در باب نقدها و غلط های املائی و انشائی

به قلم حاج قوجق قلی آق خبرنگار اولکامیز

سختگیری های زیاد در مورد نوشته ها بدون راهبرد اصلاحی در این عصر سرعت و تکنولوژی آثار مثبتی در پی نخواهد داشت. چون نوشته های چاپی زیر سیطره ی نسخه های دیجیتالی دست و پا می زنند و دوره احتضار خود را می گذرانند.

جوانان و کاربران در شبکه های مجازی ( تلگرام ، اینستاگرام ، فیسبوک و …. ) هزاران اطلاعات را با سرعت تمام رد و بدل می کنند، چون مطالعات آنها رنگ و بوی دیگری دارد با استفاده از ظرفیت های جدید ؛ علم و تکنولوژی را در اختیار می گیرند .

مگر در تلویزیون که رسانه عمومی است اشتباهاتی را مشاهده نمی کنید ؟ مانند : دمت گرم – زت زیاد ، یا کی ها مطالعه می کنید؟

آیا در شعر های سپید ( نو ) وزن و قافیه رعایت می شود جای فعل و فاعل یا صفت و موصوف و غیره عوض نمی شود حتی معنای غیر طبیعی ندارد مانند : صدای پای آب = جیغ بنفش = شکوه میکرد از پژمردن ، قلب جالیز = روی دست زمین ، کابوس مانده ام = پنجره ها دست تکان می دهند = چهره ی خونین بارانی است = باید بلند شوم از روی چرم چسبیده به ران هایم = من تنها نسیم را بوییدم.

بله کاربران از واژه های فاسد و کلمات نخ نما شده و روش فسیلی و موضعی و سنتی دل زده شده اند که به دنبال متون کش دار و طویل نمی روند حتی در اس ام اس حرف ( ص ) را در کلمه ی ارسالی ( س ) می نویسند می گویند دنیا که زیر رو نمی شود ، من که جایزه نوبل نمی خواهم بگیرم.

اگر نوشته معنا و محتوایی را برساند بس است ، چرا که باعث فعال شدن ذهن ما می شوند و ما را به مقصد رهنمون می سازند تا در تیمارستان ذهن بستری نشویم و احساس مان هم تیر باران نشود.

یا وقتی با یک تاجیکی یا هندی یا غریبه ی دیگری که فارس می داند مکالمه کنیم به صحبت او می خندیم که چرا قواعد و آهنگ را رعایت نمی کند گر چه معنا و مقصود را می رساند ولی ما خیلی خوشحال هستیم.

پس اقتضا می کند که ما همگام با نیاز جامعه بشویم گر چه پیرایش و آرایش کلمات هم لازم است، ولی نباید زیاد مته به خشاش زده نویسنده های نو پا را گریزان کنیم بلکه ار ایده هایشان استفاده کنیم تا آنها هم با ورزش و تمرین نویسندگی تقویت شوند.

اگر اغلاطی دارند با مدارا و تأنی طی نامه یا در کلاس کارآموزی مستنداً اصلاح کنیم آنها نمی خواهند به روش کلیله و دمنه یا چهار مقاله عروضی بنویسند بلکه می خواهند جلال آل احمد شوند یا صادق هدایت یا شاملو بتوانند دردهای جامعه را انعکاس بدهند.

بنابراین جاذبه داشته باشیم نه دافعه. مانند: حضرت موسی که به چوپان در حال مناجات با خدا که می گفت ای خدا ( چارقت دوزم، کنم شانه سرت ) گفت شرم نکن (هرچه دل تنگت می خواهد بگوی هیچ آدابی و ترتیبی را مجویی ) بله جان کلام همین است .

پس هر کس از ظن خودش یارش را یافته، راز و نیاز کند . تا بقول شاعر تخم غاز های مهاجر ، در خشک رود زباله عقیم نماند . و خاک شریف در اضطراب دیوانه نشود و شادی غلت زند در چهره ی بچه ها و در سکوتی در سکوت تنها نباشیم و ذهن ها رهایی یابند در گستره ی چشمان همه.

ان شاء الله که هدایتگر باشیم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: