غریبانه

اغلن كبير
حکایت غریبی‌ست؛ خسته از ماندن باشی و نگران از رفتن. و حکایت غریب‌تری‌ست که هر دویشان تو را به یک جا ببرند: به غربت. این‌که باشی و کسی نداند هستی، این‌که باشی و از آن‌ها نباشی، این‌که باشی و کسی قدر نداند بودن‌ت را… تو را غریب‌ات می‌کند. تحمل نمی‌کنی! نه! یک روز خسته می‌شوی! یک‌ روز دل‌کنده به خودِ درون‌ات می‌گویی «دست بردار از این در وطن خویش غریب» و می‌روی که من‌ای نو بسازی، شاید که جایی اهل خودت را پیدا کنی. بدترین جای داستان هم همین‌جاست؛ رفتن. که معناها دارد، یعنی از اهل خودت بریده‌ای؛ اهل خودت، تو را جواب کرده‌اند؛ برای تو کاری از دست‌شان برنمی‌آمد؛ و تو ناچار به رفتن شده‌ای؛ رفتن‌ای از جنس استیصال و درمانده‌گی. باز بدتر می‌شود قضیه، که می‌روی و چون رفتی کسی نمی‌فهمد رفته‌ای. و تو غصه‌ی آن‌را هم مِن‌بعد خواهی خورد که ای داد و بی‌داد! غم‌گین نیست؟ چرا! غم‌گین است؛ خیلی هم غم‌گین است؛ که بعد از آن روز، که بعد از آن رفتنِ کذایی دیگر هیچ‌وقت هیچ چیز درست نمی‌شود و غم‌اش مدام با توست. تو هر جا که باشی، هرجا که زندگی کنی، هرچه‌قدر که خوش باشی، تو آن‌جا از آن‌ها نیستی، این‌را با تمام وجودت می‌دانی؛ میان تو و این اطرافیان جدیدت، این بیگانه‌گانِ پیرامون‌ات فرق‌هاست که تو خود می‌دانی، خیلی هم خوب می‌دانی…
و من مدام اگر از تو نوشته‌ام؛ از وقت‌هایی که بوده‌ای و نبوده‌ای، نه به خاطر خودم! نه! که من خواسته‌ام فکر غربت با تو نباشد. خواستم که بدانی بودن‌ت مهم بود و حالا اگر نیستی، آن نیستِ بودن‌ات هم هست در کنار من. خواسته‌ام غربت را از تو بگیرم، و قریب‌ات کنم به خودم و به دیگران.

معلم دیکته‌های من کاش می‌شدی. می‌آمدی دست می‌کشیدی روی غربت و می‌گفتی خطاست. قربت را یادم می‌دادی. کاش با من می‌ماندی؛ با من می‌رفتی؛ از شمال به شرق می‌رفتیم، از آن‌جا به غرب و من همیشه در سرزمین وجودت، در آن تن نحیف‌ات مقیم می‌شدم. تو می‌آیی، می‌روی؛ کسی می‌گوید «شرف المکان بالمکین» و من سر تکان می‌دهم که بله! بله! کاش سفر نبود. کاش آن اتوبوسی که مرا از ترمینال به دور دست‌ها می‌برد، راه برگشت را هم بلد بود. برمی‌گشت و نمی‌گذاشت من شب‌ را ترانه‌های غم زمزمه کنم. کاشکی غریب نبودم؛ قریبِ تو بودم کاش.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: