«من نامه مرحوم امام را که داد خواندم، تاریخ هم نداشت ظاهرا نامه، من خیلی ناراحت شدم. آسید هادی داماد ما اینجا بود؛ گفت: خوب، حالا اما چیزی نوشتند، شما روی حرف ایشان صلاح نیست، چیزی بگویید. من گفتم: آخر چطور صلاح نیست؟ یک آدمی که دو سال – سه سال زندان به او دادند، حالا هر چی، بالاخره یک قاضی تشخیص داده دو سال یا سه سال زندان به او داده است، حالا ما بیاییم فوری بگوییم: تو سر موضعی، و بزنیم تقی اعدامش کنیم؛ این آخر مطابق با هیچ نظامی (جور) نیست…»

ادامهٔ این ورودی را بخوانید »