بیان نظرات و پیشنهادات خوانندگان

وبلاگ گفتمان ترکمنها: خوانندگان محترم! شما در این صفحه، در مورد هر مطلب و یا روبدادی از جامعه و یا پیرامون هر موضوعی که بتواند در روند تبادل افکار و اطلاعات و در بازدهی و پربارتر کردن مضمون پیام این وبلاگ مؤثر و مفید واقع گردند، میتوانید نظرات و عقاید خود را انعکاس و یا در صورت اطلاع از خبری از منطقه و یا جامعه، به ارائۀ اطلاعات خبری خودتان مبادرت ورزید. با تشکر فراوان از همکاریهایتان


27 پاسخ to “بیان نظرات و پیشنهادات خوانندگان”

  1. ترکمن صحرا ـ میراث ن. Says:

    بنا به گزارش ترکمن نیوز، «زبان ترکمنی در بخش زبان‌های خارجی دانشگاه تهران تدریس خواهد شد.»
    این خبر و گزارش گویای روشن و غیر قابل انکاری از خارجی دانستن ترکمنهای ساکن در ایران میباشد که زبان ملی و مادری آنها که از مشخصه های بارز و نماینگر هویت ملی آنان میباشد از طرف مسئولین مربوطۀ جمهوری اسلامی بعنوان مردمی خارجی شناخته و معرفی می شوند.
    تا کنون ترکمنها تلاش زیادی کردند تا ثابت کنند که در این سرزمین آنها نه مهمان و نه خارجی هستند ولی متاسفانه علنا نشان داده شد که مجموعه این تلاشها و رایزنیها بیهوده و بی مصرف بوده اند.
    صحبت کردن از فرش رنگین و یا رنگین کمانی بودن ایران و یا احترام به منزلت اقوام تنها شعارهایی بیش نبوده اند که فقط بدرد فریب خوش باوران کارامدی داشته است. زبانم از تفسیر و تشریح آن قاصر مانده است!
    به امید ترکمن صحرایی حقیقی و حقوقی

    ترکمن صحرا ـ میراث ن.

  2. آرنــه گـــلــی Says:

    قادیرلی ایلدشلر! بو ایشینگیز دییسنگ آبرایلی و یرلی. صاداقالارینگیز قابول بولسون و سیز یالی گرچکلرینگ المیداما باشلاری دیک، آبرایلاری آرتسین.
    تورکمنی اؤرنیش مرکزی
    آرنه گلی

  3. اراز Says:

    جلیل محترم شما تلاش کرده اید تا از وقایعی بنویسید که خودتان شادهش بودید. اینکارتان و تلاشتان خیلی خوب و کاملا درست است. اما اگر موضوعات وقایع- حال به هر دلیلی بریده و نارس و نامفهوم و در بعضی جاها نیز نادرست منعکس بشوند خوانندگانت را سرگردان و مخدوش خواهی کرد. مثلا قبل از شما هم دوستی در یک سایت ترکمنی از خاطرات مهاجرتش به ترکمنستان نوشته بود و موضوع طوری طرح میشود که گویا مسئله ترکمنها و نسل آینده موضوع عروسی وی یا مثلا اینکه چه افرادی در تظاهرات ضد شاهی شرکت کرده اند، بوده است. که منجر به آغاز یکسری دعواهای بیفایده و مضر شده و میشود. شما اگر در مطالب آینده ات به مسائل جدی آندوره مثلا چه علتی باعث اشتیاق ترکمنها به همکاری با چریکهای فدائیان خلق شده چرا دیگر سازمانهای آندوره نتوانستند در منطقه برای خود جایگاهی کسب بکنند. چرا آندسته از ترکمنهای فعال که در دورۀ شاه هم فعالیتهایی کرده و در زندان بوده اند، نتوانسته اند در سازماندهی حرکت ملتشان نقشی داشته باشند. چرا به سیاستهای نادرست چریکها در ترکمنصحرا هیچکس و یا بهتر است بگویم هیچ نیروی فکری اعتراض و یا به مقابله برنخاسته است. چرا نسلهای آندورۀ ملت ما تمایلی به استفاده از تجربیات شخصیتها وکادرهای برجسته سیاسی گذشته شان که در دوره های قبلی فعال بوده اند و هریک تجربیاتی داشته اند از خود نشان نداده اند. چرا با تمام پشت سرگذاشتن مشکلات آندوران هنوز هم شماها نتواسته اید خودتان را در یک تشکیلات خوب سازماندهی بکنید و غیره. در مورد چریکها و مصادره زمینها بسیار نوشته شد مثلا اگر اشتباه نکنم بطور مفصل در آنموارد در مجلۀ سؤز مطالبی چاپ و منتشر شد که هم مفصل و تا حدودی هم مستند بوده اند.یا از طرف فرد دیگری هم مطلبی انتشار یافت. ولی هنوز سئوالات زیادی بدون جواب مانده اند. اگر نسل ما از بین بروند دیگر کسی نمیتواند نسل آینده را از حقیقتهای وقایع آندوره مطلع و آگاه بکنند. اما برعکس دشمنان میتوانند تاریخ آندوره را راحت تحریف و جعل بکنند و از شماها افرادی جانی و ضد خلق بسازند. باز هم ترکمنها را یاغی و غارتگر نشان بدهند. آنوقت باز هم نسل آینده باید تغاس چنین و چنان تحریفهایی را بپردازند. کمی فکر بکنید. خواهش من از شما اینکه اگر میخواهی بنویسی واقعی و حقیقی و کامل بنویس مبادا مثل یک کاست پاره شده که با چسبی چسبانده شده و آهنگی شکسته و ناقصی را پخش بکند باشند. ملت ما تشنۀ شنیدن حقیقتهای تاریخی خود هستند. حداقل اینکار را بکنید. باز هم دست شما درد نکند به راهت اما از راه درست ادامه بدهید. موفق باشید.

  4. atahan Says:

    آزادی مهندس ایرانی ترکمن ربوده شده در کشور سوریه

  5. ترکمن Says:

    آقای آرنا گلی شما نوشتید : حالا شما با توجه به این همه فاکت و کوتاه بودن دوره فعالیت کانون و ستاد انتظار دارید که همه چیز بدلخواه ملت تورکمن پیش رود؟
    19بهمن ـ بهدعوت چريكهاي فدائي خلق و كانون فرهنگي ـ سياسي خلق تركمن در سالگرد 19بهمن سال 49 (حماسة سياهكل) مراسمي در گنبد برگزار شد(«مجاهد», شمارة 24, 30بهمن58). با این فاکت معلوم میشود کانون به دلخواه ملت تورکمن پیش رفته یا بدلخواه بیگانگان(چریکهای فدائی خلق) !
    آقای آرنا گلی میشود فاکت بیاورید که راهپیمائی سیاهکل چه مناسبتی با منافع ملت ترکمن داشت ؟ چه ضرورتی داشت کانون کاسه داغ تر از آش شود ؟ در شرایطی که در مناطق فارس نشین و تهران مراسم برگزار نشد ؟
    چه ضرورتی داشت کانون ترکمن ها را گوشت دم توپ کند ؟
    یک : بسیاری از کشته شدگان ترکمن در طی دو جنگ کانونی نبودند بلکه مردم عادی ترکمن بودند. دوم : هزاران جوان ترکمن که در استخدامی و ورود به دانشگاه به بهانه راهپیمائی سیاهکل وجنگ گنبد از تحقیق رد شدند. سوم : به بهانه همون جنگ گنبد مرکزیت استان به گرگان واگذار شد. چهارم : به بهانه جنگ گنبد هیچگونه تسهیلات و امکاناتی به منطقه داده نشد. و…………..
    با موارد یاد شده آن پاراگراف آخر که از نظر شما بی معنی است . معنی پیدا میکند .
    موفق باشید.

  6. Arne Goli Says:

    دوست ناشناس آقای ترکمن! سیاست اسکان زابلی ها از سال 1340 ببعد یعنی از زمان آغاز به اصطلاح تقسیم اراضی و انقلاب سفید شروع شد و بانی آن وزیر دربار شاه اسدالله علم بود. در زمان انقلاب و در دوره کانون بعلت سیاست برابری ساکنین منطقه به کارگران بلوچ و زابلی نیز همانند دیگر زحمتکشان حقوق داده شدو این از سیاست انساندوستانه ستاد شوراها و کانون بود. البته در مورد اشتباه بودن شعار “زمین از آن کسی است که روی کار می کند: می توان تا درجه ای با شما موافق بود. منظور ستاد شوراها و کانون از این شعار تورکمنهایی بودند که روی زمین غصبی خودشان برای اربابان کار می کردند، که متأسفانه بعدا از آن بهره برداری سوء شد. در ضمن ستاد شوراها نمی توانست تصمیمی در مورد تقسیم زمین های اراضی خارج از محدوده خویش (علی آباد…) اتخاد کند. در مورد تقسیم اراضی اربابان محلی باید گفت بیشتر فئودالهای تورکمن در نتیجه زد وبند با درباریایان صاحب اراضی چندصد هکتاری شدند که تصاحبی غیرقانونی بودد.
    شما می گوئید که چرا ستاد شوراها به مسئله دادن زمین به غیرتورکمن اعتراض نکرد. البته اگرجوابتان را فعالین تورکمن و اعضای “گروه دهقانی” کانون و ستاد می داد بهتر بود ولی بنده بعنوان کسی که حوادث آنروز را تعقیب کرده می گویم:
    یک: از روز بیستم اسفند سال 57 تحصن فئودالهای منطقه نظیر فاریابی و میلانی در جلوی دادگستری گنبدقابوس شروع و در نتیجه تحریکات آنها جنگ خونین اول به ملت تورکمن تحمیل شد.
    دوم: اعضای کمیته امام و سپاه در منطقه در دیدارهای خود با خمینی در قم اخبار دروغ مبنی بر تجاوز ترکمنها به دختران زابلی و بلوچ و آتش زدن خانه های انان تحویل می دادند.(روزنامه کیهان فروردین 58)
    سوم: نخست وزیر دولت موقت آقای مهدی بازرگان در اولین بیانیه خود غیرقانونی بودن ستاد شوراها را اعلام کرد که می بایستی فوری برچیده میشد.
    چهارم: وزارت کشاورزی برداشت محصول توسط شوراها را غیرقانونی اعلام کرد.
    پنجم: در دیدار رهبران ستاد شوراها منجمله شهید توماج با وزیر کشاورزی اعلام کرد که در در وزارتخانه پلاکاد بزرگی نصب شده که ما برای برداشت محصولمان (بخوان فئودالها) حاضریم تمامی تورکمنها را از دم تیر بگذرانیم (رجوع کنید به فیلم حرف بزن ترکمن) و در ادامه همین تحریکات بود که سه تن از دهقانان روستای کوچک نظرخانی بشهادت رسیدند.
    ششم: در ادامه تحریکات علیه کانون روحانی مرتجعی مثل هادی غفاری به گنبد آمده به همراهی ترکها و زابلی ها علیه ستاد شوراها راهپیمائی براه انداخت.
    هفتم: شهید توماج یک هفته قبل از شهادتش در سالن پیشاهنگی گنبد سخنرانی کرده دقیقا به مسئله پسگیری زمینها اشاره کرد (اگر می خواهید می توانم آدرس آن سخنرانی را که در سایت ها منتشر شده است را برایتان بفرستم)
    هفتم: پس از شهادت رهبران شوراها و آمدن خلخالی جلاد و سرکوبی جنبش، برای یافتن هوادار رژیم در منطقه این آخوند زمینهای شوراها را به زابلی ها هدیه کرد، نه تنها زمین بلکه آرد و گندم نیز برایشان هدیه داد. و شما این مسئله را بگردن ستاد شوراها و کانون می اندازید.

    حالا شما با توجه به این همه فاکت و کوتاه بودن دوره فعالیت کانون و ستاد انتظار دارید که همه چیز بدلخواه ملت تورکمن پیش رود.
    دوست گرامی آقای ترکمن! اگر نظرتان از روی دلسوزی برای خلقتان باشد لطفا کمی انصاف بخرج دهید و جو پر تحریک آندوره را در نظر گرفته کلام تان را افاده نمایئد.
    کانون و ستاد شوراها هیچوقت منکر رشد سرمایه داری ملی نبوده و نیست. سرمایده داری ملی ای که به نفع منطقه و مردمش باشد مورد حمایت قرار گرفته و قرار خواهد گرفت.

    چون پاراگراف آخرتان بی مفهوم است نتوانستم جوابی به آن بدهم. موفق باشید.

  7. "arne goli" Says:

    خبر فوری— یکی از پنج مهندس ربوده شده در سوریه(حمص) ترکمن هست از آق قالا. 45 ساله دارای زن و دو فرزند به نام مهندس عبدالخالق صحنه. خبر از طرف خانواده مورد تایید قرار گرفته است.
    اقای صحنه جزو دو متخصص دیگر بوده اند که برای پیگیری وضعیت دوستانشان تلاش می کردند که خود نیز گروگان گرفته شدند. (خبر ارسالی از هواداران کانون فرهنگی سیاسی خلق تورکمن- داخل کشور).

  8. از فیس بوک دانشجویان-- سعید ایگدری Says:

    چندی پیش با اعلام مرگ امین غریب وبلاگ نویس فعال ترکمن فضای مجازی وبلاگ ها و گروه های فیس بوک دچار شکی ناگهانی شد و ما را بر آن داشت تا بررسی هایی در حول این موضوع انجام دهیم .
    با توجه به بررسی های فراوان و پیگیری های انجام شده در تاریخ نهم آبان هیچ گواهی فوتی(چه بر اثر سکته قلبی و یا هر بیماری دیگری ) برای هیچ فردی با میانگین سنی 35-45 در شهر گنبد صادر نگردیده است .
    و از طرفی دیگر با ارسال ایمیل های فراوان به فرستنده خبر در مورد بررسی این موضوع از جانب ایشان که خود را همسر وی خطاب نموده بود هیچ گونه جوابی داده نشد .
    و لذا از آنجایی که نام امین غریب یک نام مستعار است و چه دلیلی دارد که حتی بعد از مرگ وی نیز از بیان اسم واقعی خود خودداری کند !
    و بنا به شواهد ، دلایل و استدلال های گوناگوتی که برای بررسی کنندگان این موضوع نمایان است مرگ چنین شخصی به طور کل انکار می گردد و همچنین منبع ذکر خبر که وب سایت دانشجویان و دانش آموختگان (ترکمن استیودنت )است آن را انکار می کند و تا ساعاتی دیگر لینک این خبر را حذف می کند .
    و در پایان از کلیه دوستان عزیز که مرا در بررسی این موضوع یاری کردند کمال تشکر و قدردانی را دارم .
    http://www.facebook.com/groups/turkmen.taryhy/#!/groups/turkmens7/

  9. آلتای گ. Says:

    هر روز صدای طبل حملۀ غرب و بخصوص اسرائیل به ایران بلند و بلندتر میشود. هر روز خطر فاجعه ای در شرف پیوستن و وقوع است. اگر اینهمه سر و صداها به واقعیت بپیوندد ملت ما نیز خواسته یا ناخواسته در آتش آن خواهند سوخت و با مشکلات آن سر و پنچه نرم خواهند کرد. البته برای برادران خارج کشور درک و فهم این فاجعه چندان اسان نخواهند بود چون برای انها همه چیز اماده و هیچ دغدغه ای جز به رویهم پریدن ندارند. در امنیت هستند و اگر تنبلی نکنند کار و شغل برایشان وجود دارد و غیره. اما ملتی در آنسوی مرزهای وحشت و استبداد برای زنده ماندن دست و پا میزنند. برای نیروهای در خارج ملت شده برای انبساط روحی و وجدانی شان یک ابزار و یک وسیله. هر چقدر در صفحات اینترنتی ترکمنها دنبالش می گردم هیچ مطلبی که به حال و وضع ملتش تدبیری کرده و یا داشته باشد نیافتم. به خودم گفتم مگر مجبوریت که خودتان را در بعضی موارد نماینده و در جایی دیگر مدافع و ….، معرفی بکنید و آنوقت هرکس گناه ناتوانیها، نبود انگیزۀ لازم برای تلاشی جدی و پاسیویسم خود را به گردن این و آن و یا دیگران بیاندازیم؟ همه از هر جهنم دره ای صحبت به میان می کشند جز تدبیر عاقلانه و مدبرانه برای حمایت و دفاع از حقوق و چگونگی حمایت ملتمان. شاید مثل همیشه بعضی از دوستان برای رفع مسئولیت و مسئولیت پذیری شان، حرفهای ساده و غیرمسئولانه ای بگویند که خودت اینکار را بکن! اگر مبارزه کار یکنفر میبود و با تلاش یک نفر به سرانجام می رسید آنوقت عالمان سیاست و متخصصان علوم اجتماعی، موضوع و مسئلۀ احزاب و سازماندهی را که از خصلتی اجتماعی برخوردار میباشند مطرح و از آن دفاع نمی کردند. آنوقت از قیام و جنبش اجتماعی خبری نبود. تبادل افکار و خرد جمعی معنایی در جامعه شناسی سیاست بخود نمی گرفت و غیره.
    یکبار هم که شده موضوع و مشکلات ملتمان را بعنوان محور بحثهای خود قرار بدهیم. یکبار هم که شده بر رنجی که ملتمان در طول تاریخش کشیده و همچنان میکشد، مکث، تأمل و تفکر بکنیم و در خاتمه یکبار هم که شده سر سخن مان را در کنار و با ملتمان باز بکنیم. اگر کار و حوصلۀ اینکار را نداشته باشیم یعنی بقول سعدی اگر؛
    «چنان قحط سالی شد اندر دمشق
    که یاران فراموش کردند عشق
    چنان آسمان بر زمین شد بخیل
    که لب تر نکردند زرع و نخیل
    نجوشید سرچشمه های قدیم
    نماند آب جز آب چشم یتیم
    نبودی به جز آه بیوه زنی»
    آنگاه امید من به خیر کسان اینچنین است که؛ « مرا به خير تو اميد نيست ، شر مرسان»
    بامید آنروزها.

  10. رشید آ. Says:

    به نظر من یکی از نکات قابل توجه و خوشایندی که اینروزها در وبسایتها و وبلاگهای ترکمنهای در خارج مشاهده میشوند، جرقه هایی از گفتمانی سالم و در عین حال روشنگرانه است. این رویکرد میتوانند بعنوان آغاز بکارگیری توانایی، پتانسیل و دانشگرایی بسوی دانستن ها باشند که در بین روشنفکران ما آغاز به تنیدن و روئیدن میکنند. یادداشتهای «محمود ترکمنلی» ، « آراز» و آخری نوشتۀ کوتاه اقای «عبدالرحمان اونق» گوشه هایی از این جهتگیرهای سازنده و سالمی هستند که در صورت آبیاری و ریشه دواندن آن در فرهنگ مکالمه های ما با همدیگر، میتوانند دروازه های ورود به تفکر و اندیشه های ملی- سیاسی روشنفکران ما را بگشایند.
    آنچه که در این گرایشهای فکری بیش از پیش برجسته شده و میشوند نگاه مسئولانه و در عین حال عقلانی به حال و آیندۀ سیاستگذاریهای اصولی در جامعه و از آن منظر تأمین و حفظ حقوق ملی ترکمنهای ایران میباشند. نگاهی که در روند بررسی، ارزیابی و سياست گذاري نیروهای ملی در جامعه به روشنی و به حق بر تامين و حفظ حقوق ملی تأکید و تأمل شده است. آن نگاهی که متأسفانه در اغلب نوشته های دوستان کم رنگ و یا از دید آنها به دور مانده اند.
    بامید توسعه و گسترش هر چه بیشتر چنین گفتمانهای سالم، سازنده و روشنگرانه در جامعۀ ما روشنفکران ترکمن.

  11. turkmentalk Says:

    خوانندۀ محترم آقای ناظارلی ت.! وبلاگ در توضیح علت عدم چاپ دوستانی از خوانندگان اشتباهی لفظی و قلمی صورت گرفته است که بدین صورت تصحیح میگردد. جمله بدین صورت تکمیل میشود «در این نوشته از درج نظرات نویسندگان بدون هویت شناسنامه دار و يا نظرات با نامهاي گوناگونی كه كارشان مسخره كردن و كوبيدن روشنفكران تركمن است خودداري بشود»
    امیدوارم موضوع توضیح داده شده باشد.

  12. ناظارلی ت. Says:

    در بخش «بیان دیدگاه» مطلب «” بهار عربي ” و جنبش سبز ايران!» بقلم آقای «جلیل گ.» محترم یادداشتی از مدیر وبلاگ گفتمان ترکمنها خواندم و راستش را بخواهید خیلی تعجب کردم. در این نوشته آمده استکه؛ « بنا به درخواست نویسندۀ مطلب (یعنی آقای «جلیل گ.») …. از درج نظرات نویسندگان بدون هویت شناسنامه دار ممانعت» بعمل آورده میشود! تعریف ایشان از» هویت شناسنامه دار» چیست؟ ایشان از یکطرف حق دارند زیر نوشتۀ خودشان را با اسامی مستعار گوناگونی چون «جلیل گ.» یا «جلیل آگاه» یا غیره تزئین بدهند. اما استفادۀ دیگران از این حق را منع میکنند!!!
    جناب مدیر محترم وبلاگ گفتمان ترکمنها! چگونه میتوان این قاعده و نرم را با موازین حقوق بشر، حق بیان آزاد نظر و عقیده و روح دمکراسی خواهی در جامعه تطابق داد؟
    من این یادداشت را به عمد در بخش « بیان نظرات و پیشنهادات خوانندگان» نوشتم که حداقل از امکان انتشار برخوردار گردد و امیدوارم که در جهت نشر آن موانعی ایجاد نشود. با درود فراوان. دوستدارتان ناظارلی ت.

  13. اراز Says:

    آدم هرچقدر میخواهد لب به سخن نزند و سکوت اختیار بکند اما مطالب و نوشتجات تحلیلی که از طرف برخی از دوستان ارائه میشوند، مجبور به شکستن این سکوت میکنند.
    نویسندگان محترم ما علیرغم تعلقات و برخورداری از هویتی ملی، اما خواسته یا ناخواسته در عمدۀ مطالبشان از پرداخت به مسائل، معضلات و مشکلات جامعۀ خود خودداری میکنند و بیشتر علاقه و اشتیاق به پرداخت روی مسائل کلی و فراملی جامعه دارند. هرچند که آن دو جدا از هم نبوده و نیستند، اما وظیفۀ یک نیروی تحلیلگر ملی و سیاسی، در کنار ارائۀ تصویری کلی از روند جریان سیاسی جامعه، ارزیابی از برآورد امکانات نیروهای جامعۀ خاص و ارائۀ راهکارهای عملی و سیاسی برای برون شد از مشکلات موجود در آن جامعه از جمله مهمات فکری نیروهای روشنفکر آن است.
    مطلب جدید آقای ت. آتابای تحت نام «تأمین و تضمین حقوق ملی و مدنی، با کدام سیاست؟» از جمله مطالبی میباشند که موضوعات مبرم جامعۀ ملی خود را هر چه کم رنگتر و کم اهمیت جلوه داده است و بر خلاف تیتر خود که از «تأمین و تضمین حقوق ملی و مدنی» صحبت میکنند، اما در این راستا هیچگونه رهنمود و یا راهکاری برای خوانندگانش ارائه نمی دهد و صرفا با چندی پند و اندرزهای حکیمانه چون؛ « بدون شک آنچه که اصل است، انتخاب سیاستی درست و منطقی و در حد نیازهای واقعی ملت ترکمن می باشد» و یا « شناخت از عرصه های فعالیتی در ایران پیش شرطی خواهد بود برای انتخاب روشهای مناسبتر. این عرصه و یا دامنه فعالیتها را از یکطرف نیازها و ضرورتهای مطالباتی ملیت ترکمن در ایران تعیین می کند و از طرف دیگر زمینه ها و میزان پتانسیل واقعی حرکت های دمکراتیک در ایران امروز.» خوانندگانش را همچنان در انتظار میگذارند. نویسندۀ محترم نمی گوید که «روشهای مناسبتر» و یا « نیازها و ضرورتهای مطالباتی ملیت ترکمن در ایران» که بدانها اشاره میکنند چه نوع «روشهایی» و یا «کدام نیازها و ضرورتهای مطالباتی» مد نظر ایشان میباشند.
    در تحلیل وی و در کنار اینهمه کلی گوییها اساس و پایۀ موضوع مبارزۀ سیاسی از قلم افتاده است. وقتیکه ما از «حقوق ملی و مدنی» یک جامعه صحبت میکنیم بایستی ارزیابیهایی از نوع و چگونگی ابزار قدرت و سازماندهی نیروهای آن جامعه داشته باشیم. چونکه بدون دستیابی یا داشتن چنین ابزار سیاسی نمیتوان در جهت «تأمین و تضمین حقوق ملی و مدنی» قدمی مؤثر و عملی برداشت. مگر اینکه بکارگیری و ذکر چنین مفاهیم و واژه های سیاسی یک پز سیاسی باشند! که آن بحثی دیگر را میطلبند.
    حال سئوال این است که ارزیابیهای وی از «تأمین و تضمین حقوق ملی و مدنی … ترکمنها» برچه اساسات و ساز و کارهای سیاسی استوار میباشند؟
    از طرف دیگر؛ آیا عجالتا؛ مشکل و معضل امروز جامعۀ سیاسی ترکمنها شناخت از سازمانها و گروههای سیاسی جامعه ایران است (که به کرات پیرامون آنها مطالب جامع زیادی به تحریر در آمده و انتشار یافته بودند) یا داشتن و برداشتن نگاهی مسئولانه به معضلات و مشکلات عاجل امروزی نیروهای روشنفکران این جامعه میباشند؟ معضلات و مشکلاتی که کمر بر تخریب و پراکندگی آنان بسته است؟
    البته نمیتوان زحمات و تلاشهای آقای ت. آتابای در تهیۀ مطلب شان را نادیده گرفت، که قابل تحسین و تشکر است. اما آیا بهتر نبود که اینهمه زحمت و تلاشهای ارزنده و انرژی زا را در جهت بازگشایی گره گاههای سازمانیابی و چگونگی راهکارهای همکاری و همیاری نیروهای تلاشگر جامعۀ ملی ملتمان بکار می گرفتند؟ چرا که جامعۀ سیاسی ما ترکمنهای ایران، امروز از درد پراکندگی و فرهنگ خصومتگرایی و حسادتها بیشتر رنج میبرد تا عدم شناخت از دیگر سازمانهای سراسری و غیره. بامید موفقیتهای بیشتر برای شما.

  14. آلتای گ. Says:

    آنطوریکه از مجموعۀ نوشتجات انتشار یافته در سایتها و وبلاگهای ترکمنی که بمناسبت بیستمین سالگرداستقلال جمهوری ترکمنستان به قلم آمده بودند، یک نکته توجه بسیاری از خوانندگان را بخود جلب میکند. مسئله ای که بنظر بنده تنها شامل این نوشتجات نبوده، بلکه این مشکل را میتوان در بسیاری از تحلیلهای سیاسی این دسته از دوستان و یا دیگران مشاهد نمود. مشکل اینکه تمامی نوشته های منتشر شده نتوانسته اند بطور مشخص بیان بکنند که؛ آیا روند شکل گیری و تحکیم جمهوریت کشور ترکمنستان، برای ملت ترکمن یک دستاورد تاریخی بوده یا پیامدهای منفی را با خود ببار آورده است؟ در این راستا عدم دستیابی به جمعبندی مشخص و مستدل، نظرات نگارندگان مطالب ارائه شده را در کش و قوسهای سیاسی بدون چشم اندازی رهنمون ساخته است. براین اساس این دسته از نویسندگان نه تنها بطور مشخص و روشن نتوانسته انداقدام به نوشتن تبریک و شادباشی حضور رهبران و دولتمردان حاضر در این جمهوری بکنند، همچنین، با ارائۀ نمایشی از آمار و ارقام و یا کتیبه خانیها و یا با پرداخت به داستانهای تاریخی عصر حجر عرض وجود نموده اند. به نظر من این نوع و شیوۀ تحلیل را میتوان ناشی از عدم داشتن نظری مدون شده و روشن پیرامون جایگاه سیاسی و تاریخی جمهوری ترکمنستان ( استراتژی) و از آن گذار، عدم برخورداری آنان از سیاستی مشخص و مدون شده ( تاکتیک) نسبت به سیاستهای دولت کنونی این جمهوری دانست. امروز بایستی روشنفکران سیاسی ترکمن به این سئوال تاریخ جواب داده باشند که در قبال سیاستهای بکار گرفته شده و حال دولتمردان جمهوری ترکمنستان، سیاست درست و اصولی ما بعنوان یک روشنفکرترکمن چه میتواند باشد؟ آیا سیاست درست و اصولی ما افشاء و مبارزه با آن میباشد و یا سیاست اتحاد – انتقاد و یا اینکه سیاست حمایت و پشتیبانی همه جانبۀ سیاستهای رهبران کنونی این جمهوری است؟ بطور قطع میتوان براین تجربه باور داشت که، بدون جوابگویی و پاسخ دادن و با دور زدن این نوع سئوالها نمیتوان به تحلیلی درست و منطقی دست یافت. با تشکر از کلیه دوستان

  15. آناقلی Says:

    بخدا از دست این نوع تحلیلهای سیاسی که متعلق به عصر حجر میباشند خسته شدیم.یکی با اشکانیان و دیگری با صفویها و آن دیگری با روسیۀ تزاری!!! کسی نیست که از امروزمان بنویسد.گویی از ج.ا.ا. مثل ترس جن از بسم الله میترسند.
    این افراد بخصوص همین نویسندگان این بیانیه در هر فرصت و مکانی و در همه دوره های تاریخ گذشته و آیندۀ ایران سیر و سیاحت دارند الا دوران حال دوران جمهوری اسلامی ایران. اگر هم روزی خواب ببیند که چیزی برای ان بنویسند تبریکات، ارزوها و امیدهای نامفهوم از اینده ایران است. اگر میخواهید تبریک بگویید حداقل نظرتان را در مورد ماهیت روند کشور و در جهت تحولات دمکراتیک یا غیر یه چیزی بنویسید تا ما هم بدانیم که شما از کدام نقطه یا قلۀ سیاسی جامعه صحبت میکنید.

  16. محمود ترکمنلی Says:

    چند سئوال از جمعی بنام «کانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن- واحدهای آلمان، کانادا و انگلستان»؛
    1 – چرا در کارت تبریک این هم ولایتیها «سه همسایۀ شمالی بنامهای جمهوری آدربایجان، جمهوری ارمنستان وجمهوری ترکمنستان» قید شده است؟ از نظر آنها که متعلق به ملت ترکمنها میباشند، آیا تفاوتی بین ملت خودش با دیگر ملتها قائل نیستند؟ آیا بهتر نبود که تبریکات به کشور ترکمنستان با خطابیه ای دیگر که نوع رابطۀ فکری این دستجات نسبت به آن کشور را انعکاس خواهد داد، تنظیم و ارائه میگردید؟
    2 – در سر تیتر وبلاگ آنها چنین نوشته شده است؛
    «TÜRKMEN MEDENI we SYÝASY OJAK کانون فرهنگی و همیاری ترکمن»
    اما در پایین آن چنین آمده است که ؛
    «این وبلاگ، نشریه ی الکترونیکی » کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن- واحدآلمان » می باشد.»( تاکیدات از من )
    این تفاوتها را چگونه توضیح می دهید؟
    3 – شما در بخش «درباره من» تاریخ بنیانگذاری این تشکل را به سال1979 نشان میدهید. اگر واقعا همینطور بوده باشد حافظۀ تاریخ، نشریۀ این تشکل را «ایل گؤیجی» به یاد دارد. این تفاوت یا بهتر است گفته شود این تناقض را چگونه توضیح میدهید؟ اگر شما تغییری در آن داده باشید آیا این حق مردم و آن طیف از نیروهای روشنفکر تورکمنها نیست که در جریان این تغییرات باشند و یا حداقل اطلاعی از آن داشته باشند که بر چه اساس و به چه دلیلی این کار صورت گرفته است؟
    4 – این تشکل با نامهای مختلفی معرفی میشود که هر یک با ایجاد تغییرات و اشارات حروفی متفاوت، مدعی ادامۀ آن تشکلی میباشند که در اوایل انقلاب در منطقۀ تورکمن صحرا تاسیس شده بود. آیا این جداییها بر حسب انشعابها هستند و یا دعواهای خانگی گروهها و دستجات این دسته از تورکمنها؟
    با تشکر، موفق باشید.

  17. Arne Goli Says:

    با سلام! به نظر من دوستانی که اینجا نظرات خودشان را ارائه می کنند بطور دقیق مشخص کنند که چه چیزی مد نظرشان است. لطفا از کلی گوئی بپرهیزیم. ضمنا تورکمن های خارج با تمامی مشکلاتی که در عرصه سیاسی، اجتماعی و از همه مهمتر چرخاندن امور اقتصادی خانواده، وقت خودشان را صرف کارهای اجتماعی و فرهنگی و خبر رسانی می کنند قابل ستایش و تقدیر است، لطفا آنها را دست کم نگیریم. تورکمن های داخل، خود پروسه خاص خویش را طی خواهد کرد و همگام با جریانات عمومی کل کشور به اهداف عالی خود خواهد رسید. ما فقط می توانیم در آگاه ساختن و روشنگری آنه می توانیم کمک کنیم، بیشتر از این چه می شود کرد؟ لطفا اگر دوستان نظر دیگری دارند بنویسند.

  18. اراز Says:

    درکامنت آقای «يک ترکمن» چند سئوال بدون توضیح مانده است.
    1)این «واقعیت» مد نظر شما بر چه موضوعات و مسائلی دلالت میکنند «که هنوز هم نمیدانیم این واقعيت چيست»؟ اگر قید میکردید ما حداقل میدانستیم که کجا خطا میکنیم.
    2)چه کسی «منتظر رای اکثريت روشنفکران ترکمن و بنا به اظهارات شما «اتحاد» آنها میباشند تا در مورد سرنوشت «آتی خود و مردم ترکمن» تصمیم بگیرند!!!؟
    3)در کجا «خلق ترکمن» اعلام کرده است که میخواهند «منتظر تصميمات ما باشند»
    اگر شما میفرمودید که این ادعای شما براساس کدام سند نوشتاری و در کجا درج شده است، در آنصورت شما میتوانستید برای خوانندگان و برای فهم و درک آنها از نظرات خودتان، امکانی ایجاد میکردید!
    این کامنت؛ با ابهام گذاشتن این نوع سئوالات و در مقابل، طرح غیرمسئولانۀ مسائل خرد و ریز شخصی و خصوصی روشنفکران ترکمن، میتواند هر هدفی را دنبال کرده باشد جز سازندگی و روشنگری جامعه از مشکلات و معضلات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود.
    و به حق است که از دست ترکمنهای خارج نشينی که مبلغ و مروج این نوع فرهنگها و افکار باشند، چه چيزی برخواهد آمد!!!؟

  19. يک ترکمن Says:

    آقای رشيد آ. متاسفم که ما روشنفکران ترکمن هنوز زير لوای روشنفکر مابی ودمکرات نشان دادن خود اندر خم يک کوچه هستيم وپس از سی سال واندی هنوز هم گرفتار مرض روشنفکری هستيم وهنوز هم ندانيم واقعيت چيست ومنتظر رای اکثريت روشنفکر ترکمن وگويا «اتحاد»آنها باشيم که چه تصميمی درباره سرنوشت اتی خود ومردم ترکمن خواهند گرفت .روشنفکران ترکمنی که به همه چيز فکر ميکنند غير از مردم خود.متاسفم برای خلق ترکمن اگر بخواهد منتظر تصميمات شما باشند ومتاسفم برای ترکمنان خارج کشور که حتی دونفر انها به نظر مشترکی پس از اين همه سالها نرسيده اند.گويا اين بجث .روشنفکری دکانی برای ترکمنان خارج نشين شده که بخواهند سزگرمی روشنفکرانه خود را داشته باشند.ما ترکمن های خارج نشين که جای ما گرم وبازار ما رونق، از رويدادهای داخل ايران فرسنگها فاصله داريم ونميخواهيم اينرا به روی خودمان بياوريم.واقعا جای تاسف وشرم است.اين همه عقب ماندن از قافله رويدادهای ايران.گويا به نظر ميرسد از نرکمنهای خارج نشينی که به فکر کار روزمره وکاسبی خود ودر فکر قسط خانه ای که خريده اند نيستند ويا کاسبی ای با ايران دارند، چه چيزی برخواهد آمد.

  20. قربانمراد کمانلو Says:

    از طرف خداوند: برويد مثل آدم زندگي تان را بکنيد
    فکر کنید من اصلا وجود ندارم
    برويد مثل آدم زندگي تان را بکنيد
    و اين قدر داستان و شعر درست نکنيد!
    اگرخودتان من را درست کرده ايد
    که کاسبي کنيد و سر همديگر را کلاه بگذاريد!
    چرا پاي من را وسط مي کشيد ؟!
    اگر من چنین خدايی هستم،
    چرا موسي را بفرستم بگويم شنبه را تعطيل کند!
    و عيسي را بفرستم بگويم يک شنبه را!
    و محمد را بفرستم بگويم جمعه را ؟!
    چرا کاري کنم که عيسوي شرابش را در کليسا بنوشد!
    و مسلمان به جاي شراب شلاق بخورد ؟!
    اگر همه دين ها مي گويند من اين قدر مهربان هستم،
    چرا بيشتر تلفات تاريخ و جنگ ها در تاريخ
    با نام دين و انجام تکليف ديني و هدايت مردم
    و بردن مردم به بهشت صورت گرفته است ؟!!!

    چرا اين همه آدم کج و معوج به اسم من روي زمين خدايي مي کنند؟!
    و کليد بهشت مي فروشند
    و يا دنيا را براي مخلوقات من (؟!) جهنم کرده اند؟!
    اگر من خدايي هستم که به عبادت محتاج باشد!
    خدايي که قسم بخورد جهنمش را از نافرمانان پر مي کند!
    خدايي که فقط محبان علي را به بهشت راه بدهد!
    و بقيه پيامبرانش بشوند زرشک!
    خدايي که مي گويد زمين آزمايشگاه است
    و آدم ها موش آزمايشگاهي!
    و تمام آن چه که در زمين حرام کرده را در بهشت وعده مي دهد!
    اون من نيستم، اصلا من نيستم!!!
    برويد مغزتان را بکار ببريد
    و بيخود بي عرضگي هايتان را
    به اسم اين که من چيزي مي دانم که شما نمي دانيد، نگذاريد!
    اگر نمي توانيد از پس گردن کلفت هايتان بر بيائيد،
    چرا پاي من را وسط مي کشيد ؟
    نخير ؛ قرار نيست من در آن دنيا
    حساب لات و لوت هاي دنيا را برسم!
    اگر عرضه داريد خودتان از خجالتشان در بيائيد
    و الکي خودتان را بچه مثبت هاي بي عرضه بهشت معرفي نکنيد!!!
    يعني چي دست روي دست مي گذاريد
    و منتظران فلان و بهمان مي شويد!
    آقا جان قرار نيست کسي را بفرستم. مفهوم شد ؟!
    همه شماها چند ميلياردي سلول خاکستري در آن مغزهايتان داريد ،
    بکارش ببريد و بجاي تسبيح و استخاره انداختن ،
    از اين سلول ها استفاده کنيد تا فاسد نشود!
    اگر در قدرت طلبي و فريبکاري
    روي مزرعه حيوانات را هم سفيد کرده ايد
    و به همه دنيا گند زده ايد
    چرا مي گوئيد قضا و قدر من است ؟!!
    يعني من به اندازه مدير گوگل هم عرضه ندارم
    يک دم و دستگاه درست و حسابي راه بندازم
    که هم کارمندش راضي باشد
    هم مصرف کننده اش ؟!
    شما يک بار در اين گوگل، Sign In کنيد
    تا دو هفته بس است
    لازم نيست روزي چند بار جلويش خم و راست بشويد
    و هزار خواهش و تمنا کنيد تا سرويس هايش مثل ساعت کار کندوضع دعا و نفرین
    هايتان هم از همه بدتر است!
    بهتان گفته باشم که 99/99 درصد اين دعاها تو
    mailboxمن نمی آید و اصلا میره باکسSpam
    !!!!!!!!

  21. خلیل ب. Says:

    مراسم تشییع جنازه مرحوم خلیفه منصور صبوحی خیلی باشکوه برگزار شد. از هرگوشه استان گلستان ادم بود. حالا دیگه جایش بین باخشی ها خالیست. معلوم شد که ترکمنها هنوز هم به شاعران و باخشی های خود ارزش و احترام می گذارند و به اینها افتخار میکنند.آیا شماها هم در خارج مراسمی داشتید؟ هرچند خبری از شما نیست اما دست تک تک شماها را از دور می بوسیم.

  22. خلیل ب. Says:

    گرداننده محترم وبلاگ گفتمان ترکمنها واقعا خدمت میکنید دستت درد نکند. سلام گرم و برادرانه از محله قدیمیت.همه همیشه دوستت داریم.بیشتر از این میخوره به خط قرمزها. خدا نگهدار وپناهت باشه.

  23. ناظارلی ت. Says:

    هر چند که من هم مثل خیلیها از دستورنامه آقای احمدمرادی سردبیر سایت ترکمن صحرامدیا متعجب شدم ولی انتظارم این بود که حتما یک دلیلی داشته اند که اینکار را کرده اند و دید یا زود اعلام خواهند کرد. حتی اگر با وبلاگ گفتمان ترکمنها دشمنی دارند با خوانندگان که ندارند حداقل تعارفی هم که شده به آنها احترام قائل خواهند شد. ولی هنوز که هنوزه نه توجهی به نظرات خوانندگان دارند نه قصد نوشتن یا ارائۀ دلایلشان را دارند.بازهم ما را در تعجب گذاشتند!!!!عجب بازیه بچه گانه ای می کنند.کم کم داره شبیه به آن شعار میشه که میگفت: «بعضیها شوروی را طرح میکنند تا آمریکا فراموش بشود.»

  24. Arne Goli Says:

    بللیکلر اوچین یؤریته صاحیپا آچانگیز قاوی زات. موندان بئیلأک آرقایین اؤز پیکر- قارایئشلاریمیزی یازاریس. اوستونلیکلر.

  25. ناشناس Says:

    این طرح شما برای دادن پیشنهاد و یا دادن نظر سر هر مسئله ای در جامعه طرح جالبیه. امیدوارم بچه های ترکمن شرکت فعالی بکنند.

  26. بهروز س. Says:

    آیا بهتر این نبود که میامدیم و روی موضوعات روز مثلا همین مسئله سایتها پالتاکی میگذاشتیم و هر یک از طرفین مسائلشان را زنده مطرح میکردند؟

  27. مرضیه Says:

    برادر گرامی دست شما درد نکند. امیدوارم در این راهی که برگزیده ای موفق و کامیاب باشید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: