نوشتاری پیرامون اخلاق در جامعه امروز

در جامعه امروز ما ، وضعیت نابهنجاری حاکم است، حالتی که سنگ روی سنگ بندنمانده و همه چیز را به ناگاه فرو می پاشد. رنگی که جامعه ما برداشته است، قدرت و سیاستی که بر زندگی و همه شئونات ما سایه افکنده از دایره و معیارهای اخلاقی بیرون شده است.
موضوع مهم امروز این است که جامعه و سیاست ما نه یک جامعه ارزشی و اخلاقی مبتنی بر باورهای اعتقادی و دینی است و نه یک جامعه مبتنی بر قاعده و اصول اخلاقی ریشه گرفته از دانش و علم.
تا زمانی که جامعه از لحاظ اخلاق انسانی ، باورمندی و تعهد نداشته باشد وقوع هر تخلفی و زیر پا نهادن هر قانونی ، توهین بی اساس به هر فردی ، خارج از چارچوب ها و موازین تعیین شده حرکت کردن و آن را برای خود روا دانستن ،براحتی افترا زدن به شخصیت ها ، یک امر طبیعی و عادی قلمداد خواهد شد.

نظام اجتماعی از آغاز شکل گیری بر یک سلسله اصول و هنجارها و ارزشهایی استوار است که مجموع آن اخلاق نامیده می شود. اخلاق هر جامعه ملاک و معیاری است برای باید ها و نبایدهای آن جامعه، که می تواند سرچشمه و منبع آسمانی و دینی داشته باشد یا منبع بشری همه عقلای جامعه بشری، در هر دوره و زمانه ای که بوده اند از طرق مختلف بر این امر تاکید داشته اند که سعادت و رستگاری انسان و جامعه انسانی با منظومه اخلاقی آن جامعه ارتباط و پیوند تنگاتنگ و بنیادی دارد. در اهمیت و نقش اخلاق در جامعه استدلال بر این است که در جامعه غیر اخلاقی رشد شخصیت آدمی غیر ممکن است، همه انسانها یا گرگ خواهند بود یا گوسفندان برده صفت. تا جامعه ای اخلاقی نباشد ،ان جامعه مدنی نخواهد بود.

حال تصور شود که با وجود این همه تاکید بر اخلاق ، جامعه ای چنین ستون و محوری را از دست بدهد و از آن محروم گردد چه چیزی برایش باقی می ماند؟ یا بدون استفاده از چنین چراغ و روشنایی می خواهد راه دور و دراز و تاریکی را بپیماید، سرانجام به کدام بیراهه و یا چاله ای سقوط خواهد نمود؟

روا بودن و ناروا بودن رفتارها با چه شاخصی ارزیابی می گردد؟

شاید بتوان گفت که ریشه بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی و شیوه های نامعقول و ناجایز سیاسی در سقوط اخلاقی جامعه و سیاست مداران قرار دارد. هر چه جامعه غیر اخلاقی تر شد به همان میزان از مدار و دایره انسانیت فاصله می گیرد، و وقتی موضوع اخلاق وارد قلمرو سیاست می شود، مسئله رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و بیش از پیش جدی تر و پیچیده تر می گردد.

مهمترین عنصری که دانشمندان علم سیاست در کنترل قدرت در باره آن اندیشیده اند مفهوم بزرگ اخلاقی -سیاسی بوده است، به معنی دیگر اخلاقی شدن سیاست می باشد. قدرت سیاسی ،نسبت به سایر قدرتهای جامعه بیش از همه ملموس تر، عظیم تر و فاجعه بارتر بوده و اگر نه همیشه، حداقل گاهی بر همه قدرتها ی دیگر (قدرت های دینی، علمی، تبلیغی، و اقتصادی) سلطه پیدا نموده و آنها را در کام خود می کشد.

یکی از دلایل سقوط یک جامعه بی توجهی و غفلت از مسئله “اخلاق”در مناسبات فردی-اجتماعی و سیاست می باشد.

در جامعه امروز ما ، وضعیت نابهنجاری حاکم است، حالتی که سنگ روی سنگ بندنمانده و همه چیز را به ناگاه فرو می پاشد.رنگی که جامعه ما برداشته است، قدرت و سیاستی که بر زندگی و همه شئونات ما سایه افکنده از دایره و معیارهای اخلاقی بیرون شده است.
موضوع مهم امروز این است که جامعه و سیاست ما نه یک جامعه ارزشی و اخلاقی مبتنی بر باورهای اعتقادی و دینی است و نه یک جامعه مبتنی بر قاعده و اصول اخلاقی ریشه گرفته از دانش و علم.
تا زمانی که جامعه از لحاظ اخلاق انسانی ، باورمندی و تعهد نداشته باشد وقوع هر تخلفی و زیر پا نهادن هر قانونی ، توهین بی اساس به هر فردی ، خارج از چارچوب ها و موازین تعیین شده حرکت کردن و آن را برای خود روا دانستن ،براحتی افترا زدن به شخصیت ها ، یک امر طبیعی و عادی قلمداد خواهد شد.
امروز در جامعه ما معیار روا و ناروا گم شده است.
1394/10/19
ماهنامه گل صحرا

 

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: