زبان امکانی برای گفت و شنود میان فرهنگ ها

عظیم قرنجیک

زبان بستر فهم و تفسیر اندیشه است ، نه ساحتی بسته و منجمد و نه زندانی برای آنهایی که به کارش گیرند ، بلکه شرط امکان ارتباط با دیگری است . بی شک راهی است برای اندیشیدن ، و پایه ای است برای شناخت پدیده ها و کلیدی است برای فهم جامعه و فرهنگ ، در واقع ، زبان پیوند نزدیکی دارد با شکل های ویژه زندگی یک قوم و ملت . لذا اگر چه شاید افق های زبانی یک قوم محدود باشد ولیکن بسته نیست و می تواند با افق های زبانی اقوام و سایر ملل در هم آمیزد و بتدریج افق های گسترده تری را برای خود فراهم آورد ، که به عنوان نمونه ، ترجمه متون از یک زبان به زبان دیگر می تواند در همین راستا قرار گرفته و گستره این افق ها را فراخ و فراخ تر نماید . در واقع ، مترجم ، در ترجمه از یک زبان به زبانی دیگر ، هویت زبانی خود را در زبان دوم بازسازی نمی کند یا زبان خود را به زبانی دیگر فرو نمی کاهد بلکه ترجمه ، بازگفتن معنا از یک ساحت زبانی به ساحت زبانی دیگر است . در واقع ترجمه نیز گفت و شنودی است میان دو ساحت زبانی گوناگون و در بنیان ، هدف آن مانند هر گفت و شنودی ، رسیدن به تفاهم است . در گفت و شنود ، هر طرف می کوشد که چشم انداز و افق دید دیگری را بفهمد ، هر چند فهم دیگری ، تنها از چشم انداز خود ، ممکن است، اما دربستر گفت وگو است که فهم دیگری ، به گسترش و ژرف شدن افق دید می انجامد

بنابراین فهم و تفاهم در بستر زبان طبیعی ، امکان پدید آمدن می یابد و زبان طبیعی آن ساحتی است که در آن هر چند توافق همواره ممکن است ولی نه با زبان های صوری وساختگی و محدود و بسته . ضرورت فهم در ساحت زبان طبیعی به این دلیل است که رسیدن به توافق نیاز به گفت و شنود میان چشم اندازهای گوناگون دارد .  کسانی که بر قوانین زبان خود مسلط اند دارای این توانایی و خلاقیت هستند که معناهای بیگانه را در زبان خود جذب کنند و با این کار به توانایی های نطام زبانی خود بیفزایند . زبان من هم افق دید من است و هم ساحت ارتباط من با افق های زبانی دیگر . پس امکان هم آمیزی افق های زبانی گوناگون از ویژگی های ذاتی هر زبان طبیعی است .

تعصب و پیش داوری نسبت به زبان خود ، در تضادی آشکار با نیروی اندیشه انتقادی است . اندیشه انتقادی ، داعیه اعتبار هر زبانی را در میزان تفاهم و همزیستی آن با دیگر زبانها می داند . از چشم انداز اندیشه انتقادی و روشنگری ، باورها و هنجارهای جزمی ، همگی باید موضوع تامل و ارزیابی انتقادی قرار گیرند . تنها شناسایی عقلی است که توان مشروعیت بخشیدن به هنجارها و باورها را دارد .

اندیشه انتقادی ، هم بر وجه گفت و شنودی زبان تاکید می کند و هم وجه گفت و شنودی را از ویژگی های هر گونه اندیشه می داند و ندیده گرفتن آن ، به ناگزیر ، پی آمدهای مطلق گرایانه دارد .

بر مبنای این پیش انگاره ها است که ما معتقدیم ، زبان هر انسانی ، در ژرف ترین و پایه ای ترین وجه هستی انسان حضور دارد ، و هستی انسان در ژرفا ، همانا هستی زبانی است ، و زبان بستر هر تجربه ای است . زبان از منظری دیگر ، رسانه ای است که هرگونه فهم و اندیشه ای در آن روی می دهد ، زیرا فهم همواره نوعی تفسیر است و تفسیر تنها در بستر زبان ممکن است. تفسیر همواره با کلام همراه بوده و از طرفی ، هر چه در زبان است به روند فهمیدن تعلق دارد . پدیده فهم . بیانگر و نشان دهنده ی فراگیری بعد زبانی هستی انسان در بستری است که همه چیز در آن جاری است . نه تنها فرهنگ ، که با زبان به ما انتقال یافته است ، بلکه به راستی همه چیز در جهان به ساحت فهم ها و فهم پذیری تعلق دارد . روند انتقال و تداوم سنت همواره و به ضرورت با تفسیر سنت همراه است و سنت را تنها در بستر زبان می توان تفسیر کرد . زیرا زبان بستر و رسانه ی سنتهاست. در واقع باید این اصل را پذیرفت که زبان بستر سنت و ژرف ترین وجه هستی انسانی است . به عبارتی ، زبان نهادی پایه ای است که همه ابعاد زندگی اجتماعی اعم از سنت های فرهنگی و ساختار کار اجتماعی و یا ساختار قدرت سیاسی به گونه ای از بستر آن می گذرند .

در سایه امکانات گفت و گوی جدی میان زبان و فرهنگ های مختلف اقوام است که چشم اندازهای گوناگون اقوام به همزیستی و تفاهم گرایش یافته و در واقع ، تفاهم میان اقوام در سایه امکان یادگیری از تفاوتها و تبادل نظرها میسر می گردد .

بلوغ و مسئولیت سیاسی نه با جزم اندیشی ، بلکه با آگاهی بر وضعیت خطاپذیری و اذعان به این مطلب بدست می آید که ، چه بسا باورهای ناسازگار با باورهای ما ، حقیقت داشته باشند .

فهم در معنای وسیع واژه ، در برگیرنده ی مجموعه پیش انگاره ها و پیش داوری هایی است که به دلیل تعلق هر کسی به سنتی فرهنگی خاص ، بخشی از هویت وی را تشکیل می دهند و نشان گاه نقد و گفت و شنود میان اقوام و فرهنگ ها نیز آن پیش داوری هایی است که به

قول هابرماس ، در ارتباط هایی یکسره تحریف شده ریشه دارند ، و اندیشه انتقادی و گفت و شنود فرهنگی میان اقوام می کوشد به سطحی از خویشتن فهمی و تامل دست یابد که در آن بتوان این پیش داوری ها را به زیر سوال برد و یا به نوعی تصحیح ویا به دور ریخت . آرمان هنجاری گفت و گوی فرهنگ ها ، از میان برداشتن موانع ساختاری ارتباط میان فرهنگ هاست ، هر چند ، آگاهی و تامل بر تمامی پیش داوری های مطرح در میان سنت های فرهنگی هر یک از اقوام که در طول تاریخ نهادینه شده ناممکن به نظر می رسد .

در گفت و گو ، فرض آن است که ،شرکت کنندگان با هم در مقام و موقعیتی برابر قرار دارند و هدفشان از گفت و گو ، فهم یکدیگر است ، برای فهم دیگری در یک گفت و گوی بازدو طرفه یا چند جانبه ، و با هدف تفاهم دو و یا چند سویه ، کوشش برای شناخت و خویشتن فهمی گروههای اجتماعی ، جهت رهایی از سلطه های اجتماعی است . بنابراین یک وجه مهم روشنگری و اندیشه انتقادی ، خود آگاهی و رهایی از خودفریبی نیز هست .

تنه اصلی درخت بلند فرهنگ گذشته یک قوم ، برغم فشارهای سختی که طی دوران تاریخی ، بر سرش فرود آمده ، در صورت گفت و شنود و دیداری منصفانه می تواند آن تنه درخت فرهنگ را که ریشه در هستی یک ملت دارد ، هم راستا با فرهنگ ملی تنومندترگرداند و به نوبه خود در والایی و باروری فرهنگ ملی ، نقشی درخور و بایسته بازی کند .

از طریق زبان است که ، سخن گویان اعماق روان جمعی یک قوم ، با سخن گویان اعماق روان جمعی اقوام و ملل دیگر ، با رمز و اسطوره قابل تاویل، به گفت و شنود می نشینند ، به طوری که انگار این سخن گویان ، همگی از نحو و دستور زبان مشترکی برای انتقال درونیهای خود استفاده می کنند .

البته این را هم باید پذیرفت که ، زبان در موقعیت قرار گرفتن در سپهر عمومی و یا به عبارت دیگر در جامعه مدنی و در نتیجه تن دادن به الزامات دموکراسی است که در سایه رشد عقلانیت تفاهمی ، امکان گفت و گوی منصفانه برایش میسر می گردد .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: