فقدان مدیریت علمی و حفره بر انبان توسعه

عظیم قرنجیک

حقیقتی که برای صاحب نظران اجتماعی و اقتصادی و کارشناسان آگاه پایبند به مصالح ملی و استقلال و اعتلای ملک و ملت ایران مطرح است ، این است که در جهان پرآشوب و متجاوز ، راه توسعه و رشد و اقتدار این کشور کدام است ؟

آنچه که مسلم است شرط اول راه توسعه واقعی و قدرت ساز کشور ، آگاهی نسبت به حقیقت منافع و هویت ملی و درونی خود ، وفاق و اشتراک تمامی نیروهای مفید و مستعد، بسیج منابع و توانها و مغزها و استعدادهای درونی متشکل از تمامی آحاد جامعه است که ممکن ترین و سهل الوصول ترین راه توسعه و اعتلا و استقلال و اقتدار کشور است .

توانایی در این مسیر ، بتدریج راه را برای گسترش توان و کفایت بهره برداری از منابع و فرصتهای احتمالی در روابط خارجی ، که به سود و مصلحت ملی است ، باز خواهد کرد . بدون نیل به جامعه وفاق و بدون جذب و بسیج توانهای داخلی ، خط مشی های متکی بر خارجیان و سرمایه گذاری های بین المللی هم ، چندان کارساز نخواهد بود . البته در مسیر دستیابی به چنین اهداف توسعه ای ، مشکلات عدیده ای هم وجود داشته و خواهد داشت .
کارشناسان براین عقیده راسخند که عدم سرمایه گذاری زیربنایی و تولیدی ، و در نتیجه روند مستمر رو به رشد فقر و تنگدستی ، معلول فقدان یا کمبود سرمایه مالی نیست ، آنچه که شرایط و وضعیت نابسامان کنونی کشور را رقم زده ، از مقوله مدیریتی است نه سرمایه مالی . به عبارت دیگر ، شرایط بحرانی و فسادهای مالی گسترده ، معلول عدم آشنایی و اعتقاد به ضرورت حیاتی سرمایه گذاری ، عدم رعایت تدبیر و عقلانیت در انتخاب اولویتها و تخصیص منابع ، ناتوانی در پیشبرد و تحقق طرح های عمرانی زیربنایی – تولیدی و نهایتاً عدم نظارت ، کنترل ، اصلاح و پیگیری ،همه بقول مهندس سحابی، از نوع مقولات مدیریتی اند ، نه سرمایه ای .
فردریک لیست اقتصاددان آلمانی قرن 19 نیزمعتقد است که – این دارایی و ثروت موجود یک ملت نیست که ملاک و اعتبار یا موجب افتخار است ، بلکه قدرت تولید ثروت است که حیات و توان و اقتدار ملی و استقلال یک کشور را تضمین می کند . – در تایید سخن لیست باید گفت که ، ما به لحاظ منابع کانی و انسانی ، کشور ثروتمندی هستیم ، ولی قدرت تولید ثروتمان صفر و یا بلکه هم منفی است .
آن عاملی که در کشور، با آن همه درآمد و ثروت طبیعی و انسانی ، غایب بوده و هرگونه سرمایه گذاریها را در دستیابی به توسعه و رشد اقتصادی ، ابتر و نارسا کرده ، به تایید تمامی صاحب نظران امور اقتصادی – اجتماعی ، مسئله کمبود مدیران آگاه و دلسوز و باتدبیر بوده است ، در تمامی سطوح ، چه در سطوح مدیریتی خرد موسسات و بخش ها ، و چه در سطوح کلان مدیریت های عالیه کشور.
طرز تفکر و بینش هایی که بر مدیران ما حاکم بوده ، بی اعتنایی به اقدامات اساسی و زیربنایی است ، که اگر کمتر عنایتی می شد ، حاصلش ارتقای قدرت تولید ثروت ملی کشور می بود . ولیکن متاسفانه در این راستا ، نه سرمایه ای در چارچوب منافع و مصالح ملی انباشته ایم و نه تجربه ای اندوخته و عبرتی آموخته ایم .
افزایش قدرت تولید ثروت ملی ، بایستی در اندیشه مدیران و سیاست گزاران و مجریان ، به صورت یک ضرورت حیاتی و اعتقاد راسخ و عمیق درآید ، و در انتخاب اولویت ها و تخصیص منابع ، عقلانیتی حاکم باشد تا واپس ماندگی ها به تدریج جبران شده ، توسعه و سرمایه گذاری تولیدی – زیربنایی ، آرام و مستمر قابل دستیابی گردد . اکنون که در وضعیت و موقعیت پسا برجام ، سرمایه گذاران خارجی اقبال و روی خوشی نشان داده اند ، واگذاری امور به شرکتهای خارجی ، بدون هماهنگی و توازن بین زیربناها و نیروی انسانی ، کا رچندان موثر و خوشایندی نخواهد بود .
آنچه که امروزه از قوت و ضعف مدیریت گفته می شود ، بیشتر جنبه علمی و عقلانی دارد تا سیاسی – ایدئولوژیک . در مدیریت علمی – عقلانی ، مجموعه بینش ها ، تدابیر ، روابط و مناسبات و مکانیزم هایی به کار گرفته می شود ، که مدیران با اتکا و به مدد آنها ، به جذب و بسیج حداکثری استعدادها ، بدون جانبداری های قومیتی و مذهبی ، در جهت نیل به اهداف توسعه همه جانبه کشور گام برمی دارند . توسعه و اعتلای کشور ، میسر و مقدور نمی گردد مگر اینکه ، مدیران در توزیع امکانات و فرصتها و نیز در توزیع نظام قدرت و تصمیم گیری در میان تمام اقشار و افراد جامعه ، بدون ملاحظات قومی و مذهبی، راه عدالت و انصاف پیشه سازند و تمامی شهروندان در نزد مدیران ، ارج و قربشان بر شایسته سالاری و خدمت به استقلال همه جانبه و البته با دیدی بلندنظرانه باشد .
شعر زیبای مولانا ، وصف حال وضعیت سرمایه و مدیریت کنونی جامعه ماست .

ما در این انبان گندم می کنیم / گندم جمع آمده گم می کنیم ،
می نیندیشیم آخر ما به هوش / کاین خلل در گندم است از مکر موش ،
موش در انبان ما حفره زده است / وز فنش انبانمان کم آمده است .
در واقع به تعبیر مولانا ، آن موشی که بر انبان درآمدهای چند دهه گذشته ما حفره زده است ، چیزی جز فقدان مدیریت علمی و عقلانی نیست .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: