کيش آتش

اولگا آبيشوا

پروفسور و دکترعلوم فلسفه و زبان شناسی

ترجمه از : رحيم کاکايی

کيش آتش بين ترکان قديم ريشه‌های بسيارکهنی دارد که  به اعماق هزاران سال، بطور مشخص – تا عصر کيش الهه اومای (1) – می‌رسد و نگهبان آتشِ خانه است.

احترام به آتش در اشکال و اعمال آيينی وعبادی متنوع تجلی می کند. در روايتها وافسانه‌ها  مالک آتش مالکی درسيمای انسان واره است و نگهبان اجاق، خانواده، طايفه وقبيله است. چنانکه در زبان قزاقی تا کنون مرد و ريئس خانواده را«اُتباسی»  می نامند که در درک کنونی به معنی« ريئس خانواده» و در ترجمه تحت اللفظی – «ريئس اجاق، حا‌فظ آتش» است.

atash

پژواک کيش آتش در مراسم آيينی نوروز حفظ شده است. در باره آيين  آتش مراسم آيينی – اسطوره ای رايج در روستاهای تاجيکستان حکايت از آن دارند که:« شب پيش از سال نو در حياط هر خانه ای يا روی تپه ها آتشهای جشن را می افروختند. در اين شب در کنار آتش‌ها گردش‌های جمعی ترتيب ميدادند، ترانه‌های جشن را ميخواندند و شادی می‌کردند. صبح روز بعد بقدر امکان هدايا رد وبدل می‌شد و بطورکلی سکه‌های نقره، شکر وغيره به يکديگر هديه می‌دادند، بازی‌ها و سرگرمی‌های محتلف ترتيب می‌دادند. ويژگی‌های الزام آور مراسم جشن و آيين‌ها آتش، آب و اشياء سفيد رنگ بودند».(2)

فرهنگ آيينی قزاق‌ها همچنين پژواک پرستش آتش را در بر دارد. با آتش کارکرد‌های آيينی جادويی که خصلت نگهبان و محافظ  را داشت مرتبط بودند و انسان را از نيروهای مرگ محفوظ می‌کرد.  کاربرد آتش را باستان شناسان به آنکه آتش نزد ترکان حامی خانه وکاشانه، معبد وعبادتگاه خانه بشمار می‌رفت تلقی می‌کنند.

بعنوان مثال آتش نقش مهمی را در مراسم زناشويی بازی می‌کرده است.«عروس هنگام ورود به يورتِ (چادر سياه.مترجم) پدر شوهر در برابر اجاق زانو می‌زد، سپس عروس را نزديک اجاق می نشاندند و روی اجاق روغن می ريختند. عروس در اين زمان چندين بار سجده می‌کرد، و زير لب می‌گفت:«مادرِآتش و مادرِ روغن بمن مهرو محبت ارزانی دار». زنان دستها را برروی آتش گرم نگه داشته سپس روی صورت عروس می کشيدند…(3)

در فرهنگ قزاق همچنين رسم کهن پاک وتميز کردن دام به پرستش و آيين آتش مربوط بود. در روستاهای قزاقستان در بهار معمولا دام ها  را تقسيم می‌کردند و بين آنها گاوان و گوسفندان و شترانی را که گمان می‌رفت  بهترين وسيله دفع دام ها از نيروهای شيطانی است بيرون می‌راندند … مراسم طرد وبيرون راندن« روح شيطانی»، هنگاميکه آتش را دور سر مريض و ناخوش می‌گرداندند وجود داشت… در قرون وسطی در خانه‌های قزاق‌ها اجاق‌های ويژه و محراب هايی برای روشن کردن آتش موجود بودند.(4)

مراسم و آيين‌های جادويی توصيف شده بين خلق‌هايی که به گله داری اشتغال داشتند شناخته شده بودند. در روستاهای ترکمنستان همچنين مراسم و آيين‌های آمرزنده که با کوچ آنها در بهار و تابستان به چراگاه ها مرتبط بودند وجود داشتند. با زمستان همه چيز در حيات دامداران تيره و تار و ملال انگيز مسجم می‌شد.

 از اين رو در آستانه کوچ به« پاک شدن» آنگونه که بايست سعی می‌شد. برای اين امرمعمولا دو آتش بزرگ برمی افروختند وازبين آنها رمه‌ها را می راندند و دامداران خود با خانواده و اثاثيه خانه، که برروی شتران بار شده بودند ازميان اين دو آتش بزرگ عبور می‌کردند.(5)

ان.پ. لوباچوا می نويسد که پرستش و آيين آتش در مراسم عروسی ازبکی قريه خوارزم مشاهده می‌شود. اين مراسم کاراکتر وخصلت حامی را داشت… آيين اين عنصر مقدس در مراسم و آيين‌های ترکمن‌ها غارا چارشنبه (چهارشنبه سياه) بود که جزيی از آن را تشکيل می‌داد. ماهيت اعمال آيينی در پرش از روی آتش به منظور پاک شدن عبارت می‌شد، تا گناهان را در آتش بسوزانند.(6)

پژوهشگران معاصر به درآميختگی سنت‌های فرهنگی – مذهبی باستانی و اسلامی ، بويژه بازتاب آيين آتش در اسلام اشاره می‌کنند: « زِمارکوس فرستاده بيزانس که در سال 568 به وادی تالاس در جنوب قزاقستان سفر کرد ، گزارش داد که ترکها برای آنکه ، به حضورايستامی خان ترکان غربی برسند»«خود را با آتش پاک می‌کنند».

آيين آتشی که در شولپان – آتا(چاپان آتا – شهری در کشور قيرقيزستان.مترجم) اجرا می‌شد مرتبط با صوفيان قزاق بود. چنانکه در ديرهای صوفيانه پيروان احمد یسوی آتشِ مقدس شب و روز روشن است. صوفی هربار هنگام ترک دير، دستان خود را بسوی آتش دراز می‌کرد وسپس آنها را روی صورت خود می‌کشيد.

پژوهشگر فرانسوی کريستوفر بائومر در کتاب خود می نويسد: اين مراسم  پاکسازی وآمرزندگی همچنين نشان می‌دهد که اسلام نظريات مذهبی پيش از اسلام را پذيرفته است».(7)

                                           ******************

منابع:

1- الهه اومای کهن ترين خدای زن ترکها که هم حا‌می روح کودکان وزنان باردار وحافظ مادر ونوزاد است و مقام دوم را پس از تنگری (تانگری) دارد که دربين ترکان آلتايی، خاکاسی وهم چنين بين باشقيرها، قيرقيزهای تين شان و قزاق‌ها وازبک‌ها شناخته شده است. اومای بلحاظ ژنتيکی با پرنده هما (همای) يا مرغ سعادت ايرانی مرتبط است.دانشنامه شوروی.

2- آ.ان. نغمتی. جشن‌های تقويمی کشاورزی تاجيک‌های باستان و اجدا آنان – دوشنبه. نشر دانش. 1989 – ص.64

3- بايپاکف ک.م. پرستش آتش در سيردريا- نشريه آکادمی علوم جمهوری شوروی قزاقستان. مجموعه علوم اجتماعی.- 1987. شماره پنچ.ص.61-62.

/ سن بيله سنبی.http://www. kazakhistory.ru/ post9.php4 –

 5- مطالبی درباره مردم نگاری تاريخی ترکمن‌ها.مجموعه مقالات. مدير مسئول آننا دوردی اورازف- عشق آباد .نشر علم.1987 .ص.24.

6- ان.پ. لوباچوا. از کتاب تاريخ باورها …ص.25.

7- رد پاها درصحرا. کشفيات در آسيای مرکزی. – 2009

 

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: