نگاهی بر دوره ی حاکمیت دوگانه درترکمنصحرا و نقش کانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن درآن زمان

 یوسف کـُر یکی از بنیانگذاران کانون فرهنگی وسیاسی خلق تورکمن،

 پیشگفتار

پیدایش شرایط حاکمیت دوگانه درمنطقه اقلیتهای اتنیکی تحت ستم  درکشورهای چند ملیتی، نشانگر بوجود آمدن شرایط دموکراتیک براثر یک دگرگونی تاریخی درآن کشوراست. تلاش برای حفظ و تحکیم دستاوردهای آن شرایط  بمعنی تلاش در راه آزادی، دموکراسی وحقوق بشر است.

درسده ی 20م میلادی درترکمنصحرا دوبار شرایط حاکمیت دوگانه غیررسمی( ویا بدون توافق دو طرف) بوجود آمد/ پدید آمد. باراول دراوایل قرن 20م با پیروزی انقلاب مردمان امپراطوری روسیه تزاری به رهبری حزب بلشویکها دراکتوبر1917- سال1296 شمسی. بطورمشخص پس از خروج واحدهای ارتش استعماری بفرمان حکومت جدید برخاسته از انقلاب،  در اواسط 1918 آغاز میگردد.  بار دوم با پیروزی انقلاب مردمان ایران ازجمله ترکمنها دربهمن1357-فوریه 1979 درترکمنصحرا همانند بسیاری ازمناطق ایران  شرایط حاکمیت دوگانه نیمه رسمی یکساله آغاز میگردد. شکلگیری کانون فرهنگی خلق ترکمن وتبدیل شدن آن به کانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن به ابتکار اعضای «سازمان فدائیان ترکمن»، موجب تداوم روندی شد برای پاسخ دادن به الزامات تحکیم این دوره و دفاع ازدستاوردهای انقلاب مردمان سراسر کشور.

  کانون فرهنگی وسیاسی خلق تورکمن( به ترکمنی، تورکمن حالقی نینگ مدنی وسیاسی اُجاغی)، بعنوان یک تشکل فرهنگی و سیاسی ترکمنهای ایران درپاسخ بضرورت کوششهای سازمانیافته در راه مطالبه حقوق پایمال شده خلق تورکمن ایران، بهمراه فعالیتهای فرهنگی باهدف زودودن آثارشوم فرهنگی دوره استبداد پهلوی و قبل از آن شکل گرفت.

با پایان مرحله بحث و گفتگوها برسر نوع تشکلیابی، اقدامات تدارکاتی از26 بهمن 1357 شروع گردید وتا اوایل اسفندماه واحد های کانون درتمامی شهرها وبسیاری از روستاهای بزرگ وکوچک ترکمن صحرا با شرکت گسترده مردم تورکمن شکل گرفت. کانون درشرایط آن زمان بنا به خواست وحمایت فعال توده مردم ترکمن خلاء حاکمیت درترکمنصحرا را پرکرد وموجب تحکیم شرایط حاکمیت دوگانه که همان برقراری شرایط خودمختاری غیر رسمی است، گردید.

   شعارهای کانون بویژه » اُقوو گرئک خط گرئگ، تورکمنچه مکتب گرئگ» ونیز «الدن گیدن یرلری غایتاریپ آلماق گرئک»، یعنی تحصیل درمدرسه ترکمنی میخواهیم وزمینهای غصب شده باید پس گرفته شود،  درسراسر منطقه ترکمن نشین که مردمان ایران آنرا ترکمنصحرا نامیدند طنین انداخت وامید آفرید وموجب جنب وجوش گردید. بطوریکه زحمتکشان درشهر وروستا با تشکیل شورا اداره امور را بدست گرفتند. مراجعه ی گسترده شوراها به کانون، ستاد هماهنگی ویژه ای را طلبید. درنتیجه جلسه هماهنگی کانون یک هفته مانده به پایان اسفندماه 1357( درست روزیکه مردم گنبد بمحل بست نشستن غاصبان زمینهای کشاورزی خود دربانک تعاونی گنبد رفته تجمع آنها را برهم زدند)، تصممیم به تشکیل «ستاد مرکزی شوراهای ترکمنصحرا» درشهر گنبد و «ستادهای منطقه ای» درشهرهای بندرترکمن، آق قلعه و کلاله گرفت. با این ترتیب محل بخش امور روستایی کانون درگنبد که به «ستاد خلق ترکمن» مشهورشده بود برای «ستاد مرکزی شوراهای ترکمنصحرا» اختصاص یافت.

   دربهار1358 بدنبال انتشار «خواستهای هشت ماده ای خلق ترکمن»، فعالیتهای اوجاق( کانون) درعرصه های مختلف باعمدگی کارهای فرهنگی گسترش یافت. چاپ ده ها هزار نسخه ازآثار ادبی کلاسیکهای ترکمن، بویژه برای اولین بار اثر حماسی گوراُغلی ونسخه تنظیمی مأتی کؤسه ازدیوان مختومقلی درایران چاپ و منتشرشد. گذشته ازآن صدها کلاس آموزش زبان و ادبیات ترکمن راه اندازی شد ومراسم های مختلف فرهنگی، هنری وغیره برگزارگردید. مهمتراز همه با تنظیم جزوه «الفبا و قوائد نگارش ترکمنی»، بدون اینکه الفبا لاتین شود شیوه نگارش ترکمنی درحد بالائی آلفابتی شد وبهمان نسبت هم از وابستگی بشیوه نگارش عربی که «هجایی» ودرفارسی «سیلابی» نامیده شده وبا دستاوردهای علمی-فنی بشری همخوانی ندارد، نجات یافت. این رهایی نسبی یکی از بزرگترین دستاورد تاریخی فرهنگی ترکمنهای ایران در دوره ی یکساله ی «خودمختاری غیر رسمی» ترکمنصحرای ایران است. درعرصه ی هنری، با اینکه کانون موفق نشد تئاتر ترکمنی را راه اندازی کند. ولی در همکاری با دوستداران «هنر ترکمنی»، بشکل گیری «کانون هنری خلق تورکمن» کمک موءثری نمود. فعالین این اُجاق درمراسم جشن روز کارگر درپایتخت، با انتخاب مبتکرانه اشعاری بامضمون مناسب وترجمه های هنرمندانه بفارسی موفق شدند، گروه متشکل ازنوازندگان وباغشیهای ترکمنصحرا بطورموءثر و تحسین برانگیز هنرنمائی کند. بطوریکه کاست برنامه هنرمندان ترکمنصحرا نه تنها درمنطقه خودمان بلکه تا مدتها دربسیاری ازشهرهای کشور حتی دربازارها شنیده می شد.

  نشریه کانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن با نام «ایل گویجی» از اردیبشت 1358 انتشاریافت وتا چند ماه بعد از پایان دوره یکساله ی حاکمیت دوگانه ویا «خودمختاری غیررسمی» ترکمنصحرا که «دوره کانون وستاد» نیز گفته می شود، ادامه یافت.

    بطرف پایان خرداد58 وآغاز تابستان همزمان با طلایی شدن روز بروز مزارع جو وگندم پیگیری تدبیرها برای محافظت و درو شدن محصول زمینهای غصبی مصادره شده توسط شوراها گسترش یافت. دربرابر مراجعتهای مکرر شوراها و غاضبان، خوشبختانه رئیس دولت نماینده ای بنام دکتررسولی به ترکمنصحرا اعزام کرد واو درمجتمع بانک تعاونی گنبد مستقرشد. از طرف دیگر مرکزیت سچفخا هم برای تشکیلات هوادارانش درترکمنصحرا مسئول جدیدی اعزام نمود. بالأخره تلاشهای گسترده وهماهنگ نتیجه داد وشوراهای روستایی موفق به درو محصولی شدند که غاصبان سالها جلو چشم همه شان درو میکردند و می بردند.

 پس ازبرداشت محصول از زمینهای پس گرفته شده، ابتدا شوراها با همکاری کانون وستاد درچند روستا «خرمن طویی» که به «جشن گندم» معروف شد برگزارنمود وسپس درایجاد میدانهای ورزشی، کتابخانه وهسته های مطالعاتی در روستاها فعال شد.

 در روزهای پایانی مرداد58 بدنبال صدور فتوا برای جنگ درکردستان، اوضاع متشنجی بوجود آمد وافراطیون مشهوری چون حجازی، هادی غفاری وغیره برای ایجاد اغتشاش بقصد راه انداختن جنگ تحمیلی دیگری به ترکمنصحرا آمدند. فعالین کانون و ستاد برای اتخاذ تدابیر پیشگیری کنفرانسی ازتمامی کادرها وفعالین بومی وغیر بومی درترکمنصحرا را ترتیب داده، با اجرانمودن تدابیری چون انتقال محل ستاد مرکزی درگنبد وانتقال محل کانون دربندرترکمن، آق قالا وغیره به مکانهای اجاری جدید، موفق به خنثی نمودن توطئه های جنگ افروزان شدند.

 درجریان کمپین برای برداشت محصول زمینهای غصبی پس گرفته شده وبعدازآن فعالین کانون، ستاد وشوراها، به نقش برگزاری تجمعاتی گسترده با عنوان «کنگره شوراهای ترکمنصحرا» جهت تبادل نظر واعمال خرد جمعی درهمفکری برای یافتن راه حلهای مناسب برمشکلات وعملی نمودن همکاریهای گسترده رسیدند و پیگیرش شدند که ادامه آن نوع گفتمان ابتدا به شکل گیری اتحادیه های منطقه ئی شورای روستاها وسپس بشکل گیری «اتحادیه سراسری روستاهای ترکمنصحرا» با نشریه ئی بنام «خبرنامه ترکمنصحرا» منجرشد. این تشکل درواقع ستاد زحمتکشان ترکمنصحرا بود و زحمات خستگی ناپذیر ونقش برجسته وتعیین کننده افراد فعالی چون زنده یادان حسین جرجانی وشیرلی توماج وتعدادی دیگر ازاعضای فعال شوراها درفراروئی همکاری های یکپارچه ی دهقانان ودیگر زحمتکشان روستاها به اتحادیه های منطقه ئی واتحادیه سراسری، فراموش شدنی نیست وبا اطمینان می توان گفت زحمتکشان آن زمان روستاهای ترکمنصحرا نیز تا آخر عمر با یاد آنها خواهند زیست.

   درپائیز1358 با فرا رسیدن فصل کشت درجلسه «هماهنگی کانون وستاد»، ضرورت بسیج نیرو برای کمک بکشت زمینهای کشاورزی پس گرفته شده معروف به زمینهای شورایی که درکنترل جمعی زحمتکشان روستاها بودند، همکاری درعرصه های مختلف از جمله فراهم کردن تراکتور وابزارهای فنی موردنیاز، تهیه بذر مناسب وغیره، بویژه اتخاذ تدابیری برای مقابله با تخریبات ودیگر توطئه های احتمالی غاصبان وعوامل آنها وافراد مرتجع محلی مطرح شد.

  ازمیان توطئه های متعددی که شوراها درطول زمان کشت پائیز58 مواجه شدند، توطئه کلان زمینداران آق قلعه درمنطقه «داز» که دارای چهار- پنج روستاست، خیلی مهم بود وموجب درگیری گردید. ولی فعالین و مدیران ستاد و کانون بعلت بی خبری از تشکیل مرکز سری برای نابودی غیرخودیها ودگر اندیشان قادر به تحلیل درست علل بروز توطئه کلان زمینداران دراین شهرستان نشدند.

    اگر فعالان بومی وغیربومی متشکل درکانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن، ستادمرکزی شوراهای ترکمنصحرا وکانون جوانان پیشگام ترکمنصحرا وغیره با تجزیه وتحلیل دگرگونیها درحکومت برخاسته ازانقلاب، می توانستند متوجه سمت و سوی تحولات کشور پس ازبرکناری دولت بازرگان وسرکوبی جنبش طرفداران آیت الله کاظم شریعتمداری درتبریز شوند. بهترین کار برای خنثی کردن توطئه ی تحمیل جنگ وپیامدهای ناگوارآن واگذاری «ستاد مرکزی شوراهای ترکمنصحرا» به «اتحادیه سراسری روستاهای ترکمن صحرا» بود. برای اینکه ستاد مرکزی شوراها به روشنفکران انقلابی ولی اتحادیه سراسری به دهقانان ودیگر زحمتکشان تعلق داشت. بنابراین باید پذیرفته میشد که سیر آزاد وطبیعی تحولات، ستاد شوراهای دهقانان ودیگر زحمتکشان را بوجود آورده است.

    ستاد مرکزی شوراها، نزدیک به یکماه مانده به اولین سالگرد «انقلاب بهمن57″، یعنی دراواخر دیماه بخاطر پایان موفقیت آمیز کشت اراضی شورایی، راهپیمایی با عظمتی درشهرگنبد ترتیب داد واز زمینهای غصب شده ترکمنها در رژیم پهلوی آمار جدید مفصل تری بشکل بروشور چند صفحه ئی پخش نمود. ولی گستردگی شرکت زحمتکشان شهرها وروستاها حال وهوای برخی از کادرها را متوهم نمود. این حالت غرور برانگیز که پیشتر پس از برگزاری «کنگره شوراهای ترکمنصحرا» که درآن دکتر منوجهرهزارخانی بنمایندگی از «جبهه دموکراتیک ملی ایران» پیام خواند نیز توجه تعدادی راجلب کرده بود، ولی این بار بارزتر وغلیظ تربود وموجب شد به خبرهایی چون رفت و آمدها ازتهران به گنبد وتدارک تحمیل جنگ درمراسم سالگرد 19بهمن1349( روز آغاز جنبش فدائیان خلق) نه تنها با بی اعتنایی برخورد شود، برعکس با پیش کشیدن وظایف نیروهای سچفخا درکردستان و ترکمنصحرا برای عقب نشاندن حاکمیت درمحدود کردن آزادیهای دموکراتیک، بضرورت مقاومت بیشتر تاکید گردید. درنتیجه متأسفانه نه همانند وضعیت بعد از فتوا دراواخرمرداد واوایل شهریور58 کنفرانس عمومی کادرهای بومی وغیربومی برای چاره اندیشی واعمال خرد جمعی برگزارشد ونه ازفرصت مناسب فراهم شده برای واگذارکردن «ستاد مرکزی شوراهای ترکمنصحرا» به ستاد زحمتکشان ترکمن صحرا، یعنی به » اتحادیه سراسری روستاهای ترکمنصحرا» استفاده شد. امروزه پس ازگذشت37 سال واندوحتن دانش و تجربه ها، علتهای خطای از دست دادن فرصتهای مناسب باعدم توسل به اعمال خرد جمعی را درچه نوعی از اشکالات یافت؟ آیا کم تجربه گی، غرور و توهمات ویژه روشنفکر انقلابی ایده ئولوژی محور بجای برنامه محور را می توان جزو علت خطاهای اشاره شده دانست؟ ویا اشکال را درجاهای دیگری جستجو کرد؟

 جواب سوالات هرچه باشد، امروزه یک چیز روشن است وآن اینکه حکومت برخاسته ازانقلاب و رو به یکدست شدن خود را موظف میدید بهرقیمتی آزادیهای دموکراتیک وحاکمیت های دوگانه موجود را ازمیان برداشته بسوی صدورانقلابش( بخوان بسوی راه انداختن جنگهای مذهبی برای تقویت شیعه های خاورمیانه ازطریق تامین منافع ابرقدرتها) بشتابد. بنابراین برای یایان دادن به دوره ی یکساله ی «حاکمیت دوگانه» ویا «خودمختاری غیررسمی» ترکمنصحرای ایران که با پیروزی انقلاب ضد دیکتاتوری آغازشده وبا تشکیل کانون فرهنگی وسیاسی قدم بقدم تحکیم یافته وبعلت پیوند جدایی ناپذیرش با انقلاب مردمان ایران وانقلابیون مترقی آنها، متوسل شد به ایجاد تشکیلات سری برای کشتار غیرخودیها ودگراندیشان وبرای نابودی ظالمانه دستاوردهای انقلاب «بهمن57» مردم ایران به توطئه های جنایتکارانه روی آورد.

  اولین اقدام آن «مرکز سری برای جنایتهای سازمانیافته» ربودن شبانه چهارتن از بنیانگذاران وفعالین کانون، ستاد واتحادیه های روستایی ترکمنصحرا درشب 18 بهمن 1358 وتحمیل جنگی دیگر برخلق حق طلب ترکمن میباشد. کاش شکلگیری این مرکز سری جنایت حکومتی درآن زمان تشخیص داده می شد. این واقعیت را دربرلین حدود بیست و چند سال دیرتر درمراسم گرامیداشت یادمان قربانیان کشتار هزاران زندانی سیاسی درتابستان1367، اولین بار امیر ممبینی عضو مرکزیت فدائیان خلق در سال58 به زبان آورد. اوگفت: جنایت سازمانیافته حکومتی ازترکمن صحرا شروع شد ولی آنموقع وسالهای بعد به این مسأله توجه و بر روی آن کار نشد. بنظر من تشخیص ایشان درست است. درباره ی شیوه های مختلف پیشبرد کشتارهای حکومتی در ترکمنصحرا که با پایان جنگ تحمیلی با فرمان عقب نشینی سرکرده فدائیان خلق، از جانب «کمیته خلع سلاح گنبد» بسرکردگی حاجی عزیز وجزایری دادستان دادگاه انقلاب گنبد ادامه یافت وعمومن درباره گسترش اشکال مختلف کشتار دگراندیشان و غیر خودیها درسراسر کشور بدنبال کشتارهای ترکمن صحرا، نه فردی ونه جمعی مطالعه ای نکرد و کار پژوهشی انجام نشد. کاری که امروزه بی بی سی و دیگران درتماس با پژوهشگران و تحلیلگران هفته ئی چند بار انجام میدهند.

 بدنبال ربوده شدن شیرمحمد توماچ، حسین جرجانی، طوواق واحدی وحکیم مختوم، دراوایل شب 18 بهمن58 که جسد شکنجه شده شان یک هفته بعد یافت شد، ابتدا با تحمیل جنگ درگنبدقابوس دفاترکانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن وستاد مرکزی شوراهای ترکمنصحرا را بستند. و نزدیک بیک هفته بعد ابتدا 4 معتمد ترکمنها را درشهر بندرترکمن شبانه ربوده 3 نفرش را بقتل رساندند وسپس دفاترکانون درشهرهای بندرترکمن، آق قلعه وبعضی از روستاهای ترکمن صحرا را با اعزام ستون ارتشی وضبط اموال وآتش زدن کتاب هایش پلمب کردند. کتابخانه کانون در روستای کوًرت درشهرستان آق قلعه را با پرتاپ نارنجک منفجر کردند.

   بدین ترتیب ستاد مرکزی شوراهای ترکمنصحرا از بین رفت ولی دوره غیرعلنی فعالیت های کانون آغازگردید. دراین دوره کتاب و کتابچه ها که شکلی از محصول فعالیت های فرهنگی بود  با نام «نشرایل گویجی» و بقیه همانند کاست وغیره بدون عنوان انتشار یافت.

مرحله ی دوم فعالیت دوره غیرعلنی کانون ازسال 1360شروع شد. دراین دوره بعلت شدت یافتن شرایط امنیتی ابتدا تعداد افراد مرکزیت به نصف تقلیل یافت وهیأت اجرائی نامیده شد وازتهران به ترکمنصحرا انتقال یافت. فعالیت بطورعمده به ایجاد هسته های مطالعاتی، برگزاری کلاسهای غیرعلنی آموزش زبان و ادبیات ترکمنی ودیگر فعالیتهای فرهنگی واجتماعی محدود گردید. این مرحله تا پایان تابستان 1361 ادامه یافت.

مرحله ی سوم فعالیت دوره غیرعلنی کانون ازپائیز1361 شروع شد. دراین دوره ارتباطات فقط فردی وزنجیری شد ومرکزیت ازهیأت اجرائی بیک هماهنگ کننده با یک مشاور محدود گشته بار دیگرازترکمن صحرا به تهران انتقال یافت و تا پایان اردیبهشت 1362 که آخرین مورد آن تدارک مهاجرت چهارعضو مرکزیت 1359 بهمراه اعضای خانواده شان بود ادامه یافت.%

 یوسف کـُر یکی از بنیانگذاران کانون فرهنگی وسیاسی خلق تورکمن،

 برلین نوامبر 2016 – آبان 1395  

———–

2 پاسخ to “نگاهی بر دوره ی حاکمیت دوگانه درترکمنصحرا و نقش کانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن درآن زمان”

  1. آمان مراد Says:

    با سلام و عرض خسته نباشید به یوسف آقا!
    من به نوبه خودم از خواندن این خبر گزارش مانند، نه تحلیلی- خرسندم چرا که مطالبی را که نمی دانستم را و مطالبی را که می دانستم بازگو شد.
    من در این نوشته کوتاه قصد نظر دادن در مقاله ایشان را نداشته بلکه خواستم چند نکته را بعنوان پیشنهاد مطرح نمایم
    واقعا هر سطر از این نوشته احتیاج به تعمق دارد و درباره آن مفصلا نوشت و برای نسل امروز و فردا ارمغانی گرانقدر برجای نهاد. اگر ایشان قبل از نوشتن موضوع آنرا تیتربندی کرده درباره موضوعاتی که می خواهند بنویسند ماتریال و مواد آنرا جمع آوری می کردند بهتر می توانستند به آن تحلیل مورد نظرشان برسند. مثلا:
    1- نحوه شکل گیری جنبش در اواخر رژیم شاه 2- روزهای انقلاب و تشکیل تشکل ها 3- نقش فعالین بومی و وارداتی 4 توطئه های رژیم و بی خبری ها 5 پایان مرحله اول مبارزه 6 تداوم جنبش در تبعید داخلی 7 مهاجرت و ادامه جنبش در خارج تابه امروز.
    بهرحال با تشکر مجدد و به امید اتحاد وسیع نیروهای ملی و مبارز تورکمن در راستای تشکیل حزب ملی

  2. ناشناس Says:

    نکته ای که در ان زمان تشخیص داده نشد این بود که خمینی و دار دسته او با حمایت غرب و امریکا برای اجرای نقشه های غرب و امریکا امده بودند. شعار مرگ بر امریکا هم فریبی بیش نبود. غرب همیشه خواهان یک ایران قدرتمند با حکومت مرکزی قدرتمند بود. بنابر این تشکیل حکومت غیر متمرکز با حاکمیت دو گانه برای انها اخلال ایجاد میکرد.
    وقتی به سیاستهای مداخله جویانه امروز ایران در کشورهای اسلامی منطقه نگاهی کنیم. خدمات ایران به غرب و امریکا و در مقابل حمایتهای علنی و غیر علنی غرب و امریکا را از ایران مشاهده میکنیم. بنابر این سرکوبی حاکمیتهای دو گانه محلی اغازی برای ساختن یک حکومت مرکزی مقتدر، مذهبی و توتالیتر بود.
    حمایت هواداران سازمان فداییان اکثریت از مداخله جوییهای حکومت شیعه ایران در عراق، سوریه، بحرین ، یمن جای سوالهای جدی دارد.
    به هر حال برای درک بهتر انقلاب شیعی ایران در سال ۵۷ مطالعه تاریخ صفویه الزامی است. فراموش نکنیم سپاه پاسداران و سپاه قدس همان قزلباشهای صفوی هستند. که نیروی رزمی ویژه دوره صفویه بودند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: