از میان کامنتهای ارسالی خوانندگان محترم – بهرام موسوی

سلام آقای یوسف کر،
متاسفانه در میان برخی از «روشنفکران» ترکمن مفهوم امر تشکل و تشکل یابی قبل از آنکه از محتوای خاص خودش و از نمای قابلیت بخشش بر صحنۀ امروزین و منطبق بر نیازهای فوری و عاجل این جامعه برخوردار گردند، عموما به نمایشهای سیاسی که بیشتر مصرف تبلیغاتی دارند، شبیه می باشند.
براین اساس تا به کنون این جامعه که در مقطعی از تاریخ مردمان ایران و اقوام آن از جایگاه خاصی برخوردار بوده است، امروز در میان سردرگمی های فکری خود تمامی تنیدگی و وابستگیهای روحی و فکری خویش به جامعۀ خود را از دست می دهند. خستگی ، دلزدگی و دلسردی از آیندۀ جنبش سراسری ایران از یکطرف و احساس ضعف در حوزۀ فکر و اندیشه سازی و الگوسازی برنامه ای برای آینده ای روشن و مشخص، مجموعه ای توأم با فشارهای روحی مهاجرت، فشار بر دوش آنان را دوچندان میکند. این امر و روند شکل گیری چنین مجموعه ای از روحیات، روشنفکران ترکمن را در مسیری بر خلاف آرزوهای اولیۀ آنها و حتی در مواردی بسیار برخلاف رسم و رسومات فرهنگی و اخلاقی این جامعه که برای بسیاری از مردم ایران نمونه و در مناسبات متقابل عنصر قابل اتکایی بوده اند، سوق داده و میدهند.
این گرایش با تعطیلی و بسته شدن وبلاگها و وبسایتهای مربوطۀ روشنفکران این جامعه در مرزهای خارج از کشوری و رکود انسجام خواهی آن بیش از پیش قابل مشهود میگردند. بجز تلاشهای جسته و گریختۀ عده ای بسیار معدود، اما فعالین بسیار آن علیرغم دست و پا زدنها و در مواردی با بهره گیری از ذخیرۀ اندوختۀ فکری و نوشتاری به روز نشده خود، ولی نتوانستند بر ایستادن و راه رفتن در جاده ای نامعلوم و بی نام و نشان ادامه بدهند.
در دوره ای چند نفر تحت عناوینی چون سازمان و تشکل و یا غیره جمع میشوند و با ادعای اتحاد، اعلام موجودیت میکنند که اعلام موجودیت آنان تنها سندی میشود که بتوان ردپای این نوع اتحادها را در روند تحولات جامعۀ متعلق بخود یافت. این نیروها کجایند در کدام یک از اعتراضات مردم ترکمن حضور داشته اند در کدام سیاستگذاریها بیانیه یا اعلامیۀ مشترک به بیرون داده اند و غیره. مثال دیگر آن وجود و فعالیت انجمنهای فرهنگی ترکمنهاست که بخش بسیار محدود ترکمنها را پوشش داده و میدهد. در مجالس آن نیز عدۀ بسیار اندکی شرکت میجویند.!!

امروز نیز آقای یوسف کر از تشکل و سازمان صحبت به میان میاورند. البته تلاش و کوشش ایشان غیر قابل انکار است ولی بعضی مواقع باید مدتی با خود فکر کرد و تفکر نمود که این اقدام و یا آن دیگر اجتماعات و اقدامات سیاسی و یا فرهنگی، بغیر از چند نفر همسایه و یا چند نفر برادر و یا دوست صمیمی، چند نفر از فعالین جامعه را توانسته دور خود جمع بکنند؟ تا چه میزان بر عنصر پرستیژ و یا پایگاه اجتماعی توجه لازم شده است، که بتوان از یک سازمان از یک تشکل سخن به میان آورد؟ از نظر این قلم رویکرد به چنین صف آرائیهای بدون تفکر و بدون تدابیر اولیه و غیرمتعارف با نیازهای امروزین و بدون در نظر داشت روحیات این جامعه، عنصرهای یاد شده در بالا یعنی دلزدگی و دلسردی و ناامیدی در جامعه نسبت به فعالیتهای سیاسی و حتی فرهنگی را تشدید و گسترش خواهند داد.
من نمیخواهم در مورد نقش و جایگاه سازمان و کارکرد آن در میان ترکمنها سخنی به میان بکشم. ولی یک چیز را میتوان با قاطعیت گفت و آن هم حداقل پرنسیب و نظم سیاسی در میان روشنفکران ترکمن که آنها را مقید به رعایت آن میکردند، بود.
فعلیت سیستم فکری و کاربری دستگاه تشکیلاتی آن از جمله عواملی مهمی در عدم گسترش دامنۀ تفرق ها بودند . یعنی ابعاد و شدت واگراییها در حد و میزان امروزی نبودند. همبستگیها از پتانسیلی معین برخوردار بودند. در حقیقت اعتقادی بود که در میان روشنفکران آندوره جاری و پایبند بدان بودند. امروز تمامی اعتقادات شکسته شد و بهمان میزان مرزها شکسته شد. بطوریکه شکسته گیها و تَرَک ها نه تنها در مرزهای سیاسی و فکری بلکه بیشتر مرزهای فرهنگی و اخلاقی را نیر در بر گرفت.
موفق و پیروز باشید
بهرام موسوی
پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶
Thursday 3 August 2017

2 پاسخ to “از میان کامنتهای ارسالی خوانندگان محترم – بهرام موسوی”

  1. fereydoon diyeji 007 Says:

    aghaye mousawi.sazemane shoma ba aksariat we aghaliat shodan beyne mobarezine türkmen tafragheh andakht

  2. یوسف کـُر Says:

    جواب به نامه ی دوستی با نام مستعار بهرام موسوی درنشریه «گفتمان ترکمنها»
    دوست گرامی، ضمن سلام و آرزوی سلامتی و موفقیتهای بیشتر پیشنهاد می کنم
    1-اگر ازنقض حقوق بشر وپایمال شدن حق وحقوق خلق ترکمن و نیز ازوضعیت درناک مردم درایران رنج می برید. بیایید درباره ی مواردی که می توانیم همکاری کنیم گفتگو کنیم. مطمئن باشید ضمن همکاری و انجام وظیفه، گفتگوی مان درباره موضوعات مورد علاقه تان تفاهم آمیزتر ونتیجه بخش تر خواهد شد.
    2-شما از جوانب مثبت نقش سازمان اکثریت و پرنسیپ آموزی اش به فعالین ترکمنصحرا نوشتید. خوب نظر شخصی شماست ومحترم. ولی لطفن بگوئید، وقتی که بعداز انشعاب به اقیت واکثریت در1359 شعار «خود مختاری حق مسلم خلقها» را به بهر دلیلی حذف کردند. چرا درپای بندی به پرنسیپ های مطرح درمیان احزاب و گروهها، موضع جدید شان را رسمن اعلام نموده و توضیحات لازم را بمردمان ایران ندادند.
    من، شما را بعنوان دوستی که زحمات دوره ی آداپتاسیون( انطباق) درمهاجرت دیگر را نتوانستید پذیرا شوید هم درک می کنم. بنظر من اگر جسارت بخرج داده به مهاجرت دوم تن میدادید احتمالن تغییر وتحولات رو به افزایش درجهان و جامعه بشری ونیز مطالبات آن را بهتر از حالا می توانستید درک کنید.
    سخن را کوتاه کرده تقاضا دارم بجای آیه یأس خواندن لطفن این شعر شاعر متفکر و پرآوازه مان را یکبار دیگر بخوانید. ماغتیمقلی میگوید: خودت را دریاب و وقت کار، کار انجام بده(،… بو بیر ایش وقتی دیر اؤزینگ یی تیرمه).
    عزیز دلم ، خودت را دریاب
    مسائل ومشکلات ترا دیگران برایت حل نخواهند کرد.
    یوسف کـُر ، 4م. اوت2017- 13مرداد 1396
    *در زیر لینک نامه درنشریه گفتمان
    https://turkmentalk.wordpress.com/2017/08/04/
    2-اگر فرصت کردم ماجرایی را برای تان خواهم نوشت:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: