منتقد باید منطقی و واقع بین باشد

متاسفانه در بین ما ترکمن ها دیده می شود عده ای بدون تحصیلات و مطالعه کافی و یا بدون اینکه صاحب اثری قابل توجه و درخور نقد باشند به خود اجازه می دهند به جای کارشناسان و متخصصین احکام عجیب و غریب صادر کنند و وقتی هم از آنها راجع به کارهایی که انجام داده اند می پرسید آنچنان خود را از اشتباه مبرا می دانند که می گویند این سوالات ارزش جواب دادن ندارند. و از همه بدتر عده ای هم بدون دفاع علمی و جزء به جزء از گفتار و عملکرد آنها بصورت کلی و توصیه ای مثلا با بها دادن به آنها به عنوان افرادی فعال و زحمتکش و یا با شهامت از آنها دفاع می کنند. بدون اینکه متوجه باشند زحمت کشیدن و یا داشتن شهامت امری نسبی است و می تواند هم مفید باشد و هم مضر.

faryad2

گفتمان ترکمنها : نوشتۀ ذیل خارج از مضمون کلیات بحث خود، به این دلیل که در پرداخت به موضوع نقد و در ورود به منش رفتاری و فرهنگی آن بر نکاتی جالب و در عین حال قابل توجه اشاره و تأکید نموده است، میتواند مورد توجه برخی از خوانندگان محترم واقع گردد، اقدام به انتشار آن میشود تا در بحث و پرداخت و یا در آرایش افکار و نظرات خود بخصوص در چارچوب گفتمانی اجتماعی و فرهنگی مفید واقع گردند.

آرما ن گری نوشت : در بحبوبه ورود سال جدید 1395 مجادله ای بین آقایان خوجملی و آخوند توماچ درباره رفتن و یا نرفتن به سیزده بدر اتفاق افتاد. آقای آخوند توماچ مطالبش را درست یا نادرست با توجه به برداشت خود از فقه حنفی نوشته بود. اما متاسفانه آقای خوجملی به عنوان یک منتقد با اظهاراتی از قبیل «شما مگر از روحانیون شیعه بهتر می دانید و یا چرا به داعش و طالبان حمله نمی کنید» با او به بدترین شکل ممکن یعنی سیاسی کارانه بر خورد نمود . این نوع قیاس ها بسیار عامیانه و غیر موجه است. کسی هم از آنطرف ممکن است بگوید: آقای خوجملی مگر شما از فلانی بیشتر میدانید و یا شما که درمبارزه با داعش و طالبان اینقدرآتشتان تند است چرا تاکنون به جنگ آن ها نرفته اید. این نوع صحبت ها بحث را از مسیر اصلی خارج و به مجادله شخصی می کشاند. حتی اگر آقای خوجملی بیان می کردند: آقای آخوند توماچ! آیا شما از آخوندهای سنی بیشتر می دانید باز هم غلط بود. چون این نوع مقایسه به جهت ماهیت تقلیدی اش مانع رشد و تکامل است و فقط برای بستن دهان افراد مورد استفاده قرار می گیرد. اصلا گفتن اینکه شما مگر از فلانی بهتر می دانید درست نیست. دانش که در یک فرد و گروه خلاصه و تمام نمی شود. ممکن کسی چیزی بداند که دیگران قبلا به آن نرسیده باشند. وانگهی به جنجال کشیدن این موضوع چه ارزشی داشت. ادامه رفتارهایی از قبیل آتش بازی شب چهارشنبه سوری و بیرون رفتن و هجوم همه جانبه وهمزمان به طبیعت در یک روز بنام سیزده بدر از نظر فرهنگی و حقوق فردی و اجتماعی اصلا قابل دفاع نیست. این ها را روحانیون شیعه هم قبول ندارند. زیرا نه مردم تحمل اعمال بچگانه و خطرناک در شب چهارشنبه سوری را دارند و نه طبیعت تحمل و ظرفیت هجوم یکباره مردم را در یک روز بنام سیزده بدر را دارد. چسبیدن به یک روز از میان 15 روز تعطیلی عید نوروز عملی غیر منطقی و بی معناست و اصلا قابل دفاع نیست. اما تاسف بارتر از همه دفاع چند نفره از آقای خوجملی به صورت سربسته و کلی و جانبدارانه بود. ما خاطرات خوبی از دفاع جانبدارانه و هجومی از نویسنده های جناحی و سیاسی نداریم که از یک طرف در مسائل روزمره سیاسی به نفع کسی یا گروهی وارد می شوند و با این کار در بین آنها طرفدار پیدا می کنند و از طرف دیگر به پشتوانه همین هواداری ها در مسائل تئوریکی و پیچیده ورود می کنند که در آنها تخصص ندارند و نظراتشان فرسنگ ها از واقعیات به دورند و چه بسا در جامعه تاثیر بسیار مخرب دارند. و از طرفی منتقدین واقعی این نوع نویسنده ها که در آن زمینه ها تخصص و تجربه کافی دارند و حتی در سطوح بسیار پیشرفته تدریس می کنند با هجمه هواداران این نوع نویسنده ها مواجه می شوند. واقعیت این است که این نوع هواداری ها و هجمه ها باعث ترس منتقدین واقعی از ابراز عقیده در مقابل نویسنده های جناحی و هواداران آن ها و در نتیجه پوشیده ماندن حقایق و رشد معایب می گردد. دفاع از یک نویسنده با اظهاراتی چون:» او زیاد کتاب می خواند، فعال است و زیاد می نویسد و شهامت دارد» اغراق آمیز و نادرست است. ما در مرحله اول باید همه را به آموختن علم و دانش و پیمودن مدارج عالی تشویق کنیم. نه اینکه استثنائات را بر موارد عام تعمیم و ترجیح دهیم و از آن به نفع خود استفاده کنیم و بگوییم فلان دانشمند به مدرسه نرفت و فلان چیز را اختراع کرد. باید این را بگوییم که اگر او به مدرسه می رفت چیزهای بهتر و بیشتری اختراع می کرد. در بین ملت های دیگر اگر کسی خواست در باره موضوعی صاحب نظر شود و نظر دهد ابتدا سعی می کند در آن زمینه در در محضر اساتید شناخته شده به عالیترین مدارج صعود کند . اما متاسفانه در بین ما ترکمن ها دیده می شود عده ای بدون تحصیلات و مطالعه کافی و یا بدون اینکه صاحب اثری قابل توجه و درخور نقد باشند به خود اجازه می دهند به جای کارشناسان و متخصصین احکام عجیب و غریب صادر کنند و وقتی هم از آنها راجع به کارهایی که انجام داده اند می پرسید آنچنان خود را از اشتباه مبرا می دانند که می گویند این سوالات ارزش جواب دادن ندارند. و از همه بدتر عده ای هم بدون دفاع علمی و جزء به جزء از گفتار و عملکرد آنها بصورت کلی و توصیه ای مثلا با بها دادن به آنها به عنوان افرادی فعال و زحمتکش و یا با شهامت از آنها دفاع می کنند. بدون اینکه متوجه باشند زحمت کشیدن و یا داشتن شهامت امری نسبی است و می تواند هم مفید باشد و هم مضر.

اولکامیز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: