جواب 4 سوال مجهوالهویه ای بنام بگلربگی توسط یوسف کـُر

سئوال اول– آیا سازمان فدائیان اکثریت مخالف طرح شعار خودمختاری تورکمنها بود یا گردانندگان تورکمن نشریه ایل گویجی؟ لطفا این مسئله را کمی بیشتر توضیح بدهید.
*)جواب س.1 : سچفخا(= سازمان چریکهای فدایی ایران) تا انشعاب به دوشاخه اکثریت واقلیت در1359 ، شعار «خودمختاری حق مسلم خلقهاست» را همیشه میداد. ولی ما وقتی متوجه شدیم که بدون اطلاع دادن شعار خودمختاری را درنشریه مان حذف کردند. وقتی که از شخص درارتباط علت را پرسیدیم. گفتند «هیات سیاسی هنوز این موضوع نه پرداخته».
ترکمنهای معترض می گفتند درهیچ سند تشکیلات سازمان اکثریت و جاهای دیگری از نوع آن مطرح نشده که » تشکل فرهنگی و سیاسی خلق تورکمن ایران» جزو سازمان فدائیان اکثریت است. پس حق دخالت و تصمیم گیری درامور آن را ندارد.
تعدادی از فعالین ترکمن هم که اکثرشان در رابطه با نشریه ایل گویجی کم و بیش فعال بودند با عمده دیدن مبارزه طبقاتی معترضین را ناسیونالست و منحرف ولی خودشان را دارای خط پرلتری میدانستند. آنها قبل از مهاجرت بیشتر درتشکیلات «پیشگام» فعال بوده، درفکر کانون و تشکیلات ویژه خلق ترکمن نبودند.
یکبار دربندر ترکمن برای مدتی تابلو کانون را برداشته بجایش تابلو «جوانان پیشگام» را گذاشتند. درنتیجه کانون مجبور شد با حمایت اعضای شورای شهر دریکی ازاتاقهای اداره آتش نشانی واقع درمحوطه شهرداری مستقر شود.%

سوال دوم: آیا ایجاد تشکل هایی مانند «سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن» درآن برهه درهم شکستن صف کانون محسوب نمی گشت و نمی گردد؟

*)جواب س2: خیر ایجاد سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن ضرری به کانون و طرفدارانش نزد. برای اینکه سالها قبل از ایجاد آن تعدادی به بهانه بازسازی کانون طوری عمل کردند که محصول کار انحصار گرانه وغیر دموکراتیک شان همان شد که شما گفتید. درنتیجه دیگه صف و چیز دیگری برای درهم شکستن نمانده بود. بلکه میخواستند در راه دفاع از حقوق خلق خود وهمبستگی نیروی ملیتهای تحت ستم مصاعف سازمان یافته عمل کنند.%

سوال سوم: آیا کانون با سابقه چهل ساله و با پرستیژی بالا در صف جنبش ملی- دمکراتیک خلقهای ایران، بقول نویسنده این نوشتار – همانگونه که قبلا به شیرجه رفت، به کنگره هم بدون درنظر داشت موضع سیاسی خود، بدون هیچگونه اعلامیه ای و اعلانی صرف خواست یکی دو نفر، به تشکیلات کنگره شیرجه زد؟
*)جواب س3 : » کنگره ملیتهای ایران فدرال» ائتلافی کنفدراتیو از تشکلهای متعدد ملیتهای تحت ستم مضاعف بود. در نتیجه مثل تشکیلات سازمان اکثریت محل شیرجه زدن و کارهایی از آن نوع نبود و نمی توانست باشد. چون همه ی اعضا تشکلهایی در راه نجات دادن ملیتهای محروم و ستمدیده ونیز هم درد ومصمم برای از بین بردن تبعیضها و رهایی بودند و هستند. بعبارت دیگر جنس شان ، سرشت شان و ماهیت شان کاملن فرق می کند.%

س.چهارم: آیا کانون با آن اساسنامه روشن و واضح خود می تواند درکنگره ای عضو شود که رهبران آن اینک آبشخور رژیم سعودی شده است؟
*)جواب س.4 : این سوال برپایه اتهام بی پایه و بی اساسی صورت گرفته است. وقتی کسی چنین نظری دارد بپذیرید جز بیان نظر خود حرف دیگری ندارد.%
یوسف کـُر ، سوم اوت2017
==================

6 پاسخ to “جواب 4 سوال مجهوالهویه ای بنام بگلربگی توسط یوسف کـُر”

  1. بگلربگی Says:

    یوسف کر! شما چرا سئوالات و جواب های خودتان را عوضی عوض می کنید؟ مگر ننوشتید:
    شعار خودمختاری را درنشریه مان حذف کردند. بعد عوض می کنید و می نویسید:
    چرا جواب را عوضی فهمیدید؟ کی گفته شعار «خودمختاری حق مسلم خلقهاست» درنشریه ایل گویجی چاپ شده؟
    من بیشتر از این با کسی که همیشه سئوال و جواب را عوضی درک کرده عوضی جواب می دهد بحثی ندارم- کرام الکاتبین بر هوشیاری دماغی شما را بیافزاید.

    • turkmentalk Says:

      گفتمان تركمنها : بنظر ميرسد منظور اقاي بگلر بگي اين بند از اظهارات آقاي يوسف كَر ميباشد .
      «ولی در زمستان1363 بدنبال حذف شعار خودمختاری درنشریه کانون بنام «ایل گویجی»، در راه بازسازی و تدقیق مناسبات پرداختند. ولی وقتی توطئه برعلیه طرف داران خودمختاری درخرداد1365/1986 وارد مرحله جدیدی گردید، هیأت بازسازی هم ترمیم یافت و فعال شد.»

  2. یوسف کـُر Says:

    آقای بگلربگی، لطفن جواب سوالها را با دقت بخوانید. نمیدانم چرا جواب را عوضی فهمیدید؟ کی گفته شعار «خودمختاری حق مسلم خلقهاست» درنشریه ایل گویجی چاپ شده؟ اگر یکبار دیگر جواب سوال اولتان را بخوانید متوجه برداشت نا درست خود خواهید شد.
    تو واقعن نمیدانی هر نشریه ای را ابتدا هیات تحریریه برای چاپ حاضر میکند؟ ما هم همانکار را کردیم ولی وقتی از چاپ درآمد برخلاف انتظارمان دیدیم شعار خودمختاری هیات تحریریه حذف شده. ولی شما انگار ما گفتیم هست، سوال میکنید کو؟
    شما که هم طایفه شخصیت فرهنگی برجسته مان ماغتیمقولی فراغی هستید دقت کنید. او میگوید: قاراپ سؤیله سؤزینگی( سخن ات را با دقت بیان کن). و سرانجام میگوید:
    کاراو بار دیر یئر سیز اوریلان تایاق دا ظالم لار خار بولار غالار آیاقدا.
    یوسف کـُر، 5.8.2017

  3. بگلربگی Says:

    من 15 شماره نشریه ایل گویجی- از بهار 1364 تا پاییز 1367 را یک به یک ورق زدم در هیچ شماره آن به شعار «خودمختاری حق مسلم خلقهاست» برخورد نکردم. بجای آن شعارهایی نظیر بلوچ، زابلی، ترکمن پیوندتان مبارک، از مبارزات عادلانه قهرمانه کردها دفاع کنیم، از مبارزات بلوچ های قهرمان، زمین از آن کسانیست که روی آن کار می کنند… بفور دیده میشود. تنها شعارهای سال 58 نظیر اقوو گرک— دریا بالیقچیلانگقی…دیده میشود— دوستان قلم بدستی که برای همه فعالین تورکمن آشنا هستند نیز تقریبا تا آخرین شماره ایل گویجی اکثریت «صادقانه» برای آن نوشتند و یا مطلب تهیه کردند…
    آقای یوسف کر! در تورکمنی مثلی است- همدان داش بولسا کأدی نأزیک (نزدیک) بفرمائید این هم تمامی شماره های ایل گویجی – کو شعار «خودمختاری حق مسلم خلقهاست» مندرج در ایل گویجی و بفرمائید از کدام شماره حذف شده است؟

    و اما درباره جواب به سئوال چهارم: فرمودید- این سوال برپایه اتهام بی پایه و بی اساسی صورت گرفته است.— بازهم میگویم چیزی که عیان است… در یوتوب و گوناز تی وی یکی از فعالین تورکمن را می بینیم که با دستار سفید به زیارت حج مشرف شده و با نماینده رسمی دولت سعودی ملاقات داشته که خواستار حمایت از این رژیم میشود… درست در شرایطی که تشنج سیاسی بین ایران و عربستان به نهایت درجه خود رسیده بود که این نوع حرکات می تواند بهانه ای بدست رژیم جلاد ج. اسلامی در کشتار و سرکوب مبارزات تورکمن بدهد و شما آنرا توهین می نامید.

  4. بگلربگی Says:

    با تشکر از آقای یوسف کر بخاطر جواب ها.

  5. بهرام موسوی Says:

    سلام آقای یوسف کر !
    متاسفانه در میان برخی از «روشنفکران» ترکمن مفهوم امر تشکل و تشکل یابی قبل از آنکه از محتوای خاص خودش و از نمای قابلیت بخشش بر صحنۀ امروزین و منطبق بر نیازهای فوری و عاجل این جامعه برخوردار گردند، عموما به نمایشهای سیاسی که بیشتر مصرف تبلیغاتی دارند، شبیه می باشند.
    براین اساس تا به کنون این جامعه که در مقطعی از تاریخ مردمان ایران و اقوام آن از جایگاه خاصی برخوردار بوده است، امروز در میان سردرگمی های فکری خود تمامی تنیدگی و وابستگیهای روحی و فکری خویش به جامعۀ خود را از دست می دهند. خستگی ، دلزدگی و دلسردی از آیندۀ جنبش سراسری ایران از یکطرف و احساس ضعف در حوزۀ فکر و اندیشه سازی و الگوسازی برنامه ای برای آینده ای روشن و مشخص، مجموعه ای توأم با فشارهای روحی مهاجرت، فشار بر دوش آنان را دوچندان میکند. این امر و روند شکل گیری چنین مجموعه ای از روحیات، روشنفکران ترکمن را در مسیری بر خلاف آرزوهای اولیۀ آنها و حتی در مواردی بسیار برخلاف رسم و رسومات فرهنگی و اخلاقی این جامعه که برای بسیاری از مردم ایران نمونه و در مناسبات متقابل عنصر قابل اتکایی بوده اند، سوق داده و میدهند.
    این گرایش با تعطیلی و بسته شدن وبلاگها و وبسایتهای مربوطۀ روشنفکران این جامعه در مرزهای خارج از کشوری و رکود انسجام خواهی آن بیش از پیش قابل مشهود میگردند. بجز تلاشهای جسته و گریختۀ عده ای بسیار معدود، اما فعالین بسیار آن علیرغم دست و پا زدنها و در مواردی با بهره گیری از ذخیرۀ اندوختۀ فکری و نوشتاری بروز نشده خود، ولی نتوانستند بر ایستادن و راه رفتن در جاده ای نامعلوم و بی نام و نشان ادامه بدهند.
    در دوره ای چند نفر تحت عناوینی چون سازمان و تشکل و یا غیره جمع میشوند و با ادعای اتحاد، اعلام موجودیت میکنند که اعلام موجودیت آنان تنها سندی میشود که بتوان ردپای این نوع اتحادها را در روند تحولات جامعۀ متعلق بخود یافت. این نیروها کجایند در کدام یک از اعتراضات مردم ترکمن حضور داشته اند در کدام سیاستگذاریها بیانیه یا اعلامیۀ مشترک به بیرون داده اند و غیره. مثال دیگر آن وجود و فعالیت انجمنهای فرهنگی ترکمنهاست که بخش بسیار محدود ترکمنها را پوشش داده و میدهد. در مجالس آن نیز عدۀ بسیار اندکی شرکت میجویند.!!
    امروز نیز آقای یوسف کر از تشکل و سازمان صحبت به میان میاورند. البته تلاش و کوشش ایشان غیر قابل انکار است ولی بعضی مواقع باید مدتی با خود فکر کرد و تفکر نمود که این اقدام و یا آن دیگر اجتماعات و اقدامات سیاسی و یا فرهنگی، بغیر از چند نفر همسایه و یا چند نفر برادر و یا دوست صمیمی، چند نفر از فعالین جامعه را توانسته دور خود جمع بکنند؟ تا چه میزان بر عنصر پرستیژ و یا پایگاه اجتماعی توجه لازم شده است، که بتوان از یک سازمان از یک تشکل سخن به میان آورد؟ از نظر این قلم رویکرد به چنین صف آرائیهای بدون تفکر و بدون تدابیر اولیه و غیرمتعارف با نیازهای امروزین و بدون در نظر داشت روحیات این جامعه، عنصرهای یاد شده در بالا یعنی دلزدگی و دلسردی و ناامیدی در جامعه نسبت به فعالیتهای سیاسی و حتی فرهنگی را تشدید و گسترش خواهند داد.
    من نمیخواهم در مورد نقش و جایگاه سازمان و کارکرد آن در میان ترکمنها سخنی به میان بکشم. ولی یک چیز را میتوان با قاطعیت گفت و آن هم حداقل پرنسیب و نظم سیاسی در میان روشنفکران ترکمن که آنها را مقید به رعایت آن میکردند، بود.
    فعلیت سیستم فکری و کاربری دستگاه تشکیلاتی آن از جمله عواملی مهمی در عدم گسترش دامنۀ تفرق ها بودند . یعنی ابعاد و شدت واگراییها در حد و میزان امروزی نبودند. همبستگیها از پتانسیلی معین برخوردار بودند. در حقیقت اعتقادی بود که در میان روشنفکران آندوره جاری و پایبند بدان بودند. امروز تمامی اعتقادات شکسته شد و بهمان میزان مرزها شکسته شد. بطوریکه شکسته گیها و تَرَک ها نه تنها در مرزهای سیاسی و فکری بلکه بیشتر مرزهای فرهنگی و اخلاقی را نیر در بر گرفت.
    موفق و پیروز باشید
    بهرام موسوی
    پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶
    Thursday 3 August 2017

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: