مسئولان چقدر از دغدغه ذهنتان در این بازار شلوغ سیاست احیای پل تاریخی آق قلاست ؟

عبدالرحمان حبیب لی

در عصر بعد از نابودی پل تاریخی عده ای که نفع خود را در پی بی اساس نشان دادن وجهه تاریخی شهر می بینند ، خواهند گفت این ها چندتا عکس بیشتر نیستند و این شهر هیچ ربطی به تاریخ ترکمانان ندارد بلکه شهری تازه تاسیس از چند قومیت می باشد، سناریویی شبیه به پایین آوردن تابلوی راه آهن اترک و جایگزین عنوان راه آهن شمال شرق. در همان عصر خواهند گفت آق قلا قدمتی ندارد و البته آن زمان قطعا اسم شهر نیز عوض شده است ، وقتی هویت یک شهر نابود شود اسم شهر دیگر اهمیت چندانی ندارد. عمق فاجعه آن زمان است که عصر ما مایه ننگ آیندگان ما خواهد شدو بی تفاوت بودن ما به نابودی شناسنامه شهر نسل به نسل تا زمانی که تمدن در این دیار باشد. به عنوان لکه ننگی بر پیشانی تک تک ما خواهد بود ، و آیندگان ما خواهند نوشت ملتی که همیشه از دلاوری ها و غیرتشان در تاریخ حرف به میان می آمده ، در برهه ای از تاریخ آنچنان به اصل خود بی تفاوت شدند که مایه سرافکندگی را به بار آوردند. کدام یک از ما تاب تحمل این بار گران را داریم ، ولی هر روز بی تفاوت تر از دیروز پای بر کمر پل تاریخی می نهیم و تنها وقتی درحال عبور از داربست های پل هستیم اندکی تاسف میخوریم ، آیا فقط همین تاسف خوردن کافیست آیا ما شهروندان هیچ مسئولیتی در قبال این وظیفه تاریخی نداریم ، آیا مسئولان شهری مدیون نیستند.

 b_250_250_16777215_00_images_photo_2016-05-21_18-24-53.jpg

در زندگی روزمره گاهی تصاویر و ویدیو هایی با وسایل چندرسانه ای خود می بینیم ویا به اشتراک می گذاریم که بسیار عجیب و گاه خارق العاده به نظر می آیند .

بسیاری از ما بعد از حیرت ابتدایی به این فکر میکنیم که این ها آیا واقعی هستند و اغلب با دقت موشکافانه پی می بریم این تصاویر کاملا به صورت حرفه ای با ابزارهای طراحی و گرافیکی خلق شده ویا با استفاده از فنون تصویربرداری تدوین شده است.

هدف از این نوشتار تحلیل تکنیک های خلق آثار خارق العاده گرافیکی نیست ، بلکه مقدمه ای است براینکه تاریخ را ، هویت و شناسنامه را با تصاویر نمیتوانیم به آیندگان تزریق کنیم.

همانطور که اجداد ما تاریخ شهر آق قلا را از دوره صفویه (بیش از شش صدسال) تاکنون سالم تحویل نسل ما داده اند وظیفه تک تک ما نیز هست تا تاریخ را بدون تخریب و تحریف تحویل آیندگان خود دهیم. بزرگ ترین فاجعه ای که در عصر حاضر برای تاریخ آق قلا قابل پیش بینی است نابودی پل تاریخی شهر است ، درصورت رخداد این اتفاق پس از طی چند دهه فرزندان ما فقط می توانند بگویند قبلا اینجا پلی با قدمت شش صد ساله بود و به تدریج با گذشت دهه ها به فراموشی سپرده خواهد شد ،

همانگونه که بیشتر شهروندان آق قلایی لااقل افراد هم سن و سال خودم از وجود یک عمارت سه طبقه در ضلع جنوب پل تاریخی که در دوران قاجار بنا شده بود خبر ندارند ، به طوری که انگار هیچ وقت چنین عمارتی آنجا نبوده. در عصر بعد از نابودی پل تاریخی عده ای که نفع خود را در پی بی اساس نشان دادن وجهه تاریخی شهر می بینند ، خواهند گفت این ها چندتا عکس بیشتر نیستند و این شهر هیچ ربطی به تاریخ ترکمانان ندارد بلکه شهری تازه تاسیس از چند قومیت می باشد ،

سناریویی شبیه به پایین آوردن تابلوی راه آهن اترک و جایگزین عنوان راه آهن شمال شرق. در همان عصر خواهند گفت آق قلا قدمتی ندارد و البته آن زمان قطعا اسم شهر نیز عوض شده است ، وقتی هویت یک شهر نابود شود اسم شهر دیگر اهمیت چندانی ندارد. عمق فاجعه آن زمان است که عصر ما مایه ننگ آیندگان ما خواهد شدو بی تفاوت بودن ما به نابودی شناسنامه شهر نسل به نسل تا زمانی که تمدن در این دیار باشد. به عنوان لکه ننگی بر پیشانی تک تک ما خواهد بود ، و آیندگان ما خواهند نوشت ملتی که همیشه از دلاوری ها و غیرتشان در تاریخ حرف به میان می آمده ، در برهه ای از تاریخ آنچنان به اصل خود بی تفاوت شدند که مایه سرافکندگی را به بار آوردند.

کدام یک از ما تاب تحمل این بار گران را داریم ، ولی هر روز بی تفاوت تر از دیروز پای بر کمر پل تاریخی می نهیم و تنها وقتی درحال عبور از داربست های پل هستیم اندکی تاسف میخوریم ، آیا فقط همین تاسف خوردن کافیست آیا ما شهروندان هیچ مسعولیتی در قبال این وظیفه تاریخی نداریم ، آیا مسئولان شهری مدیون نیستند.

در تاریخ اسلام هنگامی که خلیفه دوم بر بستر مرگ بودند فرزندش عبدالله بر بالین ایشان حاضر شده و گفتند که آیا من شما را دوباره کی خواهم دید ، حضرتذفرمودند بعد از مرگ تو و در آن دنیا ، فرزندشان گفتند که آیا ممکن نیست من در قید حیاتم شمارا زیارت کنم ، جواب دادند که شب اول یا دوم یا سی ام بعد از فوتم به خوابت خواهم آمد ، حضرت به رحمت خدا رفتند و فرزند طبق گفته پدر شب اول و دوم و سی ام را منتظر پدر بودند تا او را به خواب ببینند ولی خوابی از ایشان ندیدند ، دوازده سال از این واقعه گذشته بود تا شبی حضرت به خواب فرزندش آمد ، عبدالله از پدر دلیل این همه دیر آمدن یه خواب را جویا شدند ، حضرت فرمودند در قید حیات و زمان خلافت ، پلی را در روستای حومه بغداد نقصانی وارد شد ، از قضا روزی چوپانی گوسفندان خود را از روی پل راهی می کرده که سم یکی از گوسفندان به قسمتی از پل گیر کرده و شکسته و من از روز فوتم تاکنون برای شکسته شدن سم گوسفند جواب پس می دادم.(برگرفته از سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی).

حال روی سوالم با منتخبین مردم و منتصبین دولت که خادم مردم هستند ، می باش، آیا می توانید ادعا کنید از تمام ظرفیت خود برای بازسازی پل تاریخی استفاده کرده اید ، چقدر از دغدغه ذهنتان در این بازار شلوغ سیاست احیای پل تاریخی است ، از دوستان مسئول خواهشمندم فارغ از هر گرایش و جناحی ، کاری بکنند قبل از آن که دیر شود و دنبال مقصر بگردیم ، لااقل هزینه بازسازی آن را به روز برآورد کنید و با دعوت از مهندسین و معماران بناهای تاریخی جلسه ای تشکیل دهید ، اگر گذاشته اید کافی نیست.

نبود بودجه دلیل قانع کننده ای نیست اصلا هیچ دلیلی مورد قبول نیست، استدعا میکنم تا زمان هست برنامه ای قابل اجرا با زمانبندی مشخص تدوین کنید. اگر لازم باشد با دست گرفتن کشکول در تک تک شهروندان را خواهم زد تا این شناسنامه پاره را سامان بخشیم تا از سنگینی این بار گران بکاهیم. مسئولان و کارشناسان محترم برنامه لازمه و هزینه موردنیاز را به اطلاع عموم برسانید شاید این معضل به صورت مردمی حل شود، شاید این گره ، گره از اتحاد مردم آق قلا باز کند.

( عبدالرحمان حبیب لی کارشناس فناوری اطلاعات)

اولکامیز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: