تجزیه طلبان و «فدرالیست»‌های ایرانی‌ و برنامه غرب و اسرائیل برای تجزیه خاورمیانه بخش نخست

محمد سهیمی
محمد سهیمی ترکیب قومی ایران بسیاری از امپریالیست‌های غرب را به طمع تجزیه ایران انداخته است. ده ها سال است که هم در آمریکا و هم در اسرائیل رویاهای تجزیه خاورمیانه بر اساس استفاده از تنوع قومی و مذهبی‌ آن وجود دارند، و حتی نقشه خیالی آنرا نیز منتشر نموده اند.

در آغاز برای اینکه بحث مقالهٔ بر پایه محکمی بنا شود، ذکر چند نکته بسیار مهم ضروری است. اول، هیچ انسان منصفی منکر وجود تبعیض در ایران نیست، چون در تمامی لایه‌های جامعه وجود دارد. به گمان نگارنده این موضوع حتی جای بحث نیز ندارد، چون اظهر من الشمس است. دوم، ولی‌ به نظر نگارنده، صرف نظر از هموطنان بهایی ما که هدف خاص تبعیضات جمهوری اسلامی هستند و تا زمانی‌ که نظام ولایت فقیه وجود داشته باشد از میا‌‌ن نخواهند رفت، عمده تبعیضات در این نظام بر اساس تقسیم مردم به «خودی» و «غیر خودی» میباشد. به عبارت دیگر، اگر حاکمیت کسی‌ و یا بخشی از مردم را «خودی» ارزیابی کند، تبعیض منفی‌ بر علیه آنها قائل نخواهد شد، و بر عکس، تبعیضات مثبت به شکل انواع و اقسام امتیاز‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برای آنها در نظر می‌گیرد. در عین حال تمامی آنهائیکه از نظر حاکمیت «غیر خودی» باشند، مورد تبعیض، آزار، و اذیت قرار میگیرند. این آزار و تبعیض حتی شامل کسانی میشود که در گذاشته از رهبران انقلاب بودند، و در دولت‌ خدمت نیز کرده اند. بهترین مثال آنها آقایان میر حسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی میباشند، که چون «کشتی نظام» — یا به تعبیر زیبای آقای کروبی «قایق کوچک نظام» — را ترک کرده اند مورد غضب و تبعیض قرار میگیرند. در نظامی که حتی روحانیون، که مهمترین ستون‌های آنرا تشکیل میدهند، نیز به «خودی» و «غیر خودی» تقسیم میشوند، تکلیف بقیه مردم روشن است. بنا بر این از نظر نگارنده پایه اصلی‌ تبعیضات فراوان در ایران — و تأکید روی کلمه «اصلی‌» است — نه‌ قومی بلکه «خودی» و «غیر خودی» بودن میباشد. در نتیجه، در یک ایران دمکراتیک و متحد میتوان تمامی تبعیضات را از میا‌‌ن برد.

هدف این مقالهٔ معرفی‌ اینگونه «فدرالیست» ها، تجزیه طلبان، حامیان آنها، و کسانی است که خواسته و یا ناخواسته، مستقیم و یا غیر مستقیم به آنها کمک میکنند. مانند همیشه لینک به منابع استفاده شده در مقالهٔ در نسخه پی‌ دی اف‌‌ آن موجود میباشد.

مقدمه

دیکتاتوری مذهبی‌ نظام ولایت فقیه در ایران، مداخله نظامی غرب در خاورمیانه، و بحران عمیق انسانی‌، سیاسی، اقتصادی و نظامی در آن منطقه مسائل جدیدی را برای مملکت ایجاد نموده است. صرف نظر از فساد عمیقی که در دوران محمود احمدی‌نژاد به اوج و عمق خود رسید؛ سرکوب آزادی ها، نقض سیستماتیک حقوق بشر شهروندان، محدود کردن دایره انتخابات، دخالت نیروهای مسلّح و اطلاعاتی در امور سیاسی و اقتصادی کشور، و بسیاری دیگر از مسائل که به «برکت» تئوکراسی ایران ظهور کرده اند، معدودی از مدعیان ایرانی بودن که در غرب زندگی‌ میکنند و خودرا نماینده اقوام مختلف، و حتی ایدئولوژی جعلی «ملّیت‌های ایرانی‌» به دشمنان ایران معرفی‌ میکنند، به طمع افتاده تا از «نمد» آشفته بازار ایران برای خود «کلاهی» تهیه کنند تا به ریاست اینجا و یا آنجا برسند.

نگارنده در مقاله‌ای که به زبان انگلیسی‌ یازده سال پیش منتشر نمود هشدار داد که جناح راست افراطی آمریکا و محافظه کاران نوین، یا نئوکان ها، به دنبال بی‌ ثبات کردن ایران هستند که هدف نهأیی آن تجزیه کشور است. همانطور که در آن مقالهٔ بحث شد، تاکتیک‌های راست افراطی و نئوکان‌ها شامل بهره برداری از تنوع قومی در ایران و استفاده از متحدان خود درمیان اقوام مختلف، و یافتن نوع ایرانی‌ احمد چلبی، ایاد علاوی، و رافد احمد علوان الجنابی ، که نام رمز او در سازمان سیا Curveball بود، میباشند. با احمد چلبی و اقدامات او بر ضدّ کشور خود همه آشنا هستند. علاوی که یک شیعه سکولار میباشد قبلا عضو حزب بعث عراق بود ولی‌ بعد‌ها با سازمان سیا و ام ای‌ ۶، سازمان جاسوسی بریتانیا، بر ضدّ رژیم صدام حسین همکاری نمود و در بمب گذاری های سازمان سیا در بغداد در دهه ۱۹۹۰ نقش اصلی‌ را ایفا نمود. بعد از هجوم آمریکا و بریتانیا به عراق و برگزاری انتخابات علاوی و حزب او، الوفاق الوطنی العراقی یا وفاق ملی‌ عراق، در نقش مهمترین مخالف دولت عراق ظاهر شد. علاوی همچنین متهم است که تا زمانیکه عضو حزب بعث بود نقش مهمی در کشتن مخالفان حزب در اروپا داشت.

ایشان همچنین متهم است که چند روز قبل از اینکه در سال ۲۰۰۴ به نخست وزیری عراق برسد شش نفر از مخالفان خود را با گلوله به قتل رسانده بود. روزنامه نیویورک تایمز آمریکا حزب او را یک سازمان تروریستی قلمداد نمود. جالب است که فرقه مجاهدین نیز به شدت از علاوی و حزب او حمایت میکرد. علوان الجنابی همان کسی‌ بود که درباره تسلیحات شیمیایی و میکروبی عراق دروغ‌های بزرگی‌ گفت، و حتی ادعا نمود که خود در آزمایشگاه‌های عراق برای تولید آن سلاح‌ها کار میکرده است، در حالی‌ که تمامی‌ آنها بعد از جنگ ۱۹۹۱-۱۹۹۰ عراق با ائتلاف غرب توسط سازمان ملل نابود شده بودند. ایشان بعد‌ها اعتراف نمودند که برای تحریک حمله به عراق آن دروغ ها‌را را گفته بودند .مقالهٔ به چند ایرانی‌ نامزد آن «مقام شامخ» نیز اشاره نمود.

برخی‌ از این آقایان و خانم‌ها ظاهراً طرفدار «ایران فدرال» هستند و فدرالیسم را تنها راه حل پایان دادن ظلم به اقوام مختلف ایران میدانند. برخی‌ دیگر صریح تر صحبت نموده، و خواهان جدائی از ایران هستند. برخی‌ حتی به جعل تاریخ پرداخته و اصولا منکر وجود کشور باستانی به نام ایران و یا پرشیا هستند، با این هدف که بتوانند ادعا کنند که «سرزمین مادری» آنها بطور «غیر طبیعی» قسمتی‌ از ایران است. این در حالی‌ است که همه ایران متعلق به همه مردمان ایران است، و هیچ گروه یا قومی حق ندارد قسمتی‌ از ایران را منحصر به قوم خود بداند، که در این صورت چیزی به جز نژاد پرستی‌ نخواهد بود.

امید تجزیه طلبان این است که غرب پس از حمله مستقیم به افغانستان، عراق، و لیبی‌؛ حمله عربستان سعودی به یمن با کمک متحدان مرتجع عرب خود و همچنین آمریکا، بریتانیا و فرانسه، و دخالت مستقیم و غیر مستقیم غرب و متحدان آن در منطقه، یعنی‌ عربستان سعودی، اسرائیل، قطر، امارات، اردن و ترکیه، در سوریه سرانجام به سراغ کشور ما خواهند آمد که یا با حمله نظامی اقدام به تغییر رژیم و یا «رژیم چنج» کند، و یا در جنگ بزرگی‌ که در تحت آن شرایط به وجود خواهد آمد، از فرصت استفاده نموده و خواهان جدائی «اقلیم» خود از ایران شوند. برخی‌ دیگر امیدوارند که تحریم‌های اقتصادی کمر شکن بر ضدّ مردم دوباره از طریقی دیگر برقرار شوند تا فرصت تازه‌ای نصیب آنها شود. ظلم و ستم حاکمیت به همه مردم ایران نیز مزید بر علت شده است و جدأیی خواهان و تجزیه طلبان از آن بعنوان بهانه خود استفاده میکنند.

در این میا‌‌ن بی‌ بی‌ سی‌، صدای آمریکا و رادیو فردا نیز نقش همیشگی خودرا در ایجاد تفرقه در ایران ایفا میکنند. برنامه «پرگار» بی‌ بی‌ سی‌، بعنوان مثال، برنامه‌ای را پخش می‌کند تحت عنوان «هویت طلبی مردم آذربایجان» که در آن خانم سیمین صبری، سخنگوی «اتحاد ملی‌ دمکراتیک آذربایجان جنوبی» — که کّل «تشکیلات» آن به یک وبسایت و چند نفر مانند خانم صبری محدود میشود — و آقای صالح کامرانی وکیل آذربایجانی و فعال به اصطلاح «حرکت ملی‌ آذربایجان جنوبی» شرکت داشتند. این جناب کامرانی حتی تهران را یک شهر «عمد‌تاً ترک» میداند، و لابد اگر احساس شرمندگی نکند، خواهان الحاق آن به «آذربایجان جنوبی» خواهد شد. گویی بی‌ بی‌ سی‌ تصور می‌کند که هویت هموطنان آذربایجانی ما دزدیده شده و یا نابود شده است، و در نتیجه باید به آنها کمک نمود تا به «هویت طلبی» بپردازند. کمتر کسی‌ وجود دارد که نداند «آذربایجان جنوبی» اسم رمز چه چیزی است، و یا وقتی‌ از «ملت» آذربایجان صحبت میشود، مقصود چیست. صدای آمریکا و رادیو فردا هم بلندگوی تجزیه طلبان و «فدرالیست ها» شده اند.

هدف این مقالهٔ معرفی‌ اینگونه «فدرالیست» ها، تجزیه طلبان، حامیان آنها، و کسانی است که خواسته و یا ناخواسته، مستقیم و یا غیر مستقیم به آنها کمک میکنند. مانند همیشه لینک به منابع استفاده شده در مقالهٔ در نسخه پی‌ دی اف‌‌ آن موجود میباشد.

تقسیم مردم ایران به «خودی» و «غیر خودی»

در آغاز برای اینکه بحث مقالهٔ بر پایه محکمی بنا شود، ذکر چند نکته بسیار مهم ضروری است. اول، هیچ انسان منصفی منکر وجود تبعیض در ایران نیست، چون در تمامی لایه‌های جامعه وجود دارد. به گمان نگارنده این موضوع حتی جای بحث نیز ندارد، چون اظهر من الشمس است. دوم، ولی‌ به نظر نگارنده، صرف نظر از هموطنان بهایی ما که هدف خاص تبعیضات جمهوری اسلامی هستند و تا زمانی‌ که نظام ولایت فقیه وجود داشته باشد از میا‌‌ن نخواهند رفت، عمده تبعیضات در این نظام بر اساس تقسیم مردم به «خودی» و «غیر خودی» میباشد. به عبارت دیگر، اگر حاکمیت کسی‌ و یا بخشی از مردم را «خودی» ارزیابی کند، تبعیض منفی‌ بر علیه آنها قائل نخواهد شد، و بر عکس، تبعیضات مثبت به شکل انواع و اقسام امتیاز‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برای آنها در نظر می‌گیرد. در عین حال تمامی آنهائیکه از نظر حاکمیت «غیر خودی» باشند، مورد تبعیض، آزار، و اذیت قرار میگیرند. این آزار و تبعیض حتی شامل کسانی میشود که در گذاشته از رهبران انقلاب بودند، و در دولت‌ خدمت نیز کرده اند. بهترین مثال آنها آقایان میر حسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی میباشند، که چون «کشتی نظام» — یا به تعبیر زیبای آقای کروبی «قایق کوچک نظام» — را ترک کرده اند مورد غضب و تبعیض قرار میگیرند. در نظامی که حتی روحانیون، که مهمترین ستون‌های آنرا تشکیل میدهند، نیز به «خودی» و «غیر خودی» تقسیم میشوند، تکلیف بقیه مردم روشن است. بنا بر این از نظر نگارنده پایه اصلی‌ تبعیضات فراوان در ایران — و تأکید روی کلمه «اصلی‌» است — نه‌ قومی بلکه «خودی» و «غیر خودی» بودن میباشد. در نتیجه، در یک ایران دمکراتیک و متحد میتوان تمامی تبعیضات را از میا‌‌ن برد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: