا اولکامیز مطلب شما را منتشر نمی کرد یا نااقص نشر می داد آن موقع حق داشتید که در سایت دیگر منتشر کنید و حتما در جریان هستید که آن سایت مزبور در مقدمه کاملا جانبدارانه خو د ضمن مشوش خواندن مطلب اینجانب ، مطلب شما را کامل درج کرده ولی مطلب بنده را که شما به آن پاسخ دادید منتشر نساخته است.

بخش دوم – 20 نکته دیگر مدیر سایت اولکامیز در نقد تناقضات دکتر جلال سیدی

یک – آقای سیدی نوشته های شما آنقدر مغرورانه بود که بسیاری از مطالب سایت های محلی گلستان را » سیاه مشق» نامیده اید، این جملات اگر تحقیرآمیزنیست و توهین نباشد، قطعا مفهوم مثبتی را هم نمی دهد. همچنین ادعا داشته اید با چنین نوشته انشایی، نوشته حضرتعالی مشفقانه تلقی شود، آیا این مصداق ضرب المثل » مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید » نیست ؟!

دو -هر نقاد به مانند یک قاضی تصورات وارد را از ناوارد جدا می کند و حکم می دهد. اما در کجای دنیا قاضی از خود تعریف می کند؟ ما که نه دیده ایم و نه شنیده ایم و نه خوانده ایم ؟ اصلا قاضی نیازی نیست از خود تعریف کند، فقط رای خود را بر اساس مستندات صادر می کند و حال معترضین این قضاوت با تقاضای دادگاه فرجام حق طلبی می کند و آن هم از مراحل قانونی.

سه -آقای سیدی، تحلیلگر بودن با مقوله تفکر سیاسی داشتن کاملا فرق دارد. آیا در آمریکا همه جمهوریخواهان و دموکراتها تحلیل گر مسائل سیاسی هستند؟ مطمئن باشید خیر. از بین هزاران هوادار یک حزب سیاسی شاید یک تحلیلگر سیاسی پیدا شود. به نظر حقیر هر کسی که کار سیاسی می کند دارای تفکر سیاسی است وگرنه هیچگاه سراغ کار سیاسی نمی رفت ولی شاید آن قدر توان فکری پیشرفته نداشته باشد که یک تحلیلگر باشد تازه بین خود تحلیلگران سیاسی هم اختلاف نظر وجود دارد حتی یکدیگر را قبول ندارند ولی گاهی بر اساس منافع حزبی سکوت می کنند.

چهار- دوست عزیز جنابعالی آنچه را که بنام یادداشت ارسال کرده اید و مدعی هستید که مقاله نبود و فقط چند خط یادداشت است، اما حجم مطلب تان به اندازه یک مقاله بود.

پنج- حضرتعالی عنایت نداشته اید که مخاطبان یک سایت همه در یک سطح سواد و برداشت نیستند. در چنینی شرایط باید سایت های محلی و غیر حرفه ای باید با سلائق تمام خوانندگان و کاربران خود کنار بیایند و برای همه آنها مطلب بنویسند یا مطالب آنها را انعکاس دهند تا به مرور زمان، سطح فرهنگ اجتماعی و سیاسی ادبی رشد پیدا کند. همچنین نیک می دانید کار فرهنگی زود بازده نبوده و برای نتیجه بخشی به مدت زمان طولانی نیاز دارد.

شش-آقای سیدی، کارشناسان نقد را طوری تعریف می کنند که محاسن و معایب را فهرست وار برشمرده و راه حل تقویت قوت ها و رفع عیب ها و ضعف ها تلقی میشود در حالیکه شما فقط قسمت تاریک را از شبانه روز دیده اید ولی در عالم واقعیت شب و روز با هم بطور سلسله وار می آیند .

هفت- جنابعالی در مرقومه خود تلویحا اعلام کرده اید اگر بخواهیم ایرادهای سایت اولکامیز را برشمارم مثنوی هفتاد من کاغذ میشود و باز ادامه می فرمایید بعضی ا ز مطالب ازنظر حقیر ارزش یکبار خواندن را ندارد چه برسد صرف وقت برای نقد آنها اینگونه سخن گفتن و قلم زدن در دنیای سیاست، محلی از اعراب ندارد. سیاستمداران کدم کشورها وقتی با هم مذاکره می کنند چنین بی پروا صحبت می کنند؟

هشت-آقای سیدی، در جوابیه تان به مصطفی معین اشاره کرده بودید، معین در دوران تصدی گری خود اگرچه عملکردش مورد نقد بود ولی اصلاح طلب که بوده. چطورشما که تحلیلگر هستید و اتفاقا خود را اصلاح طلب می دانید از آدمای طرف مقابل آقای قالیباف حمایت کرده اید و امروز به غیر متعارف بودن این رفتار سیلسی خود در آن دوران رسیده ای ولی با توپ و تشر و با موضع تهاجمی می خواهید حریف را عقب بزنید یعنی حرکت تهاجمی را بهترین دفاع می دانید. برژینسکی یک استراتژیست و دموکرات می باشد آیا شده است ایشان جمهوری خواه شود؟ بلکه به آنها نظریه و نقشه راه می دهد آیا شما به قالیباف خط داده اید یا فقط هوادار بوده اید؟ شما عجب استراتژیستی هستید؟

نه- آقای جلال سیدی مدعی هستید از همه اصلاح طلبان امروزی اصلاح طلب تر هستید و آنها بر سر شما با چماق کوبیده اند و از شعارهای چندین سال پیش شما استفاده کرده اند یا بهتر است بگوییم سوءاستفاده کرده اند، پس چرا آنها را قبل از دوستی با اینجانب دوستان خود دانسته اید؟ کدام را باور کنیم ؟ آیا آنها بر شما با چماق زد ه اند؟ یا دوستان شما هستند؟ نکند این چماق خوری و دوستی شما که ادعا کرده اید یک جنگ زرگری بیش نبوده است؟ چون باز خود ادعا نموده اید که سطح سواد آنها صدها برابر شماست ولی پیش قاضی معلق نمی زنند و اینها سرتا پا تناقض است.

ده – آقای سیدی به نظر اینجانب بین ادعای شما دور ماندن از بحث های بی مورد و با قبول علنی این بار جواب تند می دهم تنافض آشکار وجود دارد به نظر بنده، جنابعالی چون از جواب در مورد مطالب نوشته تان کم آوردید تغییر تاکتیک داده نوشته خود را از یک مقاله به یک یاداشت تنزل داده اید زیرا یک تحلیلگر هر چند که یاداشت هم بنویسد مفاهیم دو طرف را نیک ارزیابی می کند مثلا در مورد نقد برداشت اینجانب از نقد این که برای ساختن است نه تخریب . به همین دلیل دو جنبه دارد جنبه اول برشمردن اشکالات و ارائه راهکار و جنبه دوم آن فهرست نمودن نکات قوت ارائه طریق برای هر چه بیشتر شدن آن ولی متاسفانه حضرتعالی از شبانه روز فقط تاریک شب آن اشاره فرموده اید. این از قرد فرهیخته ای چون حضرتعالی که در روزنامه و نشریات محلی و کشوری قلم زده اید کمی بعید به نطر می رسد.

یازده – جناب سیدی انتساب القاب یا کلمات بنام افاضه بی شکل و بی محتوا به نوشته های دیگران کجاش تشویق است ما که آن را تحقیر و توهین و گوینده نویسنده را مغرور می شناسیم و به مانند کبکی می دانیم که سرش را زیر برف فرو کرده باشد و قدرت دید دیگران را ندارد.

دوازده – آقای سیدی شما اگر شما به عنوان کارشناس مسائل سیاسی این چنین اظهار نظر کنید و به خود اجازه دهید مخاطبان خود را چنین تحقیر کنید که فکر نمی کنم قوانین حقوقی مسائل سیاسی به شما یا هر کس دیگر چنین اجازه ای داده باشد . پس افرادی مثل شما این بنده حقیر چه انتظاری نمی توان داشت چون میگویند حرمت امامزاده به متولی اش است. وقتی درس خوانده علوم سیاسی آن هم در سطح دکترا چنین رفتار میکند. وای به حال یک هوادار ساده یک حزب سیاسی.

سیزده – آقای سیدی شما پایین بودن سطح سایت های استان گلستان را بصورت جمع مرقوم فرموده اید به نظر این قلم نیازی نیسست که یک نفر مسئولین سایر سایت را بر علیه شما تحریک کند هر صاحب رسانه ای ذره ای نسبت به سایت خود و خواننندگان عرق داشته باشد ساکت خواهد بود اتفاقا اگر سکوت کند در لیاقت مطالب خود نوشته خود شک کنید.

چهارده- آقای سیدی الزاما همه هوادران یک حزب نمی توانند تحلیلگر باشند ولی داری تفکر سیاسی هستند. اگر چنین نبود کار سیاست را انتخاب نمی کردند. لازم دانستم از شما سئوال کنم درکشوری مانند آمریکا همه هواداران حزب جمهوری خواه یا حزب دموکرات تحلیلگر هستند؟

پانزده – در جوابیه تان از ادبیات خشن استفاده کرده اید چون در ترکمن صحرا فعالان سیاسی همه می دانند که مدیر سایت اولکامیز اصلاح طلب است پس اگر گفته در پوستین مستقل بودن پنهان نمی شود موضع را کاملا شفاف مشخص کرده چه اشکالی دارد و بعضی از سایتها را وابسته به اصولگرایان نوشته مگر اصولگرایی و اصولگرا بودن جرم است؟

شانزده – آقای سیدی فرضا جناب آقای معین ضعیف بوده و یا ضعیف هم عمل کرده آیا شما اصلاح طلب بودید یا خیر؟ اگر بودید چرا به گفته خودتان با یک اشتباه تاکتیکی حزب تان با آنها قهر کرده از حزب مقابل حمایت می کنید؟ پس کجاست آن وفاداری و استثقامتی که در راه عقیده خود ادعا می کرده اید؟ در این مسئله که آقای مطهری و عارف رجال سیاسی دو جناح رقیب هستند بحثی نیست اما شما اشاره نکردید به چه دلیل بین دو نفر می خواهید از مطهری حمایت کنید؟

هفده – لطفا شفاف بگویید چه کسانی در گروه اصلاح طلبان عروسک خیمه شب باز هستید و اقرار کرده اند فقط تدارکاتچی بیش نیستند. اگر عقد اخوت نبسته ای پس چرا عضو آن حزب شده اید؟ اگر میتوانید دلیل آن را بنویسید؟ شما که سیاست را خوب درک کرده اید آن را مانند لباسی می دانید هر وقت که خسته شده اید دور می اندازید و یکی دیگر را انتخاب می کنید عجب تحلیل جالبی .خوب حداقل خسته کننده نخواهد بود .

هجده – شمار که یک تحصیل کرده علم سیاست هستید آیا شایسته است یک استراتژیست سیاسی را با سیاهی لشکر مقایسه کنید؟ آقای سیدی درآمریکا برژینسکی را یک استراتژیست و تحلیلگر سیاسی می دانند و دموکرات ها آیا با تغییر شرایط جمهوریخواه میشود یا از یک جمهوریخواه حمایت می کند یعنی بیل کلینتون و بوش از بوش حمایت میکنند یا با تحلیل منافع ملی آمریکا جمهوریخواهان تحت تاثیر افکار خود قرار میدهد نه اینکه از عقیده و حزب خود عدول کند؟

نوزده – خود شما صراحتا اعلام کرده اید که از ما اصللاح طبان امروزی که ایزدی ها به دنبال آنها راه افتاده ند اصلاح طلب ترند بنابراین شما از قالیباف یک مقداری در شخصیت سیاسی شما شبهه و سئوالاتی بوجود می آورد که نیاز بیشتری به شفاف سازی است. لطفا جهت روشن شدن افکار عمومی این کار را انجام دهید و در صمن بحث می آورد آغازگر بحث خود شما بوده اید پس میگویید جیزی که عوض دارد گله ندارد

بیست – در پایان آقای سیدی، بنده بارها و بارها نوشته شما را خواندم . فکر می کنم جنابعالی مطلب را با عصبانیت نوشته و تمرکز خود را برای لحظاتی از دست داده اید. امیدوارم خداوند به همه کمی انصاف دهد تا بتوانیم عقاید همدیگر را تحمل کرده و منصفانه نقد کنیم .

والسلام – گنبد، حوالی شهر تاریخی جرجان – شبانگاه چهارشنبه  27 آبانماه 94

یک پاسخ to “پاسخی بر تناقضات جلال سیدی / » از خدا جوییم توفیق ادب . . «”

  1. İldesh Says:

    http://www.ulkamiz.com/index.php/یادداشت/11039-پاسخ-جلال-سیدی-به-لطیف-ایزدی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: